مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایالات متحده آمریکا» ثبت شده است

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۸ ق.ظ

فکر آمریکایی در قبال مصیبت ایرانی

nytimes and iran

 

درآمد
روزنامه نیویورک تایمز (The New York Times) یکی از معتبرترین روزنامه های آمریکایی است که در گستره بین المللی چاپ و توزیع می شود. این روزنامه که در سال 1851 میادی اولین شماره های خود را بر روی دکه های روزنامه فروشی فرستاد، در حال حاضر بزرگترین روزنامه کاغذی - دیجیتالی آمریکاست. تیراژ نسخه کاغذی آن روزانه بیش از پانصد و هفتاد هزار نسخه و میزان فروش روزانه نسخه دیجیتال آن دو میلیون و پانصد هزار نسخه است [منبع]
این روزنامه به حزب دموکرات آمریکا متمایل است و در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا از هیلاری کلینتون حمایت کرده بود.

 

شرح
توماس اردبرینک خبرنگار نیویورک تایمز پس از زلزله سرپل ذهاب در مناطق زلزله زده حضور یافته و شرح مشاهدات خود را به صورت روزانه در نیویورک تایمز منتشر می سازد. عنوان گزارش وی در روز 14 نوامبر "من زنده ام: سوگواری بازماندگان زلزله ایران و تقلای دولت برای کمک" بود. محتوای گزارش، بیانی اجتماعی از وضعیت زلزله زدگان، از زبان بازماندگان و به دور از جهت گیری های سوء بود. آنچه در ذیل می آید نظرات خوانندگان آمریکایی این گزارش است. تا زمان مطالعه گزارش از سوی نگارنده این متن، برای این گزارش 17 نظر درج شده بود که از بین آنها نظرات قابل توجه به تشخیص نگارنده این متن، ترجمه سریع شدند. 
قابل ذکر است که گزارش دیگر اردبرینک که از این زلزله در 13 نوامبر منتشر شد(با عنوان زلزله ایران-عراق بیش از 500 تن را کشت)، تا زمان نگارش این متن 157 نظر دریافت کرده و شایسته بررسی. 

 

توضیح
چرا مطالعه نظرات آمریکایی ها درباره یک مساله اجتماعی در ایران مهم است؟ چون از طریق آنها می توانیم متوجه شویم چه تصویری از ایران در ذهن آمریکایی های اهل فکر وجود دارد؟ نقاط ضعف و قوت مان کجاست؟ چه نگاهی سوای دولت و سیاست در آمریکا غلبه دارد و از چه اقدامات، رفتارها و باورهای صحیح مان برداشت های اشتباهی وجود دارد. 

 

نظرات منتخب

Barry Welliver:

رییس جمهور این فاجعه را "دردناک برای همه ایرانیان" نامید.
این نگاه به ما باید بگوید که مرزها، سیاست و غیره نباید نگاه ما به انسانیت را تحریف و متصلب کند.
من در سال 2015 به ایران جهت شرکت در "ابتکار مدارس ایمن" سازمان ملل سفر کردم و متوجه شدم ایرانی ها نگرانی های عمیقی درباره ایمنی مدارس کودکانشان دارند. دولت ایران بیش از 7 میلیارد دلار برای ایمن سازی مدارس شان سرمایه گذاری کرده بود. آنها موفقیت ها و ناکامی هایی داشته اند. البته این فهم پایه ای را که همه کودکان مدرسه ای شایستگی بودن در ساختمان های ایمن دارند رد نمی کنند... کودکان، آینده هستند. 

 

John Q Public:
برنامه ریزان نظامی با دقت در چگونگی پاسخ سایر کشورها به شرایط اضطراری ملی؛ مدیریت، سازماندهی و آمادگی آن کشورها را می سنجند. نحوه واکنش به یک فاجعه طبیعی یک نشانه خوب از میزان سازماندهی نیروهای نظامی هم هست. برنامه ریزان نظامی در حال ارزیابی واکنش ایران به این فاجعه زمین لرزه هستند. این ارزیابی و سنجش در پرتو تهدیدات جنگ طلبانه مکرر دونالد ترامپ علیه ملت هایی که او دوستشان ندارد، مهمتر هم می شوند. ایران یکی از این ملت هاست. 
البته در کنار آن، نکته دیگری نیز مطرح می شود و آن چگونگی فهم سایر ملل در سراسر دنیا از واکنش های فاجعه بار و شرم آور آمریکا در فاجعه طبیعی پورتوریکو است. 
اندیشمندان استراتژیک! درباره اش فکر کنید.

 

BobMeinetz:
یک زمانی بود که بعد از رخ دادن یک فاجعه طبیعی در هر نقطه از جهان، رییس جمهور آمریکا یکی از اولین رهبرانی بود که اظهار همدردی و پیشنهاد کمک می کرد. صرفنظر از روابط دیپلماتیک ما در آن وقت، او دستاوردها و ناکامی های جزئی خود را کنار می گذاشت و انسان دیگری می شد. 
یک زمانی بود.

 

concerned american:
چقدر خرابی!!
صندوق امداد بین المللی [ri] کجاست؟

 

Honor Senior:
[پاسخ به کاربر بالایی] امداد برای کسانی است که شایستگی آن را داشته باشند، نه دشمنان. حتی اگر آنها به سبب ایمان به اعتقادات مذهبی دشمن باشند!


terry:
ایرانیان می گویند که هیچ کمکی از بیرون نمی خواهند. آنها در یک حالت پارانوئید به سر می برند و در خیالات خود احساس می کنند که هر نوع از کاپیتولاسیون آنها را به یک نوع سازش و مصالحه می کشاند.
بهترین مثال برای اینکه ایرانیان هیچ نشانه ای از نیاز نشان نمی دهند و آن را با ضعف یکسان می پندارند، لیبی است: هنگامی که لیبیایی ها از ساخت سلاح های اتمی دست کشیدند و در نهایت دیدند که ابرمردشان، قذافی، به سرعت مرد.

 

Greenie:
و با وجود آنکه کاملا روشن است ایران در آرزوی پاک کردن اسرائیل از نقشه است، اسرائیل یک بار دیگر پیشنهاد مساعدت به ایران در کمک به مردمش پس از زمین لرزه را داد. و بار دیگر ایران سیاست نفرت در برابر آن مردم را ترجیح داد و این رویه نابودشان می کند.

