مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مایکل سندل» ثبت شده است

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: خلاصه جلسه چهاردهم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

قرارداد، قرارداد است

در نظریه سیاسی کانت گفته می‌شود که قوانین عادلانه بر اساس یک قرارداد اجتماعی مشخص و استثنایی به وجود می‌آیند. این قرارداد یک قرارداد حقیقی نیست. کانت قراردادی را که مبنای برقراری عدالت است خردگرایی می‌نامد. مذاکره در قراردادها از خردگرایی ناب پیروی نمی‌کند بلکه از قدرت اقناع پیروی می‌کند.

پس کانت یک قراردادگراست اما حقانیت قوانین اخلاقی را در یک قرارداد فرضی قرار می‌دهد. جان رالز آمد و چگونگی وقوع یک قرارداد فرضی را شرح داد. [شرح نظریه عدالت رالز] آیا چنین توافق فرضی، تعهد اخلاقی ایجاد می‌کند؟ آیا از قراردادهای اجتماعی واقعی نیرومندتر است؟ باید به تعهدات اخلاقی منتج از قراردادهای واقعی نگاه دقیق‌تری کنیم.

-          قراردادها چگونه ما را وادار به اجرای مفادشان می‌کنند؟

-          قراردادهای واقعی که در زندگی روزمره بسته می‌شوند، چگونه قوانینی را که به وجود می‌آورند موجه می‌کنند؟

قراردادهای واقعی به‌خودی‌خود ابزار اخلاقی نیستند. صورت گرفتن توافقی، منصفانه بودن آن را تضمین نمی‌کند. قراردادها گاهی چون سود دوطرفه دارند الزام‌آور می‌شوند. قراردادها از دو طریق الزام ایجاد می‌کنند:

الف: توافق کردن، یک کنش داوطلبانه است: تعهد مبتنی بر توافق: خودمختاری

ب: دوسویگی قرارداد: تعهد مبتنی بر سود: کنش متقابل

حتی بدون رضایت یکی از دو طرف هم قرارداد ایجاد تعهد می‌کند. مثال خیانت پس از ازدواج.

اما در واقعیت، هر قراردادی ممکن است با این آرمان‌ها فاصله زیادی داشته باشد. تفاوت در قدرت چانه‌زنی طریق نخست و تفاوت در سطح دانش دو طرف قرارداد، طریق کنش متقابل را بی‌اثر می‌سازد؛ زیرا ممکن است چگونگی بهره‌مندی برابر را تضمین نکند. مبنای پرده بی‌خبری جان رالز چنین مسئله‌ای است. تفاوت‌ها هستند که حتی در اصول هم ما را به نتایج ناعادلانه‌ای می‌رسانند.

اما در توافق فرضی با استفاده از پرده بی‌خبری، بر سر چه اصولی به‌عنوان اصول عدالت توافق می‌شود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۲
رامین مددلو
چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۱۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: خلاصه جلسه سیزدهم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

درسی در مورد دروغ گفتن 

فهم کامل نظریه اخلاق کانت در گروه پاسخ گویی به سه پرسش است:

-          انجام وظیفه و خودمختاری چگونه با یکدیگر سازگار می شوند؟ شأن و منزلت ادای وظیفه در چیست؟

پاسخ کانت: انجام وظیفه مبتنی بر قانونی است که خودِ فرد بر خودش وضع کرده و به موجب آن کنشی آزادانه است.

-          چند قانونی اخلاقی وجود دارد؟ اگر کرامت یعنی حکومت قانون خودوضع بر ما، چه تضمینی وجود دارد که وجدان من و شما با هم یکی باشد؟

پاسخ کانت: اگر هر یک از ما با آزادی کامل و با رجوع به وجدان خویش قانون اخلاقی را وضع کنیم قطعا همگی به یک نتیجه واحد می رسیم. چون راهنمای انتخاب یک قانون اخلاق برای همگی مان، خرد ناب، است.

-          چگونه یک امر مطلق، اخلاق، امکان پذیر است؟

پاسخ کانت: ما همزمان در دو دنیا، قلمرو آزادی و قلمرو ضرورت حضور داریم. بین آنچه انجام می دهیم و باید انجام دهیم ممکن است تفاوت باشد. اما اخلاق امری تجربی نیست.


