مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مذاکرات هسته ای» ثبت شده است

دکتر سعید زیباکلام (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و رئیس اسبق اداره سازمان های بین المللی وزارت خارجه) با انتشار یادداشتی، موضوع انجام توافق هسته ای در لوزان و هیاهوی فراوان برای پنهان کردن این توافقات صورت گرفته را مورد بررسی قرار داده است:

بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله

    عموم علاقمندان به مذاکرات هسته‌ای ملاحظه کرده‌اند که در پایان مذاکرات لوزان در روز ۱۳ فروردین ۹۴(۲ آوریل ۲۰۱۵)، هم‌زمان بیانیه‌ای به انگلیسی از جانب خانم موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا و بیانیه‌ای به فارسی از جانب آقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه قرائت شد. صرف‌نظر از اینکه چه میزان تفاوت‌هایی، بعضاً مهم، میان این دو بیانیه وجود دارد، یک مطلب اما جای هیچ تردیدی ندارد و آن اینکه در پایان این دور از مذاکرات، بیانیه‌ای صادر شده، بیانیه‌ای که نه اصل وجودش و نه محتوایش در روزهای بعد هیچگاه از طرف هیچکس مورد مناقشه قرار نگرفته است. بنابراین باید قائل شویم که بیانیه‌ای وجود دارد به نام بیانیۀ لوزان.
    اما هنگامی که بیانیه لوزان را مرور می‌کنیم شاهد می‌شود عباراتی دارد که حکایت از متن دیگری می‌کند.

در فراز چهارم می‌خوانیم که:

     تحقیق و توسعۀ ایران بر سانتریفیوژها مطابق گستره و برنامۀ زمانی‌ای انجام خواهد شد که متقابلاً توافق شده است.

    (بیانیه لوزان، ۲۰۱۵/۴/۲)

روشن است که پس بر دو موضوع توافق شده است. اما هنگامی که بیانیه یک صفحه‌ای لوزان را چند بار مرور می‌کنیم می‌بینیم نه ذکر و قید، که حتی اشاره‌ای هم به چگونگی آن توافق نشده است. آیا امکان دارد توافقاتی با حضور پنج عضو دارای حق وتو در شورای امنیت و با توجه به اهمیت منحصر بفرد آن صورت گیرد و آن‌ها به ثبت و درج آن در قفسۀ سینه خود بسنده کرده باشند؟ چنین چیزی امکان دارد؟

    ظرفیت غنی‌سازی، سطح غنی‌سازی، و ذخایر اورانیوم غنی‌شده برای مدت زمان‌های مشخص‌شده محدود خواهد شد.

ملاحظه می‌شود که در سه بعد، غنی‌سازی برای بازه‌هایی مشخص شده است اما نه آن بازه‌های زمانی و نه میزان محدودیت‌ها در آن ابعاد هیچیک در بیانیه لوزان قید نشده است. آیا چاره‌ای جز این داریم که نتیجه بگیریم این موارد مشخص و توافق‌شده در متنی درج و قید شده است؟

    همکاری بین‌المللی روی حوزه‌های توافق‌شده تحقیق، ترغیب خواهد شد و مجموعه‌ای از اقدامات مورد توافق‌ قرار گرفته است  تا ماده‌های توافقنامۀ نهایی را رصد کند، شامل …

    و همچنین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه خواهد یافت تا از فناوری‌های مدرن استفاده کند و از طریق رویه‌های توافق‌شده دسترسی گسترده‌شده‌ای خواهد داشت.

در تمام موارد فوق، متن بیانیه به وضوح حکایت از وجود مجموعه‌ای از توافقات دارد که هیچیک از آن‌ها در بیانیه درج نشده است. اگر پذیرفتنی نباشد که این موارد همگی در سطح شفاهیات در اذهان مذاکره‌کنندگان وجود دارد، در این صورت ناگزیریم بپذیریم که متنی یا مکتوبی حاوی این موارد باید وجود داشته باشد. علاوه بر موارد فوق که به نحو آشکاری وجود مکتوب دیگری را لازم می‌سازد.

مواردی همچون:

    فردو از یک مرکز غنی‌سازی به یک مرکز فناوری، فیزیک، و هسته‌ای تبدیل خواهد شد و هیچ بازفرآوری وجود نخواهد داشت و سوخت مصرف‌شده صادر خواهد شد و هیچ مواد شکاف‌پذیری در فردو نخواهد بود.

همگی دلالت دارد که بیانیۀ لوزان به متنی حاوی توافقات یا توافقنامه‌ای ارجاع دارد.

افزون بر اینها، آقای دکتر سید عباس عراقچی معاون بین‌المللی وزارت امور خارجه در گفتگوی ویژه خبری می‌گوید:

    به مدت ده سال فعالیت‌های هسته‌ای خود را کندتر و محدودتر کردیم…

    و همچنین در نطنز 
۶۱۰۴ سانتریفیوژ داریم که ۵۰۰۰ از آن، غنی‌سازی ۶۷/۳ درصد انجام می‌دهد

    (۱۳۹۴/۱/۱۵)

