مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جان رالز» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۵۳ ب.ظ

میوه‌های کال عدالت پژوهی در مزرعه دانش

نکته: گفتگو با دکتر خاندوزی به همت برادر بزرگوار، سیدعلیرضا سجادیه صورت پذیرفت. این گفتگو ابتدا در شماه 167 ماهنامه همشهری خردنامه در پرونده بی عدالتی در عدالت پژوهی آن شماره منتشر شده است.


حدود 4 سال از دومین نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع عدالت می‌گذرد در آن جلسه حضرت آقا مطالباتی را از عدالت پژوهان و مجریان عرصه‌ی حکومت برای کشور مطرح کردند. به نظر شما در طول این سال‌ها چقدر از آن مطالبات محقق شده؟ چه موانعی باعث عدم تحقق آن خواسته‌ها شده؟

در رابطه با صحبت‌هایی که در نشست دوم اندیشه‌های راهبردی در موضوع عدالت انجام شد، عرض یابی اجمالی این است که اتفاق قابل توجهی در حوزه‌ی عدالت پژوهی رخ نداده و سال‌ها است که اتفاقی رخ نداده. با اینکه مخاطبِ نشست اندیشه‌های راهبردی آقا طیف دانشی و پژوهی بودند که در این موضوعات کار کرده بودند، در خودِ آن جلسه نشانه‌های قابل توجهی از این که چرا جریان عدالت پژوهی در ایران جریان پویایی نیست یافت می شود، مثلا بسیاری از سخنرانان جلسه با رهبری در سال 90، در آن جلسه همان نکاتی را طرح کردند که 10 سال قبل از آن هم در کتاب‌ها و مقالات خودشان گفته بودند. بدون این که ذره‌ای بر ایده هایشان بیفزایند آنها را 10 سال بعد هم طرح می‌کنند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۳
رامین مددلو
يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۸ ق.ظ

کلاس درس "اختلافات معاصر درباره عدالت"

مدرس:

 پروفسور کاترین فلیکشول {Katrin Flikschuh} دکترای فلسفه خود را از دانشگاه اسکس دریافت کرده است. وی تجربه فعالیت های غیردولتی حقوق بشری به خصوص در غرب آفریقا دارد. وی پیش از پیوستن به LSE در سال 2003، در دانشگاه های اسکس و بریستول  درس فلسفه و در دانشگاه منچستر  درس سیاست داده بود. در طول سالهای 2012 – 2013 فلیکشول محقق ارشد پروژه Justitia Amplificata دانشگاه گوته فرانکفورت بود و نیز بر روی کتابی با عنوان  " Kant contra Cosmopolitanism. Assessing the Global Justice Debate" کار می کرد. عدالت جهانی و جهانشهری از جمله حوزه های پژوهشی وی است. 

راههای ارتباط با پروفسور فلیکشول:

Tel: +44 (0)20 7955 7210

Email: K.A.Flikschuh@lse.ac.uk 

معرفی کلاس:

این کلاس برای مقطع کارشناسی ارشد رشته های حقوق بشر و نظریه سیاسی LSE ارائه شده است. شرکت دانشجویان سایر مقاطع و رشته ها ذیل مقررات مدرسع علوم اقتصادی لندن بلامانع است.

کلاس برخی از مباحث حول عدالت توزیعی را که پس از انتشار نظریه عدالت (1971) جان رالز راه افتاد با نگاهی انتقادی تجزیه و تحلیل خواهد کرد. بخش اول کلاس بر روی رالزی ها و روش های پسارالزی توجیه هنجاری در رابطه با عدالت توزیعی همگانی و مشکل گستردن نظریه عدالت رالز به حوزه جهانی متمرکز خواهد شد. و در این تمرکز بر روی راهی که مدافعان لیبرال عدالت جهانی معرفی می کنند، نیز برخی از موضوعات حوزه روش شناختی و اساسی توجه ویژه خواهد شد.

