مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دانشگاه امام صادق علیه السلام» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۸ ق.ظ

آرمان قرن بیست و یکم

نکته:

بنا به توصیه دوست بزرگوارم دکتر حمید درویشی مطالب کانال استانبول: خاطرات و شهر را در وبلاگ بازنشر خواهم داد. عمده این مطالب پیش از این در کانال جامع مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام و صفحه اندیشه روزنامه فرهیختگان بازنشر داده شده اند.

 لازم به ذکر است تمامی حقوق مطالب مربوط به فرصت مطالعاتی ام از هر جنس و سنخ و سطحی به مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام تعلق دارد. دوستان دقت فرمایند. 


برای اولین بار در مساجد اهل سنت نماز خواندم. رفتارشان برایم جالب بود.

در استانبول عامه مردم از مذهب شیعه اطلاعی ندارند. روحانیت اش هم از شیعه انگاره ناسزاگویی به بزرگانشان را در ذهن خود دارند. 

دستگاه حاکمه نیز در تلاش است شیعه را به صفویه متصل سازد. این امر جدای از آرمان امپراتوری عثمانی قرن ۲۱ حزب عدالت و توسعه نیست. آرمانی که در جستجوی رقبای خود، به تاریخ هم یورش می برد.


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۱۱:۰۸
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۲۶ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه دوازدهم (جلسه آخر)

این جلسه بار دیگر به سنت فلسفی غرب باز می گردیم و در آن مسأله "باید و هست" را بررسی می کنیم. این مسأله از وجوه مختلف به معناشناسی اخلاقی، معرفت شناسی اخلاقی و روان شناسی اخلاقی برمی گردد.

رابطه باید و هست را می توان به دو نحوه دید:

الف. رابطه استنتاجی:

آ، ب است؛ پس باید آ را انجام داد. یا آ، ج است؛ پس نباید آ را انجام داد. بر اساس رابطه استنتاجی باید مساوی است با خوب و نباید مساوی است با بد. در این مفهوم به لحاظ معناشناختی بحث اضافی اتفاق نمی افتد و فقط ترادف ایجاد شده است. در رابطه استنتاجی باید روابط را اثبات کرد تا بتوان آ را مساوی خوب و در نتیجه باید، به شمار آورد.

ب. رابطه زایایی= رابطه علّی و معلولی:

در این رابطه سوال این است که آیا هست می تواند باید را در من تولید کند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۶
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۲۰ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه یازدهم

خواجه نصیر در اخلاق ناصری بیان می دارد که گاهی اوقات میان حکمت و رذایل خلط می شود. خواجه در شرح آن حیوانات در محاکات انسان را بحث می کند. حیوانات برخی از امور را انسان ها تقلید می کنند. مشابه آن برخی نیز حکیم هستند و برخی به تقلید آنان اقدام کرده و حکمت را به خود می بندند (اظهار فضل می کنند). گاهی نیز مشکل از آنجاست که تنها نیت فاعل انجام دهنده مهم است (فرد بخواهد کار را حکیمانه یا عفیفانه انجام دهد). خواجه مثال هایی در باب فضایلی چون حکمت، عفت، سخا و شجاعت می زند. مثلا در مثالی طلب مال، سرزمین یا شهرت (افراط) یا گرفتار ملامت نشدن و یا ترس از دست دادن مقام (تفریط) با شجاعت اشتباه می شود.

در تقسیم مدینه ها خلط بین حکمت و رذایل زیاد رخ می دهد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۰
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۱۵ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه دهم

نکته:

جلسه نهم که پیش از این به صورت ناقص در وبلاگ قرار گرفته بود, کامل گشت.

این جلسه نیز دیدگاه خواجه نصیر را پی خواهیم گرفت. در مدل خواجه، رذایل نیز مطرح می شوند. رذایل به دو طریق در مقابل فضایل قرار می گیرند.

در بادی نظر هر رذیلت در مقابل فضیلتی طرح می شود. مثلا در برابر حکمت جهل، در برابر شجاعت جبن، در برابر عفت شَرَه، در برابر عدالت ظلم و... .