اکنون این سؤال مطرح می‌شود که این تعهدات آشکار ایران، با ذکر اعداد دقیق تا دو رقم اعشار، که در بیانیه لوزان خبری از آن‌ها نیست، از کجا آمده و دکتر عراقچی نظر به کجا دارد و یا با عطف به چه متنی سخن می‌گوید؟ آیا قابل تصور است که ایشان ضمن گفتگویی با خانم شرمن معاون سیاسی جان کری و یا خانم اشمیت معاون نماینده عالی اتحادیه اروپا به توافقی رسیده باشد و آنگاه در هیچ جایی مکتوب نشده باشد؟ آیا آشکار نیست که این اظهارات بسیار مشخص و معینِ رقم و عددی، معطوف به متن و نوشته‌ای است مورد توافق طرفین؟

گذشته از شواهد و قرائن بیّن و صریح در بیانیۀ لوزان و اظهارات دکتر عراقچی، اظهارات بسیار دلالت‌آمیز دکتر ظریف نیز همۀ حمل‌ ـ‌‌بر‌ـ‌ صحت‌کردن‌ها و خوش‌بینی‌های بی‌مبنای ما را نقش بر آب می‌کند.

وی در گفتگوی ویژه خبری می‌گوید:

    آمریکاییان آمدند و آنچه را که خودشان مایل بودند گفتند و برخی از آن‌ اظهارنظرها در متن[چرک‌نویس] بود و برخی با متن تناقض آشکار داشت…

    (۱۳۹۴/۱/۱۶)

منظور دکتر ظریف از “آنچه را که خودشان مایل بودند گفتند”، متنی است که وزارت خارجه آمریکا رسماً و بدون عنوان فکت‌شیت(برگۀ اطلاعات) در همان روز صدور بیانیۀ لوزان منتشر کرد، همان که به غلط در ایران موسوم به فکت‌شیت آمریکایی‌ها شد. اما اگر قدری بر سخن دکتر ظریف تمرکز کنیم متوجه می‌شویم که وی می‌گوید برخی از مطالب مندرج در متن منتشرۀ آمریکایی‌ها با متن چرک‌نویس تطابق دارد و برخی تناقض. روشن است که ظریف برای قضاوت دربارۀ صدق و کذب مواد مندرج در متن وزارت خارجۀ آمریکا، به متنی یا سندی استناد می‌کند که او آن را چرک‌نویس می‌خواند، چرک‌نویسی که به‌نظر می‌رسد مورد تصدیق او و آمریکاییان است وگرنه آن را مبنای قضاوت خود قرار نمی‌داد. با این اوصاف، سؤالاتی چند مطرح می‌شود:

ــ آیا متن چرک‌نویس مورد توافق و قبول است؟

ــ اگر هست، چرا وزارت خارجه ایران آن را منتشر نمی‌کند تا هم تکلیف متن وزارت خارجه آمریکا روشن شود و هم تکلیف متن فکت‌شیت شوم‌بخت ایرانی که پس از چند ساعت از روی سایت وزارت خارجه ایران حذف و سپس توسط دکتر ظریف از اساس انکار می‌شود ــ “وزارت خارجه چیزی را منتشر نکرده است”(در برنامه نگاه یک، ۹۴/۱/۱۵)؟

ــ و اگر نیست، چرا دکتر ظریف آن را مبنا و مرجع قضاوت خود قرار داده، می‌گوید برخی از آن اظهارات در متن بود و برخی با متن تناقض آشکار دارد؟

ــ آیا دکتر ظریف حاضر می‌شود بدین سؤالات پاسخ دهد یا ترجیح می‌دهد ـــ به‌رغم درخواست‌های مکرر مسئولان حکومتی و شخصیت‌های متعدد دانشگاهی، از رهبری گرفته تا برخی نمایندگان مردم در مجلس و از استادان دانشگاهی تا تشکل‌های مردم‌نهادمستقلی چون کمیتۀ صیانت از منافع ایران، جهت انتشار توافقات صورت‌گرفته ـــ سکوت اختیار کند و فضای بسیار غبارآلود بعد از لوزان را به همین حال بگذارد؟

ــ آیا جای سؤال ندارد که دکتر ظریف از این همه هیاهو و غبارآلودسازی فضای رسانه‌ای برای ملت ایران چه اهدافی را تعقیب می‌کند؟

سید عباس عراقچی در ۹۴/۱/۱۵ در گفتگوی ویژۀ خبری می‌گوید:

    هر طرف، نقاط برجستۀ مذاکره را از نگاه خود بیان می‌کند و آمریکایی‌ها بعد از توافق ژنو، این اقدام[انتشار فکت‌شیت] را انجام دادند و در آن مواردِ توافق مورد نظر خود را برجسته کردند.

    سپس اضافه می‌کند:

    آمریکایی‌ها همچنین در توافقات لوزان نیز این کار را کردند و این طبیعی است که آنان در جهت اهدافشان چنین اقدامی کنند. این ما هستیم که باید به دستاوردهای خود در مذاکرات توجه کنیم.

چنانچه در این سخن قدری تأمل کنیم به وضوح برایمان آشکار می‌شود که:

ــ معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت خارجه نه تنها متن منتشرۀ وزارت خارجه آمریکا را تکذیب و تضعیف نمی‌کند بلکه تلویحاً آن را تأیید می‌کند زیرا این متن “نقاط برجسته” مذاکرات و توافقات را از نگاه آمریکاییان بیان می‌کند.

ــ هم آمریکاییان نقاط برجسته را از “نگاه خود” بیان می‌کنند و هم ایرانیان، کاری که به‌نظر هر دو اقایان ظریف و عراقچی “طبیعی” است.

