مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام و دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی گرایش مسائل ایران

روزنوشت:
این عکس بالای سرمان هم قدیمی شد.
{صبح چهارشنبه، ۲۶ خرداد ۱۳۹۵}

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
يكشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۱۸ ق.ظ

حقوق‌های نجومی، عدالت یا بی‌عدالتی؟

واژه‌های مختلفی در مسئله‌ی حقوق‌های بالای برخی از مسئولین بر سر زبان‌ها افتاد؛ واژه‌هایی مانند حقوق‌های نجومی، نامتعارف، غیرقانونی، ناعادلانه و... هریک از این واژه‌ها نشان از نگاهی خاص به این مسئله دارد. موافقین منصف از قانونی بودن این حقوق‌ها، اما نامتعارف بودنشان سخن می‌گویند و مخالفین از نجومی بودن آنان. اما آنچه مدنظر این متن است، عادلانه یا ناعادلانه بودن این حقوق‌هاست.
 
نگارنده در پی فهم این پرداختی‌ها بر محور عدالت، تلاش نمود ادله‌ی عادلانه بودن این پرداختی‌ها را از دید موافقین آن‌ها تنظیم نماید. در این تنظیم، اندکی در معنای عادلانه بودن یا نبودن مسامحه صورت پذیرفت و مفاهیمی مانند استحقاق، شایستگی، نیاز، کارآمدی و... همگی ذیل مفهوم عدالت قرار گرفت.
 
بر این اساس، موافقین این حقوق‌ها معتقدند این حقوق‌ها عادلانه است، زیرا:
 
الف) براساس شایستگی اعطا شده است
 
موافقین می‌گویند این حقوق‌ها براساس شایستگی اشخاص اعطا شده است. مدیران برخوردار از حقوق‌های بسیار بالا به‌سبب داشته‌های فردی خودشان (مانند استعداد شخصی، شأن و منزلت اجتماعی و...) باید از چنین حقوق‌هایی برخوردار باشند، زیرا عدالت یعنی رفتار کردن براساس شایستگی.
 
نگارنده در این استدلال خوش‌رنگ ابهامی می‌بیند. شایستگی یعنی چه؟ بر چه اساسی می‌توان تعیین نمود در عرصه‌ی مدیریت دولتی، شایستگی مثلاً منزلت اجتماعی است و نه استعداد فردی؟ اگر چند مؤلفه مدنظر باشند، چگونه باید آنان را وزن‌دهی نمود؟ عدالت به‌مثابه‌ی شایستگی عنوان نظری جذابی است، اما تهی از محتوا. هرکس هرآنچه را که به ذهنش می‌رسد، می‌تواند به‌عنوان معیار شایستگی مطرح نماید.
 
 
ب) براساس کارآمدی اعطا شده است
 
کارآمدی ناظر به هدف بوده و مسئله برآورده شدن هدف است. قائلان عدالت به‌مثابه‌ی کارآمدی چشم به هدف می‌دوزند و در صورت تحقق آن، از عادلانه بودن امر رخ‌داده سخن می‌گویند.
 
حال باید دید آیا مجموعه‌هایی که حقوق‌های بسیار بالا در آن‌ها رخ داده، مجموعه‌های کارآمدی بوده‌اند؟ آیا می‌توان از بانکی حاکمیتی که سرمایه‌ی آن از مجموعه‌ی مشخصی نشئت می‌گیرد و نیاز به تلاش برای جذب سرمایه‌ی خارج از مجموعه‌ی پشتوانه‌اش ندارد و تلاش چندانی هم نمی‌کند، به‌عنوان بانکی کارآمد نام برد؟ اساساً هدف بانک‌داری چیست؟ اگر تنظیم نظام مالی در راستای پیشرفت کشور را هدف کلی بانک‌داری بدانیم، مجموعه‌های متهم در این مسئله چقدر در این راستا کارآمد بوده‌اند؟ بله، اگر آن مدیر گرامی با حقوق بسیار بالا، بانک زیرمجموعه‌اش را بدون رانت حاکمیتی، بانک اول خاورمیانه نموده بود، براساس عدالت به‌مثابه‌ی کارآمدی در بخش خصوصی و به‌دور از نگاه اسلامی به‌مفهوم عدالت، حقوق بسیار بالا عادلانه (عدالت به‌مثابه‌ی کارآمدی) بود. دیگر نیازی به بررسی سایر مجموعه‌های دولتی متهم نیست. همچنین کارآمدی ناظر بر پذیرفتن مسئولیت پیشرفت و پسرفت، سوددهی و زیان‌دهی، هر دو باهم است. اما در تقریر مدافعان حقوق‌های بسیار بالا مبتنی بر کارآمدی، متأسفانه مسئولیت مدیر تنها در سوددهی و پیشرفت مورد توجه قرار می‌گیرد، نه در زیان‌دهی. اگر قرار به محور قرار دادن کارآمدی باشد، باید مدیر مجموعه نسبت به زیان‌دهی و پسرفت آن نیز پاسخ‌گو باشد.
 
ج) براساس کارایی اعطا شده است
 
از سوی موافقین بر کارایی در این مسئله بیش از کارآمدی تأکید می‌شود. کارایی بر فرایند و توانمندی فرایند در رسیدن به هدف مدنظر (البته ممکن است به‌سبب دلایلی خارج از حوزه‌ی مدنظر به هدف نرسد) نظر دارد. موافقین می‌گفتند مدیران متهم افرادی هستند که کارایی آن‌ها بنا به تجربه ثابت شده و در صورت عدم تأمین انتظارات مالی آن‌ها به بخش خصوصی کوچ کرده و دولت (منظور از دولت در این متن فراتر از قوه‌ی مجریه است و کلیت سیستم تصمیم‌گیری و اجرایی کشور را مدنظر دارد) از وجود مدیران توانمند تهی می‌شود.
 
 
بر این استدلال از چند سو خدشه می‌توان وارد کرد:
 
-         مبنای کارا ارزیابی کردن مدیران مذکور چیست؟ آیا انجام امور جاری و بهانه قرار دادن دلایل خارج از حوزه‌ی مدنظر (مانند تحریم‌ها) به‌عنوان دلیل نرسیدن به کارآمدی، می‌تواند به‌معنای کارایی باشد؟
-         انتظار این مدیران از بخش دولتی و مقایسه‌ی آن با بخش خصوصی از اساس اشتباه است. محور بخش خصوصی سوددهی است و محور بخش دولتی شأن و منزلت اجتماعی. یک مدیر نباید انتظار داشته باشد که بخش دولتی به وی هم شأن و منزلت اجتماعی اعطا کند و هم سودی به‌اندازه‌ی بخش خصوصی را.
-         اصل بر اقلیت مطلق گیرندگان حقوق‌های بسیار بالا در بین مدیران دولتی است؛ چراکه ذات این کار اقلیت را می‌طلبد و در بررسی‌ها نیز این اقلیت‌بودگی به اثبات رسیده است. از دیگر سو، این جماعت اقلیت در رده‌های اول مدیریتی-سیاسی کشور نبوده‌اند. نگارنده تصور نمی‌کند کوچ سه درصد از هزار مدیر بررسی‌شده (مدیرانی که بخش دولتی را با بخش خصوصی اشتباه گرفته‌اند و در رده‌های دوم مدیریتی-سیاسی قرار دارند) به دولت ضربه‌ای وارد کند یا آن را از مدیر توانمند و کارا تهی کند.
-         اگر واقعاً چنین مدیران کارایی در بخش دولتی وجود دارند، حضور آن‌ها در بخش دولتی ظلم است، زیرا توان آن‌ها در عرصه‌ای به کار گرفته می‌شود که برای آن توان اهمیتی فرعی قائل است. اگر مدیری در محور سوددهی کاراست، باید به بخش خصوصی فرستاده شود تا عرصه‌ی صاحب آن محور را هدایت و موفق گرداند.
-         این خدشه به مورد کارآمدی نیز وارد است و آن اینکه کارایی (و کارآمدی) نه ثمره‌ی تلاش یک مدیر با دوره‌ی مدیریتی کوتاه، بلکه ثمره‌ی تلاش کل مجموعه با دوره‌ی اجرایی پایدار است. اگر این مجموعه‌ها کارایی (و کارآمدی) داشتند، پاداش این کارایی (و کارآمدی) باید به کل اعضای مجموعه به‌نسبت میزان تلاششان تعلق می‌گرفت، نه به یک مدیر با مدیریت ناپایدار.
 
 سه واژه‌ی شایستگی، کارآمدی و کارایی، واژگان محوری موافقین عادلانه بودن حقوق‌های بسیار بالاست. واژگانی که دچار مشکلات ابهام، تغییر معنا و تحریف مصداق هستند. به همین سبب، می‌توان گفت اگر عدالت را به‌مثابه‌ی شایستگی یا کارآمدی یا کارایی در نظر بگیریم، بازهم اعطای این حقوق‌ها (فعلاً با تسامح) ناعادلانه است، زیرا یا معیارمان دچار ابهام بوده و قابلیت تعیین عادلانه یا ناعادلانه بودن را ندارد یا اساساً محقق نشده است، اما استدلال آنان که این حقوق‌ها را ناعادلانه می‌دانند، فراتر از چنین موقعیت تدافعی است.
 