مثال قاتل پشت در:

به اعتقاد کانت اگر برای جلوگیری از پیامد ناگوار کاری، در اجرای امر مطلق استثنا قائل شویم، اصول اخلاق را به تمامی نقص کرده ایم.

توجیه سندل مبتنی بر فلسفه اخلاق کانت: از دید کانت میان دروغ و راستِ گمراه کننده تفاوت وجود دارد. مبنای کانت پیامد کنش ها نیست بلکه پیروی رسمی از قوانین اخلاقی است.

اما آیا با توجه به مثال ماجرای استیضاح بیل کلینتون، واقعا میان دروغ و راستِ گمراه کننده تفاوتی هست؟ پاسخ آن است که از منظر فلسفه اخلاق کانت راستِ گمراه کننده به انجام وظیفه وفادار می ماند. در راستِ گمراه کننده تا حد زیادی به قانون اخلاق احترام گذاشته ام.

 


پ.ن:

مشاهده ویدیوی جلسات سیزدهم و چهاردهم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۲
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه دوازدهم

اصل عالی اخلاق

امروز ما به کانت بازمی گردیم، اما پیش از آن به یاد داشته باشیم هدف این هفته این است که همه شما به طور اساسی بر کانت فایق آیید و کانت شوید، کشف آنچه او است... شما می خندید، نه، این اتفاق خواهد افتاد. بستر و زمینه کار کانت دو پرسش بزرگ است. اولی: اصل عالی اخلاق چیست؟ دومی: آزادی چگونه ممکن است؟ دو پرسش بزرگ. حال، یک روش برای ساخت راه شما از میان این کتاب فلسفی حجیم[1] به یاد داشتن مجموعه ای از مخالفت ها یا تضادها یا دوگانه های مرتبط است. امروز می خواهم درباره اینها صحبت کنم. امروز می رویم که به پرسش اول پاسخ دهیم، چه چیز بر اساس نظر کانت، اصل عالی اخلاق است؟ و برای پاسخ به این پرسش از نظر کانت، به یاد داشتن سه تضاد یا دوگانه ای که کانت از آنها یاد می کند به ما کمک خواهد کرد. تضاد اول را به یاد آورید، آنچه مبتنی بر انگیزه باید انجام دهید. بر اساس آنچه ما انجام می دهیم و مطابق با نظر کانت، تنها یک نوع از انگیزه با اخلاق سازگار است: انگیزه انجام وظیفه؛ انجام کار درست به خاطر دلیل درست. چه انگیزه های دیگری اینجا هستند؟ کانت آنها را در دسته تمایلات خلاصه می کند. هر زمان انگیزه برای آنچه انجام می دهیم برآورده کردن یک تمایل یا یک ترجیح (که ممکن است داشته باشیم) است، دنبال کردن برخی علایق است؛ ما به واسطه تمایل عمل می کنیم. حال به من اجازه بدهید همینجا مکث کنم اگر... اگر در اندیشه پرسش از انگیزه انجام وظیفه، پرسش از اراده خیر هستید. اگر هر یک از شما پرسشی درباره ادعای کانت دارد یا اصلا کسی از این ترجیح و تمایزگذاری راضی است؟ شما چه فکر می کنید؟ بفرمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۵ ، ۱۳:۳۲
رامین مددلو
شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه یازدهم

ذهن، برانگیزانندهِ شما[1]