بخش دوم کلاس دیدگاه های غیرغربی در ارتباط با تفکر هنجاری جهانی را طرح خواهد کرد و بر روی فکر فلسفی آفریقای مدرن متمرکز خواهد شد. ما باید فاصله فلسفی میان فکر لیبرال غربی و فکر آفریقای مدرن را در موضوعاتی در باب جامعه و دولت؛ حقوق بشر؛ زمینه اقتصاد جهانی و چالش های نهادی خاص جوامع پسااستعماری را در نظر بگیریم.

ما باید بپرسیم که آیا نقطه اصلی و واقعی تماس میان فکر سیاسی افریقای مدرن و غرب وجود دارد یا می تواند باشد؟

همه دانشجویان باید یک مقاله حداکثر 2500 واژه ای در طول ترم بنویسند. آزمون این درس نیز نگارش یک مقاله 5000 واژه ای است. 

لازم به ذکر است که سال تحصیلی قبل این کلاس را 32 تن از دانشجویان برگزیده بودند.


محل تشکیل کلاس:

دپارتمان دولت مدرسه علوم اقتصادی و سیاسی لندن (LSE)


مدت زمان:

یک ترم، سال تحصیلی  2015/2016


منابع درس:

J. Rawls, A Theory of Justice 

Charles Beitz, Political Theory and International Relations 

Thomas Pogge, World Poverty and Human Rights 

Onora O'Neill, Bounds of Justice 

Charles Beitz, The Idea of Human Rights 

Kwasi Wiredu, Cultural Universals and Particulars: An African Perspective 

Michael Jackson, Life Within Limits. Well-Being in a World of Want 

Kwame Gyekye, Modernity and Tradition 

David Velleman; Foundations for Relativism 

Jonathan Lear, Radical Hope. Ethics in the Face of Cultural Devastation


آدرس اینترنتی معرفی کلاس:

http://www.lse.ac.uk/resources/calendar/courseGuides/GV/2015_GV408.htm


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۰:۰۸
رامین مددلو

نکته:

از این فیش ها تنها می توان برای ارجاع غیرمستقیم استفاده کرد.


نوع فیش برداری: جزئی نگر

ارجاع دهی: سندل، مایکل، لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، تهران: 1394.

تعداد صفحات کتاب: 224 صفحه

کلیدواژگان: مایکل سندل، جان رالز، رابرت نوزیک، دورکین، نظریه عدالت، لیبرالیسم وظیفه گرا، تبعیض مثبت، جماعت گرایی، مفهوم ساختاری جمع، تعادل تأملی، اصل تفاوت، وضعیت اولیه

نوع فایل: word


دانلود فایل فیش برداری از کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۷
رامین مددلو


3: نظریه قرارداد و توجیه

بدواً روشن نمی‌شود که وضعیت اولیه چگونه جنبه اخلاقی به نتایج انتخاب عقلانی می‌بخشند، زیرا روشن نیست که بحث وضعیت اولیه از کجا نیروی توجیه خود را می‌آورد. پیچیدگی مسئله توجیه ازاین‌روست که به نظر می‌رسد رالز هم‌زمان از دو نوع توجیه متفاوت استفاده می‌کند: یکی با توسل به روش تعادل انعکاسی، دیگری با پیروی از سنت قرارداد اجتماعی.[1]

 

اخلاقیات قرارداد

رالز مانند برخی از پیشینیان قراردادگرای خود این توافق اولیه را قراردادی فرضی می‌داند. اگر قرارداد اجتماعی فرضی باشد، توافق اولیه نیز کم‌رنگ خواهد شد[2]. آنچه قرارداد را منصفانه می‌کند فقط این نیست که توافق شده است؛ چیز دیگری است. رفتار منصفانه با ما نه ما را آزاد می‌کند نه مستلزم آزادی ماست. اخلاقیات قرارداد را می‌توان مرکب از دو آرمان مرتبط ولی متمایز دانست. یکی آرمان خودمختاری است که قرارداد را فعلی ارادی می‌بیند که اخلاقیاتش از ویژگی ارادی معامله نتیجه می‌شود. آرمان دیگر دوسویگی است، که قرارداد را ابزاری برای انتفاع متقابل می‌شمارد که اخلاقیاتش بستگی به انصاف در اساس معامله پیدا می‌کند.خودمختاری به خود قرارداد به‌عنوان منشأ تعهد برمی‌گردد، دوسویگی یک اصل اخلاقی مستقل را تداعی می‌کند که انصاف در معامله را با آن می‌توان سنجید[3]. برخلاف تعهدات اختیاری، تعهداتی که ذیل آرمان دوسویگی داده می‌شوند باید ملاکی انصافی مستقل از قرارداد را پیش‌فرض بگیرند. پس این تعهدها به این معنی محدود معرفتی یا اکتشافی قراردادی‌اند که قرارداد کمک می‌کند تعهدی که پیشاپیش وجود دارد شناسایی یا روشن شود (عطیه 1979: 143-146) یک پیامد این ویژگی تعهدهای منفعت محور این است که اجرای قرارداد برای موجودیت تعهد ضروری نیست. دست‌کم در اصول، ممکن است راه‌هایی برای شناسایی این تعهدها بدون مراجعه به قرارداد وجود داشته باشد[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۰
رامین مددلو