این حقوق‌ها ناعادلانه است، زیرا ماهیت بخش دولتی نظام جمهوری اسلامی را تحریف می‌کند. تحریف این حوزه، ظلم به انقلاب اسلامی است و ظلم همان بی‌عدالتی است. ماهیت بخش دولتی نظام جمهوری اسلامی، تنظیم قواعد و نظارت بر اجرای آن‌هاست. قرار نیست بخش دولتی رقیب بخش خصوصی و بخش مردمی اقتصاد باشد، بلکه قرار است ناظر بر آن‌ها و تنظیم‌گر حلقه‌های ارتباط آن‌ها باشد. پاداش مدیران بخش دولتی برای تنظیم و نظارت نیز شأن و منزلت اجتماعی است.
 
تحریف وظیفه و پرداخت پاداش برای انجام وظیفه، در نهایت مشکل اشرافیت حاکمیتی را در پی خواهد داشت. اثرات اشرافیت حاکمیتی به‌مراتب سنگین‌تر از اشرافیت شخصی در عرصه‌ی خارج از نظام سیاسی است. اشرافیت حاکمیتی یعنی تحریف ماهیت و وظیفه و این تحریف در نگاه مردم به حاکمیت اثرگذار خواهد بود. اثرگذاری در تاریخ جامعه‌ی ما اغلب به‌صورت جدایی و در نهایت تضاد میان مردم و حاکمیت خود را نشان داده است.
 
از دیگر سو، تحریف ماهیت و وظیفه، جامعه را دچار تنش و اختلال در فرایندها خواهد نمود. شأن و منزلت اجتماعی ذیل ثروت تعریف خواهد شد. ثروت در عرصه‌ی خصوصی توان رقابت با ثروت در عرصه‌ی دولتی مسلط را نخواهد داشت و در نتیجه، عرصه‌ی خصوصی کارایی و کارآمدی خود را از دست خواهد داد. عرصه‌ی دولتی نیز نه می‌تواند کار عرصه‌ی خصوصی را انجام دهد و نه کار خود را به سرانجام خواهد رساند. دیگر مجال سخن گفتن از اثرات این امر مضموم بر فرهنگ جامعه، رواج مصرف‌گرایی در بین مردم، شروع مسابقه‌ی حرام‌خواری و دزدی از بیت‌المال در بین مدیران و... در این متن نیست.
 
 
آنچه باید کرد
 
در قبال این مسئله، دو نوع راهکار تاکنون بیان شده است. راهکار نخست، کارکرد التیام‌بخشی دارد و شامل برخورد با گیرندگان حقوق‌های نجومی است. منظور از برخورد نیز برکناری و تغییر منصب نیست.
 
هدف راهکار نخست، التیام بخشیدن به اعتماد آسیب‌دیده‌ی مردم است. تحقق این هدف نیازمند برخورد قاطع، شامل مجازات گیرندگان است. زمانی که سخن از مجازات می‌آید، یعنی دایره‌ی وظیفه‌ی برخورد فراتر از قوای مجریه و مقننه بوده و نیازمند ورود قوه‌ی قضاییه به این مسئله است. چراکه بی‌عدالتی، تحریف ماهیت و وظیفه‌ی بخش دولتی، سوءاستفاده از خلأهای قانونی و دور زدن قواعد بالادستی و اهمال نهادهای نظارتی در انجام وظایفشان رخ داده و همگی این موارد نیازمند ورود قضایی به این مسئله است.
 
اما راهکار دوم، نگاه اصلاحی به این مسئله دارد. به‌نحوی‌که امکان پیش آمدن دوباره این مسئله را منتفی سازد. برخی از پیشنهادها برای این راهکار، پیشنهادهای قابل تأمل، اما کلی هستند، مانند اصلاح انتظارات مدیران از بخش دولتی، نداشتن نگاه رقابتی میان بخش دولتی با بخش‌های خصوصی و مردمی اقتصاد و... اما برخی از پیشنهادها نیز جزئی و دقیق هستند و قابلیت اجرا دارند، مانند اصلاح و درزگیری خلأهای قانونی.
 
در زمینه‌ی اینکه سقف دریافتی (شامل حقوق، مزایا، پاداش، عضویت در هیئت‌مدیره‌ها، حق جلسات و اضافه‌کاری و... همگی باهم) افراد در عرصه‌ی دولتی چقدر باید باشد و بر چه اساسی باید سقف پیشنهادی را عادلانه دانست، می‌توان از تجارت جوامع بشری بهره جست و با مطالعه‌ی تصمیماتی که در جوامع دیگر برای این‌چنین مسائل گرفته شده است و تأثیرات آنان متناسب با جامعه‌ی ایران اسلامی، تصمیم اتخاذ کرد و هزینه‌ی آزمون‌وخطای کمتری پرداخت. کمااینکه می‌توان به تجربیات مفید برخی از نهادهای انقلابی داخل کشور نیز رجوع کرد.
 
اما راهکار اصلاحی و پیشنهادهای آن با سه مانع عمده در کشور ما برخورد می‌کند. اول آنکه در برخی از بخش‌ها، افراد حقوق خودشان را خودشان تعیین می‌کنند. مانع دوم نبود شفافیت اطلاعاتی و مالی است که موجب حذف امکان نظارت مردمی و فراهم شدن امکان دور زدن قانون می‌شود. مانع نخست نشان از نقص در سازوکار قانون‌گذاری دارد و نیازمند اصلاح کلی این سازوکار است. بستر اصلی این اصلاح نیز باید حذف ذی‌نفع از فرایند قانون‌گذاری و امکان قاعده‌گذاری نهادها نسبت‌به همدیگر و نه نسبت‌به خود (البته قانون‌گذاری و قاعده‌سازی تنها در مسئله‌ی تنظیم مسائل مالی کارگزاران) باشد. برای حل مانع دوم، مدت‌هاست در کشور تلاش می‌شود.
 
نسبت‌به گذشته شفافیت در عرصه‌ی اداری ایران اسلامی، بسیار بیشتر شده و مسیر آینده نشان از تضعیف روزافزون این مانع دارد. اما مانع اول در مسئله‌ی شفافیت نیز نمود دارد: قانون شفافیت مالی در حال حاضر از سوی ذی‌نفعان اصلی بررسی می‌شود. شاید قوانین شفافیت مالی و افزایش نظارت نهادها، مجموعه‌ها و قوا نسبت‌به‌هم (از طریق وضع قانون و نظارت بر اجرای آن) بهتر از یک قانون شفافیت مالی مرجع در کشور ما کارگر افتد.
 
مانع سوم آنکه برخی از مدیران سیاسی بالادستی، این دست از مباحث را ثمره‌ی نگاه کمونیستی (یا در بین منصفین آنان، سوسیالیستی) می‌دانند. گویی بحث از عدالت، بحثی کمونیستی (سوسیالیستی) است. چه می‌توان با این مدیران سیاسی نمود، جز آنکه نظام یک دوره اسلام‌شناسی و انقلاب‌شناسی برایشان برگزار کند، حتی به نام مرور دانسته‌ها. یا برای کسانی که در بین آنان علاقه‌مند به لیبرالیسم هستند، دوره‌ی خوانش نظریات عدالت در لیبرالیسم برگزار نماید تا حداقل غرب را درست بشناسند، اگر نمی‌خواهد اسلام، انقلاب اسلامی و جامعه‌ی خود را بشناسند.

پ.ن:
این متن ابتدا در سایت تحلیلی برهان منتشر شده است.
بازنشر در: +خبرگزاری فارس
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۵ ، ۰۹:۱۸
رامین مددلو
شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۵ ب.ظ

سامانه پژوهشی تنافس

سامانه پژوهشی تنافس یک بستر و ابزار قوی پژوهشی است که توسط چندتن از دوستان دغدغه مند در حوزه علوم انسانی اسلامی در قم و با حمایت یکی از ارگانهای مربوطه طراحی شده است و دارای امکانات ذیل می باشد:
1. امکان تیم سازی و مدیریت پروژه ها و پژوهشی های گروهی
2. امکانات متنوع پژوهشی مانند یادداشت برداری، نمایه سازی، نقشه نگار ذهنی و...
3. امکان همکاریابی پژوهشی
4. غنی سازی متون جهت تحلیل های هوشمند مبتنی بر استانداردهای TEI
5. بارگزاری، مدیریت و تبادل منابع مطالعاتی و پژوهشی که در هرزمان و مکانی امکان دسترسی به آنها فراهم است.
و.... 
⏹ کار با این مجموعه شاید نیاز به آموزش داشته باشد که طراحان آن برای اجرای کارگاه آموزشی اعلام آمادگی کرده اند
⏹برای فهم جزئیات حتما باید خودتان کار با قسمت های مختلف آن را تجربه کنید.
⏹طراحان این مجموعه از هر پیشنهادی برای تکمیل مدل این سامانه بی نظیر استقبال می کنند.
⏹ارتقاء این نرم افزار که می تواند کمک شایان در مدیریت تولیدات علمی کشور داشته باشد مرهون حضور و استفاده شما و انتقال معایب و ضعف های آن به طراحان محترم است.
ومن الله توفیق
آدرس تنافس:

به نقل از: وبلاگ آقای بهنام طالبی 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۵ ، ۱۳:۳۵
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۹ ق.ظ

ریشه های عثمانی گرایی در سیاست خارجی ترکیه

نکته:

این مقاله مربوط به دورانی است که ترکیه به عنوان یک کشور اسلامی برایم مسأله شده بود و تابستان امسال با اندکی تغییر به لطف و همکاری دکتر گوهری مقدم به چاپ رسید. حال، مدت هاست حوزه مطالعاتی و پژوهشی بنده تغییر کرده. 