حال نوبت به سخت ترین فیلسوفی می رسد که ما اقدام به مطالعه آن در این کلاس می کنیم. امروز امانوئل کانت را بررسی می کنیم. او  یک دیدگاه متفاوت را، از اینکه چرا ما  یک وظیفه جزمی و قطعی احترام به شأن و منزلت اشخاص را داریم و نیز عدم استفاده صرفا ابزاری از مردم حتی برای اهداف خوب، پیشنهاد می کرد. کانت در دانشگاه کانیگزبورگ در قرن شانزدهم سرآمد بود. او در سن 31 سالگی نخستین شغلش را به عنوان مدرس قراردادی، که پرداختی آن مبتنی بر هر جلسه و بر اساس تعداد دانشجویانی که در کلاس او می نشستند بود (این سیستم معقولی است که به نظر می رسد خوب است هاروارد در نظر بگیرد!)، به دست آورد. خوشبختانه کانت تدریس پرجمعیت و  فعالی داشت و در نتیجه یک زندگی حداقلی را ادامه داد. زمانی که او 57 ساله بود نخستین کار بزرگش را منتشر کرد اما این کار ارزش صبر کردن تا آن زمان را داشت. آن کار کتاب "نقد عقل محض" بود؛ شاید مهم ترین کار در تمام دوران فلسفه مدرن. و چند سال بعد کانت "بنیاد اخلاقیات متافیزیک" را نوشت که ما در این کلاس خواندیم. من می خواهم پیش از آنکه شروع کنیم؛ تصدیق کنم که کانت یک متفکر متفاوت است اما مهم است برای کشف اینکه او چه می گوید تلاش کنیم. زیرا این کتاب درباره "خیر" است، این کتاب در درجه اول درباره چه بودن اصل عالی اخلاق است، و  نیز به ما یک شرح می دهد، یکی از قویترین شرح ها از آنچه که "آزادی واقعا چه هست" داریم. خب اجازه دهید امروز شروع کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۳۹
رامین مددلو
شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۰ ق.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه دهم

نکته: برادر فیلترچی محترم! این یک متن دانشگاهی است... .


برای فروش: "مادر بودن"

امروز می خواهم توجه مان و نگاهتان را به سوی بحث و استدلال بر سر نقش بازار در حوزه تولید مثل و باروری انسانی بکشانم. در دوران حاضر از سوی کلینیک های ناباروی مردم برای اهدای تخمک تشویق می شوند و هر چند وقت یکبار در روزنامه هاروارد کریمسون (روزنامه دانشگاه هاروارد) تبلیغات اهدای تخمک ظاهر می شود، آیا آنها را دیده اید؟ یکی از آن تبلیغ ها چند سال پیش زده شد که در جستجوی اهدای هر تخمکی نبود، آن تبلیغی بود که یک مشوق مالی بزرگ را برای اهدا به یک زن پیشنهاد می کرد؛ زنی که باهوش، ورزشکار، حداقل 15 فوت و با حداقل نمره 140 یا بالاتر در آزمون پذیرش دانشگاه باشد. شما فکر می کنید فردی که در جستجوی همه این ویژگی ها بود چقدر می خواست برای تخمک زنی که شرح داده شد بپردازد؟ پیشنهاد شما چیست؟ هزار دلار؟ 15 هزار دلار؟ 10 هزار دلار؟ تبلیغ را به شما نشان خواهم داد. (تصویر پیشنهاد تبلیغ): 50 هزار دلار برای یک تخمک. لیکن فقط تخمک اعلاء و منحصر بفرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۰
رامین مددلو

نکته:

از این فیش ها تنها می توان برای ارجاع غیرمستقیم استفاده کرد.


نوع فیش برداری: جزئی نگر

ارجاع دهی: سندل، مایکل، لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، تهران: 1394.

تعداد صفحات کتاب: 224 صفحه

کلیدواژگان: مایکل سندل، جان رالز، رابرت نوزیک، دورکین، نظریه عدالت، لیبرالیسم وظیفه گرا، تبعیض مثبت، جماعت گرایی، مفهوم ساختاری جمع، تعادل تأملی، اصل تفاوت، وضعیت اولیه

نوع فایل: word


دانلود فایل فیش برداری از کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۷
رامین مددلو


3: نظریه قرارداد و توجیه

بدواً روشن نمی‌شود که وضعیت اولیه چگونه جنبه اخلاقی به نتایج انتخاب عقلانی می‌بخشند، زیرا روشن نیست که بحث وضعیت اولیه از کجا نیروی توجیه خود را می‌آورد. پیچیدگی مسئله توجیه ازاین‌روست که به نظر می‌رسد رالز هم‌زمان از دو نوع توجیه متفاوت استفاده می‌کند: یکی با توسل به روش تعادل انعکاسی، دیگری با پیروی از سنت قرارداد اجتماعی.[1]

