مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

روزنوشت:
ولیعهد عربستان اعلام کرده که ایران را میدان جنگ میکنیم و دیروز از ترامپ تجهیزات جنگی خریداری کردند.
سلبریتی های سینما لطفا اماده باشید که این دفعه شما را قرار است برای دفاع از ایران به میدان جنگ بفرستیم.
چون دیگر پاسداران و بسیجی های ساندیس خور قرار نیست از شما و ناموستان دفاع کنند.
بلاخره همه جا به نوبت، نوبتی هم باشد دیگر نوبت شماست.
قرار نیست شما همیشه شعار بدهید و برایتان کف وسوت بزنند و یک عده بجنگند و جان بدهند و در برابرش توهین وتحقیر بشنوند.
بسم الله این شما و این هم عربستان سراپا اماده برای جنگ.

موفق باشید مدافعان ایرانی

#از_طرف_فرزند_یک_جانباز_خشونت_طلب

{دوشنبه، 1 خرداد 1396}

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۳۴ ق.ظ

تحلیل ها و نظرها راجع به انتخابات 96

شخصیت اول: (مخالف روحانی):

سه تا نکته به نظرم مهمه:

اولا اینکه بالاخره رأی در ایران تنها ابزار مشارکت و خودنمایی مردمه متأسفانه. که اثرگذاره(وجه دیگر قانونی مشارکت تظاهراته که یک کنش کاملا مونولوگه و باید هم کاملا همسو با حکومت باشه و گرنه به بدترین شکل سرکوب میشه) و مردم از این مکانیزم برای اعتراض استفاده میکنند.

مردم راه حل دیگه ای ندارند.

ثانیا نکته جالب دیگه ای که وجود داشت بی اهمیتی جامعه به سطح جنایات و مکافات موجود در زندگی کاندیداها بود که هر کاندیدایی loyal fans خاص خودش رو داشت و اگه خرید مدرک دانشگاهی و فیلم صحنه قتل اون کاندیدا رو هم عیان میکردند هیچ تفاوتی در نظر اون ها ایجاد نمیشد و این خیلی حرف درش نهفته است.

آقای خامنه ای به صحنه انتخابات آمریکا گیر دادند ولی صحنه انتخابات ما هم کم از این دگم اندیشی ها و تصمیمات کور مردم علی رغم فسادهای گسترده نداشت.

قبح فساد مسئولین در میان مردم ریخته که این فاجعه است.

ثالثا به نظرم میرسه که اساسا شئون اجتماعی در ایران تقلیل یافته به رسوم رسانه ای!

لذا دغدغه سیاسی و فرهنگی از اقتصادی و معیشتی تفکیک پذیر نیست.

این اشکالیه که اصولگراها دچارشند و فکر میکنند میتونن اینطوری اثرگذار باشند و مثلا تجربه آبادگران اوایل دهه 80 رو تکرار کنند.

دغدغه فقط رسانه سازها هستند؛ یک دغدغه هویتی که میتونه وجهه اقتصادی داشته باشه یا فرهنگی

لذا اصلا درست نیست فکر کنیم یک کارگر بیچاره به روحانی رأی نمیده؛ چون رسانه ها دغدغه ها رو برساختند و او دارای یک هویت رسانه ساز شده

در مورد گروه های اجتماعی هم تعلق به گروه اجتماعی باعث میشه رأی ها جهت گیری بشه

مثلا به طور سنتی ما می گفتیم که منابع سنتی اهل سنت به اصلاح طلبا نزدیکترند؛ چون رئیس سنتی اون ها که مفتیشون هست به اصلاح طلبا نزدیکه و این هویت در اون ها هم شکل گرفته

امروز اون خط دهی های سنتی به خط دهی های رسانه ای با ضریب نفوذ بسیار بالاتر تبدیل شده


شخصیت دوم: حیدر عباسی(مخالف روحانی)

تا ساعاتی دیگر شاهد تحلیل‌های به اصطلاح سرداران بصیرت، از علت شکست کاندیدای به اصطلاح انقلابی خواهیم بود.

آنچه از این اشخاص در ساعات آتی خواهیم شنید تحلیل‌هایی با محورهای زیر خواهد بود:

«مردم ایران اهل کوفه اند». آن‌ها به انقلاب بی وفایی می‌کنند. به خصوص طبقه‌ی شهری که بیشترین بهره را از نظام می‌برند اما به کاندیدای آن رای نمی‌دهند.

«تقصیر احمدی‌نژاد است». اگر احمدی‌نژاد از کاندیدای انقلاب حمایت می‌کرد ما پیروز بودیم.

«خوب گفتمان‌سازی نکردیم». توجیه همیشگی قابل قبول از سمت بدنه از شکست همین است.

