مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوعثمانی گری» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۰ ب.ظ

بازگشت تنوع به زمین خالص شده

یک‌بار اُنور، دوست اهل شهر آماسیه، ناهار را آماده کرد. انور آشپز قابلی است و از هیچ، غذایی جذاب آماده می‌سازد. چه رسد به آنکه صبح خرید هم کرده باشد. با انور و فیاض، دانشجوی رشته تاریخ، بر سر میز غذا نشسته بودیم که به ذهنم زد ترک‌ها تنوع غذایی بسیاری دارند. این تنوع مختص غذای خانگی نیست، غذاخوری‌های متعدد در سطح شهر هم تنوع غذایی بسیاری دارند.

فرهنگ غذا در جامعه ترکیه، فرهنگ جالبی است اما ذهنم، آن هنگام، درگیر اصل قضیه تنوع شد و اصل مقابل آن: خالص بودن.

متنوع ماندن یا خالص شدن؟ ترکیه در ابتدای تأسیس جمهوری خود باید یکی از آن دو را انتخاب می‌کرد و خالص شدن را انتخاب کرد. خود را از گذشته‌اش منفک نمود. جامعه عثمانی، جامعه‌ای متنوع بود. اصل وجودی یک جامعه را در تنوع عناصر آن می‌دانست. در جامعه عثمانی نژاد، دین، زبان، خرده‌فرهنگ‌هایی مانند فرهنگ غذا، فرهنگ تفریح و... متنوع بودند. حتی سبک حکومت‌داری در مناطق جغرافیایی مختلف نیز خود را با آن مناطق هماهنگ می‌کرد. از آن بالاتر تنوع در ارتش عثمانی نیز راه داشت و ارتش عثمانی مدل‌های مختلفی از سربازداری را داشت. به این موارد تنوع اقالیم جغرافیایی گستره امپراتوری عثمانی را نیز بیفزایید.

در اواخر دوره عثمانی تلاش‌هایی بود تا از دل این تنوع هویت عثمانی را، هویتی متفاوت از هویت ترکی یا هویت اسلامی پدید آید. هویت عثمانی برآمده از تنوع بود. اگر زبان را نشانه بارز هویت یک جامعه بدانیم، زبان ترکی عثمانی نماد واضح یک هویت مبتنی بر تنوع بود. ترکی عثمانی زبانی زنده بود که در تعامل با زبان‌های اطراف خود، فارسی و عربی و یونانی، واژگانی از آن زبان‌ها را پذیرفته بود و به آن‌ها واژه افزوده بود. حتی تمایل دارم در اظهارنظری عامیانه مدعی باشم این تعامل در ساختار روابط میان واژگان در زبان‌های یادشده نیز بود.

در اواخر دوره عثمانی گروهی از نخبگان مطرح می‌شوند که تنوع را دلیل ضعف امپراتوری می‌دانستند. در نظر آنان تنوع باید حذف شده و اصل وجودی جامعه خلوص باشد. تأسیس جمهوری لائیک ترکیه شروع رسمی جریان خالص‌شدگی است اما این جریان از اواخر دوره عثمانی شروع شده بود. بخشی از خالص‌شدگی تحمیل از خارج بود. از دست رفتن حدود 85 درصد از جمعیت و سرزمین‌های عربی/اروپایی روند خالص‌سازی (اجباری) را کلید زد. خالص‌سازی خود را در همه وجوه اجتماعی نشان داد. در امر نژاد قتل‌عام غیرمستقیم و مستقیم ارامنه و سیاست جابجایی آن‌ها، اخراج یونانیان، نفی هویت قومی کردی، ترک نامیدن اکثر نژادها و قومیت‌های باقی‌مانده در محدوده جغرافیایی آناتولی همگی به یک نتیجه ختم می‌شدند: آناتولی سرزمین یک نژاد واحد به نام نژاد ترک است. اما زبان؛ تغییر زبان و خط نوشتاری آن همراه بود با حذف لغات غیر ترکی و مصدر سازی و فعل سازی و اسم سازی از لغات قدیمی ترکی. حتی زمانی هم که متوجه عدم امکان چنین خالص‌سازی سنگینی در زبان شدند، به نظریه زبان خورشیدی و معرفی زبان ترکی به‌عنوان مادر همه زبان‌های بشری متوسل شدند تا به انگاره خالص‌شدگی آسیبی وارد نیاید. در امر دین مسئله برایم جذاب‌تر است. یک دین و مذهب خاص بر سایرین برتری داده نشد، بلکه تلاش شد کلیت دین از عرصه اجتماعی حذف شود. به‌نوعی دین فراموش شود.