ظریف در نشست خبری پس از قرائت بیانیه لوزان تصریح میکند که:

    طبیعی است که همه شرکت کنندگان در این مذاکرات بر اساس نیازهای داخلی خودشان روایتهایی را از انچه اتفاق افتاده مطرح خواهند کرد

    (۹۴/۱/۱۴)

حال که انتشار چنین مطالبی اینقدر به زعم اقایان طبیعی است، این سؤال به قوت تمام مطرح نمی‌شود که نقاط برجستۀ مذاکرات و توافقات از نگاه ایران چیست و چرا هیچ متنی از سوی وزارت خارجه علنا و رسما منتشر نشده است؟

ــ آیا مقصود اقای عراقچی همان فکت‌شیت وزارت خارجه ایران است که ساعاتی چند پس از ارائه در سایت رسمی وزارت خارجه حذف و کمتر از یک روز بعد از سوی وزیر خارجه اساساً انکار شد(گفتگوی تلویزیونی در برنامه نگاه یک سیما، ۹۴/۱/۱۵)؟

ــ به‌راستی اگر فکت‌شیتِ حذف و کتمان‌شدۀ وزارت خارجه بیانگر “نقاط برجستۀ” توافقات “از نگاه” ایران است چرا حذف و کتمان شد؟

ــ و اگر فکت‌شیتِ حذف و کتمان‌شده بیانگر نقاط برجسته توافقات از نگاه ایران نبوده، چرا وزارت خارجه تاکنون اقدام به انتشار نقاط برجسته توافقات از دید و نگاه خود نکرده است؟ و مگر وزیر خارجه و معاونش این کار را “طبیعی” نمی‌دانند؟

ــ اقای عراقچی از اینکه توافقنامه لوزان (به غلط موسوم به فکت‌شیت امریکاییها) مورد عطف و استناد رجال سیاسی و دانشگاهی قرار گرفته، تلویحا گله کرده توصیه میکند: “این ما هستیم که باید به دستاوردهای خود در مذاکرات توجه کنیم”. در این صورت، آیا نباید وزارت خارجه این “دستاوردهای خود” را علنی و بی‌هیچ ابهامی بصورت رسمی و مکتوب انتشار دهد تا ملت ایران به آن توجه کنند؟

ــ چرا مسئولان وزارت خارجه به عوض انتشار علنی و رسمی و صریح دستاورهای حاصل ایران از مذاکرات، از چهاردهم فروردین علی‌الدوام اقدام به مصاحبه و سخنرانی و اخیراً اجرای نمایش‌هایی جهت دورزدن امر گفتگو با منتقدان کرده، جوّی ملتهب و پرهیاهو را ایجاد و گسترده می‌کنند؟

ــ آیا ملاحظه کرده‌ایم که با وجود تصریح رهبریت انقلاب که:

    مسئولین باید بیایند مردم را بخصوص نخبگان را از جزئیات و واقعیات مطلع کنند، ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم.

    (۹۴/۱/۲۰)

با وجود درخواست اکثریتی از وکلای مجلس شورا، و کثیری از استادان دانشگاهی و بسیاری از تشکل‌های جنبش دانشجویی سراسر کشور برای انتشار فکت‌شیت وزارت خارجه، هیچ اقدامی صورت نگرفته است؟

ــ به‌راستی چرا پس از دستور صریح رهبری و مطالبه اکثریت مجلس و اصرار شخصیت‌ها و قاطبۀ تشکل‌های دانشگاهی، نه تنها هیچ اقدامی صورت نگرفته که پس از سلسله‌ای از اظهارات مسئولان دولتی، منجمله دکتر علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی، حاکی از انتشار قریب‌الوقوع فکت‌شیت، اینک مسئولان دولت تدبیر علناً می‌گویند همین اظهارات شفاهی مسئولان دولتی خودْ فکت‌شیت است؟

ــ اینک اما، آیا به‌راستی “طبیعی” است که مذاکراتی بین‌المللی و با این سطح و میزان از اهمیت راهبردی برای آمریکا و متحدان اسرائیلی و عربی و اروپایی‌اش انجام شود ـــ به گفتۀ اوباما رئیس‌جمهور آمریکا و بسیاری از شخصیت‌های هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه موضوع هسته‌ای ایران یکی از مهم‌ترین اولویت‌های سیاست خارجی هشت سال دولت آمریکاست ـــ  و در همان روز انتشار بیانیۀ لوزان، “هر طرف” نقاط برجستۀ مذاکرات و توافقات را از نگاه خود بیان کند؟ به‌راستی در کدام مذاکرات بین‌المللی دیگر می‌توان چنین بلبشو و هیاهوی تیره و تارکنندۀ حاصل مذاکرات سراغ گرفت؟

ــ مگر مذاکره نمی‌کنیم تا مناقشات و اختلافات رفع گردند و توافق میان طرفین صورت گیرد؟ چطور می‌توان قبول کرد که پس از ماه‌ها مذاکرات متوالی و فشرده، طرف آمریکایی‌ مکرراً پس از خروج از مذاکرات رسماً متونی منتشر کند و طرف ایرانی مدام از ژنو تا لوزان بگوید اینها همه تفسیر است و مطالب دلخواهشان را گفته‌اند، و در عین حال انها را تکذیب هم نکند؟ ندیده‌ایم که در مورد ژنو نیز همین سناریو را داشتیم لیکن هنگام اقدام و عمل دقیقاً متن منتشرۀ کاخ سفید اجرا شد؟