«طرف مقابل فریب رسانه‌ای می‌دهد». ما هم به دلیل پایبندی به قیود شرعی و اخلاقی نتوانستیم خیلی حرف‌ها را بزنیم. لذاست که مردم فریب خوردند و به آن‌ها اقبال کردند.


البته در این انتخابات شاهد نوعی جدید از مواجهه با شکست هستیم. این نوع مواجهه که تخم آن در انتخابات 94 گذاشته شد، بر پایه‌ی ادعای تقلب و تخلف بنا شده است. این جریان که تا پیش از این همیشه با هرگونه ادعای پیروزی پیش از شمارش، یا ادعای تخلف گسترده، به سختی برخورد می‌کرد؛ امروز خود داعیه‌دار این اتفاق شده است.


خوشبختانه در این انتخابات دیگر مجالی برای بیان اصلی‌ترین دلیل ادعایی شکست‌های قبلی، یعنی «عدم وحدت» نیست. بحمدلله در این انتخابات همه‌ی ظرفیت‌های وحدت فعال شد و همه و همه، از عالی‌ترین سطوح سیاسی نظام تا خردترین جریان‌های بدنه، پشت یک کاندیدا آمدند. با راه‌اندازی سازوکاری حزب‌گونه، هم زمینه‌ی وحدت را در بدنه فراهم کردند و هم از کاندیداهای فشارپذیر، تعهد انصراف گرفتند. از طرفی هم با یک طراحی هوشمندانه گزینه‌های فشارناپذیر را از صحنه خارج کردند. آنی که مانع اصلی بود هم که رد صلاحیت شد. نهایتا هم سردار محترم را به نفع سید کنار راندند. و اینگونه بود که همه‌ی جریان انقلاب ماند و یک کاندیدا! پس دیگر هیچ جایی برای بهانه‌ی وحدت باقی نمی‌ماند مگر اینکه عده‌ای مهندس میرسلیم را بهانه ‌کنند!


اما عده‌ای دیگر که گفتمان قرآنی «احدی الحسنیین» را سرلوحه‌ی تحلیل‌های خویش قرار داده‌اند، جمله‌ی کلیدی «در هر حال پیروزیم» را تکرار خواهند کرد. این عده درهرحال قائلند چیزی از ارزش‌های آن‌ها کم نمی‌شود! لذاست که این عده شروع می‌کنند به برشمردن وجوه پیروزی خویش درحالیکه آرای کمتری را از آن خود کرده‌اند. همانند:

فرصت دادن به جناح مخالف برای پیش برد برنامه خویش.

رشد مردم در فهم حقانیت ما بواسطه ناکارامدی جناح مقابل.

افتادن تقصیر این وضعیت فاجعه‌ی کشور بر گردن جناح مقابل.


اما مهمترین دلایل حقیقی شکست‌های همیشگی جریان به اصطلاح انقلاب را به صورت خلاصه می‌توان در موارد زیر برشمرد:

خالی شدن از هرگونه محتوا و آرمان‌های بلند انقلابی. امروز این جماعت پوسته‌ای توخالی بیش نیستند و جز از صورتی پوچ دفاع نمی‌کنند. مردم ایران عمق‌شناسان خوبی هستند. به خوبی می‌فهمند که حرف اصیل متعلق به چه کسی است و چه کسی صاحب حرف‌های سطحی و توخالی است. 

اسیر شدن به حفظ وضع موجود. گو اینکه بسیج و بدنه به اصطلاح حزب الهی، حزب مدافعان و توجیه‌گران فجایع سران هستند.

مردمی نبودن و به تبع آن عدم شناخت مردم. ایشان، در هر انتخابات با نقابی متفاوت و بعضا صددرصد متناقض نسبت به انتخابات قبل وارد میدان می‌شوند. دلیل این شیدایی و هرزگی تصویری غلط از وضعیت مردم است. آن‌ها یک روز خیال می‌کنند مردم غربگرا شده‌اند و با این نقاب می‌آیند اما شکست می‌خورند. روز دیگر خیال می‌کنند مردم به سران نظام و گفتمان آن‌ها اقبال کرده‌اند و اینبار با این نقاب می‌آیند اما باز هم شکست می‌خورند. و همینطور این چرخه‌ی معیوب را ادامه می‌دهند و هیچ‌گاه به شناخت حقیقی از مردم نمی‌رسند.