عنوان مقاله: 

ریشه های عثمانی گرایی در سیاست خارجی ترکیه (2002-2015)

نویسندگان: 

دکتر گوهری مقدم عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام، رامین مددلو دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه مفید

چاپ شده در:

فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهشهای راهبردی سیاست دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده: 

سیاست خارجی ترکیه در دوران حاکمیت حزب عدالت و توسعه از سال 2002 تا 2015 دو دوره متفاوت را پشت سر گذاشته است. ابتدا با پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی سال 2002 ترکیه سیاست خارجی این کشور از گرایش صرف به غرب و بی توجهی به خاورمیانه، به اولویت دهی به خاورمیانه همراه با توجه به غرب تغییر رویه داد. بر این اساس دولت ترکیه ابتدا به سیاست تنش صفر با همسایگان روی آورد اما با بروز بحران در کشورهای سوریه و عراق این سیاست تنش زدا جای خود را به دخالت در امور داخلی این کشورها و درنتیجه تنش زایی در منطقه خاورمیانه داد. چرایی این تغییر پرسش اصلی این پژوهش است و جهت یافتن پاسخ آن، با استفاده از نظریه روزنا و تقسیم عوامل پنجگانه وی به دودسته عوامل ریشه ای و روشی، تلاش شد تا اصول و مبانی نظری سیاست خارجی این حزب از درون عوامل محیطی و جغرافیایی، تحت عنوان عوامل ریشه ای، استنتاج شود. این پژوهش بر این فرض است که سیاست خارجی ترکیه در دوران حاکمیت این حزب ذیل مفهوم عثمانی گرایی قرار دارد. اما حوزه عمل این مفهوم توسط شاخصه های برآمده از عوامل محیطی و جغرافیایی محدود میشود.


دانلود اصل مقاله

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۰۹
رامین مددلو
شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه یازدهم

ذهن، برانگیزانندهِ شما[1]


حال نوبت به سخت ترین فیلسوفی می رسد که ما اقدام به مطالعه آن در این کلاس می کنیم. امروز امانوئل کانت را بررسی می کنیم. او  یک دیدگاه متفاوت را، از اینکه چرا ما  یک وظیفه جزمی و قطعی احترام به شأن و منزلت اشخاص را داریم و نیز عدم استفاده صرفا ابزاری از مردم حتی برای اهداف خوب، پیشنهاد می کرد. کانت در دانشگاه کانیگزبورگ در قرن شانزدهم سرآمد بود. او در سن 31 سالگی نخستین شغلش را به عنوان مدرس قراردادی، که پرداختی آن مبتنی بر هر جلسه و بر اساس تعداد دانشجویانی که در کلاس او می نشستند بود (این سیستم معقولی است که به نظر می رسد خوب است هاروارد در نظر بگیرد!)، به دست آورد. خوشبختانه کانت تدریس پرجمعیت و  فعالی داشت و در نتیجه یک زندگی حداقلی را ادامه داد. زمانی که او 57 ساله بود نخستین کار بزرگش را منتشر کرد اما این کار ارزش صبر کردن تا آن زمان را داشت. آن کار کتاب "نقد عقل محض" بود؛ شاید مهم ترین کار در تمام دوران فلسفه مدرن. و چند سال بعد کانت "بنیاد اخلاقیات متافیزیک" را نوشت که ما در این کلاس خواندیم. من می خواهم پیش از آنکه شروع کنیم؛ تصدیق کنم که کانت یک متفکر متفاوت است اما مهم است برای کشف اینکه او چه می گوید تلاش کنیم. زیرا این کتاب درباره "خیر" است، این کتاب در درجه اول درباره چه بودن اصل عالی اخلاق است، و  نیز به ما یک شرح می دهد، یکی از قویترین شرح ها از آنچه که "آزادی واقعا چه هست" داریم. خب اجازه دهید امروز شروع کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۳۹
رامین مددلو
پنجشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۵۹ ب.ظ

کتاب "مبانی نظری عدالت اجتماعی "/ فیش برداری

نام کتاب: مبانی نظری عدالت اجتماعی

نویسنده: حسین توسلی

ناشر: بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی

سال نشر: 1375

این کتاب مهم ترین نوشته حجت السلام و المسلمین حسین توسلی در باب عدالت اجتماعی است. وی کتاب را در 320 صفحه و در سه فصل مسأله عدالت، ماهیت عدالت و مبنای عدالت به رشته تحریر درآورده است. با توجه به سال نگارش آن  وجود چنین کتابی نشان دهنده راهی پرثمر بود که متأسفانه دنباله آن از سوی نویسنده پی گرفته نشد. کتاب به نثری روان نوشته شده و با وجود آنکه مباحث آن عمق لازمه را ندارند اما جهت شروع بحث عدالت پژوهی برای مخاطب کتابی مناسب است. آقای توسلی در فصل دوم کتاب به بحث در باب معانی مختلف عدالت شامل عدالت به منزله اعطای حقوق، مراعات شایستگی ها، مساوات، توازن اجتماعی و بی طرفی پرداخته و در نهایت معنای مختار خود یعنی عدالت به منزله وضع بایسته را ارائه داده است. در فصل سوم نیز به مبنای عدالت پرداخته و نظریات حقانیت ذاتی، احساس گرایی، اشاعره، بنای عقلایی، طبیعت گرایی، پوزیتیویسم اخلاقی، تاریخ گرایی، عمل گرایی، کثرت گرایی اخلاقی و قراردادگرایی را در این زمینه نقد و بررسی کرده است.
آنچه در ادامه می آید فیش های برداشته شده از فصل دوم/ بخش دوم: "عدالت به منزله مراعات شایستگی ها"ست. این بخش در 20 صفحه، از صفحه 89 تا صفحه 110 کتاب ارائه شده است:
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۹
رامین مددلو
شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۰ ق.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه دهم

نکته: برادر فیلترچی محترم! این یک متن دانشگاهی است... .


برای فروش: "مادر بودن"

امروز می خواهم توجه مان و نگاهتان را به سوی بحث و استدلال بر سر نقش بازار در حوزه تولید مثل و باروری انسانی بکشانم. در دوران حاضر از سوی کلینیک های ناباروی مردم برای اهدای تخمک تشویق می شوند و هر چند وقت یکبار در روزنامه هاروارد کریمسون (روزنامه دانشگاه هاروارد) تبلیغات اهدای تخمک ظاهر می شود، آیا آنها را دیده اید؟ یکی از آن تبلیغ ها چند سال پیش زده شد که در جستجوی اهدای هر تخمکی نبود، آن تبلیغی بود که یک مشوق مالی بزرگ را برای اهدا به یک زن پیشنهاد می کرد؛ زنی که باهوش، ورزشکار، حداقل 15 فوت و با حداقل نمره 140 یا بالاتر در آزمون پذیرش دانشگاه باشد. شما فکر می کنید فردی که در جستجوی همه این ویژگی ها بود چقدر می خواست برای تخمک زنی که شرح داده شد بپردازد؟ پیشنهاد شما چیست؟ هزار دلار؟ 15 هزار دلار؟ 10 هزار دلار؟ تبلیغ را به شما نشان خواهم داد. (تصویر پیشنهاد تبلیغ): 50 هزار دلار برای یک تخمک. لیکن فقط تخمک اعلاء و منحصر بفرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۰
رامین مددلو
يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۸ ق.ظ

کلاس درس "اختلافات معاصر درباره عدالت"

مدرس:

 پروفسور کاترین فلیکشول {Katrin Flikschuh} دکترای فلسفه خود را از دانشگاه اسکس دریافت کرده است. وی تجربه فعالیت های غیردولتی حقوق بشری به خصوص در غرب آفریقا دارد. وی پیش از پیوستن به LSE در سال 2003، در دانشگاه های اسکس و بریستول  درس فلسفه و در دانشگاه منچستر  درس سیاست داده بود. در طول سالهای 2012 – 2013 فلیکشول محقق ارشد پروژه Justitia Amplificata دانشگاه گوته فرانکفورت بود و نیز بر روی کتابی با عنوان  " Kant contra Cosmopolitanism. Assessing the Global Justice Debate" کار می کرد. عدالت جهانی و جهانشهری از جمله حوزه های پژوهشی وی است. 

راههای ارتباط با پروفسور فلیکشول:

Tel: +44 (0)20 7955 7210

Email: K.A.Flikschuh@lse.ac.uk 

معرفی کلاس:

این کلاس برای مقطع کارشناسی ارشد رشته های حقوق بشر و نظریه سیاسی LSE ارائه شده است. شرکت دانشجویان سایر مقاطع و رشته ها ذیل مقررات مدرسع علوم اقتصادی لندن بلامانع است.

کلاس برخی از مباحث حول عدالت توزیعی را که پس از انتشار نظریه عدالت (1971) جان رالز راه افتاد با نگاهی انتقادی تجزیه و تحلیل خواهد کرد. بخش اول کلاس بر روی رالزی ها و روش های پسارالزی توجیه هنجاری در رابطه با عدالت توزیعی همگانی و مشکل گستردن نظریه عدالت رالز به حوزه جهانی متمرکز خواهد شد. و در این تمرکز بر روی راهی که مدافعان لیبرال عدالت جهانی معرفی می کنند، نیز برخی از موضوعات حوزه روش شناختی و اساسی توجه ویژه خواهد شد.

بخش دوم کلاس دیدگاه های غیرغربی در ارتباط با تفکر هنجاری جهانی را طرح خواهد کرد و بر روی فکر فلسفی آفریقای مدرن متمرکز خواهد شد. ما باید فاصله فلسفی میان فکر لیبرال غربی و فکر آفریقای مدرن را در موضوعاتی در باب جامعه و دولت؛ حقوق بشر؛ زمینه اقتصاد جهانی و چالش های نهادی خاص جوامع پسااستعماری را در نظر بگیریم.