 

Jussmartenuf:
[پاسخ به کاربر بالایی] Greenie شما کاملا اشتباه می کنید. ایران کشور نفرت نیست. کشوری است که مورد حمله واقع شد و دولت دموکراتیکش توسط  سیای آمریکا سرنگون شد؛ در سال 1953، زمانی که ما شاه، عروسک خیمه شب بازی مان، را جهت حفاظت از دلارهای نفتی مان و نیز دلارهای نفتی انگلیس منصوب کردیم. این را گوگل کن و تاریخ صحیح را یاد بگیر؛ نه آن چیزی که از سیاستمداران نادان آمریکا مثل ترامپ و کروز می شنوی.
علاوه بر این، کوبا بیش از یک بار پیشنهاد مساعدت پزشکی به آمریکا در طول فجایع طوفان های شدید ارائه داده و از سوی آمریکا رد شده. آیا این رد کردن به این معناست که ما سیاست نفرت را ترجیح می دهیم؟ شاید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۶ ، ۱۰:۵۸
رامین مددلو
يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۱۰ ق.ظ

کلاس درس "آموزش برای تغییر جامعه"

آموزش برای تغییر جامعه: آماده سازی دانش آموزان برای از بین بردن نژادپرستی

-مدرس:

دکتر عالیه الامین[1] دوره فوق دکترای خود را در زمینه آموزش گذرانده است. وی دانش آموخته دانشگاه هاروارد است. او در تحقیقات خود بر روی این موضوع که چگونه مدارس می توانند به عنوان اهرم عدالت اجتماعی و عدالت نژادی کار کنند، متمرکز شده است. او خود سابقه معلمی و مدیریت در مدرسه را دارد[2].


-معرفی کلاس:

نابرابری و سرکوب در ایالات متحده به خصوص در ابعاد نژادی آن باقی مانده است. نژادپرستی هنوز در تاروپود جامعه آمریکایی باقی است. مدارس، یک نهاد سیاسی و اجتماعی غالب، مفاهیم نژادی را ایجاد کرده و آنها را به عرصه عمل به کار می برند. تنها مدارس قدرت پایدار کردن ایدئولوژی و چارچوب های نژادپرستانه را دارند. مدارس همچنین یک فرصت منحصربه فرد برای تجهیز دانش آموزان به مهارت های لازم جهت ساخت یک جامعه عادلانه تر هستند. این کلاس بر روی مفاهیم و تصوراتی متمرکز خواهد شد که به جوانان رنگین پوست کمک می کند تا هم از سویی در جهت مقاومت در برابر مشکلات منعطف شوند اما از سوی دیگر همچنان در برابر شرایط نژادپرستانه مقاومت کنند. مفاهیمی مانند: احساسی قوی از یک هویت نژادی-قومی، تعهد جمعی، آگاهی انتقادی. دانش آموزان به بررسی ترویج این مفاهیم از سوی مدارس و سازمان های آموزش و پرورش می پردازند. این نهادها مفاهیم مدنظر را از طریق استراتژی های مبتنی بر عملکرد گسترش می دهند. استراتژی هایی مانند مدارس مبتنی بر نژاد همگن، باسوادی انتقادی، مطالعات قومی و هنرهای انتقادی.

از جمله اهداف این کلاس می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-تعریف و توضیح تفاوت ها میان انعطاف پذیری، مقاومت و آزادی. 2-توضیح استراتژی های شناخته شده برای دانش آموزان رنگین پوست جهت مقاومت و آزادی مانند آگاهی انتقادی، تعهد جمعی، هویت قوی نژادی-قومی. 3-بیان و نقد اقدامات مدارس موجود در جهت آموزش مفاهیم مورد بحث به دانش آموزان. 4-طراحی یک مداخله آموزشی ضدظلم با بهره گیری از مفاهیم آزادی. 


-محل تشکیل کلاس:

دانشکده آموزش دانشگاه هاروارد


-منابع درس:

مشخص نشده است.


-مدت زمان:

ترم بهار 2016، روزهای دوشنبه هر هفته، به مدت 3 ساعت


-سرفصل های درس:

مشخص نشده است.


-آدرس اینترنتی معرفی کلاس:

http://www.gse.harvard.edu/course/spring-2016/t014-educating-transform-society-preparing-students-disrupt-and-dismantle-racism



[1] Aaliyah El-Amin

[2] http://www.gse.harvard.edu/faculty/aaliyah-el-amin

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۱۰
رامین مددلو
يكشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۹:۵۸ ق.ظ

خلاصه کتاب "سیاست میان ملت ها"

نام: سیاست میان ملت ها: مبارزه برای قدرت و صلح

نویسنده: هانس .جی مورگنتا

نکته:

این خلاصه از بخشی از متن اصلی صورت پذیرفته. دکتر خانی این متن را به عنوان یکی از منابع کلاس خود در درس نظریه های روابط بین الملل یک جلسه تدریس می کردند.


 The main signpost that helps political realism to find its way through the landscape of international politics is the concept of interest defined in terms of power. ..  such as economics (understood in terms of interest defined as wealth)…  A realist theory of international politics, then, will guard against two popular fallacies: the concern with motives and the concern with ideological preferences….. What is important to know, if one wants to understand foreign policy, is not primarily the motives of a statesman, but his intellectual ability to comprehend the essentials of foreign policy, as well as his political ability to translate what he has comprehended into successful political action. ……  Political realism is aware of the moral significance of political action. It is also aware of the ineluctable tension between the moral command and the requirements of successful political action. And it is unwilling to gloss over and obliterate that tension and thus to obfuscate both the moral and the political issue by making it appear as though the stark facts of politics were morally more satisfying than they actually are, and the moral law less exacting than it actually is……  The individual may say for himself: "Fiat justitia, pereat mundus (Let justice be done, even if the world perish)," but the state has no right to say so in the name of those who are in its care. Both individual and state must judge political action by universal moral principles, such as that of liberty. Yet while the individual has a moral right to sacrifice himself in defense of such a moral principle, the state has no right to let its moral disapprobation of the infringement of liberty get in the way of successful political action, itself inspired by the moral principle of national survival. There can be no political morality without prudence; that is, without consideration of the political consequences of seemingly moral action. Realism, then, considers prudence-the weighing of the consequences of alternative political actions-to be the supreme virtue in politics. Ethics in the abstract judges action by its conformity with the moral law; political ethics judges action by its political consequences…………. Intellectually, the political realist maintains the autonomy of the political sphere, as the economist, the lawyer, the moralist maintain theirs. He thinks in terms of interest defined as power, as the economist thinks in terms of interest defined as wealth; the lawyer, of the conformity of action with legal rules; the moralist, of the conformity of action with moral principles. The economist asks: "How does this policy affect the wealth of society, or a segment of it?" The lawyer asks: "Is this policy in accord with the rules of law?" The moralist asks: "Is this policy in accord with moral principles?" And the political realist asks: "How does this policy affect the power of the nation?"

