مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خوی» ثبت شده است

شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۰۴ ق.ظ

بی حوصلگی

بی حوصله بودم. به اندازه کسی که پرت شده باشد وسط یک شهر و این پرت شدن با خواست خودش باشد و خود، مخالف خواست خود.

بلند شدم بروم شهر خودمان بلکه دلم وا شود. (خوب می دانم که این رفتن ها مثل یک مسکّن مقطعی است. اما آدمیزاد بعضی وقت ها مجبور است به همین مسکّن های مقطعی پناه آورد).

از سه راهی تا خود شهر فقط به مزارع آفتابگردان چشم دوختم. مزارعی که اکثرا عمر چند ماهه میهمانانشان سر آمده بود

هوای شهر عالی بود. دیروز انگار باران باریده بود. زنگ زدم به محمد آقا. اولش رفتیم مسجد سیدالشهدا. بعد برای ناهار لردبازی درآوردیم و آخر سر رفتیم سمت جاده خوی - قره عین (یا سیه چشمه یا چالدران یا هر چه دوست داری بنامش). این جاده کوهستان فوق العاده ای دارد. با دشت معرکه ای که تا خود قره عین کشیده شده. وحید رفته قره عین برای مداحی در هیئتشان. محمد می گفت چند روز پیش هم رفته بود اردبیل برای عزاداری در مراسم طشت گذاری و حیف صبح نیامدی تا با هم برویم قره عین و برش گردانیم و اینها

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۴ ، ۱۱:۰۴
رامین مددلو
پنجشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۰۸ ق.ظ

این روزها

اول،

روز چهاردهم شعبان، با محمدآقا رفتیم تپه شهدا. حیف این نماد پاکی شهر نیست که مسیر کوتاهش هنوز آسفالت نشده. آقایان شورای شهر که بدون ندیدن طرحی به آن رأی می دهید! با دیدن مسیر نامناسب تپه شهدا هم راضی به آسفالت آن نمی شوید؟ 

دوم، 

بعضی وقت ها واقعا لازم است سری به خوی بزنم، دلتنگ می شوم آخر.

سوم، 

باز هم سال انتخابات شد و تعداد سایت ها زیاد. توی این فکرم که همه سایت های شهر را در ستون سمت چپ وبلاگ ردیف کنم.

چهارم،

چند مطلب نوشته ام که فردا و پس فردا منتشرشان می کنم. از یادم رفته بودند؟!

پنجم،

یک سؤال درگیرم کرده: بین دانشگاه شاهد و دانشگاه مفید کدام یک را انتخاب کنم؟ یا بی خیالشان بشوم و همین آزاد تبریز را ادامه بدهم! کاش یک خورده بیشتر و بهتر خوانده بودم... .

ششم،

علی آقای قربانپور دعوت شدنتان به مصاحبه دکتری حقوق از طریق استعداد درخشان را تبریک می گویم. البته لیاقت خانواده شما بیش از اینهاست.

هفتم،

چند روزی است که سایت پانورامیو (درست نوشتم؟) را دارم تجربه می کنم. دوستان حزب اللهی به فیلتر شدنش گیر ندهند که به نظرم فیلتر این سایت کار اشتباهی بود. دوستان غیرحزب اللهی هم به استفاده ام از فیلترشکن گیر ندهند تا زمانی که دولتمردان محبوبشان از آن استفاده می کنند.

آره!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۸
رامین مددلو
پنجشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۳، ۰۱:۲۰ ب.ظ

دکتر شریعتی

بی هیچ توضیح و سیاست بازی و سیاست سازی.

تنها

به حرمت نام مبارک شفق، سرو همیشه سرافراز شهر.



دکتر شریعتی


دستخط


پ.ن:

مراجعه کنید به: شفق؛ سرودی برای سرو تا همیشه ایستاده، هنرمند شهید، مهندس محمد فتحعلیزاده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۳ ، ۱۳:۲۰
رامین مددلو
يكشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۴۵ ق.ظ

دو نما از ماه مهر

نمای نزدیک تر، بیرونی، ترمینال غرب تهران:

روز اولی نبود که به تهران آمده بودم. قبل از این سفر تجربه مصاحبه دانشگاه را داشتم، قبلترش چند اقامت چند ساعته در سفرهای مشهد. 