ما باید بپرسیم که آیا نقطه اصلی و واقعی تماس میان فکر سیاسی افریقای مدرن و غرب وجود دارد یا می تواند باشد؟

همه دانشجویان باید یک مقاله حداکثر 2500 واژه ای در طول ترم بنویسند. آزمون این درس نیز نگارش یک مقاله 5000 واژه ای است. 

لازم به ذکر است که سال تحصیلی قبل این کلاس را 32 تن از دانشجویان برگزیده بودند.


محل تشکیل کلاس:

دپارتمان دولت مدرسه علوم اقتصادی و سیاسی لندن (LSE)


مدت زمان:

یک ترم، سال تحصیلی  2015/2016


منابع درس:

J. Rawls, A Theory of Justice 

Charles Beitz, Political Theory and International Relations 

Thomas Pogge, World Poverty and Human Rights 

Onora O'Neill, Bounds of Justice 

Charles Beitz, The Idea of Human Rights 

Kwasi Wiredu, Cultural Universals and Particulars: An African Perspective 

Michael Jackson, Life Within Limits. Well-Being in a World of Want 

Kwame Gyekye, Modernity and Tradition 

David Velleman; Foundations for Relativism 

Jonathan Lear, Radical Hope. Ethics in the Face of Cultural Devastation


آدرس اینترنتی معرفی کلاس:

http://www.lse.ac.uk/resources/calendar/courseGuides/GV/2015_GV408.htm


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۰:۰۸
رامین مددلو
پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۰۸ ب.ظ

موسسه نابرابری های بین المللی

موسسه نابرابری های بین المللی در سال 2015 از سوی LSE تأسیس شد. این موسسه وظیفه هماهنگی و مدیریت تجزیه و تحلیل نابرابری را در LSE بر عهده دارد. موسسه برگزاری سمینارها و کارگاه های منظم، توسعه وبسایت به عنوان یک پرتال مرتبط کننده تحقیقات نابرابری در جایهای مختلف LSE، حمایت از مشارکت های عمومی، سخنرانی های سالانه و ارائه گزارش پژوهش ها، طراحی یک دوره کارشناسی ارشد با محتوای نابرابری، حمایت از دانشجویان دوره دکتری که بر روی مفهوم نابرابری در حال پژوهش هستند و در نهایت افزودن بر حضور  LSE در حوزه دانشگاهی مباحث نابرابری هم در سطح ملی و هم بین المللی را سرفصل اقدامات خود معرفی کرده است. موسسه از همکاری نهادهای غیردولتی و بین المللی مانند یونسکو[1] و بانک جهانی[2] بهره مند است. مدیریت مؤسسه بر عهده پروفسور جان هیلز و پروفسور مایک ساویج[3] است.

راههای ارتباط با پروفسور جان هیلز:

Tel:  020 7955 7419

Email:  j.hills@lse.ac.uk

راههای ارتباط با پروفسور مایک ساویج:

Tel: 020 7955 6578

Email: m.a.savage@lse.ac.uk

آدرس سایت موسسه:

http://www.lse.ac.uk/InternationalInequalities

 

·         برنامه بورسیه آتلانتیک

 

موسسه در حال راه اندازه برنامه بورسیه آتلانتیک[4] است که در طی آن 600 نفر در طول 20 سال برای تحصیل و پژوهش در باب نابرابری بورس خواهند شد. جذب اولین گروه بورسیه ها برای سال 2017 هماهنگ شده است. این برنامه بخشی از توان خود را به همکاری با سایر نهادهای علمی مرتبط با مفهوم نابرابری اختصاص خواهد داد تا بتواند موسسه را به یک شبکه بین المللی جهت به چالش کشیدن مفهوم نابرابری مبدل نماید. به برنامه بورسیه آتلانتیک از سوی LSE مبلغی به میزان 64.4 میلیون پوندی (معادل 91 میلیون دلار) تعلق گرفته است اما تأمین مالی اصلی برنامه از سوی بنیاد بشردوستانه آتلانتیک[5] صورت خواهد پذیرفت. این بنیاد علاوه بر حمایت مالی از برنامه بورسیه موسسه بین المللی های نابرابری در حوزه های دیگری نیز حمایت مالی از پژوهش ها به عمل می آورد که در سایت آن درج شده است.

لازم به ذکر است بورسیه شدگان به سه طریق حمایت خواهند شد:

الف)حالت رزیدنتال و سکونت در LSE به مدت یک سال

ب) حالت غیر رزیدنتال در طول مدت زمان 12 الی 18 ماه

ج) حالت رزیدنتال و حضور در تیم های پژوهشی جهت انجام کارهای تحقیقاتی در LSE به مدت 3 الی 9 ماه

آدرس سایت بنیاد بشردوستانه آتلانتیک:

http://www.atlanticphilanthropies.org

راههای ارتباط با آقای نیما شیرازی، مدیر ارتباطات بنیاد (ساکن نیویورک ایالات متحده آمریکا):

Tel: +1 (212) 338 4033 or +1 (212) 916 7344

Email: n.shirazi@atlanticphilanthropies.org

آدرس سایت برنامه اصلی بورسیه آتلانتیک:

http://www.atlanticfellows.org

 

·         رشته – گرایش نابرابری و علوم اجتماعی

در اولین اقدام حمایتی موسسه موفق به جذب 1 میلیون پوند انگلیس برای حمایت از 15 دانشجوی دکتری شده و نیز توانسته گرایش "نابرابری و علوم اجتماعی" را در دوره کارشناسی ارشد راه اندازی کند. این گرایش یک رویکرد میان رشته ای است که تلاش دارد به کاوش در مفهوم نابرابری از خلال دانش های جامعه شناسی، انسان شناسی، اقتصاد، جغرافیا، علوم سیاسی، حقوق، سیاستگذاری اجتماعی و ارتباطات بپردازد. مدیر رشته پروفسور مایک ساویج است. اطلاعات بیشتر درباره این گرایش در فایل شماره 43 آمده است.

آدرس صفحه اینترنتی گرایش:

http://www.lse.ac.uk/study/graduate/taughtProgrammes2016/MScInequalitiesAndSocialScience.aspx

 

·         برنامه های پژوهشی

ارتباط میان فقر و نابرابری:

بنیاد جوزف رونتری (JRF) مبلغ 565 هزار پوند را جهت یک برنامه پژوهشی سه ساله بررسی ارتباط میان فقر و نابرابری به موسسه اختصاص داده است. اهداف این برنامه پژوهشی شامل "بررسی پیامدهای زندگی فقرا در یک جامعه نابرابر"، "چگونگی تفاوت چشم اندازهای مردم از پویایی اجتماعی به سبب توزیع نابرابر منابع میان خانواده ها"، "ارتباط میان فقر و نابرابری و تبعیض جغرافیایی"، "اثرگذاری نابرابری بر فقر گروه های اقلیت مانند قومیت ها، جنسیت ها و مهاجرین" و "تاثیرات سیاسی و روانشناختی نابرابری جهت حمایت یا اقدام جمعی علیه فقر" است.

 

EQUALEU:

EQUALEU یک پروژه تحقیقاتی آینده پژوه درباره اشکال مختلف نابرابری و تاثیر آن بر دموکراسی است. حامی مالی این پروژه کمیسیون اروپا  است که با هدف معکوس نمودن نابرابری و ترویج عدالت دست به حمایت مالی از این پروژه کرده است. این پروژه توسط کنسرسیومی بین المللی شکل گرفته از هشت دانشگاه و مرکز تحقیقاتی اروپایی انجام می شود و در آن پژوهشگران رشته های اقتصاد، علوم سیاسی، جامعه شناسی و حقوق به مطالعه جنبه های مختلف نابرابری می پردازند. مرکز اصلی پروژه در موسسه نابرابری های بین المللی LSE قرار دارد و مدیریت آن بر عهده پروفسور دیوید سوسکیس[6]

صفحه اینترنتی پروژه:

http://www.lse.ac.uk/InternationalInequalities/researchProgramme/equaleu.aspx

 

·         صندوق نوآوری پژوهش (RIF)

موسسه از طریق این صندوق به حمایت های مالی کوچک از محققان LSE می پردازد که در تلاش برای ارائه رویکردهای جدید جهت درک نابرابری هستند. صندوق در دو دور حمایت های خود از 14 پژوهش زیر حمایت مالی خواهد کرد:

 De-industrialisation through the lens of working class women, Researcher: Dr Lisa Mckenzie, Department of Sociology

 Network effects in digital exclusion:  Social contextual explanations of the links between social and digital inequalities, Researcher: Professor Ellen Helsper, Department of Media and Communications

 Private renting and social landlords:  how does this expanding sector help address homelessness and vulnerability, insecurity and other signs of deep inequality?, Researcher: Professor Anne Power, LSE Housing & Communities

 Private tutoring and its implications for inequality:  what can England learn from South Korean attempts to regulate ‘shadow education’?, Researcher: Professor Sonia Exley, Department of Social Policy

  The Effects of Welfare Programs on Formal Labour Markets in Middle-Income Countries:  Evidence from Conditional Cash Transfer Programs in Brazil, Researcher: Professor Joana Naritomi, Department of International Development

 The role of capital income, capital gains and their taxation in the development of UK income inequality – feasibility study, Researcher: Dr Abigail McKnight, of the Centre for Analysis of Social Exclusion

 US Investors as Exporters of the ‘Winner-Take-All’ Economy, Researcher: Professor Jonathan Hopkin, Department of Government

