مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخ معاصر» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۰۴ ب.ظ

خلاصه کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران

نکته:

یک طرحی را بچه های علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام اجرا کردند با محتوای تلخیص کتب مرتبط با رشته. نمی دانم کتاب ذیل را کدامینشان خلاصه کرده. اگر کسی اطلاع داشت به بنده نیز خبر دهد.


بنام خدا

جریان شناسی سیاسی در ایران[*]

 

چکیده:

وجود جریان های سیاسی مختلف در کشور که گاه سابقه آنها حتی به سال های پیش از انقلاب باز می گردد، صحنه سیاسی کشور را تا حدودی پیچیده می سازد. بی شک شناخت جریانات سیاسی امروز کشور، بدون شناخت تاریخچه و اساسنامه و اصولی که بدان خود را ملتزم می کنند، امکان پذیر نیست. مشخص شدن وزن هریک از جریانات و احزاب در کشور نیز نیازمند شناخت دقیق این احزاب و سابقه و تأثیرگذاری آنها در کشور است.

یکی از اهداف مقاله حاضر که تلخیصی از یک کتاب** است، شناساندن و تبیین جریان های سیاسی ایران از دهه 20 تا امروز است. برای این امر، این نوشته در 3 فصل تقدیم می گردد. فصل اول به کلیات پرداخته شده، فصل دوم به تبیین جریان های سیاسی پیش از پیروزی انقلاب می پردازد و فصل سوم به تبیین جریان های سیاسی اسلام گرا در جمهوری اسلامی پرداخته شده است.

 

واژگان کلیدی: ایران، جریانات سیاسی، اسلام گرا، اصولگرا(راست)، اصلاح طلب(چپ)

 

 

فصل اول. کلیات و مبانی نظری پژوهش

در این فصل به تبیین و تعریف مفاهیم و اصطلاحاتی پرداخته شده که در پژوهش حاضر دارای نقش هستند. جریان سیاسی از مفاهیم مهمی است که در این پژوهش محوریت دارد. بنا به تعریف،

جریان سیاسی عبارت است از یک حرکت سیاسی پویا و زنده که با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش های فکری درونی، به مدد رهبران خود، بر نظام سیاسی و نیز اقشار مختلف جامعه تأثیر می گذارد و جبهه، جناح، حزب، سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان می نهد.

جریان های سیاسی را می توان به دو گروه مستقل و وابسته تقسیم کرد:

1.       جریان سیاسی – فکری مستقل، جریان بر آمده از متن جامعه، مردمی و بدون وابستگی به دولت است مانند جریان اسلام گرا.

2.       جریان وابسته را می توان به دو صورت وابسته به دولت نامشروع داخلی و یا وابسته دولت اجنبی است. بهترین مثال برای نوع اول جریان سلطنت طلب و برای نوع دوم جریان چپ مارکسیستی قدیم است.

 معیارهای مختلفی را می توان برای تقسیم بندی جریان های فکری و سیاسی ارائه کرد. در اینجا به 4 معیار که در این پژوهش مورد توجه است اشاره می شود.

1-       شکاف های اجتماعی: افرادی چون استین روکان نروژی و حسین بشریه در ایران از این معیار برای بستن جریان های سیاسی بهره برده اند. فرضیه اصلی در این نگاه این است که شکاف های اجتماعی تعیین کننده نوع خواسته های نیروها وگروهای مختلف و جریان های سیاسی ترجمان شکاف های اساسی موجود در هر جامعه ای به شمار می روند. این شکاف ها می توانند قومی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و... باشند. از نظر بشریه زندگی سیاسی در ایران در طی قرن بیستم، به شدت تحت تاثیر منازعه ای ناشی از شکاف سنتی و تجدد قرار داشته است.

2-       استقلال و وابستگی: قدرت های خارجی معمولا تلاش می کنند علاوه بر اعمال نفوذ بر قدرت مرکزی، جناح ها و جریان های مختلف سیاسی را نیز به خود وابسته سازند. در یک سوی این شکاف همه ی آنان قرار دارند که وابستگی به بیگانگان در هر نوع آن مخالفند. در سوی دیگر افرادی هستند که به این وابستگی  ها معتقدند. در تاریخ ایران جریان های ملی گرا و اسلام گرا مخالفین  وابستگی و دولت هایی مانند قاجاریه و پهلوی را می توان موافقین آن دانست. جناح هایی مانند لایه های رادیکال گروه های دوم خرداد نیز از موافقین وابستگی محسوب می شوند.

