مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کانت» ثبت شده است

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: خلاصه جلسه چهاردهم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

قرارداد، قرارداد است

در نظریه سیاسی کانت گفته می‌شود که قوانین عادلانه بر اساس یک قرارداد اجتماعی مشخص و استثنایی به وجود می‌آیند. این قرارداد یک قرارداد حقیقی نیست. کانت قراردادی را که مبنای برقراری عدالت است خردگرایی می‌نامد. مذاکره در قراردادها از خردگرایی ناب پیروی نمی‌کند بلکه از قدرت اقناع پیروی می‌کند.

پس کانت یک قراردادگراست اما حقانیت قوانین اخلاقی را در یک قرارداد فرضی قرار می‌دهد. جان رالز آمد و چگونگی وقوع یک قرارداد فرضی را شرح داد. [شرح نظریه عدالت رالز] آیا چنین توافق فرضی، تعهد اخلاقی ایجاد می‌کند؟ آیا از قراردادهای اجتماعی واقعی نیرومندتر است؟ باید به تعهدات اخلاقی منتج از قراردادهای واقعی نگاه دقیق‌تری کنیم.

-          قراردادها چگونه ما را وادار به اجرای مفادشان می‌کنند؟

-          قراردادهای واقعی که در زندگی روزمره بسته می‌شوند، چگونه قوانینی را که به وجود می‌آورند موجه می‌کنند؟

قراردادهای واقعی به‌خودی‌خود ابزار اخلاقی نیستند. صورت گرفتن توافقی، منصفانه بودن آن را تضمین نمی‌کند. قراردادها گاهی چون سود دوطرفه دارند الزام‌آور می‌شوند. قراردادها از دو طریق الزام ایجاد می‌کنند:

الف: توافق کردن، یک کنش داوطلبانه است: تعهد مبتنی بر توافق: خودمختاری

ب: دوسویگی قرارداد: تعهد مبتنی بر سود: کنش متقابل

حتی بدون رضایت یکی از دو طرف هم قرارداد ایجاد تعهد می‌کند. مثال خیانت پس از ازدواج.

اما در واقعیت، هر قراردادی ممکن است با این آرمان‌ها فاصله زیادی داشته باشد. تفاوت در قدرت چانه‌زنی طریق نخست و تفاوت در سطح دانش دو طرف قرارداد، طریق کنش متقابل را بی‌اثر می‌سازد؛ زیرا ممکن است چگونگی بهره‌مندی برابر را تضمین نکند. مبنای پرده بی‌خبری جان رالز چنین مسئله‌ای است. تفاوت‌ها هستند که حتی در اصول هم ما را به نتایج ناعادلانه‌ای می‌رسانند.

اما در توافق فرضی با استفاده از پرده بی‌خبری، بر سر چه اصولی به‌عنوان اصول عدالت توافق می‌شود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۲
رامین مددلو
چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۱۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: خلاصه جلسه سیزدهم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

درسی در مورد دروغ گفتن 

فهم کامل نظریه اخلاق کانت در گروه پاسخ گویی به سه پرسش است:

-          انجام وظیفه و خودمختاری چگونه با یکدیگر سازگار می شوند؟ شأن و منزلت ادای وظیفه در چیست؟

پاسخ کانت: انجام وظیفه مبتنی بر قانونی است که خودِ فرد بر خودش وضع کرده و به موجب آن کنشی آزادانه است.

-          چند قانونی اخلاقی وجود دارد؟ اگر کرامت یعنی حکومت قانون خودوضع بر ما، چه تضمینی وجود دارد که وجدان من و شما با هم یکی باشد؟

پاسخ کانت: اگر هر یک از ما با آزادی کامل و با رجوع به وجدان خویش قانون اخلاقی را وضع کنیم قطعا همگی به یک نتیجه واحد می رسیم. چون راهنمای انتخاب یک قانون اخلاق برای همگی مان، خرد ناب، است.