شخصیت سوم: (احمدی نژادی)
نتیجه این همه سال فحش دادن چی شد؟ کی می خواهید دست بردارید؟  
توی مستند همین آقای رئیسی و قالیباف آدم هایی رو نشون دادند که با پول یارانه دارند زندگی می کنند و هیچ جای دیگه کمک شون نمی کنه
کار احمدی نژاد باعث شد کمی از عرق شرم نظام مثلا جمهوری اسلامی رو کم کنه که مردم مستضعف و پا برهنه اش از گرسنگی نمیره.  وگرنه جمهوری اسلامی کجا توی این چهل سال کار درست و درمون برای این بدبخت ها کرد؟

شخصیت چهارم: (مخالف روحانی)
درسها، آثار و برکات انتخابات 29 اردیبهشت:
1-  انسجام و وحدت فکری و معنوی جریان اصولگرا و حزب الهی به خصوص در قشر خواص و نخبگان 
2-  رای 72 درصد مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران از هر طیف و جناح فکری (علیرغم مشکلات فراوان اجتماعی اقتصادی)
3-  شکسته شدن تابوی رئیس جمهور 8ساله
4-  ایجاد بدنه اجتماعی منسجم و قوی منتقد دولت که می تواند معادلات جناحی و حزبی غیر اصیل را برهم زند
5-  اطاعت و پیروی اکثریت مردم از رهبری انقلاب اسلامی
6-  توانایی تشکیل دولت در سایه توسط جریان اصولگرا با پشتوانه 40 درصد آراء (که بتواند جلوی زیاده خواهی های دولتی را بگیرد مثل سند 2030)
7-  لزوم اهتمام ورزیدن به برنامه اصولی و قوی در تمامی عرصه ها و حوزه ها
8-  اهتمام اصولگرایان به منظور جلوگیری کردن از رئیس جمهوری که رای قاطع داشته باشد (مثلا بالای 80 درصد) و احیانا هر کاری دلش بخواهد بکند
9-  پشتوانه سازی مردمی برای قوه قضاییه برای مبارزه جدی با فساد (علاوه بر 40 درصد، بسیاری از افرادی که حتی به روحانی رای داده اند قائل به مبارزه با فساد هستند)
10-  آقای رئیسی نیز الان بعد از سفرهای استانی فراوان و شناسایی ظرفیتهای کشور اعم از نیروی انسانی و امکانات طبیعی از نزدیک، نیمچه رئیس جمهوری هستند و با این تجارب گرانقدر دو سه ماهه اخیر به مراتب می توانند مجموعه عظیم آستان قدس را بهتر و بروزتر اداره کنند.
11-  این انتخابات نشان داد می توان اخلاق مدار بود و حدود 40 درصد آرا از نوع حلال و پاک را به خود اختصاص داد (اگر برنامه ریزی نیز اضافه می شد قطعا این درصد افزوده می شد)
12-  باید برای نیل به اهداف و آرمانهای انقلاب از خودگذشتگی و ایثار کرد و کار و فعالیت جهادی شبانه روزی نمود
13-  این انتخابات نشان داد باید وارد مردم بشویم و بین خود و مردم اطراف خود دیوار بی اعتمادی قرار ندهیم و اصل تبلیغ را در دستورکار جدی خود قرار دهیم
14-  جریان رسانه ای قوی، منسجم توام با پشتوانه علمی تحقیقاتی باید داشته باشیم 
15-  از هنرمندان اصیل و واقعی غفلت نکرد
اما نکته آخر: «کار ما تازه شروع شده است»

شخصیت پنجم: (لاادری)
یه نوام چامسکی هم هست، کارش اینه هر دوره بیاد بگه برنده واقعی انتخابات آیت الله خامنه ای است که ملت رو آورد تو صحنه
فکر کنم یه ارتباط نزدیکی با بیت داره!! [شوخی با تحلیلگران رده اول خارجی که در هر حال مشارکت بالا رو پیروزی برای مقام معظم رهبری می دانند].

شخصیت ششم: (مخالف روحانی)
به نظرم باید یه گروه درست و حسابی‌درست کنیم. «اصولگرایی» دیگه رای نمیاره! 
اصولگرایی همون نماینده حاکمیته!
میلاد دخانچی اینو خوب توضیح داده بود

ما باید مثلا بگیم: طبقه مردم

یا چیزهایی شبیه این
البته نماینده این طبقه، دیگر اقای رییسی یا حداد یا جلیلی یا حتی زاکانی نیستند چون که این ها همون حاکمیت هستند
افرادی مثل لاریجانی، قالیباف، ضرغامی و... میتونند نماینده این گروه جدید باشند.

شخصیت هفتم: (موافق روحانی)
کاش آقای رئیسی حداقل ۲ سال سابقه اجرائی داشت. اونوقت مطمئنا رای میاورد.