3-       ایمان، بی ایمانی و خلوص اعتقادی یا ناخالصی آن: مثلا قرآن بر اساس این جریان های پنجگانه کار مومنان و مشرکان، منافقان، کافران و مرتدان آن را مطرح می کند.

4-       حق و باطل: طبق رهنمود های قرآن حق طلبان، حزب خدا را تشکیل می دهند. و باطل گرایان در حزب شیطان گرد آمده اند.

متاسفانه علی رغم تقسیم بندی های ارزشمند و معیار های صحیح قرآنی به دلیل هژمونی فرهنگ سکولار غربی و نفوذ آن در ادبیات علوم سیاسی کشور کمتر این معیار مورد توجه قرار گرفته است.

 

فصل دوم – نگاهی به جریان هاو آرایش نیرو های سیاسی در ایران از 1320 تا1357:

در یکصد سال گذشته و قبل از انقلاب اسلامی، ایران شاهد چهار حرکت سیاسی مهم بود:

نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت و قیام 15 خرداد 1342.

برای توصیف حرکت نیرو های سیاسی در ایران از سال 1320 هجری آغاز می کنیم. این برهه مساوی است با آغاز سلطنت محمد رضا شاه و پایان یافتن جنگ جهانی دوم.

در اینجا سعی شده است شکلی از تقسیم بندی ارائه شود که به نظر صحیح تر بوده و پیشینه نداشته است.

1.       جریان مذهبی یا اسلام گرا: جریان اسلامی در این زمان در دو سطح فعال بود:

 اول) در سطح مراجع، آیات و علماء دینی که در پی احیای ارزش های اسلامی بودند.

دوم) در سطح گروهای متشکل سیاسی - مذهبی که نمونه ی بارز آن را در فداییان اسلام، حزب ملل اسلامی و هیت های موتلفه ی اسلامی شاهد هستیم.

جریان سیاسی که اسلام را سرلوحه برنامه و مبارزه ی خود قرار داده بودند برنامه خود را بر موارد تأکید داشتند:

1.       مبارزه با بهاییت؛

2.        مبارزه با بی حجابی؛

3.        دفاع از فلسطین و مخالفت با اسراییل؛

4.       مقابله با مارکسیسم؛

5.       مبارزه با تفکر ضد اسلامی احمد کسروی؛

6.       بحث حکومت اسلامی.

در مرجعیت و روحانیت چند نگاه به سیاست وجود داشت:

1.       گرایش اول: از ورود روحانیت به سیاست پرهیز داشت و تنها در موارد خاصی حاضر به پا در میانی بود.آیت الله خوانساری و آیت الله محمد باقر حلبی، رهبر انجمن حجتیه را می توان نماد این تفکر بر شمرد.

2.       گرایش دوم: گرایش روحانیون میانه رو بود. این جریان در عین حال که  با رژیم شاه و مظاهر فساد مخالف بود، موافق با مبارزه قهر آمیز و تند نبود. حضرت آیت الله گلپایگانی و مرعشی نجفی در این گروه جای می گیرند.

3.       گرایش سوم: روحانیون وابسته به حکومت پهلوی بودند. این گروه هیچ گونه مخالفتی با رژیم شاه نداشت و با جریان انقلاب به رهبری امام (ره) نه تنها همراه نبود که مخالف هم بود. آیت الله شریعتمداری نماد این جریان بود.

4.       گرایش چهارم: که نماد اصلی این گرایش اسلام گرای ناب و انقلابی، امام (ره) خمینی بود. این جریان مبارزات خود را با انجمن های ایالتی ویالتی و کاپیتولاسیون و... آغاز کرد. و در 15 خرداد به اوج     می رسید. گفتمان اصلی این جریان حضور جدی روحانیت در سیاست و تغییر رژیم پهلوی و برقراری حکومت اسلامی بود. این افراد نیز به دو گروه عمده تقسیم می شوند. عملگرایان: افرادی مانند ربانی شیرازی و منتظری؛ وکسانی که کار فکری می کردند مانند استاد مطهری (ره).

در کنار این گرایش چهار گانه روحانیت، روشنفکران دینی نیز حضور داشتند که نقش مهمی در کنار روحانیت داشتند؛ محمد تقی شریعتی و فرزندش دکتر علی شریعتی از پیشگامان این جریان، و دفتر نشر حقایق اسلام در مشهد و حسینیه ارشاد در تهران از کانون های آنان به حساب می آمدند. مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی نیز در دانشگاه ها نقش قابل توجهی داشتند.