اما نظر مستوفی آن است که فضیلت یعنی در حد اعتدال بودن و دوری از افراط و تفریط. این دوری را می توان با دو تمثیل نشان داد. تمثیل اول خط در میان دو نقطه است. وسط خط اعتدال و دو سوی خط افراط و تفریط است:

افراط فضیلت
تفریط
سَفَه (وسواس فکری) حکمت

  بُله (تنبلی معرفتی)

تهور (اقدام در محل ناشایست)  شجاعت جبن
شَرَه (فرورفتن در لذات) عفت

 خمود شهوت (فقدان انگیزه)

اسراف          سخا بخل
ظلم (تحصیل معیشت از طریق مذموم)  عدالت   انظلام(قبول ظلم برای وصول به حداقل معیشت)

        

از نظر خواجه عدالت هم نشانه و هم مقوم فضیلت است. (مهمترین مؤلفه فضیلت نیز آن است که آن فضیلت از انسان فضیلت مند صادر شود).

عدالت یک ملکه    حرکت است. ظلم نیز ملکه است که از عمل بیش از حد و با روشهای مذموم حاصل می شود. فضیلت بودن عدالت از حیث حرکت است. عدل و ظلم در فضیلت گرایی دو مفهوم نیستند بلکه ملکاتی هستند که حرکت هم در آنها نقش دارد.

ذیل جنس فضیلت حکمت نیز انواع فضایل ذکاء، سرعت فهم، صفای ذهن، سهولت تعلم، حسن تعقل، تحفظ و تذکر قرار دارد.

افراط  فضیلت تفریط
خباثت ذکاء (بحث ارادی بودن مطرح است) بِلادَت (کند ذهنی)
فهم پنداری امور تخیلی سرعت فهم  تأخیر تفهیم
التهاب ذهن (تعجیل در داوری) صفای ذهن ظلمت ذهن (تأخیر در داوری)
کمیت گرایی در آموزش بدون محکم کردن آموخته ها سهولت تعلم  تعصبی که باعث تعذر در تعلیم شود
          
توجه به امور زائد  حسن تعقل بی توجهی به امور لازم
عنایت بیش از حد به امور غیرضروری   تحفظ بی توجهی به اموری که حفظ آنها لازم است

اما تثمیل دوم تمثیل دایره است. یک فضیلت در محور دایره قرار دارد و هزاران رذیلت اطراف آن وجود دارد.

مساله بعدی آن است که گاهی اوقات رذایل (جنبه های افراطی و تفریطی) با فضایل خلط می شوند. به این مساله در جلسه بعد خواهیم پرداخت.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۱۵
رامین مددلو

نویسنده: دکتر محمود شفیعی

ناشر: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام

سال نشر: 1389


بخش اول: مباحث نظری

1: نظریه کنش ارتباطی

مبانی معرفت‌شناختی

نظریه کنش ارتباطی هابرماس در زمره نظریه‌های انتقادی است و از این نظر بر معرفت‌شناسی انتقادی متکی است. معرفت‌شناسی انتقادی از طریق نقد دیدگاه‌های رقیب و بازسازی آن‌ها سعی در رهایی انسان‌ها و کاستن از سلطه‌های تاریخی-اجتماعی دارد. معرفت‌شناسی انتقادی هابرماس ناظر بر افول آگاهی و سوژه است و سعی در احیای سوژه دارد. به‌نحوی‌که سوژه به صورتی منفعل و فعال با پیرامون خود در ارتباط قرار گیرد. در مسیر دستیابی به چنین سوژه‌ای معرفت‌شناسی انتقادی از سه خصلت اساسی برخوردار می‌شود:

الف) دانش هم برحسب اعیان تجربه و هم برحسب مقوله‌های پیشین تعریف می‌شود.

ب) ذهن اجتماعی هم اجتماعی و هم پویاست.

ج) تأمل معتبر است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۰۸:۲۶
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه نهم

فضیلت و عدالت در نظر خواجه نصیر

کتاب اخلاق ناصری از کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه متاثر است. اما فارغ از تاریخچه این کتاب، می خواهیم به خود بحث فضیلت و عدالت در این کتاب بپردازیم. قبلا بیان شد که برای ورود مبحث عدالت در سنت خودمان نیازمند مباحث انسان شناسی با محوریت قوای نفس هستیم. قوای نفس تقسیم می شود به قوای نباتی، حیوانی و انسانی (ناطقه). در قوه حیوانی قوای مدرکه و فاعله هست و در قوه فاعله قوای شوقیه و قوه ای که خود عمل را انجام می دادند. قوه شوقیه نیز تقسیم می شدند به قوای شهویه و غضبیه.