شخصیت هشتم: (مخالف روحانی):
چند تا مساله در نقد جناح اصولگرا به ذهنم میرسه:
- آقای رییسی بلد نبود با مردم حرف بزنه، آدم حرفهایش رو می شنید ناامید می شد نمی تونست با مردم ارتباط برقرار کنه. مثل جلیلی.
- سابقه اجرایی اش روشن نبود. 10 سال معاون اول قوه قضاییه بود ولی وضع قوه قضاییه رو که می بینید:... بدتر از دولت.
-اصولگراها بیشتر به دنبال رای نیاوردن روحانی بودند. روحانی رو تخریب می کردند.... شدیدا داشتند به دولت دروغ می بستند. 
- قالیباف و رییسی هر دو جزو اقشار ثروتمند جامعه بودند اما ادعای نمایندگی طبقه فرودست رو داشتند... یکی شون خونه اش توی شهرک غرب حداقل یک میلیارد و نیم قیمت خونه اش هست، حقوق خودش و خانومش با هم هفده میلیون هست. 
-رییسی ادعای مبارزه با فساد رو داشت اما در جریانات مبارزه با فساد تا به حال اسمی از ایشون نیامده بود. با جانشین ایشان در قوه قضاییه، آقای محسنی اژه ای، مقایسه کنید که چقدر در مبارزه با فساد فعاله و مردم اسم ایشون رو هی از تلویزیون سر مبارزه با فساد اقتصادی می شنوند.

در کل:
با تهمت زدن به رقیب، تخریب، نقش بازی کردن، مصادره نظام و انقلاب به نام خود و اموری از این دست نمی توان پیروز شد. حتی اگر درد مردم را بگویند مردم باور نخواهند کرد.
امیدوارم اصولگراها به رای مردم احترام بگذارند و به آنها توهین نکنند.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۳۴
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۰۷ ب.ظ

معرفی کتاب ناسیونالیسم و انقلاب

ناسیونالیسم و انقلاب

عنوان کتاب: ناسیونالیسم و انقلاب

نویسنده: دکتر رضا داوری اردکانی

ناشر: دفتر پژوهش‌ها و برنامه‌ریزی فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی

سال نشر: 1365


دانلود کتاب


محتوای کتاب:

محتوای کتاب را می‌توان به بخش‌های درآمد، معنا و ماهیت ناسیونالیسم، نسبت آن با کوسموپولی تیسم و انترناسیونالیسم، نسبت آن با مارکسیسم، نسبت آن با لیبرالیسم و وجوه سه‌گانه ناسیونالیسم تقسیم کرد. 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۰۷
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۲۶ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه دوازدهم (جلسه آخر)

این جلسه بار دیگر به سنت فلسفی غرب باز می گردیم و در آن مسأله "باید و هست" را بررسی می کنیم. این مسأله از وجوه مختلف به معناشناسی اخلاقی، معرفت شناسی اخلاقی و روان شناسی اخلاقی برمی گردد.

رابطه باید و هست را می توان به دو نحوه دید:

الف. رابطه استنتاجی:

آ، ب است؛ پس باید آ را انجام داد. یا آ، ج است؛ پس نباید آ را انجام داد. بر اساس رابطه استنتاجی باید مساوی است با خوب و نباید مساوی است با بد. در این مفهوم به لحاظ معناشناختی بحث اضافی اتفاق نمی افتد و فقط ترادف ایجاد شده است. در رابطه استنتاجی باید روابط را اثبات کرد تا بتوان آ را مساوی خوب و در نتیجه باید، به شمار آورد.

ب. رابطه زایایی= رابطه علّی و معلولی:

در این رابطه سوال این است که آیا هست می تواند باید را در من تولید کند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۶
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۲۰ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه یازدهم

خواجه نصیر در اخلاق ناصری بیان می دارد که گاهی اوقات میان حکمت و رذایل خلط می شود. خواجه در شرح آن حیوانات در محاکات انسان را بحث می کند. حیوانات برخی از امور را انسان ها تقلید می کنند. مشابه آن برخی نیز حکیم هستند و برخی به تقلید آنان اقدام کرده و حکمت را به خود می بندند (اظهار فضل می کنند). گاهی نیز مشکل از آنجاست که تنها نیت فاعل انجام دهنده مهم است (فرد بخواهد کار را حکیمانه یا عفیفانه انجام دهد). خواجه مثال هایی در باب فضایلی چون حکمت، عفت، سخا و شجاعت می زند. مثلا در مثالی طلب مال، سرزمین یا شهرت (افراط) یا گرفتار ملامت نشدن و یا ترس از دست دادن مقام (تفریط) با شجاعت اشتباه می شود.

در تقسیم مدینه ها خلط بین حکمت و رذایل زیاد رخ می دهد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۰
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۱۵ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه دهم

نکته:

جلسه نهم که پیش از این به صورت ناقص در وبلاگ قرار گرفته بود, کامل گشت.

این جلسه نیز دیدگاه خواجه نصیر را پی خواهیم گرفت. در مدل خواجه، رذایل نیز مطرح می شوند. رذایل به دو طریق در مقابل فضایل قرار می گیرند.

در بادی نظر هر رذیلت در مقابل فضیلتی طرح می شود. مثلا در برابر حکمت جهل، در برابر شجاعت جبن، در برابر عفت شَرَه، در برابر عدالت ظلم و... .