ــ اگر این حرف راست است که همه این متون تفسیر آمریکایی‌ها از توافقات(ژنو و لوزان) است و برای ابهام‌زایی و گرد و غبار‌افکنی گفته نمی‌شود چرا فرزندان اعتماد‌شدۀ انقلاب متون غیرتفسیری مورد توافق طرفین را منتشر نمی‌کنند تا دروغ‌ها یا تفسیرـ‌به‌ـ‌رأی‌های آمریکاییان برملا شود؟

ــ آیا امکان دارد بخشی از مذاکرات با آمریکایی‌ها بر سر نحوۀ اطلاع‌رسانی، به‌ویژه به ملت ایران، صورت گیرد؟

ــ به‌راستی چه شد که بعد از ماه‌ها مذاکره و در حالی که شیپورهای رسانه‌ای مدام بر طبل توافق نهایی می‌نواختند ناگهان در دو سه هفته مانده به ضرب‌الاجل اعلام‌شده، صحبت از صدور اطلاعیه مطبوعاتی به میان آمد؟

ــ آیا امکان دارد تجربۀ انتشار توافقنامۀ ژنو و تلخی و رسوایی حاصل از انتقادات و اعتراضات نکته‌سنجانۀ نخبگان هوشیار و مراقب ملت ایران منجر به طرّاحی سناریوی جدید انتشار رسمی و علنی بیانیه مطبوعاتی لوزان و همزمان انتشار یک‌جانبۀ توافقنامۀ لوزان از سوی آمریکا و عدم تکذیب از سوی ایران شده باشد؟

ــ آیا تاکنون اندیشیده‌ایم که چرا کشورهای ۱+۵ و نیز نمایندۀ عالی اتحادیه اروپا هیچیک متن منتشرشدۀ وزارت خارجه آمریکا را مورد تکذیب و یا حتی تردید قرار نداده‌اند؟

ــ آیا اطلاع داریم که ریابکف نمایندۀ روسیه در مذاکرات اخیراً گفته:


    اطلاعات منتشرشده توسط کاخ سفید در مورد جزئیات توافق لوزان صحیح می‌باشد”

    (خبرگزاری اینترفکس، ۱۵/آوریل۲۰۱۵)


آیا تأمل‌انگیز نیست که نماینده کشوری که به‌ویژه اخیراً در عرصه‌های متعدد با آمریکا درگیری شدید دارد متن آمریکایی‌ها را تصدیق می‌کند؟

ــ آیا امکان دارد دولت آمریکا با وجود اختلافاف بسیار شدید جدّی علنی با کنگرۀ آمریکا جرأت کرده دست به انتشار توافقنامه‌ای بزند که حاوی مطالب کذب یا مخدوش باشد؟ آیا از رویه‌های بسیار جدی و سختگیرانۀ نظارتی، هدایتی، و تقنینی مجلسین سنا و نمایندگان آمریکا بر اعمال دولت آمریکا خبر داریم؟ آیا وقت آن نرسیده که این رویه‌ها را با رویه‌های نمایشی دردآور در ایران مقایسه کنیم و به فکر یک خانه‌تکانی بنیانی در مجلس، هیئت رئیسه مجلس، و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی باشیم؟

ــ در نهایت، چرا وزارت خارجۀ ایران نزدیک به یک ماه پس از انتشار توافقنامۀ لوزان، همان که در هیاهوی رسانه‌ای در ایران موسوم به فکت‌شیت آمریکایی‌ها شد، آن را رسماً و علناً تکذیب نمی‌کند تا موج اعتراضات و انتقادات سراسری شخصیت‌های سیاسی و علمی و دانشگاهی و مردمی کشور را خاموش کند؟

ــ آیا امکان دارد علت این باشد که در صورت تکذیب رسمیِ علنی، ادامۀ مذاکرات با مشکلات بنیانی مواجه می‌شود؟ یعنی، اگر تکذیبحقیقی و اصیل باشد، معنایش این خواهد بود که همه یا عمومِ مواد توافقنامۀ منتشرشدۀ آمریکا صحت نداشته و وزارت خارجۀ آمریکا به کنگره و ملت آمریکا دروغ گفته است. واضح است که تبعات این اقدام، دولت آمریکا را بشدت درگیر انتقادات و اعتراضات گسترده و بنیان‌کن کنگره و بسیاری از رسانه‌های آمریکا خواهد کرد. و نتیجتاً، ادامۀ مذاکرات را به مخاطرۀ جدی خواهد افکند. اما اگر تکذیب صوری یا دروغین باشد، و با هماهنگی طرف آمریکایی صورت گیرد، آنگاه اولاً دولت آمریکا باز هم با کنگره درگیری‌هایی خواهد داشت، و ثانیاًبرخی رسانه‌های آمریکا دیر یا زود پتۀ این تکذیب صوری را روی آب خواهند ریخت.ثالثاً، دولت ایران در عمل به اقداماتی در تأسیسات هسته‌ای ایران تن خواهد داد که نباید بدهد. در این صورت، دولت ایران ناگزیر خواهد شد که اقداماتش را در اختفای کامل و دور از چشم نخبگان هوشیار و مراقب ملت ایران انجام دهد. این رویکردْ آشکارا می‌تواند به فرجامی مورد قبول دو طرف بیانجامد لیکن در صورت لو رفتن،  مخاطرات فوق‌العاده‌ سهمگین و غیر قابل ‌پیش‌بینی برای طرف ایرانی خواهد داشت.