خالص‌سازی با تمرکز همراه است، خالص‌سازی با وحدت سازی و واحدگردانی همراه است. نظام دولتداری واحد، حزب واحد، قانون واحد، ارتش واحد، شیوه تحصیل واحد و همه واحدهایی که با نام ملی شدن انجام می‌پذیرفت و مسیر ناچار مدرن شدگی معرفی می‌شد همگی در ترکیه مدرن به یک نتیجه غایی ختم می‌شدند: یک جامعه که در همه وجود خود خالص است. بدون تنوع.

توجه دوباره به دوران عثمانی و سر برآوردن آرمان نوعثمانی گرایی، چاره‌ای جز بازگشت به تنوع ندارد. چراکه نوعثمانی گرایی مقلد دوران عثمانی است. مبتکر دوران جدید نیست بلکه حداکثر هماهنگ ساز دوره آرمانی با دوره حال است.

توجه دوباره به تنوع را این روزها کاملاً احساس می‌کنم؛ اما خود این توجه می‌تواند عامل شکاف دیگری در جامعه گروه‌گروه شده ترکیه فعلی باشد: هواداران خلوص جامعه و هواداران تنوع جامعه. تنوع ازهرجهت و خلوص ازهرجهت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۰
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۸ ق.ظ

آرمان قرن بیست و یکم

نکته:

بنا به توصیه دوست بزرگوارم دکتر حمید درویشی مطالب کانال استانبول: خاطرات و شهر را در وبلاگ بازنشر خواهم داد. عمده این مطالب پیش از این در کانال جامع مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام و صفحه اندیشه روزنامه فرهیختگان بازنشر داده شده اند.

 لازم به ذکر است تمامی حقوق مطالب مربوط به فرصت مطالعاتی ام از هر جنس و سنخ و سطحی به مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام تعلق دارد. دوستان دقت فرمایند. 


برای اولین بار در مساجد اهل سنت نماز خواندم. رفتارشان برایم جالب بود.

در استانبول عامه مردم از مذهب شیعه اطلاعی ندارند. روحانیت اش هم از شیعه انگاره ناسزاگویی به بزرگانشان را در ذهن خود دارند. 

دستگاه حاکمه نیز در تلاش است شیعه را به صفویه متصل سازد. این امر جدای از آرمان امپراتوری عثمانی قرن ۲۱ حزب عدالت و توسعه نیست. آرمانی که در جستجوی رقبای خود، به تاریخ هم یورش می برد.


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۱۱:۰۸
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۹ ق.ظ

ریشه های عثمانی گرایی در سیاست خارجی ترکیه

نکته:

این مقاله مربوط به دورانی است که ترکیه به عنوان یک کشور اسلامی برایم مسأله شده بود و تابستان امسال با اندکی تغییر به لطف و همکاری دکتر گوهری مقدم به چاپ رسید. حال، مدت هاست حوزه مطالعاتی و پژوهشی بنده تغییر کرده. 