اما نظر مستوفی آن است که فضیلت یعنی در حد اعتدال بودن و دوری از افراط و تفریط. این دوری را می توان با دو تمثیل نشان داد. تمثیل اول خط در میان دو نقطه است. وسط خط اعتدال و دو سوی خط افراط و تفریط است:

افراط فضیلت
تفریط
سَفَه (وسواس فکری) حکمت

  بُله (تنبلی معرفتی)

تهور (اقدام در محل ناشایست)  شجاعت جبن
شَرَه (فرورفتن در لذات) عفت

 خمود شهوت (فقدان انگیزه)

اسراف          سخا بخل
ظلم (تحصیل معیشت از طریق مذموم)  عدالت   انظلام(قبول ظلم برای وصول به حداقل معیشت)

        

از نظر خواجه عدالت هم نشانه و هم مقوم فضیلت است. (مهمترین مؤلفه فضیلت نیز آن است که آن فضیلت از انسان فضیلت مند صادر شود).

عدالت یک ملکه    حرکت است. ظلم نیز ملکه است که از عمل بیش از حد و با روشهای مذموم حاصل می شود. فضیلت بودن عدالت از حیث حرکت است. عدل و ظلم در فضیلت گرایی دو مفهوم نیستند بلکه ملکاتی هستند که حرکت هم در آنها نقش دارد.

ذیل جنس فضیلت حکمت نیز انواع فضایل ذکاء، سرعت فهم، صفای ذهن، سهولت تعلم، حسن تعقل، تحفظ و تذکر قرار دارد.

افراط  فضیلت تفریط
خباثت ذکاء (بحث ارادی بودن مطرح است) بِلادَت (کند ذهنی)
فهم پنداری امور تخیلی سرعت فهم  تأخیر تفهیم
التهاب ذهن (تعجیل در داوری) صفای ذهن ظلمت ذهن (تأخیر در داوری)
کمیت گرایی در آموزش بدون محکم کردن آموخته ها سهولت تعلم  تعصبی که باعث تعذر در تعلیم شود
          
توجه به امور زائد  حسن تعقل بی توجهی به امور لازم
عنایت بیش از حد به امور غیرضروری   تحفظ بی توجهی به اموری که حفظ آنها لازم است

اما تثمیل دوم تمثیل دایره است. یک فضیلت در محور دایره قرار دارد و هزاران رذیلت اطراف آن وجود دارد.

مساله بعدی آن است که گاهی اوقات رذایل (جنبه های افراطی و تفریطی) با فضایل خلط می شوند. به این مساله در جلسه بعد خواهیم پرداخت.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۱۵
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۳۳ ق.ظ

سنجش ادراک ایرانیان از عدالت

پژوهش "سنجش ادراک ایرانیان از میزان عادلانه بودن معیارهای دستیابی به مناصب سیاسی" در حال انجام است.  پرسشنامه ای که آدرس آن در انتها آمده بخش مهمی از این پژوهش دانشگاهی است. از شما هموطن عزیز درخواست می شود با پاسخ به تمامی پرسش ها و نیز به اشتراک گذاشتن پرسشنامه با دیگران، ما را در این راه یاری دهید. پاسخ به تمامی پرسش ها حدود 5 الی 10 دقیقه از وقتتان را خواهد گرفت. در صورت تمایل می توانید آدرس ایمیل خود را در انتهای پرسشنامه درج فرمایید تا نتایج حاصل از این پژوهش در اختیار شما گذاشته شود. صمیمانه پذیرای ردیه ها، نقدها و پیشنهادات شما عزیزان هستیم.



https://goo.gl/forms/HSmYPqUwQCIG1SLV2

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۳
رامین مددلو

نویسنده: دکتر محمود شفیعی

ناشر: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام

سال نشر: 1389


بخش اول: مباحث نظری

1: نظریه کنش ارتباطی

مبانی معرفت‌شناختی

نظریه کنش ارتباطی هابرماس در زمره نظریه‌های انتقادی است و از این نظر بر معرفت‌شناسی انتقادی متکی است. معرفت‌شناسی انتقادی از طریق نقد دیدگاه‌های رقیب و بازسازی آن‌ها سعی در رهایی انسان‌ها و کاستن از سلطه‌های تاریخی-اجتماعی دارد. معرفت‌شناسی انتقادی هابرماس ناظر بر افول آگاهی و سوژه است و سعی در احیای سوژه دارد. به‌نحوی‌که سوژه به صورتی منفعل و فعال با پیرامون خود در ارتباط قرار گیرد. در مسیر دستیابی به چنین سوژه‌ای معرفت‌شناسی انتقادی از سه خصلت اساسی برخوردار می‌شود:

الف) دانش هم برحسب اعیان تجربه و هم برحسب مقوله‌های پیشین تعریف می‌شود.