ــ آیا امکان دارد علت عدم تکذیب رسمیِ علنی وزارت خارجه ایران، خواه حقیقی و اصیل و خواه صوری و دروغین، ملاحظۀ این همه عواقب پرمخاطره باشد؟

ــ اینک این سؤال با قدرت تمام مطرح می‌شود که چرا توافقنامۀ لوزان از ۱۴ فروردین ۹۴ مستمراً به مدد همراهی ارکستر جراید دربار زر و زور و تزویر، و ایجاد این همه هیاهو و گرد و غبار رسانه‌ای اختفا می‌شود؟

ــ همچنین، سؤال مهم دیگری با قوت تمام رخ می‌نماید: با توجه به اینکه توافقنامۀ ژنو سی چهل درصد برنامۀ هسته‌ای ایران را متوقف و در مواضعی به عقب برگردانده و توافقنامۀ لوزان چهل پنجاه درصد آن برنامه را تعطیل یا مضمحل کرده است، توافقنامۀ نهایی قرار است چه کند؟

ــ آیا این همه تدابیر در به خاک نیستی کشاندن بسیار بسیار تدریجی و آرام برنامه هسته‌ای ایران برای این است که ملت ایران درد این تسلیم ذلت‌بار را بسیار بسیار تدریجی و کم احساس کند؟

ــ آیا این همه تدابیر برای پیوند شعاریِ چرخ هسته‌ای به چرخ معیشت، و نوید مستمر روزهای خوش اقتصادی و مالی در آینده‌ای نسبتاً نزدیک، برای خوش‌کردن دل ملت است تا این همه ذلت و خواری را بسیار بسیار کم‌تر حس کند و یا اصلاً حس نکند؟

ــ آیا این همه تدابیر برای اینست که ملت ایران روند فزاینده اما خاموشِ زوال اقتدار ملی و استقلال بسیار گرانبهای ایران را نبیند و احساس نکند؟

ــ بار خدایا! تو شاهد باش این بنده که خود را برای آن خانۀ آخر هم آماده کرده‌، تمام توش و توان ناچیزش را به میدان آورده تا در این روزگار پرمکر و حیلت دنیاپرستی به ملت نجیب و شریف ایران هشدار دهد. هشدار دهد که مصلحت‌اندیشانِ نظام راست می‌گویند فیصلۀ موضوع هسته‌ای آغاز کار است و بناست ما در چند سال آینده همین سیاست اعتمادسازی و تنش‌زدایی را ادامه داده به هر قیمتی تنش‌های ساختۀ استکبار جهانی را زبونانه بزداییم.

ــ خدایا! تو شاهد باش که این بنده به ملت ایران هشدار داد که انقلاب به سرعت در حال انحلال در نظام عصیانگر طاغوتی آمریکایی است.

ــ “ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون”.

“ای دنیا! اف بر دوستی تو”

زیباکلام

۱۳۹۴/۲/۱۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۳۹
رامین مددلو
شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۴، ۰۶:۲۶ ب.ظ

گلی به جمال حریت امثال "یغما گلرویی"ها

نکته:

اینکه به جای نوشتن نقل قول می کنم، آنهم از فردی چون یغما گلرویی، فقط به خاطر یک تهمت است، تهمتی که با واژه دلواپسی بر سرمان خراب می شود و دوستان تهمت زننده به جای استدلال تنها طعن و کنایه بارمان می کنند. 

گفتم حال که صدای دردمندان این مملکت به گوش دوستان ناآشناست، شاید دیگر صداها بر به خواب زدگی شان تلنگری باشد. شاید.


"لایک کردن عکسی آپلود نشده" 

نوشته: یغما گلرویی


تحریم بد است، اَختگیِ اجتماعی و سیاسی و حتا فرهنگی با خود میاورد. به قول لورکای بزرگ "جهانِ گرسنه قادر به اندیشیدن نخواهد بود". 

در این حرفی نیست که اتمام - یا کم شدن- تحریم ها به خودی خود اتفاق مبارکی ست اما نه تا وقتی نمی دانیم به چه قیمتی طرف دیگر را راضی به برداشتنشان کرده ایم اما کاری به کارِ این حرف ها نداریم. 

یکی از توانایی های عجیبِ ما ایرانی جماعت همانا هوا کردنِ یک شبه ی فیل آن هم از نوع اسطوره نشانش است. 

نمونه اش همین هوراکشیِ چشم بسته برای آقای ظریف و توافقی که نه از متنش باخبریم نه اصلن می دانیم به چه چیزی متعهدمان می کند. پس علی‌الحساب سوت بلبلی و کفِ مرتب می زنیم برای وزیری که نمی دانیم شاخ دیو را شکسته یا از او شاخ خورده است. 

همین که بنا به وظیفه و پست وزارتی که حقوقش را می گیرد چند، یا گیرم چندین جلسه با وزرای فرنگی همسنگِ خود گذاشته برای رسیدم به این توافق باعث می شود "اسطوره" صدایش بزنیم و برایمان هم اهمیتی ندارد که تضمین های پانزده و بیست و پنج ساله ای که داده چیست. پس لایک می کنیم این عکس هنوز آپلود نشده را با شعارِ زنده باد بادی که بوی نان با خود بیاورد. 