 

اخلاقیات قرارداد

رالز مانند برخی از پیشینیان قراردادگرای خود این توافق اولیه را قراردادی فرضی می‌داند. اگر قرارداد اجتماعی فرضی باشد، توافق اولیه نیز کم‌رنگ خواهد شد[2]. آنچه قرارداد را منصفانه می‌کند فقط این نیست که توافق شده است؛ چیز دیگری است. رفتار منصفانه با ما نه ما را آزاد می‌کند نه مستلزم آزادی ماست. اخلاقیات قرارداد را می‌توان مرکب از دو آرمان مرتبط ولی متمایز دانست. یکی آرمان خودمختاری است که قرارداد را فعلی ارادی می‌بیند که اخلاقیاتش از ویژگی ارادی معامله نتیجه می‌شود. آرمان دیگر دوسویگی است، که قرارداد را ابزاری برای انتفاع متقابل می‌شمارد که اخلاقیاتش بستگی به انصاف در اساس معامله پیدا می‌کند.خودمختاری به خود قرارداد به‌عنوان منشأ تعهد برمی‌گردد، دوسویگی یک اصل اخلاقی مستقل را تداعی می‌کند که انصاف در معامله را با آن می‌توان سنجید[3]. برخلاف تعهدات اختیاری، تعهداتی که ذیل آرمان دوسویگی داده می‌شوند باید ملاکی انصافی مستقل از قرارداد را پیش‌فرض بگیرند. پس این تعهدها به این معنی محدود معرفتی یا اکتشافی قراردادی‌اند که قرارداد کمک می‌کند تعهدی که پیشاپیش وجود دارد شناسایی یا روشن شود (عطیه 1979: 143-146) یک پیامد این ویژگی تعهدهای منفعت محور این است که اجرای قرارداد برای موجودیت تعهد ضروری نیست. دست‌کم در اصول، ممکن است راه‌هایی برای شناسایی این تعهدها بدون مراجعه به قرارداد وجود داشته باشد[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۰
رامین مددلو

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب "لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت"

نویسنده: مایکل سندل

ترجمه: حسن افشار

 

پیشگفتار: لیبرالیسم و اولویت عدالت

لیبرالیسمی که من در نظر دارم (لیبرالیسم وظیفه گرا) به‌عنوان مکتبی اخلاقی قائل به تقدم حق بر خیر است. لیبرالیسم وظیفه گرا بیش از هر چیز نظریه‌ای درباره عدالت است، به‌ویژه درباره اولویت عدالت در میان آرمان‌های اخلاقی و سیاسی[1]. اما عدالت در این نوع لیبرالیسم محدود است و محدودیت‌های عدالت در دل آرمان آن نهفته است، در جامعه ملهم از نوید لیبرالی مسئله این است که نگاه نقص دارد و خواسته نارساست[2].

 

مبانی لیبرالیسم: کانت در برابر میل

اولویت عدالت را به دو صورت متفاوت ولی مرتبط می‌توان فهمید:

1-    می‌گوید عدالت اول است ازاین‌جهت که اقتضائات عدالت بر دیگر علایق اخلاقی و سیاسی هرچقدر که مبرم باشند، می‌چربد. از این حیث عدالت بالاترین فضیلت اجتماعی است. (نگاه لاک و میل) اما اولویت عدالت به معنی اخلاقی محض آن، به‌سختی می‌تواند این لیبرالیسم را از دیگر قرائت‌های مشهور آن متمایز کند.

2-    (نگاه کانت) در دیدگاه وظیفه گرایانه کامل، اولویت عدالت نه‌تنها تقدم اخلاقی را توصیف می‌کند بلکه یک ‌شکل ممتاز توجیه را نیز نشان می‌دهد. حق بر خیر مقدم است ازاین‌جهت که اصول آن مستقلاً اخذ می‌شوند.بدین معنی که اصول عدالت به‌گونه‌ای توجیه می‌شوند که وابستگی به هیچ استنباط خاصی از خیر پیدا نمی‌کنند. برعکس حق با استقلالش بر خیر قید می‌زند و برایش حدود تعیین می‌کند. "مفهوم خیر و شر باید پس از او، و به کمک قانون اخلاقی تعریف شود" (کانت 1788: 65) بنابراین ازنظر مبانی اخلاقی اولویت عدالت یعنی عدالت خودش هدف/ غایت است، مقدم بر هر هدف دیگری، و میزان اهداف دیگر.

