مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رویه سیاسی» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۰۴ ب.ظ

خلاصه کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران

نکته:

یک طرحی را بچه های علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام اجرا کردند با محتوای تلخیص کتب مرتبط با رشته. نمی دانم کتاب ذیل را کدامینشان خلاصه کرده. اگر کسی اطلاع داشت به بنده نیز خبر دهد.


بنام خدا

جریان شناسی سیاسی در ایران[*]

 

چکیده:

وجود جریان های سیاسی مختلف در کشور که گاه سابقه آنها حتی به سال های پیش از انقلاب باز می گردد، صحنه سیاسی کشور را تا حدودی پیچیده می سازد. بی شک شناخت جریانات سیاسی امروز کشور، بدون شناخت تاریخچه و اساسنامه و اصولی که بدان خود را ملتزم می کنند، امکان پذیر نیست. مشخص شدن وزن هریک از جریانات و احزاب در کشور نیز نیازمند شناخت دقیق این احزاب و سابقه و تأثیرگذاری آنها در کشور است.

یکی از اهداف مقاله حاضر که تلخیصی از یک کتاب** است، شناساندن و تبیین جریان های سیاسی ایران از دهه 20 تا امروز است. برای این امر، این نوشته در 3 فصل تقدیم می گردد. فصل اول به کلیات پرداخته شده، فصل دوم به تبیین جریان های سیاسی پیش از پیروزی انقلاب می پردازد و فصل سوم به تبیین جریان های سیاسی اسلام گرا در جمهوری اسلامی پرداخته شده است.

 

واژگان کلیدی: ایران، جریانات سیاسی، اسلام گرا، اصولگرا(راست)، اصلاح طلب(چپ)

 

 

فصل اول. کلیات و مبانی نظری پژوهش

در این فصل به تبیین و تعریف مفاهیم و اصطلاحاتی پرداخته شده که در پژوهش حاضر دارای نقش هستند. جریان سیاسی از مفاهیم مهمی است که در این پژوهش محوریت دارد. بنا به تعریف،

جریان سیاسی عبارت است از یک حرکت سیاسی پویا و زنده که با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش های فکری درونی، به مدد رهبران خود، بر نظام سیاسی و نیز اقشار مختلف جامعه تأثیر می گذارد و جبهه، جناح، حزب، سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان می نهد.

جریان های سیاسی را می توان به دو گروه مستقل و وابسته تقسیم کرد:

1.       جریان سیاسی – فکری مستقل، جریان بر آمده از متن جامعه، مردمی و بدون وابستگی به دولت است مانند جریان اسلام گرا.

2.       جریان وابسته را می توان به دو صورت وابسته به دولت نامشروع داخلی و یا وابسته دولت اجنبی است. بهترین مثال برای نوع اول جریان سلطنت طلب و برای نوع دوم جریان چپ مارکسیستی قدیم است.

 معیارهای مختلفی را می توان برای تقسیم بندی جریان های فکری و سیاسی ارائه کرد. در اینجا به 4 معیار که در این پژوهش مورد توجه است اشاره می شود.

1-       شکاف های اجتماعی: افرادی چون استین روکان نروژی و حسین بشریه در ایران از این معیار برای بستن جریان های سیاسی بهره برده اند. فرضیه اصلی در این نگاه این است که شکاف های اجتماعی تعیین کننده نوع خواسته های نیروها وگروهای مختلف و جریان های سیاسی ترجمان شکاف های اساسی موجود در هر جامعه ای به شمار می روند. این شکاف ها می توانند قومی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و... باشند. از نظر بشریه زندگی سیاسی در ایران در طی قرن بیستم، به شدت تحت تاثیر منازعه ای ناشی از شکاف سنتی و تجدد قرار داشته است.

2-       استقلال و وابستگی: قدرت های خارجی معمولا تلاش می کنند علاوه بر اعمال نفوذ بر قدرت مرکزی، جناح ها و جریان های مختلف سیاسی را نیز به خود وابسته سازند. در یک سوی این شکاف همه ی آنان قرار دارند که وابستگی به بیگانگان در هر نوع آن مخالفند. در سوی دیگر افرادی هستند که به این وابستگی  ها معتقدند. در تاریخ ایران جریان های ملی گرا و اسلام گرا مخالفین  وابستگی و دولت هایی مانند قاجاریه و پهلوی را می توان موافقین آن دانست. جناح هایی مانند لایه های رادیکال گروه های دوم خرداد نیز از موافقین وابستگی محسوب می شوند.