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۴ ، ۰۹:۵۸
رامین مددلو

دکتر سعید زیباکلام (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و رئیس اسبق اداره سازمان های بین المللی وزارت خارجه) با انتشار یادداشتی، موضوع انجام توافق هسته ای در لوزان و هیاهوی فراوان برای پنهان کردن این توافقات صورت گرفته را مورد بررسی قرار داده است:

بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله

    عموم علاقمندان به مذاکرات هسته‌ای ملاحظه کرده‌اند که در پایان مذاکرات لوزان در روز ۱۳ فروردین ۹۴(۲ آوریل ۲۰۱۵)، هم‌زمان بیانیه‌ای به انگلیسی از جانب خانم موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا و بیانیه‌ای به فارسی از جانب آقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه قرائت شد. صرف‌نظر از اینکه چه میزان تفاوت‌هایی، بعضاً مهم، میان این دو بیانیه وجود دارد، یک مطلب اما جای هیچ تردیدی ندارد و آن اینکه در پایان این دور از مذاکرات، بیانیه‌ای صادر شده، بیانیه‌ای که نه اصل وجودش و نه محتوایش در روزهای بعد هیچگاه از طرف هیچکس مورد مناقشه قرار نگرفته است. بنابراین باید قائل شویم که بیانیه‌ای وجود دارد به نام بیانیۀ لوزان.
    اما هنگامی که بیانیه لوزان را مرور می‌کنیم شاهد می‌شود عباراتی دارد که حکایت از متن دیگری می‌کند.

در فراز چهارم می‌خوانیم که:

     تحقیق و توسعۀ ایران بر سانتریفیوژها مطابق گستره و برنامۀ زمانی‌ای انجام خواهد شد که متقابلاً توافق شده است.

    (بیانیه لوزان، ۲۰۱۵/۴/۲)

روشن است که پس بر دو موضوع توافق شده است. اما هنگامی که بیانیه یک صفحه‌ای لوزان را چند بار مرور می‌کنیم می‌بینیم نه ذکر و قید، که حتی اشاره‌ای هم به چگونگی آن توافق نشده است. آیا امکان دارد توافقاتی با حضور پنج عضو دارای حق وتو در شورای امنیت و با توجه به اهمیت منحصر بفرد آن صورت گیرد و آن‌ها به ثبت و درج آن در قفسۀ سینه خود بسنده کرده باشند؟ چنین چیزی امکان دارد؟

    ظرفیت غنی‌سازی، سطح غنی‌سازی، و ذخایر اورانیوم غنی‌شده برای مدت زمان‌های مشخص‌شده محدود خواهد شد.

ملاحظه می‌شود که در سه بعد، غنی‌سازی برای بازه‌هایی مشخص شده است اما نه آن بازه‌های زمانی و نه میزان محدودیت‌ها در آن ابعاد هیچیک در بیانیه لوزان قید نشده است. آیا چاره‌ای جز این داریم که نتیجه بگیریم این موارد مشخص و توافق‌شده در متنی درج و قید شده است؟

    همکاری بین‌المللی روی حوزه‌های توافق‌شده تحقیق، ترغیب خواهد شد و مجموعه‌ای از اقدامات مورد توافق‌ قرار گرفته است  تا ماده‌های توافقنامۀ نهایی را رصد کند، شامل …

    و همچنین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه خواهد یافت تا از فناوری‌های مدرن استفاده کند و از طریق رویه‌های توافق‌شده دسترسی گسترده‌شده‌ای خواهد داشت.

در تمام موارد فوق، متن بیانیه به وضوح حکایت از وجود مجموعه‌ای از توافقات دارد که هیچیک از آن‌ها در بیانیه درج نشده است. اگر پذیرفتنی نباشد که این موارد همگی در سطح شفاهیات در اذهان مذاکره‌کنندگان وجود دارد، در این صورت ناگزیریم بپذیریم که متنی یا مکتوبی حاوی این موارد باید وجود داشته باشد. علاوه بر موارد فوق که به نحو آشکاری وجود مکتوب دیگری را لازم می‌سازد.

مواردی همچون:

    فردو از یک مرکز غنی‌سازی به یک مرکز فناوری، فیزیک، و هسته‌ای تبدیل خواهد شد و هیچ بازفرآوری وجود نخواهد داشت و سوخت مصرف‌شده صادر خواهد شد و هیچ مواد شکاف‌پذیری در فردو نخواهد بود.

همگی دلالت دارد که بیانیۀ لوزان به متنی حاوی توافقات یا توافقنامه‌ای ارجاع دارد.

افزون بر اینها، آقای دکتر سید عباس عراقچی معاون بین‌المللی وزارت امور خارجه در گفتگوی ویژه خبری می‌گوید:

    به مدت ده سال فعالیت‌های هسته‌ای خود را کندتر و محدودتر کردیم…

    و همچنین در نطنز 
۶۱۰۴ سانتریفیوژ داریم که ۵۰۰۰ از آن، غنی‌سازی ۶۷/۳ درصد انجام می‌دهد

    (۱۳۹۴/۱/۱۵)

اکنون این سؤال مطرح می‌شود که این تعهدات آشکار ایران، با ذکر اعداد دقیق تا دو رقم اعشار، که در بیانیه لوزان خبری از آن‌ها نیست، از کجا آمده و دکتر عراقچی نظر به کجا دارد و یا با عطف به چه متنی سخن می‌گوید؟ آیا قابل تصور است که ایشان ضمن گفتگویی با خانم شرمن معاون سیاسی جان کری و یا خانم اشمیت معاون نماینده عالی اتحادیه اروپا به توافقی رسیده باشد و آنگاه در هیچ جایی مکتوب نشده باشد؟ آیا آشکار نیست که این اظهارات بسیار مشخص و معینِ رقم و عددی، معطوف به متن و نوشته‌ای است مورد توافق طرفین؟

گذشته از شواهد و قرائن بیّن و صریح در بیانیۀ لوزان و اظهارات دکتر عراقچی، اظهارات بسیار دلالت‌آمیز دکتر ظریف نیز همۀ حمل‌ ـ‌‌بر‌ـ‌ صحت‌کردن‌ها و خوش‌بینی‌های بی‌مبنای ما را نقش بر آب می‌کند.