وظیفه گرایی در معنی اخلاقی‌اش عکس نتیجه گرایی است. وظیفه گرایی در معنای اصولی‌اش عکس غایت‌گرایی است، شکلی از توجیه را توصیف می‌کند که اصول اولیه‌اش به شیوه‌ای اخذ می‌شوند که هیچ غرض یا هدف انسانی نهایی، یا تصور معینی از خیر انسانی، را پیش‌فرض نمی‌گیرد.[3]

دو جنبه وظیفه گرایی چه ارتباطی با یکدیگر پیدا می‌کنند. آیا لیبرالیسم نوع اول بدون مراجعه به دومی قابل دفاع است؟ میل یکی از کسانی بود که این را ممکن می‌دانست و نه‌تنها از امکان، بلکه از ضرورت جدا کردن آن دو از یکدیگر دفاع می‌کرد. میل معتقد بود عدالت به‌درستی جزء اصلی و به حد غیرقابل مقایسه‌ای مقدس‌ترین و واجب‌ترین جزء کل اخلاق به شمار می‌رود، نه چون حق مطلق است بلکه تنها چون الزامات عدالت جایگاه بلندترین در مقیاس سودمندی اجتماعی دارند و بنابراین از هر تعهد دیگری مهم‌ترند. (میل،1863: 465، 469) "من هر امتیازی را که از تعبیر حق مطلق، به‌عنوان چیزی مستقل از سودمندی، برای مدعای من کسب شود رد می‌کنم. من سودمندی را هدف غایی در همه مسائل اخلاقی می‌دانم... " (میل1849: 485)[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۳۶
رامین مددلو

اطلاعات کتاب شناختی:


سندل، مایکل، لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، تهران: 1394.

Sandel, Michael J. Liberalism and the Limits of Justice. Cambridge University Press, 1998.

 

معرفی نویسنده:[1]

مایکل جی سندل[2] (1953-...) متولد شهر مینه پولیس[3] ایالت مینه سوتا[4] آمریکا در یک خانواده یهودی است. وی در سال 1975 مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه براندیز[5] ماساچوست آمریکا در رشته علوم سیاسی دریافت کرد. وی با دریافت بورس تحصیلی رودز[6] توانست دوره دکتری خود را در کالج بالیول دانشگاه آکسفورد[7] زیر نظر چارلز تیلور[8] در سال 1981 به پایان رساند. سندل از سال 1980 در دانشگاه هاروارد[9] مشغول به تدریس در زمینه فلسفه سیاسی شد و در سال 1999 به درجه استاد تمامی در این دانشگاه نایل شد. معروف ترین کلاس درس وی، کلاس "عدالت" در دوره کارشناسی حدود دو دهه است که در هاروارد تدریس می شود. بیش از 15 هزار دانشجو در کلاس عدالت سندل شرکت داشته اند و کلاس ترم پاییز سال 2007 درس عدالت سندل، با حضور 1115 دانشجو، بالاترین میزان شرکت دانشجویان در یک کلاس در طول تاریخ هاروارد است. این کلاس اولین کلاس آنلاین دانشگاه هاروارد نیز هست. خلاصه این کلاس تحت عنوان کتاب "عدالت: کار درست کدام است" منتشر شد. نوع تدریس سندل، روش سقراطی بحث گرایانه است. سندل در تلاش است مفهوم عدالت را در ارتباط با مسائل روزمره و عینی بسنجد و بحث ها، پرسش ها و پاسخ ها را از مسائل روزمره به سمت مباحث فلسفی بکشاند. مایکل سندل سه جلسه سخنرانی با محتوای عدالت نیز در مدرسه علوم اقتصادی لندن[10] داشته است. در این سه جلسه وی با پرسش هایی مانند: آیا  دانشگاه ها باید اولویت را به دانشجویایی از مناطق فقیرنشین بدهند، آیا باید یک پرستار دریافتی بیشتر از یک بانکدار داشته باشد و آیا مردم حق دارند برای سالم ماندن و سالم بودن رشوه بدهند؛ به طرح عدالت پرداخت. رادیو بی بی سی این سه جلسه سخنرانی را با عنوان "فیلسوف عمومی" در آوریل 2012 پخش کرد. سندل همچنین کلاسی سمیناری با عنوان "اخلاقیات و بیوتکنولوژی" دارد که در آن به پیامدهای اخلاقی انواع روش ها و احتمالات بیوتکنولوژیک می پردازد. وی در سال 2009 سلسله سخنرانی هایی را در شهرهای لندن، آکسفورد، نیوکاسل و واشنگتن دی سی تحت عنوان "شهروندی نوین" داشت که از سوی رایو بی بی سی پخش شد.[11]