نمی دانم آن روز خوشحال بودم یا ناراحت، واقع امر تابستان میان سال آخر مدرسه و سال اول دانشگاه هیچ وقت در ذهنم شفاف و روشن ثبت نشدند. به جایش مثل روزهای داغ تابستان که از شدت روشنایی وسط روز احساس می کنی یک نوع مه گرفتی روی چشمانت جا خوش کرده، خاطرات آن دوره برایم مه گرفته است.

اما می دانم حس غربت می کردم. با اینکه با آقا اسماعیل که همیشه خدا مثل یک برادر بزرگتر برایم بود آمده بودم (و بنده خدا چقدر برایم زحمت کشید).

نزدیک یک ماه بعد که به خانه برگشتم، سه روز نشده دلم برای دانشگاه تنگ شد... .

بعد از آن، تا هفت سال بعد، هر وقت که به خانه برمی گشتم دلم برای خودم تنگ می شد که باید بازمی گشتم به جایی که از بد حادثه آنجا به پناه آمده بودم. (هیچ وقت آدم این کار نبودم خودم بهتر از همه خودم را می شناسم).


نمای دورتر، بیرونی، دو تا کوچه مانده به مدرسه راهنمایی صدرا:

خانه ما به مدرسه نزدیک بود، چهار پنج کوچه فاصله. صبح ها، با برادر کوچکترم که می رفتیم مدرسه، به کوچه دوم از سمت خانه مان که می رسیدیم من یا او، یکی مان، می گفتیم امروز هم روز دوم، هشتم، یازدهم، بیستم و... مدرسه رفتنمان.

امروز سال دوازدهم از آن روز است. به همین سادگی دوازده سال رد شد. اینکه فرمود فرصت ها مثل ابر در گذرند یعنی اینکه روزهایت آنقدر سریع می گذرند که فکر می کنی ساعت ها خوابیده اند و حرکتی نیست. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۳ ، ۱۱:۴۵
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۵۴ ق.ظ

وقتی همه خوابیم/ درباره صور بهشتی مالزی

اول متن عرض به حضورتان که اطلاع بنده از کم و کیف سفر برخی به مالزی و ترکیه در حد اخبار سایت های شهرمان است و نه بیشتر. پس اگر مطلبی خلاف واقع بود مسافرین گرامی به بزرگی خود ببخشند.


برادری چند برادر دیگر را با هزینه شخصی خود و بدون هزینه کرد حتی 1 ریال از بیت المال به سفری می برد که خیر خدا و آخرت در آن است و هدف از آن برداشتن قدم های اولیه ساخت یک مرکز فرهنگی بزرگ با محوریت مصلی در شهرمان است.

کجای این کار اشکال دارد؟

این روایتی است که مسافرین مالزی و ترکیه دوست دارند در اذهان عمومی جا بیندازند. ولی مشکل این روایت در مجمل گویی آن است. بهتر است این روایت را با توصیفات بیشتری بیان بداریم:

یک سرمایه دار-خیر با هزینه شخصی خود عده ای از مسئولین شهر را...

بهتر است همین جا توقف کنیم، همین ارتباط میان ثروت و قدرت است که موجب نگرانی می شود. کسی بیان نمی دارد که خدای ناکرده این خیر نیک سرشت قصد رشوه دهی به مسئولین شهرمان را دارد و یا مسئولین با یکی دو سفر دین خود را می بازند، اما همه نگرانند که خط ارتباطی ثروت خصوصی - قدرت عمومی برقرار شده است و این خط ارتباطی به فرض نبود هیج شبهه ای، در ضمیر ناخودآگاه مسئول بالاخره اثر خواهد کرد. ممکن است مسئول محترم خود را ورای چنین مسائلی بداند ولی تجربه در مورد دیگر مسئولین بالاتر و والاتر ما را از ساده اندیشی می ترساند.


حال روایت را دوباره ادامه می دهیم:

بدون هزینه کرد از بیت مال...

برخی مسئولین باید با شفافیت اعلام بدارند که برای این سفر حق ماموریت و حق جلسه و پاداش و...، حتی یک ریال، دریافت نکرده اند و نخواهند کرد.