ب) ذهن اجتماعی هم اجتماعی و هم پویاست.

ج) تأمل معتبر است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۰۸:۲۶
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه نهم

فضیلت و عدالت در نظر خواجه نصیر

کتاب اخلاق ناصری از کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه متاثر است. اما فارغ از تاریخچه این کتاب، می خواهیم به خود بحث فضیلت و عدالت در این کتاب بپردازیم. قبلا بیان شد که برای ورود مبحث عدالت در سنت خودمان نیازمند مباحث انسان شناسی با محوریت قوای نفس هستیم. قوای نفس تقسیم می شود به قوای نباتی، حیوانی و انسانی (ناطقه). در قوه حیوانی قوای مدرکه و فاعله هست و در قوه فاعله قوای شوقیه و قوه ای که خود عمل را انجام می دادند. قوه شوقیه نیز تقسیم می شدند به قوای شهویه و غضبیه.

توضیح داده شد که در این تقسیم بندی اگر به سراغ فلسفه کنش برویم، مساله لذت اهمیت می یابد. اما لذت و رنج به معنای عرفی نیست بلکه ابن سینا صحبت از لذت و رنج عقلانی می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۲
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۵۳ ب.ظ

میوه‌های کال عدالت پژوهی در مزرعه دانش

نکته: گفتگو با دکتر خاندوزی به همت برادر بزرگوار، سیدعلیرضا سجادیه صورت پذیرفت. این گفتگو ابتدا در شماه 167 ماهنامه همشهری خردنامه در پرونده بی عدالتی در عدالت پژوهی آن شماره منتشر شده است.


حدود 4 سال از دومین نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع عدالت می‌گذرد در آن جلسه حضرت آقا مطالباتی را از عدالت پژوهان و مجریان عرصه‌ی حکومت برای کشور مطرح کردند. به نظر شما در طول این سال‌ها چقدر از آن مطالبات محقق شده؟ چه موانعی باعث عدم تحقق آن خواسته‌ها شده؟

در رابطه با صحبت‌هایی که در نشست دوم اندیشه‌های راهبردی در موضوع عدالت انجام شد، عرض یابی اجمالی این است که اتفاق قابل توجهی در حوزه‌ی عدالت پژوهی رخ نداده و سال‌ها است که اتفاقی رخ نداده. با اینکه مخاطبِ نشست اندیشه‌های راهبردی آقا طیف دانشی و پژوهی بودند که در این موضوعات کار کرده بودند، در خودِ آن جلسه نشانه‌های قابل توجهی از این که چرا جریان عدالت پژوهی در ایران جریان پویایی نیست یافت می شود، مثلا بسیاری از سخنرانان جلسه با رهبری در سال 90، در آن جلسه همان نکاتی را طرح کردند که 10 سال قبل از آن هم در کتاب‌ها و مقالات خودشان گفته بودند. بدون این که ذره‌ای بر ایده هایشان بیفزایند آنها را 10 سال بعد هم طرح می‌کنند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۳
رامین مددلو
شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۳ ق.ظ

صراط مستقیم عبودیت تا ربوبیت

نکته: متن ذیل، گفتگویی است با آقای احمد شریعتمداری؛ پژوهشگر فلسفه سیاسی اسلامی؛ درباره معنای و مفهوم عدالت در نگاه امام خمینی رحمه الله علیه. این متن نخستین بار در شماره 167 ماهنامه همشهری ماه در پرونده "بی عدالتی در عدالت پژوهی" آن منتشر شده است.


شاید بهتر است گفت و گوی خودمان را از واکاوی چیستی عدالت و تعریف آن شروع کنیم.

به نظر می رسد انسان ها همواره داوری ارزشی حول مفهوم عدالت داشته اند و امور مختلف را متصف به صفت عادلانه یا غیر عادلانه کرده اند. گویا از عدالت یک تلقی ارتکازی وجود داشته است. همچنین نظریه پردازان رشته های علمی مثل فلسفه، سیاست، فقه، اقتصاد، حقوق و اخلاق بر واکاوی این مفهوم اصرار ورزیده اند. سیاستمداران نیز خودشان را عدالت‌گستر معرفی کرده اند. می‌توان ادعا کرد که پرابلمتیک نظریه عدالت، چالش مهم هر مکتب و ایدئولوژی بوده است.

اما نکته مهم ابتدایی اینجاست که باید میان عدالت و امر عادلانه تفکیک قائل شویم که اولی دلالت بر ساحت گزاره های هست‌محور(هر چند که عدل، معقول ثانوی است) و دومی بر گزاره های ارزشی و تکلیفی دارد. تفکیک این دو حوزه، قطعا به معنای عدم ارتباط معنایی آن ها نیست، هر چند هر کدام روش شناسی خاص خود را دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۳
رامین مددلو
جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۳ ب.ظ

ساعت عدالت در دنیای لیبرالی چند است؟

نکته: این متن ابتدا در ماهنامه همشهری خردنامه، شماره 167، منتشر شده است. گفتنی است متن ذیل در اصل تلخیصی است از یک پروژه در حال اجرا در مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام.