شهرت مایکل سندل با تدریس و کلاس های وی گره خورده است اما وی تألیفات متعددی نیز به شرح ذیل داشته است:

-          لیبرالیسم و محدودیت های عدالت، انتشارات دانشگاه کمبریج، 1982. (ویرایش دوم: 1998)[12]

-          اعتراض دموکراسی: آمریکا در جستجوی فلسفه عمومی، انتشارات دانشگاه هاروارد، 1998.[13]

-          فلسفه عمومی: مسائل اخلاقی در سیاست، انتشارات دانشگاه هاروارد، 2005.[14]

-          مصداق علیه کمال: اخلاقیات در عصر مهندسی ژنتیک، انتشارت دانشگاه هاروارد، 2007.[15]

-          عدالت: یک خوانش، انتشارات دانشگاه آکسفورد، 2007.[16]

-          عدالت: کار درست کدام است؟، انتشارات فارار، استراوس و گیروکس، 2010.[17]

-          چه چیزهایی با پول نمی توان خرید: محدودیت های اخلاقی بازار، انتشارات فارار، استراوس و گیروکس، 2012.[18]

سندل به لحاظ فکری به جماعت گرایی تعلق خاطر داشته و در طیف لیبرال جماعت گرایی قرار می گیرد.

 

لیبرالیسم و محدودیت های عدالت

این اثر اولین تألیف مایکل سندل است که با زبانی سنگین و فلسفی از جمله اعلام کنندگان جماعت گرایی در جامعه فکری آمریکا به حساب می آید. کتاب در تلاش است بحث لیبرلیسم جماعت گرا را ذیل فلسفه سیاسی انگلیسی طرح نماید. سندل در نگارش این کتاب اثرپذیری خود از فلاسفه ای همچون استوارت همپشایر[19] و چارلز تیلوررا نشان می دهد و در تلاش است لیبرالیسم وظیفه گرایانه معاصر، با محوریت جان رالز، را به نقد بکشد تا از خلال نقد آن طرح اولیه لیبرالیسم جماعت گرا را ارائه دهد. خوانش کتاب نیازمند پیش مطالعه هایی است. از جمله آشنایی با دیدگاه های جان رالز، رونالد دورکین و رابرت نوزیک در باب عدالت و بهتر از آن خوانش کتاب های "نظریه عدالت" جان رالز[20]، "آنارشی، دولت و یوتوپیا" رابرت نوزیک[21] و "ستاندن جدی حقوق" رونالد دورکین[22]. با این حال و به سبب سبک نگارشی سندل، محروم بودن از این پیش مطالعه ها موجب محرومیت از کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت نمی شود. چرا که سندل پیش از هر بحث انتقادی، خلاصه بحث مورد نقد را ارائه می دهد.

همچنانی که بیان شد در این اثر ما شاهد نقد لیبرالیسم قرون 17 الی 19 نیستیم. بلکه هدف کتاب نقد لیبرالیسم قرن 20 است. آنهم نوع خاصی از لیبرالیسم با عنوان لیبرالیسم وظیفه گرایانه تجربی. نوعی از لیبرالیسم وظیفه گرایانه که در تلاش است لیبرالیسم کانت را از وجوه متافیزیکی خالی ساخته و وجوه تجربی را جایگزین آن سازد. این نوع از لیبرالیسم که عدالت را محور خود می داند با جان رالز به اوج می رسد و کتاب حاضر نیز عمده تلاش خود را بر نقد نگاه جان رالز قرار داده است. البته نقد لیبرالیستی یک دیدگاه لیبرالیستی.