عده ای هم عکس جناب ظریف را در دو لته کنار دکتر مصدق گذاشته اند بدون توجه به این که هیچ ربطی بین این دو نفر نیست. مصدق حق ملی شدن صنعت نفت ما را از دهان گرگِ پیرِ امپراتوری انگلیس بیرون کشید و این فرق دارد با توافق سر چیزی که از نوع صلح آمیزش به کسی مربوط نیست آن هم در سمتی از زمین که از هند و پاکستان گرفته تا اسراییلش به نوع مخرب آن مسلحند و باید به طور کلی از جهان برچیده شود... 

ولی گرسنگی این حرف‌ها سرش نمی‌شود. پس به رسم شب‌ِ پیروزیِ تیم ملی فوتبالمان بر تیمِ بورکینافاسو، جشن می گیریم توافقی را که ممکن است باختِِ شش هیچ بوده و ترکمن‌چای دیگری در بین برگ هایش خفته باشد. 

اول بخوانیم بعد امضا کنیم. اول ببینیم بعد لایک کنیم. 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۲۶
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۵۳ ب.ظ

بزنگاههایی برای عدم اعتماد نسبت به واشنگتن

نکته:

خلاصه شده این متن ابتدا در سایت برهان و سپس در خبرگزاری فارس و سپس در روزنامه کیهان منتشر شده.


در تاریخ معاصر ایران اسلامی، چهار موضوع تاریخی وجود دارد که هر چهار موضوع را یک امر مشترک، همچون نخ تسبیح، به هم پیوند می دهد. این چهار موضوع تاریخی، در سالهای 1330 -1332،1364-1365، 1369 و 1382-1384 واقع می شوند و نخ تسبیح آنها مسئله اعتماد به کشوری به نام آمریکاست. مسئله ای که هر از چند گاهی و در مواقع ضرورت برخورد میان ایران و آمریکا، مطرح می شود و چنان درباره آن سخن پراکنی و تبلیغات صورت می گیرد که گویی ایران ملزم به اعتماد به همراه اعتمادسازی است. شاید بیان تاریخ نزدیک به عصر حاضر در موضوعاتی که برخورد میان ایران و آمریکا صورت پذیرفته و مسئله اعتماد یا عدم اعتماد ایران به آمریکا از سخن فراتر رفته و جامه عمل به خود پوشانده، به همراه بررسی نتایج آن، در اطمینان بخشی به صحت تصمیمی که برای تکرار یک رفتار تجربه شده گرفته خواهد شد؛ یاری گر جامعه ایران اسلامی باشد.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۳ ، ۲۳:۵۳
رامین مددلو
دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۱۹ ق.ظ

لبخند در برابر گرگ ها

نکته:

این متن ابتدا در سایت تبریز بیدار منتشر شد.


دیپلماسی لبخند

این واژه که با چاشنی طنز به شیوه رفتار دیپلماتیک دکتر ظریف اشاره داشت، مدتی است کارایی خود را از دست داده، تقریباً پس از مذاکرات ژنو 2 (به روایت طرف غربی) به برافروخته بودن چهره دکتر ظریف نیز عادت کرده ایم. زیرا تصور دولت و تیم مذاکره کننده اش بر آن بود که عدم استفاده از فن مذاکره و لجبازی تیم مذاکره کننده قبلی ایران، سبب بن بست در مذاکرات هسته ای است. در این راستا در طول انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نیز منتقدان تیم قبلی، یعنی آقایان روحانی و ولایتی سعی در آموزش بدیهیات مذاکرات داشتند. گویی با گروهی مواجه اند که سیستم دیپلماسی را در دست دارد ولی نمی داند آن چیست.

 

آقای روحانی کاندیدا شد تا فرصتی برای پاسخ به برخی انتقادات درباره دوران مدیریت اش در برنامه هسته ای ایران بدهد. فرصتی ناب که موجب می شد ایشان بدون ممیزی و با استفاده از وسیع ترین ابزارهای ارتباطی با نخبگان و مردم دیدگاه هایش را به عرضه بگذارد. اما گویی طولانی شدن مدت دوری ایشان و همفکران ایشان در عرصه سیاست خارجی موجب پدید آمدن تصورات اشتباه در اندیشه عملی شان شده بود. مهم ترین نتیجه این تصورات اشتباه، گره زدن کلیت مسائل اقتصادی کشور به موضوع انرژی هسته ای به طور عام و تحریم های وضع شده به خاطر انرژی هسته ای به طور خاص بود:

"کلید حل مشکلات در شرایط فعلی کشور سیاست خارجی است".

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۳ ، ۱۰:۱۹
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۳۰ ق.ظ

علت: نبود فهم مشترک

نکته:
این متن ابتدا در سایت دیدبان منتشر شده است.

 
                                             

با بررسی ده ساله پرونده هسته ای ایران ، اولین سوالی که به ذهن خطور می کند این است که چرا آمریکا سخن ایران را نمی فهمد؟ مگر نه این است که ما این همه اعتمادسازی کرده ایم و درهای مراکز هسته ای خود را به روی بازرسان آژانس انرژی اتمی باز کرده ایم و چرخه تولید سوخت هسته ای را ناقص کرده ایم؟ حتی ما اطلاعات معادن و برخی مراکز هسته ای خود را نیز در اختیار آنها گذاشته ایم. چه امری موجب می شود آمریکا هنوز هم در پندار خود ما را در پی دستیابی به سلاح هسته ای بداند؟

اجمالا می توان چنین پاسخ داد: مسئله هسته ای ایران اهرم فشاری در دست آمریکاست تا با استفاده از آن ایران را در موضوعات مختلف تحت فشار قرار دهد. یعنی یک بهانه است برای جلوگیری از تبدیل ایران به قدرتی منطقه ای و پیشروی آن به سوی تبدیل شدن به ابرقدرتی و در نتیجه جلوگیری از مطرح شدن شیوه زیست و تمدنی غیر از تمدن کنونی حاکم بر غرب و جهان. نه اینکه اگر انرژی هسته ای داشته باشیم یک شبه به یک ابرقدرت تبدیل می شویم بلکه این یک قدم بزرگ به سوی آن هدف بزرگ است و آمریکا نمی خواهد ما این قدم بزرگ را برداریم. به نوعی دارد آینده نگری می کند.