توضیح داده شد که در این تقسیم بندی اگر به سراغ فلسفه کنش برویم، مساله لذت اهمیت می یابد. اما لذت و رنج به معنای عرفی نیست بلکه ابن سینا صحبت از لذت و رنج عقلانی می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۲
رامین مددلو
دوشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۰۴ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه چهارم

جلسه قبل درباره موضوع نفس و قوا، به همراه موضوع رنج و لذت صحبت شد. بحث از 5 اصل ابن سینا باقی ماند:

1.       هر قوه ای دارای لذت و رنج خاص خود است

2.       این لذت و رنج ها متفاوت اند.

3.       اگر قوه ای نباشد لذت و رنج آن درک نمی شود

4.       ممکن است لذت و رنج قوه ای ناقص درک شود.

5.       یا به نحو معکوس درک شود.

3 اصل آخر، به موانع اشاره دارند.

صوت جلسه چهارم


خود ما درک می کنیم که لذت و رنج ها متفاوت اند. درباره لزوم وجود یک قوه، ابن سینا مثال بینایی یا نبود توان مردانگی را می زند. مثال اصل 4، فردی است که در حال ترس غذا می خورد. لذت غذا به خاطر ترس، کمتر درک می شود. برای اصل 5 ابن سینا مثال بیماری را می زند که آب بدون طعم را می خورد ولی تلخی احساس می کند. بنابراین به جای لذت بردن از آن، از آن رنج می برد. شما می توانید با این اصول عواطف را دستخوش تغییر کنید. مهم این است که این 5 اصل در انسان به اعتبار انسان بودنش (عاقل بودنش) همراه شود. پس گام اول: اصول لذت و رنج/ گام دوم: پیاده سازی روی جنبه انسانی انسان (قوه عاقله)

در گام دوم ما 5 اصل خواهیم داشت ناظر به: وجود لذت و رنج برای قوه عاقله، ویژگی های لذت و رنج قوه عاقله و اصول سه گانه بعدی: عدم وجود، ادراک ناقص، ادراک معکوس لذت و رنج قوه عاقله.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۴
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۵۳ ق.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه سوم

صوت جلسه سوم


مبانی اسلامی

-         ساختار قوای ادراکی و قوای رفتاری:

در بحث قوای نفس، مشائیان معتقدند که ما سه دسته قوا داریم: قوای نباتی، قوای حیوانی و قوای انسانی. وجه ممیز انسان از حیوانات و نباتات قوای انسانی است البته انسان هر سه قوا را دارد.

قوای نباتی را  تقسیم می کنند به قوه غاذیه (دارای 4 قوه زیرمجموعه قوه جاذبه، ماسکه، هاضمه و دافعه)، قوه نامیه (اگر رشد حاصل شود مقامش این قوه است) و قوه موّلده (تولیدمثل).

قوای حیوانی شامل قوای عالمه (علامه/درک کننده/درّاکه) {تقسیم می شوند به حواس ظاهری یا همان حواس پنج گانه و حواس باطنی که خود تقسیم می شد به حواس درک کننده، نگاه دارنده و تغییر دهنده} و قوای عماله (عامله) که مربوط می شود به انجام کار {تقسیم می شود به قوای ایجاد کننده خودِ کار یا شوق انجام کار}.

آنچه توسط حواس ظاهری درک می شد از طریق یک حس مشترک به حواس باطنی منتقل می شد. حس مشترک یک امر درونی است. (در دوره جدید می گویند محتوای ذهنی ما یک امر درونی است نه یک امر بیرونی). تصاویر و صورت هایی که از حواس ظاهری به حس مشترک می آیند در خیال نگه داری می شوند و در "تخیل در آنها تغییر حاصل می شود.

علاوه بر حواس ظاهری، برخی امور مانند محبت که جزئی هستند در داخل ادراک می شوند و مابه ازای خارجی ندارند. ابن سینا به اینها می گوید معانی جزئی. ابن سینا به درک کننده معانی نام "قوه واهمه" می نهد. صورت های جزئی هم که درک می شوند در قوه ذاکره یا حافظه نگه داری می شوند. قوه ای هم که تغییر در معانی ایجاد می کند، "قوه مفکّره" است.