3-       ایمان، بی ایمانی و خلوص اعتقادی یا ناخالصی آن: مثلا قرآن بر اساس این جریان های پنجگانه کار مومنان و مشرکان، منافقان، کافران و مرتدان آن را مطرح می کند.

4-       حق و باطل: طبق رهنمود های قرآن حق طلبان، حزب خدا را تشکیل می دهند. و باطل گرایان در حزب شیطان گرد آمده اند.

متاسفانه علی رغم تقسیم بندی های ارزشمند و معیار های صحیح قرآنی به دلیل هژمونی فرهنگ سکولار غربی و نفوذ آن در ادبیات علوم سیاسی کشور کمتر این معیار مورد توجه قرار گرفته است.

 

فصل دوم – نگاهی به جریان هاو آرایش نیرو های سیاسی در ایران از 1320 تا1357:

در یکصد سال گذشته و قبل از انقلاب اسلامی، ایران شاهد چهار حرکت سیاسی مهم بود:

نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت و قیام 15 خرداد 1342.

برای توصیف حرکت نیرو های سیاسی در ایران از سال 1320 هجری آغاز می کنیم. این برهه مساوی است با آغاز سلطنت محمد رضا شاه و پایان یافتن جنگ جهانی دوم.

در اینجا سعی شده است شکلی از تقسیم بندی ارائه شود که به نظر صحیح تر بوده و پیشینه نداشته است.

1.       جریان مذهبی یا اسلام گرا: جریان اسلامی در این زمان در دو سطح فعال بود:

 اول) در سطح مراجع، آیات و علماء دینی که در پی احیای ارزش های اسلامی بودند.

دوم) در سطح گروهای متشکل سیاسی - مذهبی که نمونه ی بارز آن را در فداییان اسلام، حزب ملل اسلامی و هیت های موتلفه ی اسلامی شاهد هستیم.

جریان سیاسی که اسلام را سرلوحه برنامه و مبارزه ی خود قرار داده بودند برنامه خود را بر موارد تأکید داشتند:

1.       مبارزه با بهاییت؛

2.        مبارزه با بی حجابی؛

3.        دفاع از فلسطین و مخالفت با اسراییل؛

4.       مقابله با مارکسیسم؛

5.       مبارزه با تفکر ضد اسلامی احمد کسروی؛

6.       بحث حکومت اسلامی.

در مرجعیت و روحانیت چند نگاه به سیاست وجود داشت:

1.       گرایش اول: از ورود روحانیت به سیاست پرهیز داشت و تنها در موارد خاصی حاضر به پا در میانی بود.آیت الله خوانساری و آیت الله محمد باقر حلبی، رهبر انجمن حجتیه را می توان نماد این تفکر بر شمرد.

2.       گرایش دوم: گرایش روحانیون میانه رو بود. این جریان در عین حال که  با رژیم شاه و مظاهر فساد مخالف بود، موافق با مبارزه قهر آمیز و تند نبود. حضرت آیت الله گلپایگانی و مرعشی نجفی در این گروه جای می گیرند.

3.       گرایش سوم: روحانیون وابسته به حکومت پهلوی بودند. این گروه هیچ گونه مخالفتی با رژیم شاه نداشت و با جریان انقلاب به رهبری امام (ره) نه تنها همراه نبود که مخالف هم بود. آیت الله شریعتمداری نماد این جریان بود.

4.       گرایش چهارم: که نماد اصلی این گرایش اسلام گرای ناب و انقلابی، امام (ره) خمینی بود. این جریان مبارزات خود را با انجمن های ایالتی ویالتی و کاپیتولاسیون و... آغاز کرد. و در 15 خرداد به اوج     می رسید. گفتمان اصلی این جریان حضور جدی روحانیت در سیاست و تغییر رژیم پهلوی و برقراری حکومت اسلامی بود. این افراد نیز به دو گروه عمده تقسیم می شوند. عملگرایان: افرادی مانند ربانی شیرازی و منتظری؛ وکسانی که کار فکری می کردند مانند استاد مطهری (ره).