پاسخ داده شده، پاسخ مرسوم به پرسش اخیر است. اما بیایید از زاویه ای دیگر به مسئله بنگریم. زاویه ای که موجب می شود ما پاسخ پرسش اولیه متن را نیز دریابیم. فرض کنیم واقعا آمریکا فکر می کند ایران اسلامی در پی دستیابی به سلاح هسته ای است. چرا با وجود اقدامات ایران، آمریکا هنوز از فکر خود بازنگشته است؟

نمی توان در برهه کنونی از اصل بی اعتمادی سخن گفت. زیرا اقدامات عملی ایران فراتر از اعتمادسازی بوده است. برای پاسخ به این پرسش باید علت نحوه فکر آمریکا را دریابیم. به همین منظور در این نوشتار سعی خواهد شد ابتدا از منظری آمریکایی به موضوع هسته ای ایران نگاه شود. ما ابتدا باید دریابیم چرا آمریکا ایران را متهم به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای می کند و از منظری آمریکایی سلاح هسته ای چه سودی برای ایران دارد؟

نگارنده زمانی که خود را به جای یک آمریکایی می گذارد، نظام بین الملل را یک نظام هرج و مرج گونه و بدون قدرت فائقه می بیند. پس بستر اصلی نظام بین الملل آنارشیک بودن آن است. این آنارشی موجب می شود که هر دولت ابتدا احساس ناامنی کند (چون قدرت فائقه ای وجود ندارد که قانون شکن و متجاوز را تنبیه کند) و سپس برای به دست آوردن امنیت تنها به خود اتکا داشته باشد. پس از دید یک آمریکایی، امنیت یک دولت مقدم بر هر چیزی است و میان نظم و ارزش و نیز میان نتیجه و تکلیف باید نظم و نتیجه برگزیده شوند. زیرا اگر بر اثر ادای یک تکلیف و ارزش نظم و امنیت از بین رود، اصل به خاطر فرع نابود شده است و موجودیت نظامی که موجد نتیجه و تکلیف است به خطر افتاده است.

حال این آمریکایی نوعی، با این پیش درآمد ذهنی، زمانی که به مسئله انرژی هسته ای ایران فکر می کند آن را دارای فواید زیر برای ایران می بیند:

- ایجاد موازنه قوا در منطقه


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۱:۳۰
رامین مددلو
جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۳۲ ق.ظ

طبل های توخالی

نکته اول: 

این مطلب قبلا در سایت تبریز بیدار منتشر شده است


نکته دوم:

واقعیت آن است که هر وقت در فضای سیاست خارجی نفس می کشم، در حال تمرینم، تمرین تطبیق خوانده ها بر واقع شده ها.


                   

مقدمه:
دنیس راس، هماهنگ‌کننده سابق امور آمریکا و ایران در دولت اوباما و عضو نومحافظه کار کنگره آمریکا گفت: در صورت نرسیدن به توافق جامع و نهایی هسته ای با ایران باید به صورت خودکار تحریم ها علیه ایران افزایش یافته و شدت این تحریم ها بیشتر شود.
 
سخنان نماینده ای که قبلاً از دولت اوباما جدا شده و عضو یکی از حلقه های سیاسی کم تعداد در عرصه سیاسی آمریکا است چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟
 
بیایید پرسش طرح شده را کمی گسترده تر کنیم. تلاش کنگره آمریکا برای افزایش فشار بر دولت آمریکا در رابطه با موضوع ایران چه اهمیتی دارد؟ مگر نه این است که راهبر اصلی سیاست خارجی در هر کشوری، دولت آن کشور است؟
 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۳:۳۲
رامین مددلو
شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۲، ۰۸:۳۲ ب.ظ

شبیه سازی وقایع سوریه بر ایران

مدتی قبل، ایالات متحده آمریکا با طرح ادعای استفاده نظام سیاسی حاکم سوریه از سلاح شیمیایی علیه مخالفان خود، شروع به فضاسازی رسانه ای علیه این کشور و مذاکرات سیاسی - نظامی در داخل ایالات متحده و نیز با کشورهای غربی و منطقه جهت حمله به سوریه نمود.

اگر فرض را بر جدی بودن این حمله نماییم و آن را یک بازی رسانه ای به حساب نیاوریم، این جار و جنجال با طرح روسیه مبنی بر نظارت بین المللی بر تسلیحات شیمیایی سوریه به پایان رسید.

پس ایالات متحده تهدید کرد، روسیه طرحی داد و تهدید رفع شد.

ولی این همه ماجرا نیست. تسلیحات شیمیایی قدرت بازدارندگی نظام سیاسی سوریه است (به خصوص در برابر رژیم صهیونیستی). با از دست دادن این قدرت بازدارندگی، ایالات متحده در آینده نیز می تواند ادعا کند به سوریه حمله می کند و این ادعا را عملی کند.