وی در گفتگوی ویژه خبری می‌گوید:

    آمریکاییان آمدند و آنچه را که خودشان مایل بودند گفتند و برخی از آن‌ اظهارنظرها در متن[چرک‌نویس] بود و برخی با متن تناقض آشکار داشت…

    (۱۳۹۴/۱/۱۶)

منظور دکتر ظریف از “آنچه را که خودشان مایل بودند گفتند”، متنی است که وزارت خارجه آمریکا رسماً و بدون عنوان فکت‌شیت(برگۀ اطلاعات) در همان روز صدور بیانیۀ لوزان منتشر کرد، همان که به غلط در ایران موسوم به فکت‌شیت آمریکایی‌ها شد. اما اگر قدری بر سخن دکتر ظریف تمرکز کنیم متوجه می‌شویم که وی می‌گوید برخی از مطالب مندرج در متن منتشرۀ آمریکایی‌ها با متن چرک‌نویس تطابق دارد و برخی تناقض. روشن است که ظریف برای قضاوت دربارۀ صدق و کذب مواد مندرج در متن وزارت خارجۀ آمریکا، به متنی یا سندی استناد می‌کند که او آن را چرک‌نویس می‌خواند، چرک‌نویسی که به‌نظر می‌رسد مورد تصدیق او و آمریکاییان است وگرنه آن را مبنای قضاوت خود قرار نمی‌داد. با این اوصاف، سؤالاتی چند مطرح می‌شود:

ــ آیا متن چرک‌نویس مورد توافق و قبول است؟

ــ اگر هست، چرا وزارت خارجه ایران آن را منتشر نمی‌کند تا هم تکلیف متن وزارت خارجه آمریکا روشن شود و هم تکلیف متن فکت‌شیت شوم‌بخت ایرانی که پس از چند ساعت از روی سایت وزارت خارجه ایران حذف و سپس توسط دکتر ظریف از اساس انکار می‌شود ــ “وزارت خارجه چیزی را منتشر نکرده است”(در برنامه نگاه یک، ۹۴/۱/۱۵)؟

ــ و اگر نیست، چرا دکتر ظریف آن را مبنا و مرجع قضاوت خود قرار داده، می‌گوید برخی از آن اظهارات در متن بود و برخی با متن تناقض آشکار دارد؟

ــ آیا دکتر ظریف حاضر می‌شود بدین سؤالات پاسخ دهد یا ترجیح می‌دهد ـــ به‌رغم درخواست‌های مکرر مسئولان حکومتی و شخصیت‌های متعدد دانشگاهی، از رهبری گرفته تا برخی نمایندگان مردم در مجلس و از استادان دانشگاهی تا تشکل‌های مردم‌نهادمستقلی چون کمیتۀ صیانت از منافع ایران، جهت انتشار توافقات صورت‌گرفته ـــ سکوت اختیار کند و فضای بسیار غبارآلود بعد از لوزان را به همین حال بگذارد؟

ــ آیا جای سؤال ندارد که دکتر ظریف از این همه هیاهو و غبارآلودسازی فضای رسانه‌ای برای ملت ایران چه اهدافی را تعقیب می‌کند؟

سید عباس عراقچی در ۹۴/۱/۱۵ در گفتگوی ویژۀ خبری می‌گوید:

    هر طرف، نقاط برجستۀ مذاکره را از نگاه خود بیان می‌کند و آمریکایی‌ها بعد از توافق ژنو، این اقدام[انتشار فکت‌شیت] را انجام دادند و در آن مواردِ توافق مورد نظر خود را برجسته کردند.

    سپس اضافه می‌کند:

    آمریکایی‌ها همچنین در توافقات لوزان نیز این کار را کردند و این طبیعی است که آنان در جهت اهدافشان چنین اقدامی کنند. این ما هستیم که باید به دستاوردهای خود در مذاکرات توجه کنیم.

چنانچه در این سخن قدری تأمل کنیم به وضوح برایمان آشکار می‌شود که:

ــ معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت خارجه نه تنها متن منتشرۀ وزارت خارجه آمریکا را تکذیب و تضعیف نمی‌کند بلکه تلویحاً آن را تأیید می‌کند زیرا این متن “نقاط برجسته” مذاکرات و توافقات را از نگاه آمریکاییان بیان می‌کند.

ــ هم آمریکاییان نقاط برجسته را از “نگاه خود” بیان می‌کنند و هم ایرانیان، کاری که به‌نظر هر دو اقایان ظریف و عراقچی “طبیعی” است.

ظریف در نشست خبری پس از قرائت بیانیه لوزان تصریح میکند که:

    طبیعی است که همه شرکت کنندگان در این مذاکرات بر اساس نیازهای داخلی خودشان روایتهایی را از انچه اتفاق افتاده مطرح خواهند کرد

    (۹۴/۱/۱۴)

حال که انتشار چنین مطالبی اینقدر به زعم اقایان طبیعی است، این سؤال به قوت تمام مطرح نمی‌شود که نقاط برجستۀ مذاکرات و توافقات از نگاه ایران چیست و چرا هیچ متنی از سوی وزارت خارجه علنا و رسما منتشر نشده است؟

ــ آیا مقصود اقای عراقچی همان فکت‌شیت وزارت خارجه ایران است که ساعاتی چند پس از ارائه در سایت رسمی وزارت خارجه حذف و کمتر از یک روز بعد از سوی وزیر خارجه اساساً انکار شد(گفتگوی تلویزیونی در برنامه نگاه یک سیما، ۹۴/۱/۱۵)؟

ــ به‌راستی اگر فکت‌شیتِ حذف و کتمان‌شدۀ وزارت خارجه بیانگر “نقاط برجستۀ” توافقات “از نگاه” ایران است چرا حذف و کتمان شد؟

ــ و اگر فکت‌شیتِ حذف و کتمان‌شده بیانگر نقاط برجسته توافقات از نگاه ایران نبوده، چرا وزارت خارجه تاکنون اقدام به انتشار نقاط برجسته توافقات از دید و نگاه خود نکرده است؟ و مگر وزیر خارجه و معاونش این کار را “طبیعی” نمی‌دانند؟

