مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه نهم

فضیلت و عدالت در نظر خواجه نصیر

کتاب اخلاق ناصری از کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه متاثر است. اما فارغ از تاریخچه این کتاب، می خواهیم به خود بحث فضیلت و عدالت در این کتاب بپردازیم. قبلا بیان شد که برای ورود مبحث عدالت در سنت خودمان نیازمند مباحث انسان شناسی با محوریت قوای نفس هستیم. قوای نفس تقسیم می شود به قوای نباتی، حیوانی و انسانی (ناطقه). در قوه حیوانی قوای مدرکه و فاعله هست و در قوه فاعله قوای شوقیه و قوه ای که خود عمل را انجام می دادند. قوه شوقیه نیز تقسیم می شدند به قوای شهویه و غضبیه.

توضیح داده شد که در این تقسیم بندی اگر به سراغ فلسفه کنش برویم، مساله لذت اهمیت می یابد. اما لذت و رنج به معنای عرفی نیست بلکه ابن سینا صحبت از لذت و رنج عقلانی می کند.

در خواجه نصیر نیز سه گانه ناطقه، شهویه و غضبیه وجود دارد. در کتب اخلاق مرسوم هست که برای قوه ناطقه از نفس ملکی و فرشته خویی، برای غضبیه از نفس سبوعی و درنده خویی، برای شهویه از نفس بهیمی استفاده می کنند. برای هر یک از قوا فضیلتی در نظر گرفته می شود و برآیند این سه قوه فضیلت چهارمی را ایجاد می کند و در نهایت ما 4 فضیلت کلیدی (به بیان فلاسفه 4 جنس فضیلت) خواهیم داشت. در نفس ملکی اگر فضیلت حاصل بشود، عبارت است از فضیلت حکمت. چگونه حاصل می شود؟ در خواجه از تعبیر حرکت اعتدالی استفاده شده. یعنی قوه باید دارای حرکت اعتدالی باشد. چرا از تعبیر حرکت استفاده شده؟ در نفس شناسی مشاء برای هر یک از ابعاد موجود در نفس انسان از تعبیر قوه استفاده شده. قوه در اینجا به معنای مبداء اثر است. وقتی صحبت از مبدا اثر می کنید، اگر کاری را بخواهم انجام بدهم این کار همراه با حرکت است، باید تغییری در من حاصل شود. در تعبیر حرکت اعتدالی، این حرکت باید به اعتبار کسب معارف یقینی انجام شود نه آنچه یقینی پنداشته شود (به جهت حاکم شدن قوه وهم) ولی یقینی نیست.

در مورد نفس سبوعی، کار قوه غضب مسلط شدن و برداشتن اموری که غیرملائم می پندارد از مسیر خود است. این نفس باید حرکتش اعتدالی و باید تحت انقیاد نفس ناطقه باشد: یعنی ساماندهی خود بر اساس آنچه نفس برای آن در نظر گرفته. از حد خود تجاوز نکند. اگر چنین اتفاقی بیافتد فضیلت اساسی که رخ می دهد، فضیلت شجاعت است.

در نفس بهیمی اگر حرکت اعتدالی باشد و پیروی از از نفس ناطقه باشد، فضیلت عفت حاصل می شود.

اگر هر سه فضیلت حکمت، شجاعت و عفت حاصل شود، ما حالتی به نام عدالت خواهیم داشت. از دید خواجه عدالت حاصل کامل و تام این سه ویژگی است.  اینجا دو تفسیر داریم: الف: از برآیند سه فضیلت مفهوم عدالت را انتزاع می کنیم و عدالت یک معقول ثانی فلسفی است. ب: از جمع اینها فضیلت چهارمی با عنوان عدالت کسب می شود.  

قدمای ما به عدالت به عنوان فضیلت چهارم چشم داشتند. تصریح خواجه در اخلاق ناصری چنین است.

در ذیل هر یک این چهار فضیلت دسته ای از فضایل ذکر می شود و بنابراین شبکه ای از فضایل تشکیل می شوند. البته خواجه این دسته فضایل را اشهر فضایل می داند و شبکه فضایل را به موارد بیان شده محدود نمی کند.

در توجه در گام اول:

این فضایل جنبه اجتماعی دارند. یعنی در خود فرد باقی نمی ماند بلکه باید به دیگران تسری داشته باشد. بنابراین انسان به اعتبار بودن در جامعه واجد فضایل است. پس فضایل آثار و برکات اجتماعی خواهد داشت.

 

حال وارد شبکه فضایل می شویم. در بیان فلاسفه انواع فضایل برای جنس فضایل 4 گانه. البته جنس فضیلت موقعیت محور است و بر اساس موقعیت برای آن انواع مختلفی می توان بیان کرد. در باب انواع فضایل تحت جنس فضیلت حکمت خواجه از 7 فضیلت صحبت می کند: ذکا، سرعت فهم، صفای ذهن، سهولت تألم، حسن تعقل، تحفظ، تذکر.

ذکا همان تیزهوشی است، سرعت فهم باهوشی است، صفای ذهن عدم اضطراب حین تفکر است، سهولت تألم نداشتن حواس پرتی است، حسن تعقل نگاه داشتن حد مفاهیم است، تحفظ داشتن حافظه خوب است و تذکر یادآوری خوب است.

نکته مهمی که خواجه بیان می کند: خودمان را اینجا درگیر الفاظ نکنیم. فضایل حقایقی هستند که آنها را در خودمان یا دیگران درک می کنیم هر چند بتوانیم یا نتوانیم برای آن نامی برگزینیم. اگر بخواهیم چیزی را بفهمیم، (فضیلت حکمت در مقام فهم است)، می توانیم صحبت از موانع، شرایط و روند فهم (حین فهم، بعد از فهم، قبل از فهم و موانع و شرایط در هر یک از اینها) نماییم. مثلا یکی از موانع گرفتار شدن در اضطراب، گرفتار خواطر گوناگون شدن و... است. یا یکی از شرایط اطلاعات مناسب از مفاهیم، داشتن حافظه خوب، یادآوری خوب و... است.