در کنار این گرایش چهار گانه روحانیت، روشنفکران دینی نیز حضور داشتند که نقش مهمی در کنار روحانیت داشتند؛ محمد تقی شریعتی و فرزندش دکتر علی شریعتی از پیشگامان این جریان، و دفتر نشر حقایق اسلام در مشهد و حسینیه ارشاد در تهران از کانون های آنان به حساب می آمدند. مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی نیز در دانشگاه ها نقش قابل توجهی داشتند.

سه جریان فداییان اسلام، حزب ملل اسلامی و هیأت های مؤتلفه اسلامی از گروه های اسلامی بودند که مشی چریکی داشتند. در کنار این گروه ها نیز باید از گروههای هفت گانه ای نام برد که پس از انقلاب نام سازمان مجاهدین انقلاب زا برخود نهادند: گروه های المنصورون، بدر، امت واحده، توحیدی صف، توحیدی فلق، موحدین و فلاح. این گروه ها چهار ویژگی مشترک داشتند:

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۴
رامین مددلو
شنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۳۲ ب.ظ

افول حکمت عملی و دیالکتیک ویرانگر‎

یادداشتی از حسین همازاده:

1. «امبراطوریة ایران»، «الامبراطوریة الفارسیة»، «مشروع تشییع الخلیج» (پروژه شیعه سازی خلیج [فارس])، «مشروع تشییع بغداد»، «مشروع تشییع الصفوی»، « المشروع العقائدی الإیرانی فی المنطقة»، «الاحتلال الفارسی»، (اشغالگری فارس ها)، «مشروع إیران بالمنطقه»، «هلال ایران الطائفی»، «الهلال الشیعی و الفارسی فی المنطقه»، « طائفیة إیران» (طائفی گری ایران)، « التسلیح الطائفی»، (مسلح کردن طائفی ناظر به حشد الشعبی عراق)، «دولة طائفیه تحمل مشروعا استعماریا»، « الاستعماریة الفارسیة»، « استغلال إیران من الربیع العربی»، (سوء استفاده ایران از بهار عربی)، «التدخل الایرانی فی بلاد عربیة» و...

اگر خواننده سایت ها و خبرگزاری های عربی باشید اینها برخی از کلیدواژه هایی است که هر روز در خلال اخبار و تحلیل ها به مخاطبان عرضه می شود. در عین حال اینکه رسانه های جریان اصلی (main stream)  که تاثیر عمده ای بر شکل گیری افکار عمومی دارند اخبار ضد ایرانی و ضد شیعی منتشر کنند چیز عجیبی نیست. اما اینکه در خلال جنگ های نیابتی جاری در سوریه و عراق - که توسط همین رسانه های جریان اصلی، قرائت و خوانش طائفی از آنها صورت گرفته است - و کشته شدن صدها هزار و آوارگی ملیون ها نفر، مسئولین کشور بدون توجه به ابعاد بین المللی اظهاراتشان دائما مشغول دادن گاف رسانه ای باشند واقعا قابل پذیرش نیست.

2. سخنان اخیر شیخ علی یونسی در محافل خبری عربی بازتاب گسترده ای یافته. از سی ان ان عربی گرفته تا روسیا الیومو العربیه و الشرق الاوسط و ده ها سایت خبری دیگر به انتشار سخنان دستیار ویژه رئیس جمهور پرداخته اند. 

اما مگر این بار اولی است که مسئولین کشور، پازل دیگران را تکمیل می کنند؟ شخصا وقتی سخنان یونسی را خواندم بی درنگ به یاد سخنرانی ناطق نوری در مشهد افتادم که بحرین را استان چهاردهم ایران دانسته بود. این سخنان که شاید در نگاه اول صرفا یک یادآوری تاریخی دانسته شود باعث شد جنجالی بزرگ به راه بیفتد؛ تمام اعضای 40 نفره پارلمان بحرین با صدور بیانیه ای «نقض وقیحانه» منشور سازمان ملل و حاکمیت کشورشان را محکوم کردند؛ مذاکرات صدور گاز ایران به بحرین متوقف شد؛ سفیر ایران در منامه احضار شد؛ حسنی مبارک و ملک عبدالله (پادشاه اردن) به منامه رفتند تا همبستگی شان با بحرین را در حداکثر شدت ممکن نشان بدهند. حتی بشار اسد و سرگی لاوروف هم در گفت و گوی تلفنی با پادشاه بحرین پشتیبانی خودش را از این کشور اعلام کردند! و کار به جایی رسید که مأموران فرودگاه دوبی روز دوشنبه ۲۸ بهمن 1387 به خواست مسئولان بحرینی، از پرواز مسافران ایرانی به منامه جلوگیری کردند.