 Decentralized, Democratic Land Management in Kenya: Implications for Land Inequality, Land Security, Land Markets, Researchers: Professor Catherine Boone, Department of International Development and Government with international partners

  Global Dynamics of Inequality: An Interdisciplinary Examination of the ‘Decoupling’ of the Political and the Economic, Researchers: Professor Deborah James and Dr Dena Freeman, Department of Anthropology

·         Income and Health Inequality Aversion: Space, Stability and Determinants, Researchers: Dr Joan Costa-Font, Department of Social Policy and Professor Frank Cowell, Department of Economics

·         Inequality and the Firm, Researchers: Professors Sandy Pepper and Paul Willman, Department of Management

·         Morals or Markets? Understanding Public Discourse on Income Inequality, Researchers: Dr Patrick McGovern, Department of Sociology & Professor Martin Bauer, Department of Social Psychology

·         Patient experiences of hospital care: bringing socio-economic inequality into the analysis, Researchers: Dr Tania Burchardt and Dr Polly Vizard, Centre for Analysis of Social Exclusion

·         Tracking intersecting inequalities in a context of declining income inequality: a case study of Brazil, Researchers: Professor Naila Kabeer, Professor of Gender and International Development at the Gender Institute and Ricardo Santos, PhD researcher in Economics from the Institute of Development Studies, University of Sussex

 

·         گزارشات، مقالات و کتب:

 

Inequality: what can be done?, Tony Atkinson 

European Identity & Redistributive Preferences 

 The challenge of measuring UK wealth inequality 

 

·         سمینارها و کنفرانس ها:

نابرابری در قرن 21:

این کنفرانس به صورت مشترک توسط دپارتمان جامعه شناسی LSE و مجله جامعه شناسی بریتانیا[7]  در 11 می 2015 در چهار بخش برگزار شد. لازم به ذکر است که کنفرانس در واقع گرامیداشت توماس پیکتی[8] نویسنده کتاب "سرمایه در قرن بیست و یکم"[9] و به جهت اهمیت این کتاب در شکل دهی به بحث های مفهوم نابرابری بود.


بخش اول: اقتصاد، اقتصاد سیاسی و دموکراسی

پرسش محوری پیکتی درباره انباشت ثروت و نابرابری در نیمه دوم قرن بیستم و قرن بیست و یکم است. مدل پیکتی اندکی در باب اقتصاد سیاسی است و این سوال جالب را که چگونه قوانین اصلی اقتصاد در فضای خالی از سیاست عمل می کنند در حالی که ما عملا شاهد تفاوتی بزرگ میان درجه و شدت نابرابری در میان کشورهای توسعه یافته هستیم؛ رشد می دهد.

سخنرانان:

استوارت کوربریج[10] از دانشگاه LSET ؛ دیوید سوسکیس، استاد دانشکده علوم سیاسی و اقتصاد LSE  ؛ وندی کارلین[11]، استاد اقتصاد دانشگاه کیپ تاون؛ باب رویثورن[12]، استاد اقتصاد دانشگاه کمبریج

 

بخش دوم: جنسیت و زندگی روزمره

کتاب پیکتی نابرابری معاصر را برجسته می سازد: چگونه درباره آن بحث می شود، عناصر آن چیست و چه اموری در باب آن ممکن است انجام گیرد. معرفی یک دیدگاه فمینیستی نه تنها از طریق افزودن یک ترکیب جنسیتی به نابرابری معاصر بر میزان تجزیه و تحلیل نابرابری معاصر می افزاید بلکه از طریق معرفی یک چشم انداز میان رشته ای امکان بررسی طرق پیچیده ای را فراهم می آورد. بررسی اینکه نابرابری ها طبیعی، قانونی و تجربه شده در زندگی روزمره هستند.

سخنرانان:

دایان پرونز[13]، استاد جغرافیایی اقتصادی و مطالعات جنسیتی و نیز مدیر موسسه جنسیت[14] LSE ؛ استفانی سگییینو[15]، استاد اقتصاد دانشگاه ورمونت[16] ایالات متحده آمریکا؛ لیسا مکنزی[17]، پژوهشگر دپارتمان جامعه شناسی LSE در زمینه نابرابری اجتماعی و طبقات اجتماعی؛ نایلا کابیر[18]، استاد جنسیت و توسعه در موسسه جنسیت LSE؛ توماس پیکتی، نویسنده کتاب "سرمایه در قرن بیست و یکم"

 

بخش سوم: انباشت و فاصله زمانی طبقات

پیکتی موضوع انباشت در طول زمان را در قلب تحلیل خود از سرمایه قرار می دهد. اما چگونه ما می توانیم سنجش کمّی وی را به یک آنالیز از روابط نابرابری طبقه گسترش دهیم؟ راهبردهای علوم اجتماعی پس از بوردیو[19] استدلال می کنند که سرمایه های متنوع (اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) در طول زمان به دست می آیند و در فضایی از زیرساخت های تولید شده توسط نابرابری و تجربه روابط طبقه ساخته می شوند.

سخنرانان:

دکتر لورا بیر[20]، دانشیار دپارتمان جامعه شناسی LSE؛ گرث جونز[21]، استاد جغرافیای شهری LSE؛ مایک ساویج، مدیر دپارتمان جامعه شناسی LSE

 

بخش چهارم: مفاهیم سیاستگذاری

پیکتی شجاعانه و به طور مستقیم به بحث در باب سیاست گذاری، به ویژه به نگرانی های خود در زمینه مالیات بر ثروت، می پردازد. چه انواع دیگری از مداخلات ممکن است؟

سخنرانان:

پروفسور جولیا بلک[22]، مدیر پژوهش LSE؛ جان هیلز، استاد سیاستگذاری اجتماعی LSE؛ پروفسور تونی آتکینسون[23]، استاد کالج نافیلد آکسفورد[24]؛ توماس پیکتی

قابل ذکر است که فیلم و صوت تمامی سخنرانی ها در آدرس ذیل قابل دریافت است:

http://www.lse.ac.uk/InternationalInequalities/events/21_conf.aspx

 

نابرابری: چالشی رو به رشد برای سیاستگذاران در سراسر جهان:

 انجمن تجزیه و تحلیل و مدیریت سیاستگذاری عمومی[25] (APPAM) کنفرانس بین المللی 2016 خود را در روزهای 13 و 14 ژوئن 2016 در موسسه نابرابری های بین المللی برگزار نمود.

آدرس صفحه اینترنتی کنفرانس:

http://www.lse.ac.uk/InternationalInequalities/events/APPAM.aspx

 

بخش اول: شکاف سلامتی: چالش یک جهان نابرابر

نابرابری در امر بهداشت و سلامت یکی از مهلک ترین و مداومترین  اشکال نابرابری است. مایکل مارموت[26] نویسنده کتاب "شکاف سلامتی"[27]  درباره وضعیت فعلی نابرابری های سلامتی صحبت نمود. در ادامه دو تن از پژوهشگران این عرصه، آنیتا چارلزروث از بنیاد بهداشت[28] و کیت پیکت از دانشگاه یورک[29] به ارایه پاسخ پرداختند. سخنرانی های این بخش در آدرس ذیل قابل دریافت است:

https://youtu.be/yEBStyC62rQ

 

بخش دوم: علل و پیامدهای نابرابری در پیشرفت تحصیلی

در این بخش سه تن از پژوهشگران برجسته مطالعات نابرابری آموزشی به ارائه سخنرانی پرداختند: شان ریردون[30] مروری کلی بر فرایند نابرابری در پیشرفت تحصیلی در سطح مدارس داشت. در ادامه بریجت تری[31] به نابرابری در دستیابی و تکمیل تحصیلات عالی پرداخت. ساندرا مک نالی نیز دو سطح و عرصه دیگر را بحث نمود: تحصیلات پیش از مدرسه و آموزش فنی. خلاصه سخنرانی های این بخش در آدرس ذیل قابل دریافت است:

http://www.appam.org/appam16intl-student-summary-causes-and-consequences-of-inequality-in-academic-achievement

 

کنفرانس سالانه موسسه بین المللی نابرابری، سال 2016:

بخش اول: میراث هویت: هدایت متقاطع در دوران پسانژادپرستی

سخنرانان:

کیمبرلی کرنشاو[32]، استاد مدرسه حقوق کلمبیا[33]؛ نیکولا لیسی[34] از LSE؛ کیم ویدن[35] از دانشگاه کرنل[36]

 

بخش دوم: نابرابری درآمد و ثروت: چه چیزی ما از منابع اطلاعاتی چندگانه یاد می گیریم؟

سخنرانان:

استفان جنکینز[37] از LSE؛ فاکوندو آلواره دو[38] از دانشگاه آکسفورد

 

بخش سوم: ارائه های دانشجویان دکتری

 

بخش چهارم: مالیات ثروتمندان

سخنران: جان هیلز

نکته: فیلم تمامی سخنرانی ها در آدرس صفحه اینترنتی کنفرانس موجود است:

http://www.lse.ac.uk/InternationalInequalities/events/conf16.aspx



[1] UNESCO

[2] World Bank

[3] Mike Savage

[4] Atlantic Fellows programme

[5] The Atlantic Philanthropies

[6] David Soskice

[7]  British Journal of Sociology

[8]  Thomas Piketty

[9] Capital in the Twenty-First Century

[10] Stuart Corbridge

[11] Wendy Carlin

[12] Bob Rowthorn

[13] Diane Perrons

[14] Gender Institute at the LSE

[15] Stephanie Seguino

[16] University of Vermont

[17] Lisa McKenzie

[18] Naila Kabeer

[19] Bourdieu

[20] Laura Bear

[21] Gareth Jones

[22] Julia Black

[23] Tony Atkinson

[24] Nuffield College Oxford

[25] The Association for Public Policy Analysis and Management

[26] Michael Marmot

[27] Health Gap

[28] Anita Charlesworth, from the Health Foundation

[29] Kate Pickett from University of York

[30] Sean Reardon

[31] Bridget Terry

[32] Kimberlé Crenshaw

[33] Columbia School of Law

[34] Nicola Lacey

[35] Kim Weeden

[36] Cornell Univ

[37] Stephen Jenkins

[38] Facundo Alvaredo

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۸:۰۸
رامین مددلو

نکته:

از این فیش ها تنها می توان برای ارجاع غیرمستقیم استفاده کرد.