ــ اقای عراقچی از اینکه توافقنامه لوزان (به غلط موسوم به فکت‌شیت امریکاییها) مورد عطف و استناد رجال سیاسی و دانشگاهی قرار گرفته، تلویحا گله کرده توصیه میکند: “این ما هستیم که باید به دستاوردهای خود در مذاکرات توجه کنیم”. در این صورت، آیا نباید وزارت خارجه این “دستاوردهای خود” را علنی و بی‌هیچ ابهامی بصورت رسمی و مکتوب انتشار دهد تا ملت ایران به آن توجه کنند؟

ــ چرا مسئولان وزارت خارجه به عوض انتشار علنی و رسمی و صریح دستاورهای حاصل ایران از مذاکرات، از چهاردهم فروردین علی‌الدوام اقدام به مصاحبه و سخنرانی و اخیراً اجرای نمایش‌هایی جهت دورزدن امر گفتگو با منتقدان کرده، جوّی ملتهب و پرهیاهو را ایجاد و گسترده می‌کنند؟

ــ آیا ملاحظه کرده‌ایم که با وجود تصریح رهبریت انقلاب که:

    مسئولین باید بیایند مردم را بخصوص نخبگان را از جزئیات و واقعیات مطلع کنند، ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم.

    (۹۴/۱/۲۰)

با وجود درخواست اکثریتی از وکلای مجلس شورا، و کثیری از استادان دانشگاهی و بسیاری از تشکل‌های جنبش دانشجویی سراسر کشور برای انتشار فکت‌شیت وزارت خارجه، هیچ اقدامی صورت نگرفته است؟

ــ به‌راستی چرا پس از دستور صریح رهبری و مطالبه اکثریت مجلس و اصرار شخصیت‌ها و قاطبۀ تشکل‌های دانشگاهی، نه تنها هیچ اقدامی صورت نگرفته که پس از سلسله‌ای از اظهارات مسئولان دولتی، منجمله دکتر علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی، حاکی از انتشار قریب‌الوقوع فکت‌شیت، اینک مسئولان دولت تدبیر علناً می‌گویند همین اظهارات شفاهی مسئولان دولتی خودْ فکت‌شیت است؟

ــ اینک اما، آیا به‌راستی “طبیعی” است که مذاکراتی بین‌المللی و با این سطح و میزان از اهمیت راهبردی برای آمریکا و متحدان اسرائیلی و عربی و اروپایی‌اش انجام شود ـــ به گفتۀ اوباما رئیس‌جمهور آمریکا و بسیاری از شخصیت‌های هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه موضوع هسته‌ای ایران یکی از مهم‌ترین اولویت‌های سیاست خارجی هشت سال دولت آمریکاست ـــ  و در همان روز انتشار بیانیۀ لوزان، “هر طرف” نقاط برجستۀ مذاکرات و توافقات را از نگاه خود بیان کند؟ به‌راستی در کدام مذاکرات بین‌المللی دیگر می‌توان چنین بلبشو و هیاهوی تیره و تارکنندۀ حاصل مذاکرات سراغ گرفت؟

ــ مگر مذاکره نمی‌کنیم تا مناقشات و اختلافات رفع گردند و توافق میان طرفین صورت گیرد؟ چطور می‌توان قبول کرد که پس از ماه‌ها مذاکرات متوالی و فشرده، طرف آمریکایی‌ مکرراً پس از خروج از مذاکرات رسماً متونی منتشر کند و طرف ایرانی مدام از ژنو تا لوزان بگوید اینها همه تفسیر است و مطالب دلخواهشان را گفته‌اند، و در عین حال انها را تکذیب هم نکند؟ ندیده‌ایم که در مورد ژنو نیز همین سناریو را داشتیم لیکن هنگام اقدام و عمل دقیقاً متن منتشرۀ کاخ سفید اجرا شد؟

ــ اگر این حرف راست است که همه این متون تفسیر آمریکایی‌ها از توافقات(ژنو و لوزان) است و برای ابهام‌زایی و گرد و غبار‌افکنی گفته نمی‌شود چرا فرزندان اعتماد‌شدۀ انقلاب متون غیرتفسیری مورد توافق طرفین را منتشر نمی‌کنند تا دروغ‌ها یا تفسیرـ‌به‌ـ‌رأی‌های آمریکاییان برملا شود؟

ــ آیا امکان دارد بخشی از مذاکرات با آمریکایی‌ها بر سر نحوۀ اطلاع‌رسانی، به‌ویژه به ملت ایران، صورت گیرد؟

ــ به‌راستی چه شد که بعد از ماه‌ها مذاکره و در حالی که شیپورهای رسانه‌ای مدام بر طبل توافق نهایی می‌نواختند ناگهان در دو سه هفته مانده به ضرب‌الاجل اعلام‌شده، صحبت از صدور اطلاعیه مطبوعاتی به میان آمد؟

ــ آیا امکان دارد تجربۀ انتشار توافقنامۀ ژنو و تلخی و رسوایی حاصل از انتقادات و اعتراضات نکته‌سنجانۀ نخبگان هوشیار و مراقب ملت ایران منجر به طرّاحی سناریوی جدید انتشار رسمی و علنی بیانیه مطبوعاتی لوزان و همزمان انتشار یک‌جانبۀ توافقنامۀ لوزان از سوی آمریکا و عدم تکذیب از سوی ایران شده باشد؟

ــ آیا تاکنون اندیشیده‌ایم که چرا کشورهای ۱+۵ و نیز نمایندۀ عالی اتحادیه اروپا هیچیک متن منتشرشدۀ وزارت خارجه آمریکا را مورد تکذیب و یا حتی تردید قرار نداده‌اند؟

ــ آیا اطلاع داریم که ریابکف نمایندۀ روسیه در مذاکرات اخیراً گفته:


    اطلاعات منتشرشده توسط کاخ سفید در مورد جزئیات توافق لوزان صحیح می‌باشد”

    (خبرگزاری اینترفکس، ۱۵/آوریل۲۰۱۵)


آیا تأمل‌انگیز نیست که نماینده کشوری که به‌ویژه اخیراً در عرصه‌های متعدد با آمریکا درگیری شدید دارد متن آمریکایی‌ها را تصدیق می‌کند؟