این سخنان البته مسبوق به اظهارات به حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان بود. زمانی که در سال 2007 در سرمقاله ای با عنوان "آواز کوچه باغی" نوشته بود: "بحرین بخشی از خاک ایران بوده است که در جریان زدوبند غیرقانونی میان شاه معدوم و دولتهای آمریکا و انگلیس از ایران جدا شده است و امروزه اصلی ترین خواسته مردم بحرین بازگشت این استان جدا شده از ایران به سرزمین اصلی و مادری آن، یعنی ایران اسلامی است و بدیهی است که این حق مسلم ایران و مردم استان جدا شده آن نباید و نمی تواند نادیده گرفته شود." این سخنان در رسانه های عربی به نام «ممثل مرشد الثورة الإیرانیة فی مؤسسة کیهان ورئیس تحریر صحیفتها» (نماینده رهبر انقلاب ایران در موسسه کیهان و سردبیر آن) منتشر شده بود.

این اواخر اما به خاطر تحولات سریع و اخبار داغ منطقه ای و البته جذابیت هایی منحصر به فرد این حوزه میزان اظهار نظرهای اینگونه در عرصه بین الملل افزایش چشم گیری داشته و فقط در مورد یمن چندین موضع جنجال برانگیز منتشر شده است. چندی پیش علیرضا زاکانی از تسلط ایران بر 3 پایتخت عربی سخن گفته بود و اینکه صنعا چهارمین پایتختی است که به ایران ملحق می شود و بلافاصله پس از آن نیز با طرح موضوع مرز مشترک دو هزار کیلومتری یمن و عربستان و مسلحین فراوان ِ سازماندهی شده در یمن تلویحا سعودی ها را تهدید هم کرده بود. این سخنان به نقل از زاکانی بازتاب گسترده ای در محافل برون مرزی داشت.

کمی بعدتر حجت الاسلام شیرازی، نماینده ولی فقیه در نیروی قدس در مصاحبه ای جماعت انصار الله را «نسخه مشابه حزب الله» خواند. سردار سلامی جانشین فرمانده کل سپاه نیز انصار الله را نسخه مشابه حزب الله دانست که در منطقه ای سوق الجیشی موازنه قدرت بین عربستان و آمریکا را جابجا می کند و علی اکبر ولایتی نیز ضمن تاکید بر نفوذ اساسی ایران از لبنان تا یمن به نقل از حسنین هیکل گفت:  اکنون ایران به آرزویی که از زمان هخامنشیان داشت رسیده: این آرزو دسترسی و نفوذ این کشور در دریای مدیترانه است.

اما از همه صریح تر حجت الاسلام علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که از گسترش مرزهای جمهوری اسلامی ایران به دورترین نقاط خاورمیانه و سواحل مدیترانه، تنگه باب المندب و غرب آسیا سخن گفته بود.

اینها فقط مشتی نمونه خروار بوده و ده ها نمونه دیگر از این دست اظهارات از مقامات ارشد کشور با جستجویی کوتاه قابل دسترسی است. 

3. مصونیت های تباری و ملوک الطوایفی و یا مادام المنصب باعث آن شده تا هر کسی در هر سمتی بدون خوف از پیگیری و نظارت به خودش اجازه بدهد به بهانه ارائه خبر و تحلیل، هزینه های سنگین و گزاف به نظام تحمیل کند. عجیب تر اینجاست که سخنرانان محترم بعضا در همان حال که مشغول دادن گاف رسانه ای هستند بر راهبردهای «ایران هراسی» و «شیعه هراسی» دشمن هم تاکید می کنند. مع الاسف اصرار بر این دست اظهارات در کنار برخی تحولات جاری و البته بهره برداری دشمنان باعث شده محورهای خبری که روزگاری فقط در حد شبهات عجیب و دور از باور جلوه می نمود امروز در افکار عمومی عربی و جامعه سنی مذهب تا حد زیادی تثبیت شود و تحولات جاری منطقه هم چشم انداز روشنی در این زمینه ترسیم نکند.