 این متن بیشتر نظر به آن دارد که آیا هنوز هم می توان به مانند گذشته سخت از بی تفاوتی لیبرالیسم به عدالت راند؟ جهت پاسخ به این پرسش دو دانشگاه برگزیده و بررسی شدند. دانشگاه هاروارد متعلق به ایالات متحده و فراهم آورنده اندیشه های مورد نیاز حزب دموکرات آمریکا جهت اداره جامعه و مدرسه علوم اقتصادی لندن (LSE) که پایگاه طیف نخبگانی حزب کارگر انگلیس محسوب می شود.

 

دانشگاه هاروارد

دانشگاه هاروارد، قدیمی ترین مؤسسه آموزش عالی در ایالات متحده آمریکا، در شهر کمبریج ایالت ماساچوست در سال 1636 میلادی تاسیس شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۵ ، ۱۹:۰۳
رامین مددلو
پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۱۷ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه هشتم

[نیازمند خوانش نظریه اعتباریات علامه طباطبایی]


قرار بود بحث این جلسه در باب نگاه خواجه نصیر به فضایل باشد اما چون فضای بحث هنوز در مباحث انتزاعی تر است، این جلسه به بحث اعتباریات می پردازیم که جنبه فلسفی تری دارد.

 

شرح نظریه:

در اعتباریات انگار علامه طباطبایی از تعامل قوای ادراکی که در حال انجام کاری هستند سخن می گوید. در فلسفه جدید یک تئوری با عنوان speech act از آوستین داریم: کاری که با زبان انجام می دهیم. علامه طباطبایی معتقدند که ما در مقام ادراک کارهایی را انجام می دهیم. می توانیم اعتباریات را کار معرفتی نام نهیم. حال شما اعتباریات را بگذارید در فضای فلسفه فیزیکالیستی که مغز را یکپارچه می داند و می گوید هر وقت شما امری را درک می کنید همزمان کار نیز انجام می دهید. با اینکه فضای علامه صدرایی است و مبنای اعتباریات صدرایی است: النفس فی وحدتها کل القوا؛ اما اعتباریات نظریه خود علامه است. علامه برای توضیح بحث خودشان از مطلبی که ما در فضای تشبیه مواجه هستیم استفاده می کنند. ایشان می گویند ما دارای یک قدرت مفهوم سازی هستیم و مفاهیمی که ما می سازیم دارای مابه ازای خارجی در عالم واقع نیستند. مثلا ما از تعبیر علی شیر است استفاده می کنیم، کارکرد این تعبیر زمانی می شود که یک شیر و یک فرد را در نظر می گیریم و ویژگی های مربوط به شیر (علامه از این ویژگی ها با عنوان حد یاد می کند) را به علی نسبت بدهیم. یعنی حد موجود الف را به موجود ب نسبت دهیم. این کاری که انجام می دهیم در مقام واقع نیست. گویی ما یک عینکی داریم که آن عینک این کار را انجام می دهد و علامه از آن به توهم تعبیر می کند. علامه از تعبیر دروغ بهره می گیرد. دروغ ها دو دسته هستند، یک دسته ناظر به عالم واقع هستند اما یک دسته از دروغ ها ناظر به عالم واقع نیستند بلکه اگر در ظرف توهم که این کار در آن ظرف انجام پذیرفته درک کنیم صادق اند.

پس گام اول: ما در مقام معرفت گاهی اوقات کار انجام می دهیم. صرفا منفعل نیستیم تا فقط از عالم واقع تصویربرداری کنیم.

گام دوم: چه عاملی باعث این فعالیت معرفتی می شود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۵ ، ۱۴:۱۷
رامین مددلو
شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۴۱ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه هفتم

قرار شد امروز مباحث فرااخلاق ادامه یابد. در معرفت شناسی اخلاقی، اگر از معرفت به معنای علم صحبت کنید، بحث از این می شود که مثلا ما یک معرفت ناظر به عالم واقع داریم و یک معرفت ناظر به بایدها و نبایدهای اخلاقی. پس می توانیم اینگونه بگوییم که ما یک علم اخلاق داریم. اگر اینگونه نگاه کنیم گویا معرفت را دسته بندی می کنیم. در این صورت می توان گفت احکام عام معرفت اخلاقی در این دسته بندی پخش می شوند. اگر ما معرفت را به باور صادق موجه تعریف کنیم به سه نکته در باب عنصر توجیه باید توجه کرد (از دید معرفت شناسانه):

-      به توجیه در دل تعریف معرفت توجه کنیم

-     در باب عنصر توجیه بگوییم توجیه ما می تواند درون گرایانه (صرفا توجه به خود باورها) یا برون گرایانه (توجه به امور  بیرون از باور مانند شرایط پیدایی باور) باشد،

-     از سوی دیگر از ساختار توجیه نیز صحبت می شود، آیا ساختار توجیه یک ساختار هرمی شکل است یا شبکه ای  شکل؟ در ساختار هرمی شکل می توان سخن از نظریه مبناانگاری راند و در ساختار شبکه ای شکل از نظریه  انسجام گرایی حرف زد. غالبا این دو نوع نظریات درون گرایانه هستند.