ــ آیا امکان دارد دولت آمریکا با وجود اختلافاف بسیار شدید جدّی علنی با کنگرۀ آمریکا جرأت کرده دست به انتشار توافقنامه‌ای بزند که حاوی مطالب کذب یا مخدوش باشد؟ آیا از رویه‌های بسیار جدی و سختگیرانۀ نظارتی، هدایتی، و تقنینی مجلسین سنا و نمایندگان آمریکا بر اعمال دولت آمریکا خبر داریم؟ آیا وقت آن نرسیده که این رویه‌ها را با رویه‌های نمایشی دردآور در ایران مقایسه کنیم و به فکر یک خانه‌تکانی بنیانی در مجلس، هیئت رئیسه مجلس، و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی باشیم؟

ــ در نهایت، چرا وزارت خارجۀ ایران نزدیک به یک ماه پس از انتشار توافقنامۀ لوزان، همان که در هیاهوی رسانه‌ای در ایران موسوم به فکت‌شیت آمریکایی‌ها شد، آن را رسماً و علناً تکذیب نمی‌کند تا موج اعتراضات و انتقادات سراسری شخصیت‌های سیاسی و علمی و دانشگاهی و مردمی کشور را خاموش کند؟

ــ آیا امکان دارد علت این باشد که در صورت تکذیب رسمیِ علنی، ادامۀ مذاکرات با مشکلات بنیانی مواجه می‌شود؟ یعنی، اگر تکذیبحقیقی و اصیل باشد، معنایش این خواهد بود که همه یا عمومِ مواد توافقنامۀ منتشرشدۀ آمریکا صحت نداشته و وزارت خارجۀ آمریکا به کنگره و ملت آمریکا دروغ گفته است. واضح است که تبعات این اقدام، دولت آمریکا را بشدت درگیر انتقادات و اعتراضات گسترده و بنیان‌کن کنگره و بسیاری از رسانه‌های آمریکا خواهد کرد. و نتیجتاً، ادامۀ مذاکرات را به مخاطرۀ جدی خواهد افکند. اما اگر تکذیب صوری یا دروغین باشد، و با هماهنگی طرف آمریکایی صورت گیرد، آنگاه اولاً دولت آمریکا باز هم با کنگره درگیری‌هایی خواهد داشت، و ثانیاًبرخی رسانه‌های آمریکا دیر یا زود پتۀ این تکذیب صوری را روی آب خواهند ریخت.ثالثاً، دولت ایران در عمل به اقداماتی در تأسیسات هسته‌ای ایران تن خواهد داد که نباید بدهد. در این صورت، دولت ایران ناگزیر خواهد شد که اقداماتش را در اختفای کامل و دور از چشم نخبگان هوشیار و مراقب ملت ایران انجام دهد. این رویکردْ آشکارا می‌تواند به فرجامی مورد قبول دو طرف بیانجامد لیکن در صورت لو رفتن،  مخاطرات فوق‌العاده‌ سهمگین و غیر قابل ‌پیش‌بینی برای طرف ایرانی خواهد داشت.

ــ آیا امکان دارد علت عدم تکذیب رسمیِ علنی وزارت خارجه ایران، خواه حقیقی و اصیل و خواه صوری و دروغین، ملاحظۀ این همه عواقب پرمخاطره باشد؟

ــ اینک این سؤال با قدرت تمام مطرح می‌شود که چرا توافقنامۀ لوزان از ۱۴ فروردین ۹۴ مستمراً به مدد همراهی ارکستر جراید دربار زر و زور و تزویر، و ایجاد این همه هیاهو و گرد و غبار رسانه‌ای اختفا می‌شود؟

ــ همچنین، سؤال مهم دیگری با قوت تمام رخ می‌نماید: با توجه به اینکه توافقنامۀ ژنو سی چهل درصد برنامۀ هسته‌ای ایران را متوقف و در مواضعی به عقب برگردانده و توافقنامۀ لوزان چهل پنجاه درصد آن برنامه را تعطیل یا مضمحل کرده است، توافقنامۀ نهایی قرار است چه کند؟

ــ آیا این همه تدابیر در به خاک نیستی کشاندن بسیار بسیار تدریجی و آرام برنامه هسته‌ای ایران برای این است که ملت ایران درد این تسلیم ذلت‌بار را بسیار بسیار تدریجی و کم احساس کند؟

ــ آیا این همه تدابیر برای پیوند شعاریِ چرخ هسته‌ای به چرخ معیشت، و نوید مستمر روزهای خوش اقتصادی و مالی در آینده‌ای نسبتاً نزدیک، برای خوش‌کردن دل ملت است تا این همه ذلت و خواری را بسیار بسیار کم‌تر حس کند و یا اصلاً حس نکند؟

ــ آیا این همه تدابیر برای اینست که ملت ایران روند فزاینده اما خاموشِ زوال اقتدار ملی و استقلال بسیار گرانبهای ایران را نبیند و احساس نکند؟

ــ بار خدایا! تو شاهد باش این بنده که خود را برای آن خانۀ آخر هم آماده کرده‌، تمام توش و توان ناچیزش را به میدان آورده تا در این روزگار پرمکر و حیلت دنیاپرستی به ملت نجیب و شریف ایران هشدار دهد. هشدار دهد که مصلحت‌اندیشانِ نظام راست می‌گویند فیصلۀ موضوع هسته‌ای آغاز کار است و بناست ما در چند سال آینده همین سیاست اعتمادسازی و تنش‌زدایی را ادامه داده به هر قیمتی تنش‌های ساختۀ استکبار جهانی را زبونانه بزداییم.

ــ خدایا! تو شاهد باش که این بنده به ملت ایران هشدار داد که انقلاب به سرعت در حال انحلال در نظام عصیانگر طاغوتی آمریکایی است.

ــ “ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون”.

“ای دنیا! اف بر دوستی تو”

زیباکلام

۱۳۹۴/۲/۱۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۳۹
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۵۳ ب.ظ

بزنگاههایی برای عدم اعتماد نسبت به واشنگتن

نکته:

خلاصه شده این متن ابتدا در سایت برهان و سپس در خبرگزاری فارس و سپس در روزنامه کیهان منتشر شده.