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب "لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت"

نویسنده: مایکل سندل

ترجمه: حسن افشار

 

پیشگفتار: لیبرالیسم و اولویت عدالت

لیبرالیسمی که من در نظر دارم (لیبرالیسم وظیفه گرا) به‌عنوان مکتبی اخلاقی قائل به تقدم حق بر خیر است. لیبرالیسم وظیفه گرا بیش از هر چیز نظریه‌ای درباره عدالت است، به‌ویژه درباره اولویت عدالت در میان آرمان‌های اخلاقی و سیاسی[1]. اما عدالت در این نوع لیبرالیسم محدود است و محدودیت‌های عدالت در دل آرمان آن نهفته است، در جامعه ملهم از نوید لیبرالی مسئله این است که نگاه نقص دارد و خواسته نارساست[2].

 

مبانی لیبرالیسم: کانت در برابر میل

اولویت عدالت را به دو صورت متفاوت ولی مرتبط می‌توان فهمید:

1-    می‌گوید عدالت اول است ازاین‌جهت که اقتضائات عدالت بر دیگر علایق اخلاقی و سیاسی هرچقدر که مبرم باشند، می‌چربد. از این حیث عدالت بالاترین فضیلت اجتماعی است. (نگاه لاک و میل) اما اولویت عدالت به معنی اخلاقی محض آن، به‌سختی می‌تواند این لیبرالیسم را از دیگر قرائت‌های مشهور آن متمایز کند.

2-    (نگاه کانت) در دیدگاه وظیفه گرایانه کامل، اولویت عدالت نه‌تنها تقدم اخلاقی را توصیف می‌کند بلکه یک ‌شکل ممتاز توجیه را نیز نشان می‌دهد. حق بر خیر مقدم است ازاین‌جهت که اصول آن مستقلاً اخذ می‌شوند.بدین معنی که اصول عدالت به‌گونه‌ای توجیه می‌شوند که وابستگی به هیچ استنباط خاصی از خیر پیدا نمی‌کنند. برعکس حق با استقلالش بر خیر قید می‌زند و برایش حدود تعیین می‌کند. "مفهوم خیر و شر باید پس از او، و به کمک قانون اخلاقی تعریف شود" (کانت 1788: 65) بنابراین ازنظر مبانی اخلاقی اولویت عدالت یعنی عدالت خودش هدف/ غایت است، مقدم بر هر هدف دیگری، و میزان اهداف دیگر.

وظیفه گرایی در معنی اخلاقی‌اش عکس نتیجه گرایی است. وظیفه گرایی در معنای اصولی‌اش عکس غایت‌گرایی است، شکلی از توجیه را توصیف می‌کند که اصول اولیه‌اش به شیوه‌ای اخذ می‌شوند که هیچ غرض یا هدف انسانی نهایی، یا تصور معینی از خیر انسانی، را پیش‌فرض نمی‌گیرد.[3]