نوع فیش برداری: جزئی نگر

ارجاع دهی: سندل، مایکل، لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، تهران: 1394.

تعداد صفحات کتاب: 224 صفحه

کلیدواژگان: مایکل سندل، جان رالز، رابرت نوزیک، دورکین، نظریه عدالت، لیبرالیسم وظیفه گرا، تبعیض مثبت، جماعت گرایی، مفهوم ساختاری جمع، تعادل تأملی، اصل تفاوت، وضعیت اولیه

نوع فایل: word


دانلود فایل فیش برداری از کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۷
رامین مددلو


3: نظریه قرارداد و توجیه

بدواً روشن نمی‌شود که وضعیت اولیه چگونه جنبه اخلاقی به نتایج انتخاب عقلانی می‌بخشند، زیرا روشن نیست که بحث وضعیت اولیه از کجا نیروی توجیه خود را می‌آورد. پیچیدگی مسئله توجیه ازاین‌روست که به نظر می‌رسد رالز هم‌زمان از دو نوع توجیه متفاوت استفاده می‌کند: یکی با توسل به روش تعادل انعکاسی، دیگری با پیروی از سنت قرارداد اجتماعی.[1]

 

اخلاقیات قرارداد

رالز مانند برخی از پیشینیان قراردادگرای خود این توافق اولیه را قراردادی فرضی می‌داند. اگر قرارداد اجتماعی فرضی باشد، توافق اولیه نیز کم‌رنگ خواهد شد[2]. آنچه قرارداد را منصفانه می‌کند فقط این نیست که توافق شده است؛ چیز دیگری است. رفتار منصفانه با ما نه ما را آزاد می‌کند نه مستلزم آزادی ماست. اخلاقیات قرارداد را می‌توان مرکب از دو آرمان مرتبط ولی متمایز دانست. یکی آرمان خودمختاری است که قرارداد را فعلی ارادی می‌بیند که اخلاقیاتش از ویژگی ارادی معامله نتیجه می‌شود. آرمان دیگر دوسویگی است، که قرارداد را ابزاری برای انتفاع متقابل می‌شمارد که اخلاقیاتش بستگی به انصاف در اساس معامله پیدا می‌کند.خودمختاری به خود قرارداد به‌عنوان منشأ تعهد برمی‌گردد، دوسویگی یک اصل اخلاقی مستقل را تداعی می‌کند که انصاف در معامله را با آن می‌توان سنجید[3]. برخلاف تعهدات اختیاری، تعهداتی که ذیل آرمان دوسویگی داده می‌شوند باید ملاکی انصافی مستقل از قرارداد را پیش‌فرض بگیرند. پس این تعهدها به این معنی محدود معرفتی یا اکتشافی قراردادی‌اند که قرارداد کمک می‌کند تعهدی که پیشاپیش وجود دارد شناسایی یا روشن شود (عطیه 1979: 143-146) یک پیامد این ویژگی تعهدهای منفعت محور این است که اجرای قرارداد برای موجودیت تعهد ضروری نیست. دست‌کم در اصول، ممکن است راه‌هایی برای شناسایی این تعهدها بدون مراجعه به قرارداد وجود داشته باشد[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۰
رامین مددلو

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب "لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت"

نویسنده: مایکل سندل

ترجمه: حسن افشار

 

پیشگفتار: لیبرالیسم و اولویت عدالت

لیبرالیسمی که من در نظر دارم (لیبرالیسم وظیفه گرا) به‌عنوان مکتبی اخلاقی قائل به تقدم حق بر خیر است. لیبرالیسم وظیفه گرا بیش از هر چیز نظریه‌ای درباره عدالت است، به‌ویژه درباره اولویت عدالت در میان آرمان‌های اخلاقی و سیاسی[1]. اما عدالت در این نوع لیبرالیسم محدود است و محدودیت‌های عدالت در دل آرمان آن نهفته است، در جامعه ملهم از نوید لیبرالی مسئله این است که نگاه نقص دارد و خواسته نارساست[2].

 

مبانی لیبرالیسم: کانت در برابر میل

اولویت عدالت را به دو صورت متفاوت ولی مرتبط می‌توان فهمید:

1-    می‌گوید عدالت اول است ازاین‌جهت که اقتضائات عدالت بر دیگر علایق اخلاقی و سیاسی هرچقدر که مبرم باشند، می‌چربد. از این حیث عدالت بالاترین فضیلت اجتماعی است. (نگاه لاک و میل) اما اولویت عدالت به معنی اخلاقی محض آن، به‌سختی می‌تواند این لیبرالیسم را از دیگر قرائت‌های مشهور آن متمایز کند.

2-    (نگاه کانت) در دیدگاه وظیفه گرایانه کامل، اولویت عدالت نه‌تنها تقدم اخلاقی را توصیف می‌کند بلکه یک ‌شکل ممتاز توجیه را نیز نشان می‌دهد. حق بر خیر مقدم است ازاین‌جهت که اصول آن مستقلاً اخذ می‌شوند.بدین معنی که اصول عدالت به‌گونه‌ای توجیه می‌شوند که وابستگی به هیچ استنباط خاصی از خیر پیدا نمی‌کنند. برعکس حق با استقلالش بر خیر قید می‌زند و برایش حدود تعیین می‌کند. "مفهوم خیر و شر باید پس از او، و به کمک قانون اخلاقی تعریف شود" (کانت 1788: 65) بنابراین ازنظر مبانی اخلاقی اولویت عدالت یعنی عدالت خودش هدف/ غایت است، مقدم بر هر هدف دیگری، و میزان اهداف دیگر.

وظیفه گرایی در معنی اخلاقی‌اش عکس نتیجه گرایی است. وظیفه گرایی در معنای اصولی‌اش عکس غایت‌گرایی است، شکلی از توجیه را توصیف می‌کند که اصول اولیه‌اش به شیوه‌ای اخذ می‌شوند که هیچ غرض یا هدف انسانی نهایی، یا تصور معینی از خیر انسانی، را پیش‌فرض نمی‌گیرد.[3]

دو جنبه وظیفه گرایی چه ارتباطی با یکدیگر پیدا می‌کنند. آیا لیبرالیسم نوع اول بدون مراجعه به دومی قابل دفاع است؟ میل یکی از کسانی بود که این را ممکن می‌دانست و نه‌تنها از امکان، بلکه از ضرورت جدا کردن آن دو از یکدیگر دفاع می‌کرد. میل معتقد بود عدالت به‌درستی جزء اصلی و به حد غیرقابل مقایسه‌ای مقدس‌ترین و واجب‌ترین جزء کل اخلاق به شمار می‌رود، نه چون حق مطلق است بلکه تنها چون الزامات عدالت جایگاه بلندترین در مقیاس سودمندی اجتماعی دارند و بنابراین از هر تعهد دیگری مهم‌ترند. (میل،1863: 465، 469) "من هر امتیازی را که از تعبیر حق مطلق، به‌عنوان چیزی مستقل از سودمندی، برای مدعای من کسب شود رد می‌کنم. من سودمندی را هدف غایی در همه مسائل اخلاقی می‌دانم... " (میل1849: 485)[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۳۶
رامین مددلو

اطلاعات کتاب شناختی:


سندل، مایکل، لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، تهران: 1394.

Sandel, Michael J. Liberalism and the Limits of Justice. Cambridge University Press, 1998.

 

معرفی نویسنده:[1]

مایکل جی سندل[2] (1953-...) متولد شهر مینه پولیس[3] ایالت مینه سوتا[4] آمریکا در یک خانواده یهودی است. وی در سال 1975 مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه براندیز[5] ماساچوست آمریکا در رشته علوم سیاسی دریافت کرد. وی با دریافت بورس تحصیلی رودز[6] توانست دوره دکتری خود را در کالج بالیول دانشگاه آکسفورد[7] زیر نظر چارلز تیلور[8] در سال 1981 به پایان رساند. سندل از سال 1980 در دانشگاه هاروارد[9] مشغول به تدریس در زمینه فلسفه سیاسی شد و در سال 1999 به درجه استاد تمامی در این دانشگاه نایل شد. معروف ترین کلاس درس وی، کلاس "عدالت" در دوره کارشناسی حدود دو دهه است که در هاروارد تدریس می شود. بیش از 15 هزار دانشجو در کلاس عدالت سندل شرکت داشته اند و کلاس ترم پاییز سال 2007 درس عدالت سندل، با حضور 1115 دانشجو، بالاترین میزان شرکت دانشجویان در یک کلاس در طول تاریخ هاروارد است. این کلاس اولین کلاس آنلاین دانشگاه هاروارد نیز هست. خلاصه این کلاس تحت عنوان کتاب "عدالت: کار درست کدام است" منتشر شد. نوع تدریس سندل، روش سقراطی بحث گرایانه است. سندل در تلاش است مفهوم عدالت را در ارتباط با مسائل روزمره و عینی بسنجد و بحث ها، پرسش ها و پاسخ ها را از مسائل روزمره به سمت مباحث فلسفی بکشاند. مایکل سندل سه جلسه سخنرانی با محتوای عدالت نیز در مدرسه علوم اقتصادی لندن[10] داشته است. در این سه جلسه وی با پرسش هایی مانند: آیا  دانشگاه ها باید اولویت را به دانشجویایی از مناطق فقیرنشین بدهند، آیا باید یک پرستار دریافتی بیشتر از یک بانکدار داشته باشد و آیا مردم حق دارند برای سالم ماندن و سالم بودن رشوه بدهند؛ به طرح عدالت پرداخت. رادیو بی بی سی این سه جلسه سخنرانی را با عنوان "فیلسوف عمومی" در آوریل 2012 پخش کرد. سندل همچنین کلاسی سمیناری با عنوان "اخلاقیات و بیوتکنولوژی" دارد که در آن به پیامدهای اخلاقی انواع روش ها و احتمالات بیوتکنولوژیک می پردازد. وی در سال 2009 سلسله سخنرانی هایی را در شهرهای لندن، آکسفورد، نیوکاسل و واشنگتن دی سی تحت عنوان "شهروندی نوین" داشت که از سوی رایو بی بی سی پخش شد.[11]