ادامه روایت:

خیر خدا و آخرت در آن است و هدف از آن ساخت دوباره مصلی.

قطعا ساخت یک مصلی با انواع فرعیات فرهنگی و خدماتی با معماری زیبای اسلامی آرزوی هر خویی هست. اما بزرگوار! مگر نه این است که باید ابتدا اولویت سنجی کرد و سپس اقدام؟

مثلا شهر ما با کمبود شدید امکانات درمانی روبرو است. بیمارستان های آن فرسوده، خدمات دهی به علت نبودن امکانات و پزشکان متخصص ضعیف و مردم بیچاره سرگردان. بهتر نیست چنین خیرینی را به چنین سمت هایی هدایت کرد؟

البته شما بهتر از وضع شهر خبر دارید و بهتر از حقیر اولویت ها را می بینید، لطفا کارآمدی نظام را هم در نظر داشته باشید.


دیگر آنکه واقعا الگوی ساخت مسجد باید کجا باشد و چه معیارهایی را باید رعایت کنیم؟ حضرت امام خمینی رحمه الله علیه درباره مصلی تهران اشاره داشتند که یادآور مسجد رسول الله باشد. یکی از معیارهای مسجد رسول الله سادگی آن بود.

بهتر نبود شما هم به حضرت امام رحمه الله علیه اقتدا می کردید و خیر محترم را سوق می دادید به ساخت مسجدی که رسول خدا را به یاد آورد نه خلافت عثمانی و شیعه آزاری مالزی را؟


اصلاً کارآمدی نظام و اولویت سنجی و اینها به کنار، این راه که شما می روید، کلیساها در اواخر قرون وسطی و پس از آن طی کردند و نتیجه اش عکس هدفشان بود. آنگاه که فکر کردند با ساختمان های عظیم و نقاشی های عظیم تر می توانند خدا را دل مردم جا دهند.


اصلاً مسجد رسول خدا و ساده زیستی و مساجد آخرالزمان و غیره هم به کنار.

در علوم طبیعی می خواندیم که وقتی می خواهند پوشش گیاهی منطقه ای را تقویت کنند، اول پوشش بومی منطقه را تقویت می کنند، شما مسئولین بزرگوار هم که می خواهید فرهنگ شهر را تقویت کنید، بهتر است اول بر روی نمادهای بومی فرهنگ شهر تکیه کنید، مثلا یادم می آید وقتی بچه تر بودم امام جمعه محترم شهر اصرار بر تغییر محل اقامه نماز جمعه به مسجد مطلب خان را داشت. البته آن اصرار اشتباه بود زیرا مسجد مطلب خان گنجایش و ظرفیتی به مراتب پایین تر از تعداد نمازگزاران را داشت. اما کاش به جای الگو برداری از عثمانی و مالایی که دین و دنیاشان با هم فرق دارد، از همین مساجد خودمان الگوبرداری می کردید.



۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۳ ، ۰۵:۵۴
رامین مددلو
پنجشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۳۹ ب.ظ

رتبه سایت های شهر خوی

شکر خدا شهرمان خوی در فضای مجازی سایت و وبلاگ کم ندارد. امروز صبح نشستم و سایت ها و بلاگ های همشریانمان را یک بررسی کوتاه کردم. نتیجه اش همینی شد که در پایین می بینید. واقع امر هدفم این بود که ببینیم کدام سایت و وبلاگ خویی وجهه بهتری دارند. نتایج را بر مبنای رتبه الکسای هر سایت و وبلاگ مرتب کرده ام. اما پیش از دیدن نتایج دو توضیح ضروری می نماید:

پیچ رنک گوگل:

پیچ رنک گوگل بر اساس میزان لینک هایی که در دیگر سایت ها به سایت یا وبلاگ شما داده شده عمل می کند. در این میان دو امر مهم است: تعداد لینک ها به سایت شما، ارزش و کیفیت سایت های لینک دهنده. این پیچ رنک یک عدد بین صفر تا 10 است که هر سه ماه یکبار گوگل نتایج آن را منتشر می کند.