سه جریان فداییان اسلام، حزب ملل اسلامی و هیأت های مؤتلفه اسلامی از گروه های اسلامی بودند که مشی چریکی داشتند. در کنار این گروه ها نیز باید از گروههای هفت گانه ای نام برد که پس از انقلاب نام سازمان مجاهدین انقلاب زا برخود نهادند: گروه های المنصورون، بدر، امت واحده، توحیدی صف، توحیدی فلق، موحدین و فلاح. این گروه ها چهار ویژگی مشترک داشتند:

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۴
رامین مددلو
شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۱۴ ب.ظ

چه کسی اول بار گفت: نفت ملی ایران؟

نکته:

این مطلب، اول بار در سایت برهان منتشر شده است.




یک پیرمرد نورانی به خواب من آمد و به من گفت نفت را ملی کن.[1]

این یک خط می توانست سر خط اخبار ایران در سال 1330 باشد. این دو جمله پاسخ مصدق بود به این پرسش که چه کسی در کمیسیون نفت مجلس شانزدهم اول بار گفت نفت ملی شود؟

بیایید این دو جمله مصدق را با اسناد باقی مانده از آن دوران محک زنیم. ابتدا از کمیسیون نفت شروع می کنیم. حسین مکی در کتاب سیاه می نویسد:

حائری زاده در جلسه چهارم کمیسیون نفت در سوم مهر 1329 گفت: اگر راه حکمت و راه های دیگر نداشته باشیم باید منابع نفت خودمان را ملی کنیم.[2]

در تصدیق بیان آقای مکی، شهید آیت نیز در کتاب چهره حقیقی مصدق السلطنه معتقد بود اولین کسی که در کمیسیون نفت پیشنهاد ملی شدن نفت را داد حائری زاده بود نه مصدق.[3]

می توان گفت این دو با دکتر مصدق مخالف بودند و استناد به سخنان آنها مصداق یک طرفه به قاضی رفتن است. با قبول این مسئله، باید در میان نوشتجات هواداران دکتر مصدق به دنبال اولین نفر بگردیم و چه کسی بهتر از خود مصدق؟


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۱۴
رامین مددلو
چهارشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۸:۱۰ ق.ظ

خلاصه کتاب "نخبگان و توسعه ایران"

 

این کتاب یک کتاب خوب است. البته بنده همه مطالب کتاب را تایید نمی کنم ولی آن را یک کتاب خوب برای کسانی که به موضوع علاقمندند می دانم:

 

خلاصه کتاب "نخبگان و توسعه ایران"

نویسنده: حسین شیخ زاده

 

چاپ: 1385

ناشر: انتشارات باز {مرکز بازشناسی اسلام و ایران}

                                                            

مقدمه

 از حدود 200 سال پیش تاکنون، یکی از مهم ترین دغدغه های سرآمدان ایران، توسعه بوده است که به شکل دو سوال اساسی خود را می نمایاند:

1-       چرا ما پیشرفت نکردیم؟

2-       چگونه باید پیشرفت کنیم؟

در ریشه یابی عوامل توسعه نیافتگی، عواملی همچون: ساختار سیاسی استبدادی، فرهنگ توسعه نیافته، دخالت استعمارگران و... مطرح شده و در طراحی الگوهای توسعه نیز طیف وسیعی از پاسخ ها از غرب گرایی محض تا سنت گرایی صرف مطرح شده است.

نخبه

نخبه ترجمه واژه انگلیسی Elite است. نخبگان بر اساس تعریف گی روشه افرادی مافوق دیگران به واسطه تفاوت های ذاتی و اکتسابی هستند. در رابطه با مدیریت توسعه ما عمدتا با نخبگان سیاسی که به دو گروه نخبگان فکری و نخبگان ابزاری تقسیم می شوند سروکار داریم.

توسعه

توسعه به معنای  گسترش و تکامل است. توسعه از جنگ جهانی دوم به بعد وارد ادبیات سیاسی شد دارای ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و... است.