دو جنبه وظیفه گرایی چه ارتباطی با یکدیگر پیدا می‌کنند. آیا لیبرالیسم نوع اول بدون مراجعه به دومی قابل دفاع است؟ میل یکی از کسانی بود که این را ممکن می‌دانست و نه‌تنها از امکان، بلکه از ضرورت جدا کردن آن دو از یکدیگر دفاع می‌کرد. میل معتقد بود عدالت به‌درستی جزء اصلی و به حد غیرقابل مقایسه‌ای مقدس‌ترین و واجب‌ترین جزء کل اخلاق به شمار می‌رود، نه چون حق مطلق است بلکه تنها چون الزامات عدالت جایگاه بلندترین در مقیاس سودمندی اجتماعی دارند و بنابراین از هر تعهد دیگری مهم‌ترند. (میل،1863: 465، 469) "من هر امتیازی را که از تعبیر حق مطلق، به‌عنوان چیزی مستقل از سودمندی، برای مدعای من کسب شود رد می‌کنم. من سودمندی را هدف غایی در همه مسائل اخلاقی می‌دانم... " (میل1849: 485)[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۳۶
رامین مددلو

اطلاعات کتاب شناختی:


سندل، مایکل، لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، تهران: 1394.

Sandel, Michael J. Liberalism and the Limits of Justice. Cambridge University Press, 1998.

 

معرفی نویسنده:[1]

مایکل جی سندل[2] (1953-...) متولد شهر مینه پولیس[3] ایالت مینه سوتا[4] آمریکا در یک خانواده یهودی است. وی در سال 1975 مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه براندیز[5] ماساچوست آمریکا در رشته علوم سیاسی دریافت کرد. وی با دریافت بورس تحصیلی رودز[6] توانست دوره دکتری خود را در کالج بالیول دانشگاه آکسفورد[7] زیر نظر چارلز تیلور[8] در سال 1981 به پایان رساند. سندل از سال 1980 در دانشگاه هاروارد[9] مشغول به تدریس در زمینه فلسفه سیاسی شد و در سال 1999 به درجه استاد تمامی در این دانشگاه نایل شد. معروف ترین کلاس درس وی، کلاس "عدالت" در دوره کارشناسی حدود دو دهه است که در هاروارد تدریس می شود. بیش از 15 هزار دانشجو در کلاس عدالت سندل شرکت داشته اند و کلاس ترم پاییز سال 2007 درس عدالت سندل، با حضور 1115 دانشجو، بالاترین میزان شرکت دانشجویان در یک کلاس در طول تاریخ هاروارد است. این کلاس اولین کلاس آنلاین دانشگاه هاروارد نیز هست. خلاصه این کلاس تحت عنوان کتاب "عدالت: کار درست کدام است" منتشر شد. نوع تدریس سندل، روش سقراطی بحث گرایانه است. سندل در تلاش است مفهوم عدالت را در ارتباط با مسائل روزمره و عینی بسنجد و بحث ها، پرسش ها و پاسخ ها را از مسائل روزمره به سمت مباحث فلسفی بکشاند. مایکل سندل سه جلسه سخنرانی با محتوای عدالت نیز در مدرسه علوم اقتصادی لندن[10] داشته است. در این سه جلسه وی با پرسش هایی مانند: آیا  دانشگاه ها باید اولویت را به دانشجویایی از مناطق فقیرنشین بدهند، آیا باید یک پرستار دریافتی بیشتر از یک بانکدار داشته باشد و آیا مردم حق دارند برای سالم ماندن و سالم بودن رشوه بدهند؛ به طرح عدالت پرداخت. رادیو بی بی سی این سه جلسه سخنرانی را با عنوان "فیلسوف عمومی" در آوریل 2012 پخش کرد. سندل همچنین کلاسی سمیناری با عنوان "اخلاقیات و بیوتکنولوژی" دارد که در آن به پیامدهای اخلاقی انواع روش ها و احتمالات بیوتکنولوژیک می پردازد. وی در سال 2009 سلسله سخنرانی هایی را در شهرهای لندن، آکسفورد، نیوکاسل و واشنگتن دی سی تحت عنوان "شهروندی نوین" داشت که از سوی رایو بی بی سی پخش شد.[11]

شهرت مایکل سندل با تدریس و کلاس های وی گره خورده است اما وی تألیفات متعددی نیز به شرح ذیل داشته است:

-          لیبرالیسم و محدودیت های عدالت، انتشارات دانشگاه کمبریج، 1982. (ویرایش دوم: 1998)[12]

-          اعتراض دموکراسی: آمریکا در جستجوی فلسفه عمومی، انتشارات دانشگاه هاروارد، 1998.[13]

-          فلسفه عمومی: مسائل اخلاقی در سیاست، انتشارات دانشگاه هاروارد، 2005.[14]

-          مصداق علیه کمال: اخلاقیات در عصر مهندسی ژنتیک، انتشارت دانشگاه هاروارد، 2007.[15]

-          عدالت: یک خوانش، انتشارات دانشگاه آکسفورد، 2007.[16]

-          عدالت: کار درست کدام است؟، انتشارات فارار، استراوس و گیروکس، 2010.[17]

-          چه چیزهایی با پول نمی توان خرید: محدودیت های اخلاقی بازار، انتشارات فارار، استراوس و گیروکس، 2012.[18]

سندل به لحاظ فکری به جماعت گرایی تعلق خاطر داشته و در طیف لیبرال جماعت گرایی قرار می گیرد.

 

لیبرالیسم و محدودیت های عدالت

این اثر اولین تألیف مایکل سندل است که با زبانی سنگین و فلسفی از جمله اعلام کنندگان جماعت گرایی در جامعه فکری آمریکا به حساب می آید. کتاب در تلاش است بحث لیبرلیسم جماعت گرا را ذیل فلسفه سیاسی انگلیسی طرح نماید. سندل در نگارش این کتاب اثرپذیری خود از فلاسفه ای همچون استوارت همپشایر[19] و چارلز تیلوررا نشان می دهد و در تلاش است لیبرالیسم وظیفه گرایانه معاصر، با محوریت جان رالز، را به نقد بکشد تا از خلال نقد آن طرح اولیه لیبرالیسم جماعت گرا را ارائه دهد. خوانش کتاب نیازمند پیش مطالعه هایی است. از جمله آشنایی با دیدگاه های جان رالز، رونالد دورکین و رابرت نوزیک در باب عدالت و بهتر از آن خوانش کتاب های "نظریه عدالت" جان رالز[20]، "آنارشی، دولت و یوتوپیا" رابرت نوزیک[21] و "ستاندن جدی حقوق" رونالد دورکین[22]. با این حال و به سبب سبک نگارشی سندل، محروم بودن از این پیش مطالعه ها موجب محرومیت از کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت نمی شود. چرا که سندل پیش از هر بحث انتقادی، خلاصه بحث مورد نقد را ارائه می دهد.

همچنانی که بیان شد در این اثر ما شاهد نقد لیبرالیسم قرون 17 الی 19 نیستیم. بلکه هدف کتاب نقد لیبرالیسم قرن 20 است. آنهم نوع خاصی از لیبرالیسم با عنوان لیبرالیسم وظیفه گرایانه تجربی. نوعی از لیبرالیسم وظیفه گرایانه که در تلاش است لیبرالیسم کانت را از وجوه متافیزیکی خالی ساخته و وجوه تجربی را جایگزین آن سازد. این نوع از لیبرالیسم که عدالت را محور خود می داند با جان رالز به اوج می رسد و کتاب حاضر نیز عمده تلاش خود را بر نقد نگاه جان رالز قرار داده است. البته نقد لیبرالیستی یک دیدگاه لیبرالیستی.

 

بررسی اثر:

آنچه مدنظر این متن است ترجمه آقای حسن افشار، مترجم آثار سندل، از این کتاب است. آقای افشار در بخش یادداشت مترجم خلاصه ای فشرده از مفهوم لیبرالیسم را بیان داشته و سپس به شرح ترجمه برخی از واژگان مبهم کتاب پرداخته است. این واژه نامه کوتاه، سهم بسیاری در کاستن از ابهام در متن اصلی دارد. توضیح آنکه احتمالا خواننده با پیش زمینه ذهنی آسان بودن فهم مباحث مایکل سندل شروع به خواندن کتاب نماید. این در حالی است که این اثر از زبانی سنگین و فلسفی برخوردار است و با دیگر آثار سندل به لحاظ روایی تفاوتی جدی دارد. تفاوت های معنایی و مفهومی واژگانی مانند خودکامگی و خودمداری یا مقتضیات عدالت به سنگینی این اثر می افزاید. آقای افشار تلاش داشته با ارائه یک واژه نامه مختصر از سنگین شدن بیشتر اثر جلوگیری کند.