شهرت مایکل سندل با تدریس و کلاس های وی گره خورده است اما وی تألیفات متعددی نیز به شرح ذیل داشته است:

-          لیبرالیسم و محدودیت های عدالت، انتشارات دانشگاه کمبریج، 1982. (ویرایش دوم: 1998)[12]

-          اعتراض دموکراسی: آمریکا در جستجوی فلسفه عمومی، انتشارات دانشگاه هاروارد، 1998.[13]

-          فلسفه عمومی: مسائل اخلاقی در سیاست، انتشارات دانشگاه هاروارد، 2005.[14]

-          مصداق علیه کمال: اخلاقیات در عصر مهندسی ژنتیک، انتشارت دانشگاه هاروارد، 2007.[15]

-          عدالت: یک خوانش، انتشارات دانشگاه آکسفورد، 2007.[16]

-          عدالت: کار درست کدام است؟، انتشارات فارار، استراوس و گیروکس، 2010.[17]

-          چه چیزهایی با پول نمی توان خرید: محدودیت های اخلاقی بازار، انتشارات فارار، استراوس و گیروکس، 2012.[18]

سندل به لحاظ فکری به جماعت گرایی تعلق خاطر داشته و در طیف لیبرال جماعت گرایی قرار می گیرد.

 

لیبرالیسم و محدودیت های عدالت

این اثر اولین تألیف مایکل سندل است که با زبانی سنگین و فلسفی از جمله اعلام کنندگان جماعت گرایی در جامعه فکری آمریکا به حساب می آید. کتاب در تلاش است بحث لیبرلیسم جماعت گرا را ذیل فلسفه سیاسی انگلیسی طرح نماید. سندل در نگارش این کتاب اثرپذیری خود از فلاسفه ای همچون استوارت همپشایر[19] و چارلز تیلوررا نشان می دهد و در تلاش است لیبرالیسم وظیفه گرایانه معاصر، با محوریت جان رالز، را به نقد بکشد تا از خلال نقد آن طرح اولیه لیبرالیسم جماعت گرا را ارائه دهد. خوانش کتاب نیازمند پیش مطالعه هایی است. از جمله آشنایی با دیدگاه های جان رالز، رونالد دورکین و رابرت نوزیک در باب عدالت و بهتر از آن خوانش کتاب های "نظریه عدالت" جان رالز[20]، "آنارشی، دولت و یوتوپیا" رابرت نوزیک[21] و "ستاندن جدی حقوق" رونالد دورکین[22]. با این حال و به سبب سبک نگارشی سندل، محروم بودن از این پیش مطالعه ها موجب محرومیت از کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت نمی شود. چرا که سندل پیش از هر بحث انتقادی، خلاصه بحث مورد نقد را ارائه می دهد.

همچنانی که بیان شد در این اثر ما شاهد نقد لیبرالیسم قرون 17 الی 19 نیستیم. بلکه هدف کتاب نقد لیبرالیسم قرن 20 است. آنهم نوع خاصی از لیبرالیسم با عنوان لیبرالیسم وظیفه گرایانه تجربی. نوعی از لیبرالیسم وظیفه گرایانه که در تلاش است لیبرالیسم کانت را از وجوه متافیزیکی خالی ساخته و وجوه تجربی را جایگزین آن سازد. این نوع از لیبرالیسم که عدالت را محور خود می داند با جان رالز به اوج می رسد و کتاب حاضر نیز عمده تلاش خود را بر نقد نگاه جان رالز قرار داده است. البته نقد لیبرالیستی یک دیدگاه لیبرالیستی.

 

بررسی اثر:

آنچه مدنظر این متن است ترجمه آقای حسن افشار، مترجم آثار سندل، از این کتاب است. آقای افشار در بخش یادداشت مترجم خلاصه ای فشرده از مفهوم لیبرالیسم را بیان داشته و سپس به شرح ترجمه برخی از واژگان مبهم کتاب پرداخته است. این واژه نامه کوتاه، سهم بسیاری در کاستن از ابهام در متن اصلی دارد. توضیح آنکه احتمالا خواننده با پیش زمینه ذهنی آسان بودن فهم مباحث مایکل سندل شروع به خواندن کتاب نماید. این در حالی است که این اثر از زبانی سنگین و فلسفی برخوردار است و با دیگر آثار سندل به لحاظ روایی تفاوتی جدی دارد. تفاوت های معنایی و مفهومی واژگانی مانند خودکامگی و خودمداری یا مقتضیات عدالت به سنگینی این اثر می افزاید. آقای افشار تلاش داشته با ارائه یک واژه نامه مختصر از سنگین شدن بیشتر اثر جلوگیری کند.

بحث اصلی کتاب از کانت و لیبرالیسم وظیفه گرای وی شروع می شود، سپس تغییر محتوای لیبرالیسم وظیفه گرا در جان رالز مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. در این بررسی و نقد، نویسنده به انتقادات نوزیک از رالز و هم گامی دورکین با رالز نیز می پردازد و در نهایت اندیشه لیبرال-جماعت گرای خود را به عنوان راه حل خروج از بن بست های ایجاد شده در اندیشه رالز بیان می دارد. استنادات نویسنده به کتب مرجع خود اندیشمندان است و به همین سبب اثر از قوت کافی در ارجاع دهی و نیز در ارائه شواهد برخوردار است. انسجام بحث در کلیت ساختار نشان دهنده ذهن منظم نویسنده و از پیش طراحی نمودن ساختار و محتوای اثر است. البته نیازمند صبر از سوی خواننده برای دریافت بحث است.

اثر کاملا در یک فضای لیبرالی نگاشته شده، نقد یک لیبرال بر لیبرالیسم معاصر و مسلط است. همین امر موجب شده پیش زمینه نظری بحث، پیش زمینه ای لیبرالی باشد. پیش زمینه ای که شاید مخاطب در مورد خود آنها نقد جدی داشته باشد و همین امر موجب کاسته شدن میزان بهره مندی مخاطبِ با تعلق خاطر به مکاتب فکری غیر لیبرالیسم از اثر می شود. ضعفی که گریزی از آن نیست.

رالز در نظریه عدالت خود، تعریفی از "خود" ارائه می دهد که در آن، "خود" هم جدا از افزوده ها (تمایلات، خواسته ها، اهداف، خیر) است و هم امری تجربی است. سندل انسان شناسی رالز را هسته اصلی نقد خود قرار می دهد و معتقد است "خود" رالزی موجب بن بست در اندیشه عدالت است. زیرا نمی توان پایه های نظریه عدالت را بر روی آن قرار داد. سندل می گوید که "خود" دارای مرزهای شناوری است که می تواند میان جمع و شخص در رفت و آمد باشد و تعاریفی دقیق تر از شخص ارائه دهد. تعاریفی که حتی ممکن است موجب حک و اصلاح میان مرزهای "خود" و افزوده ها، نیز میان مرزهای جمع و شخص شود.

"خود" سندل کاملا جدا از افزوده ها نیست اما هویتی مجزا از آنها داشته و توانایی فهم شناخت های مکتسبه از جمع را دارد. سندل در دعوای اصالت شخص و جمع، اصالت را به شخص می دهد (مانند هر لیبرال دیگری) اما شخصی که در جمع زندگی می کند و در حال بده و بستان با جمع است.

پیشنهاد کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت را می توان طرح کلی یک نگاه دیگر، یک نقطه شروع دیگر برای عدالت لیبرالی دانست اما تنها طرح کلی ارائه می شود و سندل بررسی دقیق و همه جانبه این طرح کلی و تبدیل آن به یک نظریه جایگزین را به دیگر اندیشمندان جماعت گرا می سپارد. اکتفا به یک طرح کلی موجب می شود ابهامات مستتر در طرح کلی، به عنوان ردیه هایی بر طرح نمایان شوند، مانند ابهام سنگین مرزهای شناور "خود" با افزوده های "خود". تاکید بر طرح کلی بودن پیشنهاد کتاب موجب می شود تا به جای نقادی آن، به دنبال شرح بیشتر آن پس از پایان خوانش کتاب برویم. شکستن حصار سنگین حق در لیبرالیسم رالزی و توجه دوباره به خیر عمومی، البته با محوریت حق شخصی، شرح بیشتر طرح کلی کتاب است.