گاهی اوقات توسعه تک بعدی مدنظر است در حالی که توسعه همه جانبه هماهنگی و همزمانی ابعاد مختلف توسعه را دربر می گیرد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۱۰
رامین مددلو

خلاصه کتاب "ایران و دولت ملی در جنگ جهانی اول" نوشته "علیرضا ملائی توانی"

تذکر این نکته ضروری می نماید که صحت و سقم این عبارات بر گردن نویسنده کتاب است نه بنده:

 

اول) قدرتهای خارجی حاضر در ایران در آستانه جنگ جهانی اول

الف. روسیه:

با وقوع انقلاب مشروطه، روسیه دربار را به عنوان پایگاه نفوذ خود تضعیف شده دید. بر این اساس در مسیر تضعیف مشروطیت گام برمی داشت. (تاثیرگذاری مشروطه بر مسلمانان جنوب روسیه نیز در این مسئله مؤثر بود) در کنار این امر روسیه ایران مانند منطقه ای با امکانات سوق الجیشی می دید که می توانست علیه منافع انگلیس در هند اعمال فشار نماید.

روسها به گونه ای عمل می کردند که گویی ایران جزئی از خاک روسیه است. درخواست رسمی شدن حق خرید املاک برای اتباع خود و استقرار نیروی نظامی فراوان در خاک ایران در این راستا است.

 

ب. انگلیس:

ایران برای انگلیس به مثابه دروازه هند بود. در نتیجه انگلیس در پی تضعیف دولت مرکزی و پشتیبانی از نیروهای محلی جهت جلوگیری از حمله ایران به هند بود. این تضعیف نباید به حدی می شد که سبب تسلیم ایران به روسیه می گشت.

حمایت از مشروطه توسط انگلیس جهت کاهش نفوذ روسیه و آوردن زمامداران طرفدار انگلیس بر سر کار صورت گرفت.

در کنار امتیازات اقتصادی، پس از کشف نفت انگلیس نگاه ویژه ای به جنوب ایران داشت و جهت حفاظت از چاه های نفتی با خوانین منطقه قراردادهای متعددی امضا می نمود.

 

حاشیه:

پس از قرارداد1907 روس و انگلیس، ایران به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بی طرف تقسیم شد. دو کشور جهت جلوگیری از نفوذ قدرت سوم در بسیاری از مسائل ایران به اشتراک نظر رسیدند. قرارداد 1915 تکمیل کننده قرارداد 1907 بود.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۲ ، ۱۱:۵۷
رامین مددلو
چهارشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۲۴ ب.ظ

درباره کتاب "انقلاب اسلامی در خوی"


الان که آوار شده ام سرِ رایانه پدرخانمم و این مطالب را می تایپم، کتاب "انقلاب اسلامی در خوی" نوشته آقای نقی دادرسی جلوام است آن هم بعد از گذشت دو سال از زمان خریدش (البته این دو سال نه از بابت بی تفاوتی به کتاب بود که همان روز خرید، خواندمش).

این کتاب از جمله طرح های تاریخ منطقه ای انقلاب اسلامی ایران مرکز اسناد انقلاب اسلامی است که در سال 1388 به چاپ رسیده است و در آن نویسنده به صورت توصیفی و اندکی تحلیلی به بیان دلایل شکل گیری انقلاب اسلامی، ویژگی های شهر خوی، تاریخ مختصر معاصر خوی (با تکیه بر دو واقعه مشروطه و فرقه دموکرات پیشه وری) و چگونگی روند انقلاب اسلامی در خوی می پردازد.

بحث اصلی کتاب از صفحه 129 شروع شده و با بیان وضعیت سیاسی – اجتماعی خوی (در طول دوره 15 ساله انقلاب اسلامی (1342 تا 1357) و دو سال پس از انقلاب اسلامی)، افراد و کانون های فعال در انقلاب اسلامی و توصیف وقایع رخ داده در طی این 17 سال، در صفحه 246 سخن خود را به پایان می رساند. یعنی نویسنده در واقع امر تنها 115 صفحه از کتاب حدوداً 330 صفحه ای خود را به پرسش اصلی خود اختصاص داده. البته این به معنای زاید بودن مطالب دیگر کتاب نیست. بلکه مطالب دیگر کتاب در حکم ایجاد مقدمه برای موضوع اصلی است. با این حال انتظار می رفت نویسنده محترم به موضوع اصلی بهای بیشتری می داد و دامنه تحقیق خود را عمق بیشتری می بخشید.