مباحث وجودشناسی اخلاق و معرفت شناسی اخلاق با هم مرتبط اند. یکی از ارتباطات بحث واقع گرایی اخلاقی است. اگر کسی واقع گرای اخلاقی باشد در بحث معرفت شناسانه شناخت گراست (شناخت گرایی: گزاره های اخلاقی معنادار بوده و قابلیت صدق و کذب دارند).

فارغ از نحوه انجام تقسیم بندی، اگر گفتید معرفت مقسم بوده و این دو اقسامش هستند، می توانید از مبناانگاری اخلاق، انسجام گرایی اخلاقی و... نیز نام ببرید. این اتفاقی است که در فضای نظریه پردازی معرفت شناسی اتفاق افتاده است.

در سنت خودمان در معرفت ناظر به عالم واقع، مبناانگاری داریم (بر اساس نظریه انسجام گرایی یک نظریه زمانی معتبر است که منسجم باشد. پس هیچ چیزی بدیهی و محور نیست).

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۱
رامین مددلو
سه شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ق.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه ششم

در جلسات قبل بیان شده مباحث عدالت آنگونه که شما پیگیر هستید، اصل جایگاهش در فلسفه اخلاق بوده و به همین جهت نیاز هست هم با مباحث هنجاری فلسفه اخلاق ارتباط برقرار کرد و هم با مباحث فرااخلاق. در اخلاق هنجاری دو کلان نظریه مساله محور داریم: غایت انگاری و وظیفه انگاری. در قبال این دو کلان نظریه، کلان نظریه اخلاق فضیلت را داریم. وقتی به نظریات عدالت نگاه می کنیم می بینیم نظریات در قالب های مختلف غایت انگاری (پیامدانگاری) یا وظیفه انگاری یا اخلاق فضیلت مطرح شده اند. برای تحلیل دقیق نظریات عدالت باید خانه هایی را رسم کرد مانند خانه هایی برای نظریه هنجاری در باب اخلاق، چگونگی کاربردی شدن، نقش افراد و گروه ها و... و از دید نظریه عدالت این خانه ها را پر کرد.

 

سه حیطه فرااخلاق

سپس وارد مباحث فرااخلاق شدیم. در فرااخلاق سه حیطه مهم وجود دارد: هستی شناسی، معرفت شناسی و  معناشناسی مباحث اخلاقی. این سه حیطه با هم مرتبط اند. یعنی اگر یک فردی در هستی شناسی اخلاقی نظریه ای مطرح کند به احتمال قریب به یقین ما تاثیرش را در دو حیطه دیگر مشاهده می کنیم. تقدم بخشی هر حیطه برمی گردد به تاریخ مباحث اخلاق. در دوره ای نزاع این بوده که آیا امور اخلاقی در جهان خارج مابه ازا دارند یا نه؛ یعنی مباحث هستی شناسی مطرح شده. در دوره جدید و به خصوص مباحث ویتگنشتاین بحث به سمت معناداری گزاره ها و معناشناسی می رود. در دوره ای دیگر بحث رابطه دین و اخلاق مهم بوده، عقل بشری یا وحیانی بودن منبع اخلاق مطرح بوده و... . علاوه بر تاریخ، نگاه ما به فلسفه نیز مهم است. اگر بخواهیم مسائل فلسفه را حل کنم سه طریق پیش روی ماست: 1- باید به عالم وجود نظر کنیم و آن را بشناسیم. 2- باید ابتدا ذهن و قواعد حاکم بر ذهن شناخته شود (دیدگاه کانت) و ما از طریق ذهن عالم را می شناسیم. 3- باید زبان را ابتدا مورد توجه قرار دهیم.

فارغ از تاریخ مساله و دغدغه افراد، در نگاه به عنوان ناظر فلسفه، باید توجه کنیم که اینها به هم به صورت شبکه ای مرتبط اند. تیپولوژی افراد در ورود به فلسفه نیز متفاوت است. اینها سه جلوه و سه نمود از یک واقعیت اند. باید حواسمان باشد تحلیل هایمان انسجام میان این سه جلوه را حاصل نماید.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۱:۲۸
رامین مددلو