-          چگونه یک امر مطلق، اخلاق، امکان پذیر است؟

پاسخ کانت: ما همزمان در دو دنیا، قلمرو آزادی و قلمرو ضرورت حضور داریم. بین آنچه انجام می دهیم و باید انجام دهیم ممکن است تفاوت باشد. اما اخلاق امری تجربی نیست.


مثال قاتل پشت در:

به اعتقاد کانت اگر برای جلوگیری از پیامد ناگوار کاری، در اجرای امر مطلق استثنا قائل شویم، اصول اخلاق را به تمامی نقص کرده ایم.

توجیه سندل مبتنی بر فلسفه اخلاق کانت: از دید کانت میان دروغ و راستِ گمراه کننده تفاوت وجود دارد. مبنای کانت پیامد کنش ها نیست بلکه پیروی رسمی از قوانین اخلاقی است.

اما آیا با توجه به مثال ماجرای استیضاح بیل کلینتون، واقعا میان دروغ و راستِ گمراه کننده تفاوتی هست؟ پاسخ آن است که از منظر فلسفه اخلاق کانت راستِ گمراه کننده به انجام وظیفه وفادار می ماند. در راستِ گمراه کننده تا حد زیادی به قانون اخلاق احترام گذاشته ام.

 


پ.ن:

مشاهده ویدیوی جلسات سیزدهم و چهاردهم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۲
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه دوازدهم

اصل عالی اخلاق

امروز ما به کانت بازمی گردیم، اما پیش از آن به یاد داشته باشیم هدف این هفته این است که همه شما به طور اساسی بر کانت فایق آیید و کانت شوید، کشف آنچه او است... شما می خندید، نه، این اتفاق خواهد افتاد. بستر و زمینه کار کانت دو پرسش بزرگ است. اولی: اصل عالی اخلاق چیست؟ دومی: آزادی چگونه ممکن است؟ دو پرسش بزرگ. حال، یک روش برای ساخت راه شما از میان این کتاب فلسفی حجیم[1] به یاد داشتن مجموعه ای از مخالفت ها یا تضادها یا دوگانه های مرتبط است. امروز می خواهم درباره اینها صحبت کنم. امروز می رویم که به پرسش اول پاسخ دهیم، چه چیز بر اساس نظر کانت، اصل عالی اخلاق است؟ و برای پاسخ به این پرسش از نظر کانت، به یاد داشتن سه تضاد یا دوگانه ای که کانت از آنها یاد می کند به ما کمک خواهد کرد. تضاد اول را به یاد آورید، آنچه مبتنی بر انگیزه باید انجام دهید. بر اساس آنچه ما انجام می دهیم و مطابق با نظر کانت، تنها یک نوع از انگیزه با اخلاق سازگار است: انگیزه انجام وظیفه؛ انجام کار درست به خاطر دلیل درست. چه انگیزه های دیگری اینجا هستند؟ کانت آنها را در دسته تمایلات خلاصه می کند. هر زمان انگیزه برای آنچه انجام می دهیم برآورده کردن یک تمایل یا یک ترجیح (که ممکن است داشته باشیم) است، دنبال کردن برخی علایق است؛ ما به واسطه تمایل عمل می کنیم. حال به من اجازه بدهید همینجا مکث کنم اگر... اگر در اندیشه پرسش از انگیزه انجام وظیفه، پرسش از اراده خیر هستید. اگر هر یک از شما پرسشی درباره ادعای کانت دارد یا اصلا کسی از این ترجیح و تمایزگذاری راضی است؟ شما چه فکر می کنید؟ بفرمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۵ ، ۱۳:۳۲
رامین مددلو
شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه یازدهم

ذهن، برانگیزانندهِ شما[1]