4. مع الاسف ضعف فرهنگ سیاسی در ایران و برخوردهای جناحی و باندی رسانه های داخلی نیز باعث شده هر جناح به قصد تسویه حساب داخلی اشتباهات باند مقابل را برجسته و از گاف های خودی ها صرف نظر کند. صدالبته نباید از خوانش های سوپر ایدئولوژیک و غیرواقعی از تحولات منطقه نیز غفلت ورزید که باعث شده عطش مضاعفی برای بازتولید برخی توهمات در رسانه ها شکل بگیرد.

5. به نظر می رسد دیالکتیکی شکل گرفته که به موازات افزایش قدرت سخت نظام در عرصه بین الملل، قدرت نرم جمهوری اسلامی در میان عامه اهل سنت در حال فروکاستن است و هر چه این قدرت سخت – که عمدتا در اتحاد با شیعیان تقویت شده- بیشتر اوج بگیرد، تصویر نظام در میان اهل سنت بیشتر تخریب شده و تصویر صرفا شیعی و البته متجاوز از انقلاب اسلامی به وسیله رسانه های جریان اصلی در افکار عمومی اهل سنت بیشتر تثبیت می شود. 

فاعتبروا یا اولی الابصار

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۳۲
رامین مددلو
شنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۳، ۰۷:۳۹ ب.ظ

چه کسانی حامی اصولگرایی هستند؟

نکته:
متن زیر ابتدا در سایت دیدبان منتشر شده است.

                                                       
                                                    
 
اصولگرایی چیزی نبود جز واکنشی سلبی به اصلاح طلبی، پایگاه اجتماعی آن را تنها باید در میان سالمندان مذهبی و محافظه کار جست، تنها 15 درصد مردم حامی این جریان سیاسی هستند، اصولگرایی همیشه از افزایش مشارکت مردم در انتخابات واهمه دارد چرا که شکست این جریان در حضور مردم است و... .
آنچه موجب نگارش این متن شد، بیان عباراتی در سبک و محتوای عبارات بالایی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر بار دیگر در بیان سیاسیون مخالف این جریان اوج گرفته است. اما آیا این عبارات تنها واکنشی ناشی از خوشحالی شکست جریان رقیب و سرمستی فراموشی شکست های خود است یا بیانگر واقعیاتی در متن جامعه؟
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۳۹
رامین مددلو
شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۲، ۰۳:۵۱ ب.ظ

سیا و ایران

پیش درآمد

برای دروغ گفتن نیازی نیست همه اجزای یک مطلب دروغ باشند. گاهی فقط اجزای مهم دروغ اند. گاهی اجزا دروغ نیستند ولی همه اجزای موجود نیستند. گاهی همه اجزای صحیح موجود در مطلب هستند ولی نحوه چینش آنها به تحلیل دروغ می انجامد.

 

سیا می خواهد دنیا ایران را چگونه بشناسد؟

برای پاسخ به این سؤال، یکی از ساده ترین و البته بهترین روش ها بررسی فیلم هایی است که در ارتباط با سیا، به طور مستقیم و غیرمستقیم به موضوع ایران می پردازند. (آخرین نمونه مشهور چنین فیلم هایی، فیلم آرگو است).

راه دیگر، بررسی مکتوباتی است که از سوی سیا و درباره ایران انتشار یافته. از جمله این مکتوبات می توان به "The World Factbook"، یکی از بخش های سایت رسمی سازمان سیا اشاره کرد. این بخش به معرفی کشورهای جهان البته با عینک سازمان سیا می پردازد.

زمانی که به بخش ایران مراجعه می کنیم. متوجه می شویم مکتوبات این بخش به قسمت های:  معرفی، جغرافیا، مردم و جامعه، دولت، اقتصاد، انرژی، ارتباطات، حمل و نقل، نظامی گری و مسائل فراملی تقسیم می شود.