رتبه سایت الکسا:

الکسا بر اساس تعداد بازدیدکنندگان یک سایت، سایت ها را رتبه بندی می کنند. البته آمار خود را از طریق کاربرانی به دست می آورد که تولبار الکسا را بر روی مرورگر خود نصب کرده اند. یعنی جامعه جمع آوری داده های الکسا، بخش کوچکی از کل کاربران اینترنت هستند. در نتیجه رتبه های آن دقیق نیست. حتی می توان در مورد ایران که بسیاری از کاربران این تولبار را نصب نکرده اند گفت که اصلاً دقیق نیست. با این حال، فعلا رتبه بندی سایت الکسا در ایران معیار قرار گرفته است.

 

سایت ها و وبلاگ های خبری خوی

سایت خبری آذرنگاه: http://azarnegah.ir
رتبه در ایران: 14,406
پیچ رنک گوگل: یک


سایت خبری خوی نیوز:  http://www.khoynews.ir
رتبه در ایران:21,057
پیچ رنک گوگل: صفر


سایت خبری خوی آنلاین: http://khoyonline.com
رتبه در ایران: 27,614
پیچ رنک گوگل: دو

وبلاگ کافه خبر خوی:http://khoy91.blogfa.com
رتبه در ایران: 30,506
پیچ رنک گوگل: یک


وبلاگ خوی استار: http://sina-hibye1.blogfa.com
رتبه در ایران: 38,240
پیچ رنک گوگل: یک


وبلاگ خبرنگاران خوی: http://khoypress.blogfa.com
رتبه در ایران: 44,995
پیچ رنک گوگل: صفر


سایت خبری اورینیان:  http://xoy.ir
رتبه در ایران: 59,171  
پیچ رنک گوگل: یک


وبلاگ "سایت خبری خوی":  http://www.khoy86.blogfa.com
رتبه در ایران: 59,250
پیچ رنک گوگل: یک


وبلاگ هم اندیشه و مشارکت در توسعه خوی:  http://vatanimkhoy.blogfa.com
رتبه در ایران: 67,450
پیچ رنک گوگل: یک


وبلاگ خوی نگاه: http://khoynegah.blogfa.com  
رتبه در ایران: 85,005
پیچ رنک گوگل: یک


وبلاگ خبری شورای شهر:  http://shourakhoy.blogfa.com
رتبه در ایران: 94,471
پیچ رنک گوگل: صفر


وبلاگ پئره میز:  http://peramiz.blogfa.com
رتبه در ایران: 104,195 
پیچ رنک گوگل: صفر


وبلاگ اتاق خبر خوی: http://manshamskhoy.blogfa.com
رتبه در ایران: 110,283
پیچ رنک گوگل: صفر


وبلاگ عصر خوی:  http://asr-khoy.mihanblog.com
رتبه در ایران: 145,932
پیچ رنک گوگل: صفر


وبلاگ شمس خوی:  http://shamsniyakhoy.blogfa.com
رتبه در ایران: 155,733
پیچ رنک گوگل: صفر


وبلاگ خبری خوی سسی: http://xoysesi.blogfa.com
رتبه در ایران: 157,764
پیچ رنک گوگل: صفر


سایت ها و وبلاگ های غیر خبری:


وبلاگ سجاد چهره آرا: http://sch-shora4.mihanblog.com
رتبه در ایران: 58,901
پیچ رنک گوگل: صفر


سایت دکتر حسینی صدر:  http://www.profsadr.com
رتبه در ایران: 67,447 
پیچ رنک گوگل: دو


وبلاگ گروه بارانی ها:  http://barangroups.persianblog.ir
رتبه در ایران:  61,388
پیچ رنک گوگل: دو


وبلاگ شخصی مهندس فتحی: http://www.fathikhoy.blogfa.com
رتبه در ایران: 144,706  
پیچ رنک گوگل: صفر


وبلاگ از خوی تا خورشید: http://kermanshahi.blogfa.com
رتبه در ایران: 165,140
پیچ رنک گوگل: دو


وبلاگ صبح: http://www.sarir209.com
رتبه در ایران: 185,050
پیچ رنک گوگل: دو


وبلاگ مدیریت توسعه:  http://asmir.blogfa.com
رتبه در ایران: 193,865
پیچ رنک گوگل: دو