بحث اصلی کتاب از کانت و لیبرالیسم وظیفه گرای وی شروع می شود، سپس تغییر محتوای لیبرالیسم وظیفه گرا در جان رالز مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. در این بررسی و نقد، نویسنده به انتقادات نوزیک از رالز و هم گامی دورکین با رالز نیز می پردازد و در نهایت اندیشه لیبرال-جماعت گرای خود را به عنوان راه حل خروج از بن بست های ایجاد شده در اندیشه رالز بیان می دارد. استنادات نویسنده به کتب مرجع خود اندیشمندان است و به همین سبب اثر از قوت کافی در ارجاع دهی و نیز در ارائه شواهد برخوردار است. انسجام بحث در کلیت ساختار نشان دهنده ذهن منظم نویسنده و از پیش طراحی نمودن ساختار و محتوای اثر است. البته نیازمند صبر از سوی خواننده برای دریافت بحث است.

اثر کاملا در یک فضای لیبرالی نگاشته شده، نقد یک لیبرال بر لیبرالیسم معاصر و مسلط است. همین امر موجب شده پیش زمینه نظری بحث، پیش زمینه ای لیبرالی باشد. پیش زمینه ای که شاید مخاطب در مورد خود آنها نقد جدی داشته باشد و همین امر موجب کاسته شدن میزان بهره مندی مخاطبِ با تعلق خاطر به مکاتب فکری غیر لیبرالیسم از اثر می شود. ضعفی که گریزی از آن نیست.

رالز در نظریه عدالت خود، تعریفی از "خود" ارائه می دهد که در آن، "خود" هم جدا از افزوده ها (تمایلات، خواسته ها، اهداف، خیر) است و هم امری تجربی است. سندل انسان شناسی رالز را هسته اصلی نقد خود قرار می دهد و معتقد است "خود" رالزی موجب بن بست در اندیشه عدالت است. زیرا نمی توان پایه های نظریه عدالت را بر روی آن قرار داد. سندل می گوید که "خود" دارای مرزهای شناوری است که می تواند میان جمع و شخص در رفت و آمد باشد و تعاریفی دقیق تر از شخص ارائه دهد. تعاریفی که حتی ممکن است موجب حک و اصلاح میان مرزهای "خود" و افزوده ها، نیز میان مرزهای جمع و شخص شود.

"خود" سندل کاملا جدا از افزوده ها نیست اما هویتی مجزا از آنها داشته و توانایی فهم شناخت های مکتسبه از جمع را دارد. سندل در دعوای اصالت شخص و جمع، اصالت را به شخص می دهد (مانند هر لیبرال دیگری) اما شخصی که در جمع زندگی می کند و در حال بده و بستان با جمع است.

پیشنهاد کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت را می توان طرح کلی یک نگاه دیگر، یک نقطه شروع دیگر برای عدالت لیبرالی دانست اما تنها طرح کلی ارائه می شود و سندل بررسی دقیق و همه جانبه این طرح کلی و تبدیل آن به یک نظریه جایگزین را به دیگر اندیشمندان جماعت گرا می سپارد. اکتفا به یک طرح کلی موجب می شود ابهامات مستتر در طرح کلی، به عنوان ردیه هایی بر طرح نمایان شوند، مانند ابهام سنگین مرزهای شناور "خود" با افزوده های "خود". تاکید بر طرح کلی بودن پیشنهاد کتاب موجب می شود تا به جای نقادی آن، به دنبال شرح بیشتر آن پس از پایان خوانش کتاب برویم. شکستن حصار سنگین حق در لیبرالیسم رالزی و توجه دوباره به خیر عمومی، البته با محوریت حق شخصی، شرح بیشتر طرح کلی کتاب است.