حال بیایید این واقعه را برای ایران شبیه سازی کنیم.

در حال حاضر، در قضیه هسته ای ایران ما در پی آن هستیم که بر سر پیوستن ایران به پروتکل الحاقی معامله کنیم. یعنی امتیازی درخور و قابل اعتنا بگیریم و در قبال آن به پروتکل الحاقی بپیوندیم.

حال ایالات متحده می تواند یک فضاسازی رسانه ای ایجاد کند و ادعا کند که به جمهوری اسلامی ایران حمله می کند، روسیه که بارها عدم صداقتش در قضیه هسته ای برای ما ثابت شده، طرحی را مبنی بر پیوستن ایران به پروتکل الحاقی ارائه می کند و ما مجبور می شویم جهت جلوگیری از حمله دشمن آن را بپذیریم، یعنی بدون گرفتن امتیاز، امتیاز بدهیم. در حالی که سایه جنگ هیچ گاه از سر ما کم نخواهد شد.

چرا این اتفاق فعلا رخ نمی دهد؟

زیرا سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قضیه هسته ای، سیاست ابهام است. ایالات متحده واقعاً نمی داند ایران به سمت تولید بمب هسته ای حرکت می کند یا نه؟ فرض آمریکا این است که ایران به سمت تولید بمب هسته ای در حال حرکت است و این فرض، برای ایران یک قدرت بازدارندگی تولید می کند.

مشکلی که وجود دارد، این است که دولت آقای روحانی در پی ساده سازی قضیه هسته ای است و در این راستا شعار شفاف سازی می دهد و در اجرا نیز دچار شتاب زدگی است.

شفاف سازی سبب می شود ایالات متحده از سردرگمی تصمیم گیری ناشی از سیاست ابهام به سوی تصمیم سازی و تصمیم گیری ناشی از سیاست شفاف سازی سوق داده شود و سمت و سوی مفروضات آن نیز تغییر کند.

مشکل ساده سازی چیست؟

مشکل این است که قضیه واقعا ساده نیست. قضیه هسته پیچیده تر از مذاکرات معمول دیپلماتیک است. مسئله تنها پذیرفتن چند قطعنامه و نظارت چند کارشناس بین المللی نیست. قضیه هسته ای ایران به ابزاری در دست غرب و مشخصاً ایالات متحده بدل شده است جهت وارد کردن فشار به جمهوری اسلامی ایران در مسائل مختلف (اگر بخواهیم شبیه آن را بگوییم می توان از چین تایپه سخن گفت که ابزاری است در دست ایالات متحده آمریکا برای وارد کردن فشار به چین).

مشکل شتاب زدگی چیست؟

برخی شتاب زدگی مورد ادعای این مطلب را فعال تر شدن دستگاه دیپلماسی کشور در حل سریع تر قضیه هسته ای قلمداد می کنند. در پاسخ باید گفت مشکل مذاکره ما با غرب این است که ما فقط 10 برگ امتیاز داریم ولی غرب 100 برگ امتیاز دارد. اگر ما همه 10 برگ امتیازمان را هم بدهیم و معادل آنها برگ امتیاز از غرب بخواهیم، در پایان می بینیم که ما هیچ چیزی برای مذاکره و معامله نداریم ولی غرب هنوز 90 برگ امتیاز دارد و این یعنی شکست کامل جمهوری اسلامی در مذاکرات.

حال دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی در نظر دارد همین برگ های امتیاز ناچیز را نیز در ازای هیچ و برای شفاف سازی از دست بدهد. مثلا فردو را تعطیل کند، غنی سازی 20 درصد را از دست بدهید و... و چیزی در ازای آن درخواست نکند.

این در حالی است که ما باید در برابر برگ های امتیازمان، برگ های امتیاز اساسی را درخواست کنیم مثلا در برابر غنی سازی 20 درصد، حذف تحریم های بانکی و... .

ساده سازی، شتاب زدگی و از دست دادن امتیازات جهت شفاف سازی سبب می شود شبیه سازی ذکر شده امکان وقوع به خود گیرد.

ما نباید هیچ گاه سایه حمله را از نظر دور بداریم. فعلا دور دور اوبامای دموکرات که رئیس جمهور ضعیفی نیز هست می باشد. ممکن است 3 سال دیگر یک جمهوری خواه افراطی رئیس جمهور آمریکا شود. باید در دفاع غیر عامل توانمند شویم و نیز دفاع عامل خود را  سیار طراحی کنیم تا امکان نابودی آنها کاهش یابد. 

همچنین نباید حل همه مشکلات و مسائل داخلی را منوط به حل قضیه هسته ای نمایید. این امر هم اشتباه است و هم ما را در برابر تحریم ها آسیب پذیر می کند. هدف ایالات متحده از تحریم ایران آسیب پذیر کردن ایران بود. اگر آسیب هم ببینیم نباید آن را علناً به دشمن نشان دهیم. علاوه بر این، همه مشکلاتمان نیز از تحریم ها نیست.

پ.ن:

نه اینکه فکر کنید نشسته ام و فکر کرده ام و شبیه سازی. نه برادر! از این خبرها نیست. اینها تحلیل استادمان آقای دکتر گوهری مقدم بود که امروز در کلاس سیر حکومت در خاورمیانه گفتند و بنده تنها به عنوان میرزانویس اعمال نقش کردم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۳۲
رامین مددلو