پ.ن:
1- اینها، سایت ها و وبلاگ هایی هستند که بنده گاهی اوقات به آنها سر می زنم. همه سایت ها و وبلاگ های خوی نیستند. اگر جای سایتی را خالی دیدید خبر دهید.
2- رفقای همشهری این تن بمیرد محتوای خوب تولید کنیم و از کپی برداری دست بکشیم!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۳۹
رامین مددلو
پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۵:۳۳ ب.ظ

من مخالفم

پیش از نوشت:

کار سختی است. اینکه بیایی با خواسته مردم یک شهر مخالفت کنی. اما انگار این مطلب چسبیده است به گلویم. حرف حق را نمی شود نگویی. به خصوص اگر کسی آن را نگوید.


از دوران کودکی خود به یاد دارم و شنیده ام این سخن معروف همشهریانم را که می گفتند باید شهرمان استان شود. این شعار برخاسته از این باور بود که مرکز استان آذربایجان غربی اجازه پیشرفت را به سایر شهرهای استان نمی دهد، اعتبار آنها را نمی پردازد و... .

باور، باور صحیحی بود و هست. اما آنچه از آن منتج شد در عالم واقع عملی نیست و در صورت عملی شدن آسیب های جدی ای وارد خواهد آورد.

فرض کنیم مسئولین همشهری همت نمودند و زیرساخت های لازم برای استان شدن خوی را آماده کردند، فرض کنیم دولتی پیدا شد و استان شدن خوی را مصوب کرد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟

از یک سوی مردم خوشحال خواهند شد زیرا تصور خواهند کرد یکی از مهم ترین موانع رفع محرومیت شهر از مسیر پیشرفت آن برداشته شده است ولی از سویی دیگر... .

از سویی دیگر ما شاهد استانی خواهیم بود با نام آذربایجان غربی، با قومیت های ترک و کُرد و با اقلیت 60 درصدی کُرد!!

دوستانی که از نزدیک می شناسندم می دانند به هیچ وجه در بند قومیت گرایی و یافتن هویت از میان استخوانهای پوسیده برآمده از خاک در قبرستان های متروکه نیستم و نخواهم بود.

سخن بر سر این تن است که در شرایط کنونی قومیت گرایی در بین هموطنان کرد بیداد می کند (به خصوص پس از شکل گیری اقلیم کردستان عراق و منطقه خودمختار کردنشین سوریه). این واقعه، یعنی جدایی شهرهایی با اکثریت ترک نشین از آذربایجان غربی و باقی گذاشتن آن به وضعی که وصف آن در بالا به اشارت گذشت به معنای خطری جدی از منظر امنیتی برای منطقه است.

بیایید دید خود را وسعت بخشیم. قرار نیست که دنیا به کام ما شدن موجب برافروخته شدن آتش یک تهدید امنیتی بسیار خطرناک که سالهاست از آن ضربه خورده ایم و می خوریم و با وضع کنونی خواهیم خورد شود.


چه باید کرد؟

مراغه از تبریز می نالد، کاشان از اصفهان، خوی از اورمیه و... . چرا چنین می شود؟

مشکلی که اینجا رخ می نماید یک بی عدالتی ساختارمند است. توضیح آنکه عدالت تنها صفت فرد نیست، بلکه متعلق به نهادهای اجتماعی نیز است (همشهریان خوی نیوزی که جدیدا عشق جان رالز شده اند اینها را بلدند که!!). یعنی در نگاه به زیرمجموعه نظام اجتماعی، باید نظام سیاسی ای ایجاد کرد که عدالت شاخصه نهادهای آن باشند.
یعنی سیستمی باید طراحی کرد که امکان بی عدالتی در آن نباشد. مسیر انجام عمل در آن سیستم عدالت مند باشد.

اگر می خواهیم چنین بی عدالتی هایی در کشورمان رخ ندهد باید به فکر ایجاد سیستم سیاسی ای که عدالت صفت آن باشد بیفتیم. 


یک نکته:

یادم است در دوران انتخابات یک شهر که می خواست استان شود، فردی که سابقه نظامی گری در سطح فرماندهی داشت نیز به عنوان کاندیدا شرکت کرد و در تبلیغاتش گفت تلاش می کنم شهرمان را استان کنم.