پس ما یک دوگانه صورت جزئی و معانی جزئی داریم و یک سه گانه درک، نگه داری و تغییر هم داریم. اما در مقام واقع ابن سینا می گوید قوای تغییر دهنده یک قوه است به نام قوه صورتگره که دارای دو کارویژه است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۰:۵۳
رامین مددلو
پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۰ ق.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه اول

نکته:

در ترم تحصیلی گذشته (نیمسال دوم سال 94) در دوره دکتری مدیریت دولتی گرایش خط مشی گذاری، کلاس فلسفه اخلاق عدالت به استادی دکتر رضا اکبری برگزار گردید. دکتر اکبری استاد تمام گروه فلسفه دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق علیه السلام هستند. رزومه ایشان را می توانید از اینجا دریافت فرمایید. تلاش خواهد شد به تدریج خلاصه مطالب کلاس در وبلاگ بارگذاری شوند. تا خدا چه خواهد.

صوت جلسه نخست


می توان نگاه ماتریسی به عدالت داشت. در این نگاه خانه های ماتریس را مباحثی همچون مباحث ذیل پر می کنند:

 

تطور الفاظ:

عدالت از صَدَقَ (عبری است) گرفته‌شده است. با تکیه بر زبان هیروگرافیک سامی می‌توان گفت که صَدَقَ به معنای عمل همراه با معرفت و علم است. کلمه just در مسیحیت کلمه‌ای کاملاً دینی است. حتی فلاسفه‌ای مانند ارسطو و افلاطون نیز در باب عدالت متأثر از کتب عهد عتیق (تورات) بودند.

 

الفاظ مقابل:

در مقابل عدالت از تعبیر ظلم استفاده می‌کنیم. در عهد عتیق در مقابل صدق از رشع (به معنای بد و بدکار) استفاده شده. از باب تعرف الاشیا به الاضدادها.

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۱:۲۰
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۹ ق.ظ

ریشه های عثمانی گرایی در سیاست خارجی ترکیه

نکته:

این مقاله مربوط به دورانی است که ترکیه به عنوان یک کشور اسلامی برایم مسأله شده بود و تابستان امسال با اندکی تغییر به لطف و همکاری دکتر گوهری مقدم به چاپ رسید. حال، مدت هاست حوزه مطالعاتی و پژوهشی بنده تغییر کرده. 



عنوان مقاله: 

ریشه های عثمانی گرایی در سیاست خارجی ترکیه (2002-2015)

نویسندگان: 

دکتر گوهری مقدم عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام، رامین مددلو دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه مفید

چاپ شده در:

فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهشهای راهبردی سیاست دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده: 

سیاست خارجی ترکیه در دوران حاکمیت حزب عدالت و توسعه از سال 2002 تا 2015 دو دوره متفاوت را پشت سر گذاشته است. ابتدا با پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی سال 2002 ترکیه سیاست خارجی این کشور از گرایش صرف به غرب و بی توجهی به خاورمیانه، به اولویت دهی به خاورمیانه همراه با توجه به غرب تغییر رویه داد. بر این اساس دولت ترکیه ابتدا به سیاست تنش صفر با همسایگان روی آورد اما با بروز بحران در کشورهای سوریه و عراق این سیاست تنش زدا جای خود را به دخالت در امور داخلی این کشورها و درنتیجه تنش زایی در منطقه خاورمیانه داد. چرایی این تغییر پرسش اصلی این پژوهش است و جهت یافتن پاسخ آن، با استفاده از نظریه روزنا و تقسیم عوامل پنجگانه وی به دودسته عوامل ریشه ای و روشی، تلاش شد تا اصول و مبانی نظری سیاست خارجی این حزب از درون عوامل محیطی و جغرافیایی، تحت عنوان عوامل ریشه ای، استنتاج شود. این پژوهش بر این فرض است که سیاست خارجی ترکیه در دوران حاکمیت این حزب ذیل مفهوم عثمانی گرایی قرار دارد. اما حوزه عمل این مفهوم توسط شاخصه های برآمده از عوامل محیطی و جغرافیایی محدود میشود.


دانلود اصل مقاله

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۰۹
رامین مددلو