در این مطلب به جهت رعایت اختصار تنها بخش معرفی بیان می شود. در اصل متن دخل و تصرفی نشده و تنها برخی عبارات مهم (از نظر بنده) برجسته شده اند. قابل ذکر است متن ارائه شده تنها یک ترجمه مبتدیانه است:

 

از سال 1935 به نام ایران شناخته شد، پس از سرنگون شدن سلطنت حاکم در سال 1979 میلادی و تبعید اجباری {خروج اجباری} محمدرضا شاه پهلوی از کشور، ایران یک جمهوری اسلامی شد.

روحانیون محافظه کار به رهبری آیت الله روح الله خمینی با زور و فشار یک سیستم دولتی تئوکراتیک با اقتدار سیاسی نهایی واگذار شده به یک عالم مذهبی که به طور معمول به عنوان رهبر عالی شناخته می شود با توجه به قانون اساسی ، تنها به مجلس خبرگان -86 نفر منتخب از طیف روحانیون- پاسخگو است و  تاسیس کردند.

روابط ایران و آمریکا هنگامی که یک گروه از دانشجویان ایرانی سفارت آمریکا را در تهران در نوامبر 1979 تصرف کردند تیره و تار شد و پرسنل سفارت تا اواسط ژانویه 1981 گروگان نگه داشته شدند . ایالات متحده روابط دیپلماتیک خود را با ایران در ماه آوریل سال 1980 قطع کرد. در طول سالهای 1980-1988، ایران با عراق جنگید، یک جنگ خونین نامعلوم که در نهایت به خلیج فارس گسترش یافت و منجر به درگیری نظامی بین نیروی دریایی ایالات متحده و نیروهای نظامی ایران شد.

ایران به علت فعالیت های خود در لبنان و در نقاط دیگر جهان یک کشور حامی تروریسم تعیین شده و ایالات متحده، سازمان ملل و اتحادیه اروپا تحریم های اقتصادی و کنترل صادرات را به دلیل نقش این کشور در تروریسم و ​​جاه طلبی های سلاح های هسته ای ادامه داده است .

به دنبال انتخاب حجت الاسلام محمد خاتمی اصلاح طلب به عنوان رئیس جمهور در سال 1997 و مجلس اصلاح طلب در سال 2000، یک کمپین برای ترویج اصلاحات سیاسی در پاسخ به نارضایتی عمومی آغاز شد. جنبش با چالش سیاستمداران محافظه کار، به واسطه کنترل نهادهای غیرمنتخب، ​​ممانعت از تصویب و افزایش اقدامات سرکوبگرانه، روبرو شد.

با شروع انتخابات شهرداری ها {شورای اسلامی شهر} در سراسر کشور در سال 2003 و در ادامه به واسطه انتخابات مجلس در سال 2004 ، محافظه کاران دوباره کنترل خود را بر نهادهای انتخابی دولت ایران به دست آوردند، که در اوت 2005 با معرفی محمود احمدی نژاد تندرو به عنوان رئیس جمهور به اوج خود رسید . انتخاب مجدد بحث برانگیز او در ماه ژوئن سال 2009 اعتراضات در سراسر کشور را با اتهام تقلب در انتخابات برانگیخت.

شورای امنیت سازمان ملل تعدادی قطعنامه تصویب کرد که ایران را به تعلیق غنی سازی اورانیوم و فعالیت های بازفرآوری و موافقت با الزامات و مسئولیت های آژانس بین المللی انرژی اتمی دعوت می کرد. در اواسط فوریه 2011، فعالان مخالف دولت بزرگترین تظاهرات ضد رژیم را، از دسامبر 2009 (؟)، برگزار کردند ، موجبات آن موفقیت شورش در تونس و مصر بود. مشارکت مردم معترض احتمالا بیش از دهها هزار نفر بود و نیروهای امنیتی برای متفرق کردن معترضان مستقر شدند . اعتراضات بعدی در ماه مارس 2011 در جلب مشارکت عمدتا به دلیل پاسخ امنیتی قوی تا حد زیادی شکست خورد، هر چند نارضایتی هنوز آتش زیر خاکستر است. بدتر شدن اوضاع اقتصادی در درجه اول به دلیل سوء مدیریت دولت و تحریم های بین المللی حداقل دو اعتراض اقتصادی عمده را ،در ماه های ژوئیه و اکتبر 2012 (؟)، برانگیخت.