عنوان مقاله: 

ریشه های عثمانی گرایی در سیاست خارجی ترکیه (2002-2015)

نویسندگان: 

دکتر گوهری مقدم عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام، رامین مددلو دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه مفید

چاپ شده در:

فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهشهای راهبردی سیاست دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده: 

سیاست خارجی ترکیه در دوران حاکمیت حزب عدالت و توسعه از سال 2002 تا 2015 دو دوره متفاوت را پشت سر گذاشته است. ابتدا با پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی سال 2002 ترکیه سیاست خارجی این کشور از گرایش صرف به غرب و بی توجهی به خاورمیانه، به اولویت دهی به خاورمیانه همراه با توجه به غرب تغییر رویه داد. بر این اساس دولت ترکیه ابتدا به سیاست تنش صفر با همسایگان روی آورد اما با بروز بحران در کشورهای سوریه و عراق این سیاست تنش زدا جای خود را به دخالت در امور داخلی این کشورها و درنتیجه تنش زایی در منطقه خاورمیانه داد. چرایی این تغییر پرسش اصلی این پژوهش است و جهت یافتن پاسخ آن، با استفاده از نظریه روزنا و تقسیم عوامل پنجگانه وی به دودسته عوامل ریشه ای و روشی، تلاش شد تا اصول و مبانی نظری سیاست خارجی این حزب از درون عوامل محیطی و جغرافیایی، تحت عنوان عوامل ریشه ای، استنتاج شود. این پژوهش بر این فرض است که سیاست خارجی ترکیه در دوران حاکمیت این حزب ذیل مفهوم عثمانی گرایی قرار دارد. اما حوزه عمل این مفهوم توسط شاخصه های برآمده از عوامل محیطی و جغرافیایی محدود میشود.


دانلود اصل مقاله

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۰۹
رامین مددلو
چهارشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۵۶ ق.ظ

برسد به دست آقای اسلام گرا

نکته:

بچه های قرارگاه غزه زحمت ترجمه این نامه به ترکی استانبولی و تحویل آن به سفارت ترکیه در ایران را بر عهده گرفتند. طرح قشنگی است. بین المللی کردن دیدگاه های مقام معظم رهبری بر اساس چارچوب های هر جامعه. 


بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای اردوغان، نخست وزیر محترم کشور مسلمان ترکیه

سلام علیکم

می خواستم ابتدای نامه را با بیان گوشه ای از مظلومیت کودکان فلسطینی در برابر رژیم صهیونیستی آغاز کنم. دیدم که شما خود بهتر از هر کس دیگری به این مظلومیت واقف هستید و سالها قبل به حق رژیم صهیونیستی را کودک کش لقب داده اید.

خواستم ابتدای نامه را با بیان اهمیت ترکیه به عنوان نماینده بلافصل امپراطوری عثمانی آغاز کنم و به یاد آورم که ترکیه در داستان فلسطین و غزه اش وظیفه ای مضاعف دارد. چرا که فلسطین جدا شده از امپراطوری عثمانی است و با ترکیه ی این روزها تاریخی مشترک و روزگاری هویتی مشترک داشت. دیدم که شما خود بهتر از هر مورخی به این امر آگاهید. آنگاه که در سال 2011 پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات مجلس را پیروزی مردم نابلس، جنین، رام الله، غزه و بیت المقدس نیز دانستید.

خواستم بگویم غزه اکنون آینه انسانیت ماست. باز دیدم که شما این را هم بیان کرده اید. آنگاه که گفتید: هم اکنون در غزه نه تنها نوزادان و کودکان و مادران و دیگر افراد بیگناه و معصوم ، بلکه کل بشریت کشتار می‌شوند.

آری، در غزه اکنون کل بشریت و به همراه آن انسانیت کشتار می شود.

آری، همان طور که شما فرمودید میان رژیم صهیونیستی و هیتلر تفاوتی وجود ندارد.

آری، گفته شما عین حقیقت است آنگاه که گفتید: از نظر بسیاری از رسانه های بین المللی فلسطینی ها به اندازه فوک ها نیز ارزش ندارند. کودکانی که در غزه وحشیانه کشته می شوند به اندازه نهنگ ها ارزش خبری ندارند.