مشکلی که نویسنده با آن روبرو بوده کمبود اسناد قابل اتکا در باب روند حوادث و افراد دخیل در آن است. این امر سبب شده تکیه اصلی بحث بر اساس مصاحبه های نویسنده با برخی از انقلابیون باشد. افرادی مانند آقایان حیدر قنبرلو، بشیر قوچ خانی، معصومی، فاضلی، ولی نوروزی، معادیخواه، سلطان احمدی، عابدین زاده، غضنفری، قدکچی، ناصحی، اردوبادی و خردمند.

(آنچه به ذهن ناقص بنده می رسد، ناکافی بودن این تعداد از مصاحبه هاست. حداقل می شد سهم روحانیت را در مصاحبه ها بالا برد).

علی ایّ حال، اصل انتشار این کتاب با وجود ناقص بودن و مختصر بودن آن (و احتمالاً یک سویه بودن مطالب توصیفی آن) امر مبارکی است و می تواند سرآغازی باشد برای ثبت آنچه در دوره معاصر در این سرزمین رخ داده است. به سهم خود از آقای دادرسی به خاطر این پیش قدمی تشکر می کنم.

 

سه نکته:

1-     نسخه ای که در دست من است، چاپ اول این کتاب در سال 1388 با شمارگان 1000 نسخه است. قبل از انتشار این مطلب، جست و جویی سریع در اینترنت کردم و دیدم هنوز همان چاپ اول برای فروش موجود است و این برای شهری با هزار هزار دانشجو و دهها طلبه و کلی کتاب خوان بد است.

2-    خرید اینترنتی کتاب

3-     بسیاری از ماها پدران و مادران و پدربزرگان و مادربزرگانی را داریم که رویدادهای انقلاب را دیده اند. شاید سن بعضی هامان هم به آن دوران قد بکشد. بیاییم با آنانکه انقلاب اسلامی را دیده اند مصاحبه کنیم و خاطراتشان را ثبت کنیم و در اینترنت نشر بدهیم. اگر به سایت و فلان و اینها دسترسی نداریم هر کداممان یک وبلاگ بزنیم و خاطرات را در آنجا نشر بدهیم. این می شود تدوین مردمی خاطرات شفاهی انقلاب اسلامی در خوی.

برای این کار لازم نیست مصاحبه گر حرفه ای باشیم. بلکه لازم است برای حرفهای بعضی از دور و بری هامان شنونده خوبی باشیم.



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۲ ، ۱۴:۲۴
رامین مددلو
پنجشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۲، ۰۹:۲۵ ب.ظ

خلاصه کتاب "جریانها و سازمانهای سیاسی مذهبی ایران"


اشاره:

کتاب "جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی‌ ـ‌سیاسی ایران" اثر استاد رسول جعفریان از جمله جامع ترین کتاب ها در زمینه مورد بحث خود است. نظر به اینکه این کتاب از جمله منابع دکتری گرایش مسائل ایران علوم سیاسی، مرور خلاصه وار آن برای دوستانی که درصدد شرکت در آزمون دکتری مسائل ایران هستند خالی از فایده نیست.

گفتنی است خلاصه این اثر، با زحمات دوست فاضلم، آقای موسوی نیا فراهم آمده است.

 

سؤال محوری کتاب

با توجه به این که به نظر می‌رسد از مشروطه به این سو، عمدتاً نیروهای سکولار در صحنه سیاست ایران فعال بوده‌اند، چرا و چگونه نیروهای مذهبی و روحانی در موقعیت رهبری نهضت انقلابی مردم ایران در سالهای 56 و 57 قرار گرفتند و این نهضت منتهی به برپایی یک نظام اسلامی در ایران گردید؟

 

فصل اول: بازگشت دین به عرصه جامعه و سیاست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۲ ، ۲۱:۲۵
رامین مددلو
شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، ۱۲:۱۶ ب.ظ

کتب ایران بین دو انقلاب و تاریخ ایران مدرن

اجبار آزمون دکتری علوم سیاسی، مجبورم کرد به مطالعه برخی از کتابهای منبع گرایش مسائل ایران بپردازم که مسائل ایران اسلامی را از دریچه غیر بومی نگریسته اند و گاهی اوقات چنان به بیراهه رفته اند که...

دو کتاب ایران بین دو انقلاب و تاریخ ایران مدرن، هر دو از نوشته های آقای یرواند آبراهامیان از جمله این کتب هستند.