از دستش ناراحت شدم که این فرد خودش می داند داستان چیست ولی برای جلب آرای مردم چه چیزها که نمی گوید... .

نقل داستان شهر ما، نقل همان شهر است با این تفاوت که بسیاری از مسئولین می دانند و باید بدانند داستان چیست ولی باز هم برای جلب نظر مردم خلاف واقع سخن می گویند.

این افراد با باد جهتشان عوض می شود. یادمان باشد. اجازه ندهیم این نَقل، نُقل به منصب رسیدن برخی حضرات شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۳۳
رامین مددلو
چهارشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۲۴ ب.ظ

درباره کتاب "انقلاب اسلامی در خوی"


الان که آوار شده ام سرِ رایانه پدرخانمم و این مطالب را می تایپم، کتاب "انقلاب اسلامی در خوی" نوشته آقای نقی دادرسی جلوام است آن هم بعد از گذشت دو سال از زمان خریدش (البته این دو سال نه از بابت بی تفاوتی به کتاب بود که همان روز خرید، خواندمش).

این کتاب از جمله طرح های تاریخ منطقه ای انقلاب اسلامی ایران مرکز اسناد انقلاب اسلامی است که در سال 1388 به چاپ رسیده است و در آن نویسنده به صورت توصیفی و اندکی تحلیلی به بیان دلایل شکل گیری انقلاب اسلامی، ویژگی های شهر خوی، تاریخ مختصر معاصر خوی (با تکیه بر دو واقعه مشروطه و فرقه دموکرات پیشه وری) و چگونگی روند انقلاب اسلامی در خوی می پردازد.

بحث اصلی کتاب از صفحه 129 شروع شده و با بیان وضعیت سیاسی – اجتماعی خوی (در طول دوره 15 ساله انقلاب اسلامی (1342 تا 1357) و دو سال پس از انقلاب اسلامی)، افراد و کانون های فعال در انقلاب اسلامی و توصیف وقایع رخ داده در طی این 17 سال، در صفحه 246 سخن خود را به پایان می رساند. یعنی نویسنده در واقع امر تنها 115 صفحه از کتاب حدوداً 330 صفحه ای خود را به پرسش اصلی خود اختصاص داده. البته این به معنای زاید بودن مطالب دیگر کتاب نیست. بلکه مطالب دیگر کتاب در حکم ایجاد مقدمه برای موضوع اصلی است. با این حال انتظار می رفت نویسنده محترم به موضوع اصلی بهای بیشتری می داد و دامنه تحقیق خود را عمق بیشتری می بخشید.

مشکلی که نویسنده با آن روبرو بوده کمبود اسناد قابل اتکا در باب روند حوادث و افراد دخیل در آن است. این امر سبب شده تکیه اصلی بحث بر اساس مصاحبه های نویسنده با برخی از انقلابیون باشد. افرادی مانند آقایان حیدر قنبرلو، بشیر قوچ خانی، معصومی، فاضلی، ولی نوروزی، معادیخواه، سلطان احمدی، عابدین زاده، غضنفری، قدکچی، ناصحی، اردوبادی و خردمند.

(آنچه به ذهن ناقص بنده می رسد، ناکافی بودن این تعداد از مصاحبه هاست. حداقل می شد سهم روحانیت را در مصاحبه ها بالا برد).

علی ایّ حال، اصل انتشار این کتاب با وجود ناقص بودن و مختصر بودن آن (و احتمالاً یک سویه بودن مطالب توصیفی آن) امر مبارکی است و می تواند سرآغازی باشد برای ثبت آنچه در دوره معاصر در این سرزمین رخ داده است. به سهم خود از آقای دادرسی به خاطر این پیش قدمی تشکر می کنم.

 

سه نکته:

1-     نسخه ای که در دست من است، چاپ اول این کتاب در سال 1388 با شمارگان 1000 نسخه است. قبل از انتشار این مطلب، جست و جویی سریع در اینترنت کردم و دیدم هنوز همان چاپ اول برای فروش موجود است و این برای شهری با هزار هزار دانشجو و دهها طلبه و کلی کتاب خوان بد است.