 

 

 



[1] https://en.wikipedia.org/wiki/Michael_J._Sandel

[2] Michael J. Sandel

[3]  Minneapolis

[4] Minnesota

[5] Brandeis University

[6] Rhodes Scholarship

[7] Balliol College, Oxford University

[8] Charles Taylor

[9] Harvard University

[10] LSE University

[11] دانلود از: http://www.bbc.co.uk/programmes/b00kt7rg

[12] Liberalism and the Limits of Justice. Cambridge, UK New York: Cambridge University Press. 1998

[13] Democracy's Discontent : America in Search of a Public Philosophy. Cambridge, Mass: Belknap Press of Harvard University Press. 1998.

[14] Public Philosophy: Essays on Morality in Politics. Cambridge, Mass: Harvard University Press. 2005.

[15] The Case Against Perfection: Ethics in the Age of Genetic Engineering. Cambridge, Mass: Belknap Press of Harvard University Press. 2007.

[16] Justice: A Reader. Oxford New York: Oxford University Press. 2007.

[17] Justice: What's the Right Thing to Do?. New York: Farrar, Straus and Giroux. 2010.

[18] hat Money Can't buy: The Moral Limits of Markets. New York: Farrar, Straus and Giroux. 2012.

[19] Stuart Hampshire

[20] A Theory of Justice. Cambridge, Massachusetts: Belknap Press of Harvard University Press, 1971.

[21] Anarchy, State, and Utopia. Oxford: Basil Blackwell. 1974.

[22] Taking Rights Seriously. Cambridge, MA: Harvard University Press, 1977.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۲
رامین مددلو
دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۴۶ ق.ظ

کلاس عدالت سندل: جلسات اول و دوم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

جلسه اول/ مطلق گرایی و نتیجه گرایی

از جمله مسائلی که در انتخاب باید توجه کرد، درگیر بودن یا نبودن یکی از اضلاع ماجرا در امر مورد وقوع است. آیا درگیر نبودن می تواند توجیحی بر عادلانه نبودن هل دادن مرد چاق در مثال واگن و پل باشد؟

مسأله دیگر، انتخاب بر مبنای تعداد است، آیا اجرای عدالت در حق 5 نفر دلیل خوبی برای ظلم در حق 1 نفر خواهد بود؟ در صورتی که مجبور به انتخاب باشیم چه باید کرد؟

اصول اخلاقی بحث شده در جلسه اول کلاس:

الف) نتیجه گرایی:

درست بودن و اخلاقی بودن عملکرد فرد به عواقبی بستگی دارد که از اعمال فرد ناشی می شوند.

توجه به خروجی ها و نتیجه گرا بودن. استدلال اخلاقی نتیجه گرا، بنیاد اخلاقیات را بر اساس نتایج یک عمل تعریف می کند. اثرگذارترین نمونه نتیجه گرایی، فایده گرایی است.

ب) مطلق گرایی:

کیفیت ذاتی خود عمل. اخلاق مطلق گرا، اخلاقیات را در الزامات، وظایف و حقوق اخلاقی مشخص تعریف می کند، صرفنظر از آنکه چه نتایجی را در پی داشته باشند. مهمترین فیلسوف اخلاق مطلق گرا، امانوئل کانت است.

حاشیه بحث: بحث از عدالت زندگی فلسفی و سیاسی را به خطر می اندازد.

فلسفی (شخصی): به تردید افتادن عقاید و باورداشت های قبلی. فلسفه باعث می شود با مسائلی که از قبل با آنها آشنایی داشته و پذیرفته ایم برخورد کرده و درباره آنها متزلزل شویم.

سیاسی: فلسفه سیاسی ممکن است شما را به شهروند بدتری مبدل کند.


جلسه دوم/ جرمی بنتهام

ایده اصلی:عمل درست و عادلانه به عملی اطلاق می شود که مطلوبیت را بیشینه کند. مطلوبیت نسبت لذت در مقابل درد است.

شعار ایده بنتهام: بیشترین خشنودی برای بیشترین تعداد.

سه مسأله حول فایده گرایی:

در مثال پارکر، مدافعین قتل پارکر به نیاز، ضرورت، تعداد افراد، تبعات و شرایط استناد می کنند.