 

بررسی اثر:

آنچه مدنظر این متن است ترجمه آقای حسن افشار، مترجم آثار سندل، از این کتاب است. آقای افشار در بخش یادداشت مترجم خلاصه ای فشرده از مفهوم لیبرالیسم را بیان داشته و سپس به شرح ترجمه برخی از واژگان مبهم کتاب پرداخته است. این واژه نامه کوتاه، سهم بسیاری در کاستن از ابهام در متن اصلی دارد. توضیح آنکه احتمالا خواننده با پیش زمینه ذهنی آسان بودن فهم مباحث مایکل سندل شروع به خواندن کتاب نماید. این در حالی است که این اثر از زبانی سنگین و فلسفی برخوردار است و با دیگر آثار سندل به لحاظ روایی تفاوتی جدی دارد. تفاوت های معنایی و مفهومی واژگانی مانند خودکامگی و خودمداری یا مقتضیات عدالت به سنگینی این اثر می افزاید. آقای افشار تلاش داشته با ارائه یک واژه نامه مختصر از سنگین شدن بیشتر اثر جلوگیری کند.

بحث اصلی کتاب از کانت و لیبرالیسم وظیفه گرای وی شروع می شود، سپس تغییر محتوای لیبرالیسم وظیفه گرا در جان رالز مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. در این بررسی و نقد، نویسنده به انتقادات نوزیک از رالز و هم گامی دورکین با رالز نیز می پردازد و در نهایت اندیشه لیبرال-جماعت گرای خود را به عنوان راه حل خروج از بن بست های ایجاد شده در اندیشه رالز بیان می دارد. استنادات نویسنده به کتب مرجع خود اندیشمندان است و به همین سبب اثر از قوت کافی در ارجاع دهی و نیز در ارائه شواهد برخوردار است. انسجام بحث در کلیت ساختار نشان دهنده ذهن منظم نویسنده و از پیش طراحی نمودن ساختار و محتوای اثر است. البته نیازمند صبر از سوی خواننده برای دریافت بحث است.

اثر کاملا در یک فضای لیبرالی نگاشته شده، نقد یک لیبرال بر لیبرالیسم معاصر و مسلط است. همین امر موجب شده پیش زمینه نظری بحث، پیش زمینه ای لیبرالی باشد. پیش زمینه ای که شاید مخاطب در مورد خود آنها نقد جدی داشته باشد و همین امر موجب کاسته شدن میزان بهره مندی مخاطبِ با تعلق خاطر به مکاتب فکری غیر لیبرالیسم از اثر می شود. ضعفی که گریزی از آن نیست.

رالز در نظریه عدالت خود، تعریفی از "خود" ارائه می دهد که در آن، "خود" هم جدا از افزوده ها (تمایلات، خواسته ها، اهداف، خیر) است و هم امری تجربی است. سندل انسان شناسی رالز را هسته اصلی نقد خود قرار می دهد و معتقد است "خود" رالزی موجب بن بست در اندیشه عدالت است. زیرا نمی توان پایه های نظریه عدالت را بر روی آن قرار داد. سندل می گوید که "خود" دارای مرزهای شناوری است که می تواند میان جمع و شخص در رفت و آمد باشد و تعاریفی دقیق تر از شخص ارائه دهد. تعاریفی که حتی ممکن است موجب حک و اصلاح میان مرزهای "خود" و افزوده ها، نیز میان مرزهای جمع و شخص شود.

"خود" سندل کاملا جدا از افزوده ها نیست اما هویتی مجزا از آنها داشته و توانایی فهم شناخت های مکتسبه از جمع را دارد. سندل در دعوای اصالت شخص و جمع، اصالت را به شخص می دهد (مانند هر لیبرال دیگری) اما شخصی که در جمع زندگی می کند و در حال بده و بستان با جمع است.