و در میان اقیانوس سکوت و بی تفاوتی انسان نماها، موضع صریح و مردانه شما در حمایت از مردم غزه قابل ستایش است.

اما جناب آقای اردوغان،

پرسشی این روزها ذهن مدافعان مظلومان غزه را به خود مشغول کرده و آن این است که آیا نخست وزیر کشور مسلمان ترکیه تنها باید انتقاد کند؟ آیا نباید در عمل نیز مواضع قابل ستایش خود را تکرار کند؟

جناب آقای اردوغان، در سوریه شما به حمایت، پشتیبانی و مسلح کردن مخالفان دولت بشار اسد با عنوان کمک به مردم سوریه اقدام کردید. سخن در اختلاف نظرات درباره ماهیت، هدف و صحت این امر نیست. سخن در تکرار این امر است.

اگر با قبول فرض شما، مردم سوریه برای دفاع از خود نیازمند سلاح بودند، این فرض را می توان به مردم فلسطین نیز تسری داد.

ممکن است بگویید که دید شما با ما درباره رژیم صهیونیستی متفاوت است و ما آن را به عنوان دولتی قانونی به رسمیت می شناسیم و نمی توانیم علیه دولتی قانونی چنین اقدامی را ترتیب دهیم که در آن صورت خواهیم گفت که شما دولت کنونی سوریه را نیز دولتی قانونی می دانستید و خواهید دانست.

جناب آقای اردوغان،

درخت آزادی خون می خواهد، نه خون ذلت، بلکه خون مظلومیت و مقاومت. مردم غزه و به تبع آن کل مردم فلسطین، از جمله منطقه کرانه باختری با دست خالی و تنها با سلاح سنگ جوی های سرشار از مظلومیت را روانه کردند. اکنون وقت آن است عزت ناشی از مقاومت خود را به رژیم کودک کش اسرائیل ثابت کنند. عزتی که ریشه در اسلام دارد. و ریشه در تاریخ قهرمانانه امپراطوری مسلمان عثمانی.

اما نمایش این عزت نیازمند یاری برادران است و شما یکی از مهم ترین این برادران هستید.

ترکیه کشوری همچون دیگر کشورهای مسلمان نیست. ترکیه کشوری است که مردمش اثبات کردند به دنبال اسلام اند. ترکیه کشوری است که با سیاست داخلی کارآمد خود و دیپلماسی فعال خود، الگویی متفاوت از یک کشور مسلمان ارائه داد. ترکیه از رهبران جهان اسلام کنونی است. ترکیه فرزند امپراطوری عثمانی است.

اینها سخنان یک گروه فعال در امور جهان اسلام نیست. اینها سخنان مبارزان صلحی است که این روزها در گوشه گوشه جهان علیه رژیم کودک کش اسرائیل به تظاهرات پرداختند و در میان پرچم های فلسطین، پرچم ترکیه را نیز به اهتزار درآوردند.

جناب آقای اردوغان،

اهتزاز پرچم ترکیه در تظاهرات علیه رژیم صهیونیستی ناشی از یک امید است و انتظار. امید به اقدامات عملی از سوی ترکیه علیه رژیم صهیونیستی و انتظار این اقدامات.

این امید و انتظار را شما و مردم شما در میان مبارزان صلح جهان ایجاد کردید. آنگاه که ترکیه پس از دهه ها سکوت و همراهی، به ناگاه خود را در صف مقدم دفاع از مردم فلسطین قرار داد و ملت ترکیه برای این دفاع شهید داد.