کمتر از یک سال پیش، کتاب ایران بین دو انقلاب را مطالعه کردم. چندی قبل نیز کتاب تاریخ ایران مدرن را. هر دو را نشر نی به چاپ رسانده. کتاب تاریخ ایران مدرن را به نوعی می شود خلاصه شده کتاب ایران بین دو انقلاب دانست. با ذکر این نکته که تاریخ ایران مدرن برای خوانندگان عمومی نوشته شده و نیز بخش انتهایی آن که مربوط به دوره جمهوری اسلامی است در ایران بین دو انقلاب نگاشته نشده است.

اساس نظریه آقای آبراهامیان در باب تاریخ معاصر یکصد سال اخیر ایران، دارای چند واژه کلیدی است: گروههای قومی، طبقات اجتماعی، توسعه ناهمگون.

فرض اصلی ایشان نیز، دیدگاه نئومارکسیستی یی.پی.تامپسون است که طبقه را در بستر تاریخی و در تعارض اجتماعی آن با دیگر طبقات معنا می دهد.

بر این اساس می توان فهمید که آقای آبراهامیان ایران یکصد سال اخیر را از دوربین نئومارکسیستی نگریسته. در نتیجه به احزاب چپ بسیار بها داده، دکتر شریعتی را به عنوان یک متفکر سوسیال مسلمان ایدئولوگ حقیقی انقلاب دانسته، در وقایع و رویدادها طبقه کارگر شهری و قشر روشنفکر را محور اصلی قرار داده و روحانیت را جزء طبقه متوسط سنتی قرار داده که در پیوند با بازار و زمینداران بوده است و در نتیجه به هنگام به خطرافتادن منافع این دو قشر، وارد صحنه اعتراض شده است.

از دید ایشان، علت به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی سیاست توسعه ناهمگون شاه بوده و جرقه شروع رویدادهایی که منجر به سقوط رژیم شاه شدند را برگزاری ده شب شعر توسط کانون روشنفکری نویسندگان ایران و انستیتو گوته می داند.

ماده خام چنین تحلیل هایی، داده های ناقص و آمیخته به درست و نادرست تاریخی است.

به طور مثال، قیام مسجد گوهرشاد در دوره پهلوی اول با اعتراض یک واعظ محلی به نوآوری های کفرآمیز، فساد گسترده دولتی و مالیات های سنگین بر کالاهای مصرفی و همراهی بازاریان و روستائیان عنوان نمود و مخالفت مومنین با کلاه پهلوی را چنین عنوان کرده که این کلاه مانع از سجده مومنین به هنگام عبادت می شد!!

و یا عنوان داشته که حزب توده برای نخستین بار خواسته ملی شدن نفت را مطرح کرده است. همچنین در باب فدائیان اسلام –از آن به عنوان گروهی بنیادگرا {همچون طالبان} نام برده- و آیت الله کاشانی عنوان کرده که طی سالهای آخر پیوندهای مخفیانه ای با قدرت های خارجی داشته اند.

چنین داده های غلطی را می توان در جای جای هر دو کتاب یافت. تعداد بسیاری نیز داده های صحیح و قابل طرح وجود داشته اند که آقای آبراهامیان آنها را اصلا ندیده اند و این تعجبی ندارد، زیرا قسمت اعظم منابع ایشان کتب انگلیسی زبان و اسناد وزارت امورخارجه انگلیس و حکومت هند انگلیس بوده است.


پ.ن:

1- می توان توسعه ناهمگون را یکی از کاتالیزورها و یا حتی دلایل انقلاب اسلامی دانست. مشکل اینجاست که آقای ابراهامیان توسعه ناهمگون را تنها علت انقلاب اسلامی دانسته اند. همچنین این تضاد را حل ننموده اند که اگر احزاب چپ و روشنفکران و کارگران شهری انقلابیون پیشرو بوده اند و بسیاری از امور را آنها انجام داده اند، مذهب و نهاد روحانیت از کجا توانستند عنان انقلاب را از کف اینان بربایند و کشور را سی سال اداره کنند؟ این در حالی است که اصل توسعه ناهمگون در مقاطعی از تاریخ جمهوری اسلامی نوپایمان نیز خود را نمایانده است.

2- هدف از نگاشتن این نوشته، نقد دو کتاب آقای آبراهامیان نبود، بلکه این نوشته حاصل ناراحتی به وجود آمده از مرجع شدن چنین کتاب هایی در موضوع تاریخ معاصر ایران اسلامی مان است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۱ ، ۱۲:۱۶
رامین مددلو