نکته: سیا علاقمند است دنیا فکر کند نظام فعلی جمهوری اسلامی ایران، نظام مورد علاقه مردم نیست زیرا با زور و فشار تاسیس شده است. از دید سیا ایران با عراق جنگیده نه عراق با ایران، سیا معتقد است ایران به دنبال سلاح هسته ای است. از دید سیا اصلاح طلبان... .

سیا می خواهد وضعیت اقتصادی فعلی ایران در درجه اول به دلیل سوءمدیریت و سپس تحریم های بین المللی دیده شود. سیا بسیار علاقمند است تحریم های اقتصادی به اعتراضات اجتماعی بیانجامد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۵۱
رامین مددلو
جمعه, ۱ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۳۱ ق.ظ

برسد به دست برادر نماینده مان

دوران تبلیغات انتخابات مجلس هشتم بود، به شهر که رفتم می گفتند دو نفر بر سر زبان هایند، دومی را پی گرفتم. بزرگی گفت در پی جلب حمایت اصولگرایان مرکزنشین هم هست.
دومی رأی آورد. انسان متواضعی بوده و هست. به لحاظ مدرک هم زحمت کشیده و دود چراغ خورده و این یعنی در مجلس در تخصص خود می تواند کمک کار نمایندگان شود و جور کم سوادی برخی را بکشد.
رأی آوردن دومی مصادف بود با دوره اول رییس جمهور نهم که حق ایجاب می کند بگویم به نسبت دوره های قبلی (که مصادف بودند با دوران جهالت بنده و در نتیجه مقایسه ام بر اساس شنیده هاست و بعد دیده ها) در شهر بهتر کار شده بود.
این برادر دومی مان هم که اکنون نمایندمان شده بود البته دوندگی خوبی داشت.
فتنه 88 که شد انتظار داشتم نماینده مان هم علیه فتنه موضع گیری داشته باشد که نداشت. پرس و جو کردم. باز بزرگی گفت از وی پرسیدم و گفت اگر موضع بگیرم رأی آنها را از دست خواهم داد.
دوران انتخابات مجلس نهم شد و نمایندمان شد کاندیدای لیست جبهه مردمسالاری و این یعنی تغییر رویه. تغییر رویه ای که خود در شهر صدای آن را در نیاورد.
نمایندمان باز هم نماینده شد. و به یکباره شد طرفدار آقای لاریجانی و این هم یعنی تغییر رویه. به تناسب این تغییر رویه به وقت انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نمایندمان شد طرفدار آقای قالیباف.
ریاست جمهوری یازدهم به پایان رسید و نمایندمان به یکباره شد طرفدار گفتمان!! اعتدال و طرفدار آقای روحانی پیروز انتخابات.

اگر بخواهم خلاصه گویی کنم، برادرمان ابتدا متمایل به اصولگرایان بود، بعد اصلاح طلب شد، سپس باز اصولگرا شد و در نهایت کارگزارانی شد.
و این تغییر رویه ها در این 5 -6 سال رخ داد.

آی برادر نماینده!!
یکی از اصول مهم در عالم سیاست اعتماد است.
این تغییر رویه ها باعث بی اعتمادی در طرف مقابلت می شود.
و شما می شوی آلت دست یک جریان سیاسی که به وقت اتمام استفاده خاص از شما، دورت می اندازد.
و حمایتت نمی کند.
زیرا به چارچوب سیاسی شما اعتماد ندارد.

آی برادر نماینده!!
شما مثل بعضی ها کم سواد نیستی که به خاطر خط سیاسی ات پست و مقام بگیری.
درس خوانده و زحمت کشیده ای
شکر خدا آقازاده هم نیستی که پشت سرت حرف دربیاورند.
حرمت شب های درس خواندنت را نگه دار.

آی برادر نماینده!!
در هر خط و جناح داخل در چارچوب نظام اسلامی می خواهی باش، ولی تصمیم خود را نهایی کن، دوران آزمون و خطای شما دیگر گذشته. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۳۱
رامین مددلو