مردم دنیا از ترکیه انتظار عمل دارند نه فقط سخن و اعتراض و این عمل را وظیفه کشور ترکیه می دانند چراکه ترکیه خود را حامی فلسطین نشان داد و این نمایش تکالیفی دارد. مردم دنیا منتظرند در روزهایی که مصر چشمان خود را به مظلومیت و کشتار کل بشریت بسته، راهی که کشتی مرمره طی کرد به شاهراه حمایت و کمک رسانی به مردم غزه تبدیل شود، حتی اگر این کمک ها غذا و دارو و هر چیزی باشد غیر از سلاح برای دفاع. مردم دنیا منتظرند دیپلماسی فعال ترکیه بار دیگر فعال شود و سازمان هیچ کاره ملل متحد را به خروش درآورد. مردم دنیا منتظرند ارتباط ترکیه با غرب، به نفع مردم فلسطین فعال شود. مردم دنیا منتظرند ترکیه به برادران خود در حماس سلاحی برای دفاع از خانه و کودکان و مادرانشان در غزه دهد و به برادران خود در کرانه باختری سلاحی برای دفاع از کل بشریت. لطفا عمل کنید.

با تشکر.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۳ ، ۰۹:۵۶
رامین مددلو
شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۳۸ ب.ظ

نوعثمانی گری: هویت شرقی _ ارزش‌های غربی

نکته:

متن ذیل، در خبرگزاری تسنیم منتشر شده است.



تهاجم ترکیه به بخش‌های کردنشین عراق و ورود آن به جنگ داخلی سوریه، موجب شد بسیاری از محققان، ترکیه را دچار تناقض در گفتار و رفتار ببینند. چراکه سیاست اعلامی تنش «صفر» با همسایگان را که از سوی حزب عدالت و توسعه بیان شده بود، یکی از اصول نوعثمانی‌گری می‌دانستند. اگر فرض را بر عدم تناقض بگیریم، باید برای حل تناقض رخ داده از واژه نوعثمانی‌گری شناخت حاصل کرده و سپس اصول سیاست خارجی مبتنی بر نوعثمانی‌گری را بیابیم.

پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در جمهوری لائیک ترکیه، سیاست خارجی این کشور بر اساس نظرات رهبران حزب دچار تغییر در اهداف و شیوه عمل شد. این تغییرات با استناد به گفتمانی جدید در نحوه اعمال حاکمیت انجام می‌گرفت. رویکردی که ریشه در تاریخ این کشور داشت و نوعی گذشته‌گرایی را در ذهن تداعی می‌کرد. حزب عدالت و توسعه با بازتعریف اصول و مبانی گفتمان عثمانی‌گری، با اثرپذیری از رویکرد کمالیسم، رویکردی را در پیش گرفت که در مجامع آکادمیک نوعثمانی‌گری نام گرفت. نوعثمانی‌گری در عرصه سیاست خارجی سبب شد جمهوری ترکیه خود را به عنوان یک الگو برای کشورهای مسلمان، با پس زمینه فکری اسلام معتدل، مطرح کند و این به معنای ورود به عرصه هدف سیاست خارجی کشورهای جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در زمینه الگوسازی برای کشورهای مسلمان بود.

پیشینه تاریخی نوعثمانی‌گری

کمالیسم پس از طرح عثمانی‌گری

یوسف آقچورا در سال 1904 در کتاب «سه طرز سیاست» گفتمان عثمانی‌گری را در کنار اسلام‌گرایی سلطان عبدالحمید و ناسیونالیسم اتحاد و ترقی مطرح کرد. در گفتمان عثمانی‌گری، تاریخ با محوریت عثمانی بیان می‌شد و هدف از بیان آن، بازسازی هویت عثمانی در همه حوزه‌های زیست انسانی به طور اعم و خلق ملت عثمانی با محوریت عضویت تاریخی افراد به طور اخص بود. خلق ملت عثمانی ریشه در احساس ناامنی ناشی از امکان تجزیه عثمانی داشت که در دوره‌های بعد نیز از پارامترهای تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی به شمار می‌رود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۳۸
رامین مددلو