در تاریخ معاصر ایران اسلامی، چهار موضوع تاریخی وجود دارد که هر چهار موضوع را یک امر مشترک، همچون نخ تسبیح، به هم پیوند می دهد. این چهار موضوع تاریخی، در سالهای 1330 -1332،1364-1365، 1369 و 1382-1384 واقع می شوند و نخ تسبیح آنها مسئله اعتماد به کشوری به نام آمریکاست. مسئله ای که هر از چند گاهی و در مواقع ضرورت برخورد میان ایران و آمریکا، مطرح می شود و چنان درباره آن سخن پراکنی و تبلیغات صورت می گیرد که گویی ایران ملزم به اعتماد به همراه اعتمادسازی است. شاید بیان تاریخ نزدیک به عصر حاضر در موضوعاتی که برخورد میان ایران و آمریکا صورت پذیرفته و مسئله اعتماد یا عدم اعتماد ایران به آمریکا از سخن فراتر رفته و جامه عمل به خود پوشانده، به همراه بررسی نتایج آن، در اطمینان بخشی به صحت تصمیمی که برای تکرار یک رفتار تجربه شده گرفته خواهد شد؛ یاری گر جامعه ایران اسلامی باشد.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۳ ، ۲۳:۵۳
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۱۳ ب.ظ

مروری بر دخالت های امریکا در منطقه غرب آسیا

نکته:

این متن ابتدا در سایت دیدبان نشر یافته.


ایالات متحده تغییر نظام های سیاسی در سطح جهان را به دو نوع انجام می دهد: دخالت آشکار نظامی، اقدام از طریق سازمان سیا. معمولا ما دخالت آمریکا را به لشکرکشی هایش می شناسیم و نوع دوم را محدود به کودتای 28 مرداد می دانیم. اما بررسی سابقه این کشور در دوره پس از جنگ جهانی دوم، یعنی دوره ای که رسماً آمریکا جایگزین انگلیس شده و نظام دو قطبی و پس از آن نظم نوین جهانی را مطرح نمود، نشانگر آن است که دخالت از نوع دوم، یعنی اقدام از طریق سازمان سیا جایگاه قابل توجهی در سیاست مداخله جویانه خارجی این کشور دارد.

جمع آوری و توصیف سیاهه دخالت های آمریکا در سطح جهان به سبب تعدد دخالت ها امری طاقت فرساست. به همین سبب در این متن تنها به بررسی مختصر دخالت های آشکار شده و نامشروع آمریکا در کشورهای غرب اسیا، به جز ایران اسلامی، پرداخته ایم.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۳ ، ۱۳:۱۳
رامین مددلو
جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۳۲ ق.ظ

طبل های توخالی

نکته اول: 

این مطلب قبلا در سایت تبریز بیدار منتشر شده است


نکته دوم:

واقعیت آن است که هر وقت در فضای سیاست خارجی نفس می کشم، در حال تمرینم، تمرین تطبیق خوانده ها بر واقع شده ها.


                   

مقدمه:
دنیس راس، هماهنگ‌کننده سابق امور آمریکا و ایران در دولت اوباما و عضو نومحافظه کار کنگره آمریکا گفت: در صورت نرسیدن به توافق جامع و نهایی هسته ای با ایران باید به صورت خودکار تحریم ها علیه ایران افزایش یافته و شدت این تحریم ها بیشتر شود.
 
سخنان نماینده ای که قبلاً از دولت اوباما جدا شده و عضو یکی از حلقه های سیاسی کم تعداد در عرصه سیاسی آمریکا است چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟
 
بیایید پرسش طرح شده را کمی گسترده تر کنیم. تلاش کنگره آمریکا برای افزایش فشار بر دولت آمریکا در رابطه با موضوع ایران چه اهمیتی دارد؟ مگر نه این است که راهبر اصلی سیاست خارجی در هر کشوری، دولت آن کشور است؟
 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۳:۳۲
رامین مددلو
چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۲:۰۸ ب.ظ

دنیای بدون آمریکا

حضرت آقا در دانشگاه امام حسین(ع):
ملت ایران اثبات کرد که بدون آمریکا میتوان عزت و پیشرفت داشت...
آنها از این عصبانی شده اند! عصبانی بشوند؛
به قول شهید بهشتی از این عصبانیت بمیرند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۰۸
رامین مددلو
يكشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۲، ۱۰:۳۷ ق.ظ

باز هم درباره مذاکره

ظریفی می گفت آخر تا به کی قهر، مؤمن نباید بیشتر از سه روز قهر کند.

اگر از این سخن که اتفاقا نوعی از آن در بین توده مردم به لطف ضعف رسانه ای ما در انتقال مفاهیم و مصادیق منطق بر آن به مردم رواج دارد، در عالم سیاست روزمره نیز متأسفانه مشاهده می شود بین دو طیف عمده سیاسی کشور  دعواهای سیاسی ای در جریان است که علت اصلی آن دیدن عمده اشکالات در نحوه رفتار و روش سیاست خارجی هر گروهِ در چارچوبِ نظامِ اسلامی است.

بیایید یک امر را مفروض بگیریم:

تمامی گروه های سیاسی در چارچوب نظام اسلامی، جزء جریان مقاومت محسوب می شوند. ولی هر گروه روش و رفتار سیاسی خاص خود را در برخورد و مواجهه با نظام بین الملل به طور اعم و دشمن به طور اخص دارا می باشد.

مشکل این نیست که کدام گروه از جریان مقاومت راهبر این جریان در عرصه عمل خواهد بود. این یک مسأله است نه مشکل. مشکل این است که ایالات متحده آمریکا کلیت جریان مقاومت را قبول ندارد.

نشان به این نشان که کنگره آمریکا طرحی را جهت تحریم شدیدتر ایران تصویب کرده که هدف آن به صفر رساندن صادرات نفت ایران است. این طرح جهت تصویب نهایی اکنون در سنای آمریکاست. البته با فشار جان کری فعلا طرح آن در سنا متوقف شده ولی با توجه به قدرت لابی صهیونیستی و لابی های جنگ طلب مطمئناً این طرح تصویب خواهد شد.

نمونه بعدی مطرح شدن همان پیشنهادهای مذاکرات آلماتی جهت مذاکرات هفته های آینده است.

دولت جدید علاقمند بود این پیام را به ایالات متحده ارسال کند که رأی آوری آقای روحانی و سیاست خارجی وی بیانگر آن است که سیاست خارجی ایران اکنون مبتنی بر تعامل است.

ولی پیامی که ایالات متحده درک کرد این بود که ایران در برابر تحریم ها نتوانسته مقاومت کند و به همین خاطر در پی ضربه فنی کردن ایران است.

بنده به عنوان یک ایرانی بسیار علاقمندم تیم آقای ظریف بتواند در حل مسأله انرژی هسته ای مان با تکیه بر اصول موفق شود ولی نمی توانم وقایعی را که رخ می دهند را ندیده بگیرم و خود را به خوش بینی مفرط بزنم.