 

 

 



[1] https://en.wikipedia.org/wiki/Michael_J._Sandel

[2] Michael J. Sandel

[3]  Minneapolis

[4] Minnesota

[5] Brandeis University

[6] Rhodes Scholarship

[7] Balliol College, Oxford University

[8] Charles Taylor

[9] Harvard University

[10] LSE University

[11] دانلود از: http://www.bbc.co.uk/programmes/b00kt7rg

[12] Liberalism and the Limits of Justice. Cambridge, UK New York: Cambridge University Press. 1998

[13] Democracy's Discontent : America in Search of a Public Philosophy. Cambridge, Mass: Belknap Press of Harvard University Press. 1998.

[14] Public Philosophy: Essays on Morality in Politics. Cambridge, Mass: Harvard University Press. 2005.

[15] The Case Against Perfection: Ethics in the Age of Genetic Engineering. Cambridge, Mass: Belknap Press of Harvard University Press. 2007.

[16] Justice: A Reader. Oxford New York: Oxford University Press. 2007.

[17] Justice: What's the Right Thing to Do?. New York: Farrar, Straus and Giroux. 2010.

[18] hat Money Can't buy: The Moral Limits of Markets. New York: Farrar, Straus and Giroux. 2012.

[19] Stuart Hampshire

[20] A Theory of Justice. Cambridge, Massachusetts: Belknap Press of Harvard University Press, 1971.

[21] Anarchy, State, and Utopia. Oxford: Basil Blackwell. 1974.

[22] Taking Rights Seriously. Cambridge, MA: Harvard University Press, 1977.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۲
رامین مددلو
پنجشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۱۷ ب.ظ

کتاب "گفتارهایی در عدالت اجتماعی"

برگرفته از: صدای پای عدالت

کتاب گفتارهایی در عدالت اجتماعی که برگرفته از سلسله جلسات اقتراحی با محوریت مقاله جیمز کونو بود، در این هفته توسط مرکز و نشر دانشگاه امام صادق علیه السلام در قطع وزیری و حجم حدود 700 صفحه به چاپ رسید. 
تالیف این کتاب به کوشش دکتر عادل پیغامی، محمد صادق تراب زاده جهرمی و سید علیرضا سجادیه صورت گرفته است. 

گفتارهایی در عدالت اجتماعی

هدف از تدوین این کتاب «تدوین نظام مسائل حوزه عدالت پژوهی» و در ادامه «طراحی نقشه پژوهشی» برای این حوزه مبتنی بر نظام مسائل مستخرج است. این کتاب، حاصل تدوین مباحث 39 جلسه بحث و تبادل نظر به شیوه اقتراح و طی زمان 9 ماه در سال­های 1390-1391، پیرامون ابعاد مختلف مساله عدالت اجتماعی و عدالت پژوهی است.

برای بحث و نظر لازم بود منبع یا منابع علمی معتبری محور قرار گیرند تا ضمن حفظ انسجام مباحث، دیدگاه‌های مختلف دیگر نیز مطرح و مورد بررسی قرار گیرند. متون مختلفی در عرصه عدالت و از منظرهای مختلف به رشته تحریر درآمده‌اند که هر کدام در مقام خود ارزشمند و درخور توجه‌اند اما دستیابی به مقاصد فوق مستلزم تحدید متن‌های مختلف و استفاده از یک متن اصلی بود. از این‌رو، مقاله‌ای با عنوان ذیل انتخاب شد:

Which Is the Fairest One of AllA Positive Analysis of Justice Theories

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۵ ، ۱۳:۱۷
رامین مددلو
جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۴۴ ب.ظ

کلاس درس "نابرابری شهری"

{نکته: فاصله دو محله شهر تبریز، یکی ثروتمند با تمامی خدمات شهری و دیگری فقیر ... تنها 10 دقیقه است. همین}.


مدرس:

پروفسور فرانسین تونکیس[1] استاد جامعه شناسی و مدیر برنامه ریزی شهری است. حوزه اصلی پژوهشی وی جامعه شناسی شهری و اقتصادی است. از جمله آثار وی می توان به کتاب "جامعه شناسی اقتصادی معاصر: جهانی شدن تولید، نابرابری[2]" و مقالات زیر اشاره کرد:


equality: difference, social justice and "postsocialist" politics.' In Re-writing democracy. Edited by Ermarth, E. Ashgate, 2007, pp. 66-81


 'Social justice and the city: equity, cohesion and the politics of space', in G. Bridge and S. Watson (eds) Companion to the City. Oxford: Blackwell, 2010, pp. 591-98


 'Urban poverty and gender in advanced economies: the persistence of feminised disadvantage', in:S. Chant (ed.) The International Handbook of Gender and Poverty: concepts, research, policy. Cheltenham: Edward Elgar, 2007, pp. 153-8.

-معرفی کلاس:

این کلاس برای مقطع کارشناسی ارشد رشته های "طراحی شهری و علوم اجتماعی"، "نابرابری و علوم اجتماعی"، "مطالعات برنامه ریزی شهری و منطقه ای"، "سیاستگذاری شهری" و "شهرنشینی و توسعه" طراحی شده است. شرکت دانشجویان سایر مقاطع و رشته ها ذیل قوانین دانشگاه بلامانع است.

این کلاس یک معرفی انتقادی از مسائل و فرایندهای کلیدی در مطالعه نابرابری های شهری معاصر را ارائه میدهد. تحلیل گران شهری اخیرا جمعیت در حال رشد ساکنان شهرها در سراسر جهان را مورد توجه قرار داده اند؛ این کلاس رشد در زمینه ای دیگر از شهرهای بزرگ را مورد توجه قرار می دهد: تعمیق الگوهای نابرابری در بسیاری از شهرها در سراسر دنیا.

در این توجه تداوم پایگاه های قدیمی تر نابرابری شهری – دسترسی به زمین و ملک، نابرابری جنسیتی، تبعیض قومی و نژادی، محرومیت قانونی و رسمی- و نیز الگوهای در حال ظهوری مانند تراکم شدید ثروت در طبقات بالا، رکود طبقه متوسط، خصوصی سازی و جدا کردن فضاها، مهاجرت و ناامنی بررسی می شوند.

همچنین طرق پیچیده ای نابرابری شهری که در حال تجربه است، نه تنها از لحاظ درآمد و دارایی، بلکه نابرابری مصرف، نابرابری در دسترسی به مسکن، حمل و نقل، خدمات شهری و حمایت های قانونی، نابرابری در فضاهای شهری، خطرات زیست محیطی و بی عدالتی ها بررسی خواهند شد. این کلاس طیفی از فاکتورهای اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی در نظر خواهد گرفت.

در مجموع در این کلاس اقدامات ذیل صورت خواهد پذیرفت:

معرفی انتقادی الگوهای موجود و در حال ظهور نابرابری شهری؛ تولید نابرابری شهری از طریق فرایندهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فضاهای شهری؛ کشف زمینه های عمومی و تفاوت های بحرانی میان شهرهای توسعه یافته و در حال توسعه؛

موضوعات کلیدی کلاس شامل:

رشد شهری و رشد نابرابری؛ ثروت، درآمد و نابرابری؛ بی عدالتی فضاهای شهری: تفکیک و دسترسی؛ محیط زیست و نابرابری؛ غیررسمی بودن و ناامنی؛ نابرابری اجتماعی در شهر: جنسیت، نژاد و محرومیت؛ نابرابری حاکمیتی

دانشجویان باید یک مقاله 2000 واژه ای برای کلاس بنویسند. آزمون این کلاس نگارش یک مقاله 5000 واژه ای خواهد بود. لازم به ذکر است که 27 تن از دانشجویان سال تحصیلی قبل این کلاس را انتخاب کرده بودند.


-محل تشکیل کلاس:

دپارتمان جامعه شناسی مدرسه علوم اقتصادی و سیاسی لندن (LSE)


-مدت زمان:

یک ترم، سال تحصیلی  2015/2016


-منابع درس:

Beall, J. and Fox, S. (2009) Cities and Development. London: Routledge

Brenner, N., Marcuse, P. and Mayer, M. (eds 2012) Cities for People, Not for Profit: critical urban theory and the right to the city. London: Routled
 
Davis, M. (2006) Planet of Slums. London: Verso

Goldsmith, W.J. and Blakeley, E. J. (2010) Separate Societies: Poverty and Inequality in U.S. Cities.  Philadelphia, PA: Temple University Press, 2010

Graham, S. and Marvin, S. (2001) Splintering Urbanism: networked infrastructures, technological mobilities and the urban condition London: Routledge

Nightingale, G. (2012) Segregation: A Global History of Divided Cities. Chicago: University of Chicago Press

Roy, A. and AlSayyad, N. (eds) (2004) Urban Informality: transnational perspectives from the Middle East, Latin America, and South Asia. Lanham, MD.: Lexington Books

Soja, E. W. (2010) Seeking Spatial Justice. Minneapolis: University of Minnesota Press

Tannerfeldt, G. and Ljung. P. (2006) More Urban Less Poor: An Introduction to Urban Development and
Management. London: Earthscan

Wacquant, L. (2007) Urban Outcasts: a comparative sociology of advanced marginality. Cambridge: Polity


-سرفصل های درس:

مشخص نشده است.


-آدرس اینترنتی معرفی کلاس:

http://www.lse.ac.uk/resources/calendar/courseGuides/SO/2015_SO480.htm



[1] Francine Tonkiss

[2] 0Contemporary Economic Sociology: Globalisation, Production, Inequality (Routledge, 2006)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۴۴
رامین مددلو