حال نوبت به سخت ترین فیلسوفی می رسد که ما اقدام به مطالعه آن در این کلاس می کنیم. امروز امانوئل کانت را بررسی می کنیم. او  یک دیدگاه متفاوت را، از اینکه چرا ما  یک وظیفه جزمی و قطعی احترام به شأن و منزلت اشخاص را داریم و نیز عدم استفاده صرفا ابزاری از مردم حتی برای اهداف خوب، پیشنهاد می کرد. کانت در دانشگاه کانیگزبورگ در قرن شانزدهم سرآمد بود. او در سن 31 سالگی نخستین شغلش را به عنوان مدرس قراردادی، که پرداختی آن مبتنی بر هر جلسه و بر اساس تعداد دانشجویانی که در کلاس او می نشستند بود (این سیستم معقولی است که به نظر می رسد خوب است هاروارد در نظر بگیرد!)، به دست آورد. خوشبختانه کانت تدریس پرجمعیت و  فعالی داشت و در نتیجه یک زندگی حداقلی را ادامه داد. زمانی که او 57 ساله بود نخستین کار بزرگش را منتشر کرد اما این کار ارزش صبر کردن تا آن زمان را داشت. آن کار کتاب "نقد عقل محض" بود؛ شاید مهم ترین کار در تمام دوران فلسفه مدرن. و چند سال بعد کانت "بنیاد اخلاقیات متافیزیک" را نوشت که ما در این کلاس خواندیم. من می خواهم پیش از آنکه شروع کنیم؛ تصدیق کنم که کانت یک متفکر متفاوت است اما مهم است برای کشف اینکه او چه می گوید تلاش کنیم. زیرا این کتاب درباره "خیر" است، این کتاب در درجه اول درباره چه بودن اصل عالی اخلاق است، و  نیز به ما یک شرح می دهد، یکی از قویترین شرح ها از آنچه که "آزادی واقعا چه هست" داریم. خب اجازه دهید امروز شروع کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۳۹
رامین مددلو


3: نظریه قرارداد و توجیه

بدواً روشن نمی‌شود که وضعیت اولیه چگونه جنبه اخلاقی به نتایج انتخاب عقلانی می‌بخشند، زیرا روشن نیست که بحث وضعیت اولیه از کجا نیروی توجیه خود را می‌آورد. پیچیدگی مسئله توجیه ازاین‌روست که به نظر می‌رسد رالز هم‌زمان از دو نوع توجیه متفاوت استفاده می‌کند: یکی با توسل به روش تعادل انعکاسی، دیگری با پیروی از سنت قرارداد اجتماعی.[1]

 

اخلاقیات قرارداد

رالز مانند برخی از پیشینیان قراردادگرای خود این توافق اولیه را قراردادی فرضی می‌داند. اگر قرارداد اجتماعی فرضی باشد، توافق اولیه نیز کم‌رنگ خواهد شد[2]. آنچه قرارداد را منصفانه می‌کند فقط این نیست که توافق شده است؛ چیز دیگری است. رفتار منصفانه با ما نه ما را آزاد می‌کند نه مستلزم آزادی ماست. اخلاقیات قرارداد را می‌توان مرکب از دو آرمان مرتبط ولی متمایز دانست. یکی آرمان خودمختاری است که قرارداد را فعلی ارادی می‌بیند که اخلاقیاتش از ویژگی ارادی معامله نتیجه می‌شود. آرمان دیگر دوسویگی است، که قرارداد را ابزاری برای انتفاع متقابل می‌شمارد که اخلاقیاتش بستگی به انصاف در اساس معامله پیدا می‌کند.خودمختاری به خود قرارداد به‌عنوان منشأ تعهد برمی‌گردد، دوسویگی یک اصل اخلاقی مستقل را تداعی می‌کند که انصاف در معامله را با آن می‌توان سنجید[3]. برخلاف تعهدات اختیاری، تعهداتی که ذیل آرمان دوسویگی داده می‌شوند باید ملاکی انصافی مستقل از قرارداد را پیش‌فرض بگیرند. پس این تعهدها به این معنی محدود معرفتی یا اکتشافی قراردادی‌اند که قرارداد کمک می‌کند تعهدی که پیشاپیش وجود دارد شناسایی یا روشن شود (عطیه 1979: 143-146) یک پیامد این ویژگی تعهدهای منفعت محور این است که اجرای قرارداد برای موجودیت تعهد ضروری نیست. دست‌کم در اصول، ممکن است راه‌هایی برای شناسایی این تعهدها بدون مراجعه به قرارداد وجود داشته باشد[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۰
رامین مددلو