 

نکته: منظور از ایالات متحده آمریکا کلیت ایالات متحده آمریکا و خروجی سیاست خارجی آن کشور است نه فلان گروه و شخص.


پ.ن:
به امام باقر علیه السّلام گفته شد: گران قدرترین مردم کیست؟ فرمود: آن که دنیا را بهاى خود نبیند.

منبع حدیث: شهید اول، محمد بن مکى، الدرّة الباهرة من الأصداف الطاهرة (ط - القدیمة مع الترجمة )، 1جلد، انتشارات زائر - قم، چاپ: اول، 1379 ش، ص28

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۲ ، ۱۰:۳۷
رامین مددلو
شنبه, ۶ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۳۹ ب.ظ

درباره مذاکره

داستان فصل اخیر مذاکره ایران با ایالات متحده آمریکا از اواخر دوره آقای احمدی نژاد آغاز می شود. دکتر احمدی نژاد در سالهای منتهی به پایان دور دوم ریاست جمهوری خود از طرفداران مذاکره مستقیم با آمریکا شده بود و در این راستا پالسهایی را نیز به مقام هم شأن آمریکایی خود، باراک اوباما، ارسال می نمود.

با این حال در دوره وی، این طرف غربی بود که به مذاکره با شخص احمدی نژاد تمایل نشان نمی داد و این امر سبب شد مذاکره مستقیم با آمریکا صورت نپذیرد.

پس از پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، تیم آقای روحانی و شخص وی شروع به فرستادن پالس های مثبت به طرف آمریکایی کردند.

تا زمان تحلیف دو واقعه رخ داد: تشدید تحریم ها، حمله به پادگان اشرف.

تشدید تحریم ها نشان دهنده عدم اعتماد طرف آمریکایی به پالس های آقای روحانی بود و نیز می توان آن را راسخ تر شدن غرب در نتیجه بخش بودن تحریم ها دانست.

حمله به پادگان اشرف اگر در زمانی دیگر رخ می داد، مطمئناً پرونده اش تا سطح شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطعنامه حقوق بشری علیه کشورمان پیش می رفت ولی آمریکا در این زمینه سکوت کرد.

علت این برخوردهای دوگانه چه بود؟

در آمریکا اجماع نظر بر سر چگونگی برخورد با ایران وجود ندارد و طیفی طرفدار برخورد خشن و حتی نظامی و گروهی طرفدار رگه هایی از تعامل هستند.

گروه طرفدار تعامل در دوره جدید و تیم جدید دستگاه سیاست خارجی آمریکا دارای قدرت هستند. بنابراین شروع به فرستادن پالس های مثبت در پاسخ پالس های آقای روحانی می نمایند.

حال برگردیم به کشور خودمان و پس از تحلیف:

مقام معظم رهبری، در تاریخ 92/4/30 سخنانی با محتوای عدم خوشبینی به مذاکرات بیان می فرمایند و آمریکایی ها را غیرقابل اعتماد معرفی می نمایند. ولی دو ماه بعد، سخن از نرمش قهرمانانه البته با فراموش نکردن خصم و خصومت ها می رانند. علت این نوع موضع گیری از سوی ایشان چیست؟

گروهی سخن از صلح حدیبیه می رانند و گروهی نرمش قهرمانانه را به صلح امام حسن علیه السلام تشبیه می کنند. تفاوت میان این دو در آن است که صلح حدیبیه با رضایت پیامبر صلی الله علیه و آله رخ داد و تاکتیک ایشان برای گسترش اسلام بود ولی صلح امام حسن علیه السلام به آن حضرت تحمیل شد و ایشان برای حفظ حداقل شیعیان مجبور به قبول آن شدند.

تصور بنده بر این است با توجه به مواضع اخیر ایشان، نرمش قهرمانانه از جنس صلح امام حسن علیه السلام است، نمونه امروزی و نزدیک تر به آن به لحاظ نیروی اجرایی موجود در اطراف رهبر معظم، پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی رحمة الله علیه است.

با این حال، مقام معظم رهبری یک سیاست هوشمندانه را در پیش گرفته اند:

1- اگر مذاکره به اهدافی که برای آن ذکر می شود دست نیابد، نظر آقا مبنی بر عدم نتیجه بخش بودن مذاکره با آمریکایی ها اثبات می شود.

2- اگر مذاکره بتواند برخی از مشکلات روبنایی ما را حل کند، نظام سیاسی مان در حل برخی مشکلات روبنایی خود به موفقیت دست یافته است.

و هر دو حال برای شخص آقا مثبت است.

خوبی مذاکره در این است که یک بار برای همیشه این راه آزموده می شود (البته قبلا هم آزموده شده بود ولی عمومی نشده بود) و بهانه ای برای بهانه گیران باقی نمی ماند.


پ.ن:

می توان گفت آقای روحانی از هول حلیم مسموم در دیگ افتاده اند. نحوه برخورد ایشان و استفاده از اختیاراتی که به وی داده شده قطعاً ضعیف بوده است. مذاکره می توانست در سطح دیپلمات های ارشد باشد نه در سطح روسای جمهور.

همچنین سخنرانی های ایشان در این سفر دارای نقاط ضعف مهمی بودند که فعلا به علت بهانه به دست طیف طرفدار مذاکره ندادن، سکوت پیشه شده است.

با این حال به قول آقای مهدی محمدی، چند ماه صبر خیلی چیزها را روشن خواهد کرد. به قدرت سیاسی آقا اعتماد داشته باشید.


بعدالتحریر:

اول اینکه آمریکا تحریم های عراق را در سال 2013 لغو کرد یعنی 10 سال پس از اشغال آن کشور به دست خودش.

دوم اینکه روابط آمریکا و چین 10 سال طول کشید تا به سطح فعلی رسید.

سوم اینکه در کنگره آمریکا طرحی دست به دست می شود که به اوباما اجازه حمله به ایران را می دهد و فعلا 10 - 15 امضا جمع شده است و بقیه امضاها نیز جمع خواهد شد. البته اوباما از کنگره چنین طرحی را درخواست ننموده است (اوباما در جریان تحریم نفتی ایران نیز از کنگره خواست ایران را تحریم نکنند زیرا به ضرر اقتصاد این کشور بود ولی کنگره به خواهش وی وقعی ننهاد). این را از من به یادگار داشته باشید: در ایالات متحده کنگره در رأس امور است نه قوه مجریه.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۲ ، ۲۳:۳۹
رامین مددلو