الف) آیا رضایت مظلوم (به صورت فرایند یا خروجی) می تواند دلیلی بر اخلاقی بودن ظلم شود؟ در مثال دادلی و پارکر که مجبور به انتخابیم، آیا رضایت مقتول می تواند باعث عادلانه شدن قتل او شود؟

مخالفت مطلق: قتل به طور مطلق غلط است: هر فرد یک سری حقوق اساسی دارد.

ب) منشاء این حقوق؟

مخالفت نوع دیگر: همه باید مساوی در نظر گرفته شوند. آیا قرعه کشی را می توان نوعی از رضایت به حساب آورد؟

ج) آیا توافق بر یک روال مشخص، حتی روال منصفانه، نتیجه حاصل از آن را توجیه می کند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۴۶
رامین مددلو

آنچه در ذیل می آید، یادداشت هایی است که به هنگام خواندن برداشته ام و شبیه کلیدواژه ها عمل می کند. البته برای شخصی که متن مدنظر را خوانده خالی از فایده نخواهد بود.


فصل اول:

پیوند مفهوم عدالت با مفاهیم فراوان مانند حق، خیر، برابری، استحقاق، بی طرفی و ... امکان تصور هر یک از مفاهیم مرتبط به جای خود مفهوم عدالت را افزایش می دهد.

در فلسفه کلاسیک نگاه به مقوله عدالت جامع و همه جانبه نگر بوده و آن را در دل بحث های دیگر مطالعه می کردند.

در فلسفه معارصر عدالت در دو شاخه فلسفه اخلاق و پاسخ به پرسش های دستوری/هنجاری مطالعه می شود.

هر دانشی در دوران معاصر با نگاه خاص خود به عدالت می نگرد. در اقتصاد بحث بر سر عدالت توزیعی و عمدتا توزیع درآمد و رفاه است. در جامعه شناسی، عدالت موضوعی حاشیه است. دلیل آن نسبی گرایی معرفتی و اخلاقی و نیز ضدیت با تأمل متافیزیکی در این علم است. به هنگام پرداخت به عدالت نیز عمدتا در قالب نظریه پردازی نابرابری به آن می پردازند.

در روان شناسی بحث بیشتر بر سر عدالت توزیعی در نظریه های تبادل اجتماعی است. اما در فلسفه سیاسی، عدالت در دوران کلاسیک و سی ساله اخیر نقش محوری دارد. جان رالز در محور شدن عدالت در سی سال اخیر نقش اساسی داشته.

رویکرد بسیاری از نظریات معاصر عدالت، هنجاری است و بیشتر در درون سنت لیبرالی شکل گرفته اند. گرایشات چپ به عدالت بی توجه بودند (؟) زیرا آن را مفهوم ایدئولوژیک و روبنایی، نیز اصول آن را از مقولات عینی و ثابت می دانستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۱۵
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۵:۰۲ ب.ظ

جمع بندی فشرده "نقد و بررسی نظریه های عدالت"



نام کتاب: نقد و بررسی نظریه های عدالت
نویسنده: احمد واعظی
ناشر: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
سال چاپ: 1388
جمع بندی فشرده:

کتاب "نقد و بررسی نظریه های عدالت" حجت الاسلام و المسلمین دکتر واعظی را می توان جامع ترین کتاب درآمدی به زبان فارسی در حوزه اندیشه ای عدالت دانست. البته ذکر این نکته ضروری می نماید که عمده نظرات طرح شده در این کتاب ذیل لیبرالیسم قرار می گیرد و با این نکته شاید اصلاح جمله ابتدایی ضروری بنماید: این کتاب جامع ترین کتاب درآمدی به زبان فارسی در حوزه اندیشه های لیبرالی در باب عدالت است.

کتاب نظریه محور است و سیر قرارگیری نظریات تاریخی بوده و نحوه فصل بندی بر اساس مکاتب متفاوت لیبرالی است. البته نویسنده به سبب اهمیت جان رالز آن را مستقلا در یک فصل بحث نموده و این استقلال به سبب اهمیت نظریه عدالت جان رالز توجیه پذیر می نماید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۰۲
رامین مددلو