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب "لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت"

نویسنده: مایکل سندل

ترجمه: حسن افشار

 

پیشگفتار: لیبرالیسم و اولویت عدالت

لیبرالیسمی که من در نظر دارم (لیبرالیسم وظیفه گرا) به‌عنوان مکتبی اخلاقی قائل به تقدم حق بر خیر است. لیبرالیسم وظیفه گرا بیش از هر چیز نظریه‌ای درباره عدالت است، به‌ویژه درباره اولویت عدالت در میان آرمان‌های اخلاقی و سیاسی[1]. اما عدالت در این نوع لیبرالیسم محدود است و محدودیت‌های عدالت در دل آرمان آن نهفته است، در جامعه ملهم از نوید لیبرالی مسئله این است که نگاه نقص دارد و خواسته نارساست[2].

 

مبانی لیبرالیسم: کانت در برابر میل

اولویت عدالت را به دو صورت متفاوت ولی مرتبط می‌توان فهمید:

1-    می‌گوید عدالت اول است ازاین‌جهت که اقتضائات عدالت بر دیگر علایق اخلاقی و سیاسی هرچقدر که مبرم باشند، می‌چربد. از این حیث عدالت بالاترین فضیلت اجتماعی است. (نگاه لاک و میل) اما اولویت عدالت به معنی اخلاقی محض آن، به‌سختی می‌تواند این لیبرالیسم را از دیگر قرائت‌های مشهور آن متمایز کند.

2-    (نگاه کانت) در دیدگاه وظیفه گرایانه کامل، اولویت عدالت نه‌تنها تقدم اخلاقی را توصیف می‌کند بلکه یک ‌شکل ممتاز توجیه را نیز نشان می‌دهد. حق بر خیر مقدم است ازاین‌جهت که اصول آن مستقلاً اخذ می‌شوند.بدین معنی که اصول عدالت به‌گونه‌ای توجیه می‌شوند که وابستگی به هیچ استنباط خاصی از خیر پیدا نمی‌کنند. برعکس حق با استقلالش بر خیر قید می‌زند و برایش حدود تعیین می‌کند. "مفهوم خیر و شر باید پس از او، و به کمک قانون اخلاقی تعریف شود" (کانت 1788: 65) بنابراین ازنظر مبانی اخلاقی اولویت عدالت یعنی عدالت خودش هدف/ غایت است، مقدم بر هر هدف دیگری، و میزان اهداف دیگر.

وظیفه گرایی در معنی اخلاقی‌اش عکس نتیجه گرایی است. وظیفه گرایی در معنای اصولی‌اش عکس غایت‌گرایی است، شکلی از توجیه را توصیف می‌کند که اصول اولیه‌اش به شیوه‌ای اخذ می‌شوند که هیچ غرض یا هدف انسانی نهایی، یا تصور معینی از خیر انسانی، را پیش‌فرض نمی‌گیرد.[3]

دو جنبه وظیفه گرایی چه ارتباطی با یکدیگر پیدا می‌کنند. آیا لیبرالیسم نوع اول بدون مراجعه به دومی قابل دفاع است؟ میل یکی از کسانی بود که این را ممکن می‌دانست و نه‌تنها از امکان، بلکه از ضرورت جدا کردن آن دو از یکدیگر دفاع می‌کرد. میل معتقد بود عدالت به‌درستی جزء اصلی و به حد غیرقابل مقایسه‌ای مقدس‌ترین و واجب‌ترین جزء کل اخلاق به شمار می‌رود، نه چون حق مطلق است بلکه تنها چون الزامات عدالت جایگاه بلندترین در مقیاس سودمندی اجتماعی دارند و بنابراین از هر تعهد دیگری مهم‌ترند. (میل،1863: 465، 469) "من هر امتیازی را که از تعبیر حق مطلق، به‌عنوان چیزی مستقل از سودمندی، برای مدعای من کسب شود رد می‌کنم. من سودمندی را هدف غایی در همه مسائل اخلاقی می‌دانم... " (میل1849: 485)[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۳۶
رامین مددلو