پیشنهاد کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت را می توان طرح کلی یک نگاه دیگر، یک نقطه شروع دیگر برای عدالت لیبرالی دانست اما تنها طرح کلی ارائه می شود و سندل بررسی دقیق و همه جانبه این طرح کلی و تبدیل آن به یک نظریه جایگزین را به دیگر اندیشمندان جماعت گرا می سپارد. اکتفا به یک طرح کلی موجب می شود ابهامات مستتر در طرح کلی، به عنوان ردیه هایی بر طرح نمایان شوند، مانند ابهام سنگین مرزهای شناور "خود" با افزوده های "خود". تاکید بر طرح کلی بودن پیشنهاد کتاب موجب می شود تا به جای نقادی آن، به دنبال شرح بیشتر آن پس از پایان خوانش کتاب برویم. شکستن حصار سنگین حق در لیبرالیسم رالزی و توجه دوباره به خیر عمومی، البته با محوریت حق شخصی، شرح بیشتر طرح کلی کتاب است.

 

 

 



[1] https://en.wikipedia.org/wiki/Michael_J._Sandel

[2] Michael J. Sandel

[3]  Minneapolis

[4] Minnesota

[5] Brandeis University

[6] Rhodes Scholarship

[7] Balliol College, Oxford University

[8] Charles Taylor

[9] Harvard University

[10] LSE University

[11] دانلود از: http://www.bbc.co.uk/programmes/b00kt7rg

[12] Liberalism and the Limits of Justice. Cambridge, UK New York: Cambridge University Press. 1998

[13] Democracy's Discontent : America in Search of a Public Philosophy. Cambridge, Mass: Belknap Press of Harvard University Press. 1998.

[14] Public Philosophy: Essays on Morality in Politics. Cambridge, Mass: Harvard University Press. 2005.

[15] The Case Against Perfection: Ethics in the Age of Genetic Engineering. Cambridge, Mass: Belknap Press of Harvard University Press. 2007.

[16] Justice: A Reader. Oxford New York: Oxford University Press. 2007.

[17] Justice: What's the Right Thing to Do?. New York: Farrar, Straus and Giroux. 2010.

[18] hat Money Can't buy: The Moral Limits of Markets. New York: Farrar, Straus and Giroux. 2012.

[19] Stuart Hampshire

[20] A Theory of Justice. Cambridge, Massachusetts: Belknap Press of Harvard University Press, 1971.

[21] Anarchy, State, and Utopia. Oxford: Basil Blackwell. 1974.

[22] Taking Rights Seriously. Cambridge, MA: Harvard University Press, 1977.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۲
رامین مددلو
چهارشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۵۵ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن و خلاصه جلسه نهم

سلاح های مزدور

 

آنگاه که جلسه قبل را به پایان رساندیم، نظریه دولت از طریق رضایت لاک را بحث می کردیم، و این سوال پدید آمد: محدودیت های یک دولت که حتی موافقت اکثریت نمی تواند آن دولت را باطل کند، چیست؟  این سوالی بود که ما جلسه قبل را با آن به پایان رساندیم. ما دیدیم که در قضیه حقوق مالکیت از نگاه لاک، یک دولت منتخب دموکراتیک حق گرفتن مالیات از مردم را دارد، حق گرفتن دارایی مردم را برای اهداف و خیرهای عمومی دارد و این امر نیازمند رضایت هر شخص به هنگام تصویب و جمع آوری مالیات نیست بلکه نیازمند یک اقدام پیشینی رضایتمندی برای پیوستن به جامعه است: گرفتن تعهد سیاسی.

اما یک بار که شما متعهد می شوید، شما با محدود شدن به وسیله اکثریت، بیشتر به جهت مالیات، موافقت می کنید.

"اما..."  (شما ممکن است بپرسید) "اما درباره حق زندگی چه؟" دولت می تواند مردم را به خدمت اجباری فراخواند و آنها را به جنگ بفرستد؟

درباره اندیشه ای که ما متعلق به خودمان هستیم، مال خودمان هستیم چه؟ اگر دولت بتواند از روی اجبار و از طریق زور بگوید: شما باید بروید زندگی تان را برای جنگیدن در عراق به خطر بیندازید، این سخن ناقض اختیار نیست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۵۵
رامین مددلو