2-    خرید اینترنتی کتاب

3-     بسیاری از ماها پدران و مادران و پدربزرگان و مادربزرگانی را داریم که رویدادهای انقلاب را دیده اند. شاید سن بعضی هامان هم به آن دوران قد بکشد. بیاییم با آنانکه انقلاب اسلامی را دیده اند مصاحبه کنیم و خاطراتشان را ثبت کنیم و در اینترنت نشر بدهیم. اگر به سایت و فلان و اینها دسترسی نداریم هر کداممان یک وبلاگ بزنیم و خاطرات را در آنجا نشر بدهیم. این می شود تدوین مردمی خاطرات شفاهی انقلاب اسلامی در خوی.

برای این کار لازم نیست مصاحبه گر حرفه ای باشیم. بلکه لازم است برای حرفهای بعضی از دور و بری هامان شنونده خوبی باشیم.



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۲ ، ۱۴:۲۴
رامین مددلو
پنجشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۸:۳۰ ب.ظ

یک پیشنهاد شتابزده

به لحاظ تاریخی می توانیم کودتای 1299 رضای پهلوی را شروع ورود جدی تجدد به عرصه عمل، به حساب آوریم. در دوران پیش از ورود این تجدد و مدرنیته غربی، ما یک مدل زندگی اجتماعی داشتیم. توجه داشته باشید که سخن از زندگی اجتماعی می رانم و در این مبحث کاری به عرصه زندگی فردی ندارم (با اینکه جدا نمودن این دو از هم امکان عملی ندارد و هر دو بر روی هم تاثیرات شگرفی دارند).

این مدل زندگی اجتماعی مان دارای نقاط ضعف و قوت بود، مثل مدل زندگی متجددانه. اما یک برتری نسبت به مدل زندگی متجددانه داشت و آن، صیقل یافتن آن در طول سالیان دراز و هم آهنگ شدن آن با جامعه ایران اسلامی بود. برتری دیگر و مهم آن، برآمدن آن از دل جامعه ایرانی اسلامی بود. یعنی مدل زندگی اجتماعی قدیم پاسخ به نیازهایی بود که منبع آن نیازها خود جامعه ایرانی اسلامی بود نه یک جامعه دیگر.

(باز هم تأکید می کنم سخن راندن از قدیم به معنای نفی یکباره جدید و تاکید همگانی قدیم نیست). 

از جمله نیازها ارتباط میان نهاد دولت و ملت بود.

در این یک سطر، سخن ها نهفته است.

اول آنکه این نیاز در کلیت در تمامی جوامع انسانی وجود دارد. ولی نوع اظهار نیاز و نوع پاسخ به آن متفاوت است. لزوما یک پاسخ صحیح در یک جامعه، یک پاسخ صحیح در جامعه دیگر نیست.

دوم آنکه زمانی که سخن از دولت و ملت می رانیم. بر آن نیستیم تا همچون برخی از اساتید سخن از تضاد دولت و ملت در طول تاریخ ایران برانیم و در ادامه جمهوری اسلامی را از چنین تضادی مبرا بدانیم یا ندانیم.

بلکه حرف بر سر ارتباط میان این دو است، به صورت فشرده بین این دو مفهوم، ارتباط وجود دارد. این ارتباط باید دارای یک چارچوب مشخص باشد تا به هدف مشخص خود برسد. این هدف مشخص را می توان سامان یافتن امور جامعه نامید.

سوم آنکه قبول دارم مفهوم و تعریف دولت در اندیشه اسلام شیعی متفاوت است با تعریف و مفهوم آن در اندیشه سیاسی غربی (به صورت کلی) ولی مصداقی که در ادامه سخن از آن خواهیم راند معتقدام به تعریف دولت در اندیشه سیاسی شیعی نزدیک تر است.

حال اگر از مقدمات گذر کنیم، در مدل زندگی اجتماعی قدیم، شهر به محلات تقسیم می شد. هر محله دارای نقش هایی بود که نقش واسط و مرتبط بین اعضای خود محله و نیز محله و دولت را بر عهده داشتند. با ورود تجدد غربی و ساختار اداری عاریتی بلژیکی، این نقش واسط از بین رفت و ساختار اداری جایگزین آن شد.

مشکل کجا بود؟

مشکل اینجا بود ساختار اداری نتوانست کارکرد نقش واسط را ارائه کند و خود یکی از دو طرف ارتباط شد. (یعنی نتوانست نقش نخ تسبیح را عهده دار شود).

حال چه باید کرد؟

شورایاری محله شاید پاسخ این سؤال باشد ولی با تغییراتی.

ببینید، هر محله دارای معتمدینی است، از امام جماعت مسجد محل (و یا مسجد جامع محله) گرفته تا برخی از مغازه داران قدیمی. صحیح نیست ما با کپی نمودن سبک انتخاب اعضای شورای شهر در سطح محله، این نوع متعمدین را حذف کنیم. حتی امکان حذف چنین معتمدینی نیز با کارکرد نقش واسط در تضاد است.

پس چه باید کرد؟ آیا باید انتخاب اعضای شورایاری محله انتسابی باشند؟

نه، صحیح تر آن است که همگی نه. بلکه باید ترکیبی از انتساب و انتخاب باشند و سبک انتخاب آن نیز نباید همچون شورای شهر بر مبنای مدل دموکراسی غربی باشد. بلکه امر تبلیغات باید، باید از آن محو شود زیرا نیاز به آن نیست.


این شورایاری محله چه کارکری خواهد داشت؟

سامان دادن امور محله در ارتباط با شورای شهر و ادارات دولتی شهر.

اگر بخواهیم سخن بالایی را شرح دهیم، نهاد دولت زمانی که می خواهد با محله و مسائل آن برخورد کند، نمی داند که با چه کسی طرف حساب است. بنابراین راساً اقدام می کند، مدرسه را به تشخیص خود در مکانی که مصلحت می داند تاسیس می کند. بودجه فرهنگی را به نحوی در محله و محلات هزینه می کند که مصلحت می داند. بیایید ساده ترش کنیم، آسفالت کوچه پشتی چون کوچه پشتی است دیده نمی شود ولی...

الغرض، شورایاری محله قرار است کمک کار نهاد دولت و شورای اسلامی شهر در تشخیص و درمان مسائل محله باشد. این تشخیص به صورت پیشنهادی خواهد بود نه دارا بودن قدرت تقنین و اجرا.


ادامه دارد...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۲ ، ۲۰:۳۰
رامین مددلو
دوشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۳:۴۴ ب.ظ

موسم احساس تکلیف ها

سلام کاندیدای انتخابات شورای شهرم. سخنی خودمانی با شما دارم.

اول: جامعه را از میان دنیای مجازی نجویید. فضای اینترنت فریبتان ندهد. اینترنت در شهر عزیزمان (درست ترش در همه شهرستان های مملکتمان که قربان صفای یک یکشان بروم) مخاطب خاص خود را دارد. مخاطب شما بسیار بسیار گسترده تر از این مخاطب خاص، با دغدغه هایی مهم تر و واقعی تر و تنه به تنه زندگی خورده تر است. آنها را بیشتر دریابید.


دوم: اینقدر توسعه توسعه نکنیم. نیازی نیست خود را عالم به آنچه که نمی دانیم بنمایانیم. شمای معلم و مدیری که یک عمر در فضای آموزشی شهرمان نفس کشیدید اگر سخن از  ارتقای آموزش عمومی شهرمان در همه جنبه هایش برانید، بسیار دلپذیرتر و واقعی تر و مردمی تر خواهید بود تا این که مثل نیمچه روشنفکران دوره مشروطه کلام روزنامه های قفقاز را تکرار کنید و ندانید که توسعه حکم یک دوراهی را دارد با یک راه به تعالی و یک راه به سقوط.


سوم: شهر یعنی هم کوچه وزیری و اعتمادیه و هم شهانق پایین و جمشیدآباد. شهانق پایینی ها و جمشیدآبادی ها غیر رای دادن، نظاره گر خاموش کارهایمان هم خواهند بود. به هوش باشیم.


چهارم: شهر یعنی هم خیابان و ساختمان و هم مردمان. شهر جسم دارد و روح. مثل آقای هاشمی رفسنجانی نشویم که به قصد خدمت تیشه به ریشه روح می زد.


پ.ن:

"اشتباه می کنید! من زنده ام" چاپ و توزیع شد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۵:۴۴
رامین مددلو