به نظرم آنچه باعث شده 7 نوع فضیلت ذکر شده، طراحی یک روند فهم در نگاه خواجه بوده. اگر روند فهم متفاوتی را بتوانید طراحی کنید این انواع شاید متفاوت بشوند.

 

در ذیل فضیلت شجاعت 11 نوع فضیلت را خواجه ذکر می کند: بزرگی نفس، نَجدَت، بلندهمتی، ثبات، حلم، سکون نفس، شهامت، تحمل، تواضع، حمیت، رقت.

بزرگی نفس یعنی در نظر گرفتن افق های بالاتر و آسان شمردن آنها. بلندهمتی بیشتر جنبه معنوی دارد مانند عدم توجه به سعادت های دنیوی. نجدت یعنی عدم جزع و فزع در هنگام سختی ها. بلندهمتی یعنی داشتن بی توجهی به سعادت های دنیوی. ثبات شبیه به نجدت است و به معنای مستقر شدن و مستقر بودن نیروی مقاومت در مقابل سختی هاست یک مرتبه بالاتر از نجدت است. حلم حصول تمأنینه است و عدم تحریک راحت توسط غضب. سکون نفس به معنای تنبلی نکردن در نزاع های برحق. شهامت یعنی حرص در به دست آوردن امور بزرگ جهت وصول به اهداف والا. تحمل به معنای حمل کردن سختی بر خود و خسته نشدن در انجام امور. تواضع یعنی عدم مزیت برای خود در مقام مواجهه با افراد پایین تر. حمیت در مقام دفاع از حریت وطن و محافظت از ملت است. رقت یکی از مفاهیم ذیل شجاعت است، یعنی متاثر شدن از مشاهده رنجیدن انسان ها بدون ایجاد اضطراب.

در اینجا هم می توان مدلی را طراحی کرد. مثلا فردی را در مقابل با رنج ها و سختی های خود و رنج و سختی های دیگران درنظر می گیرید. حال در برابر رنج ها و سختی های خود فقط پایداری دارد یا می خواهد آنها را از جلوی پای خود بردارد؟ در مورد رنج دیگران نیز به همین نحو (رقت قلب داشتن یا تلاش برای زدودن آن مشکل). یا نسبت به عقاید دفاع از عقاید می کند یا مبارزه می کند برای حفظ عقاید؟ یعنی قسمتی که برمی گردد به بعد عاطفی اش و قسمتی که بعد نظری او را هم درگیر می کند.

 

در ذیل فضیلت عفت هم خواجه نصیر از 12 فضیلت نام می برد. (اگر کسی بتواند در این باره مدل دربیاورد شاید یکی از بهترین مقالات شود). حیا، رفق، حسن هدی، مسالمت، دعت، صبر، قناعت، وقار، ورع، انتظام، حریت، سخا (و در ذیل سخا: کرم، ایثار، عفو، مروت، نیل، مواسات، سماحت، مسامحت)

حیا یعنی هر وقت انسان متوجه قبح امری شد از آن دوری کند. رفق یعنی نرم خویی. حسن هدی یعنی تمایل نفس به آراستگی به زیورهای پسندیده. مسالمت عدم مجادله برای رسیدن به قدرت هنگام وجود آرای مخالفت و متباین. دعت یعنی مالکیت شهوت در شرایط فعال شدن آن. صبر یعنی مقاومت در برابر هواء (لذات قبیح). قناعت یعنی آسان گیری نسبت به خورد، خوراک، پوشاک و مایحتاج. وقار یعنی عدم شتاب زدگی در حرکت به سمت مطلوب. ورع یعنی ملازمت نفس با اعمال پسندیده و عدم قصور در این حیطه. انتظام یعنی محاسبات رفتاری و ترتیب دادن امور مطابق نفس. حریت یعنی کسب مال از طریق کسب های حلال و پسندیده و سخا نیز یعنی  انفاق ثروت به نحو راحت.


ذیل جنس فضیلت عدالت نیز 12 نوع فضیلت قرار می گیرد: صداقت، الفت، وفا، شفقت، صله رحم، مکافات، حُسن شرکت، حُسن قضا، تودد، تسلیم، توکل، عبادت.

منظور از صداقت محبت صادقانه نسبت به تمام اسباب و افعال خوب است. الفت به معنی همکاری گروهی جهت تدبیر معیشب است. وفا یعنی جایز ندانستن گذر از التزام به مواسات و معاونت. شفقت یعنی آگاه شدن از حالات ناملایم دیگران و همت برای از بین بردن آنها. صله رحم، شرکت دادن خویشان در خوشی های دنیوی است. مکافات همان جبران کردن است. حسن شرکت به معنای داد و ستد عادلانه و موافق با طبق دیگران است. حسن قضا یعنی مجازات عادلانه. تودد، به معنی خوشرویی و نیکوسخنی و به دنبال دوستی با دیگران (به ویژه با اهل فضل) برآمدن است. تسلیم، رضایت به فضل الهی بودن ولو اینکه موافق طبق ما نباشد. توکل در مواردی است که در ید قدرت فکری و بدنی انسان نیست. عبادت هم یعنی تعظیم و تمجید خداوند و مقربان (ملائکه، انبیا، اولیا و ائمه) و اطاعت از ایشان است؛ در عبادت نباید به دنبال تعجیل و زیاد و کم کردن باشیم. 

باید دقت نمود که فضایل حد وسط است یعنی این فضایل صراط و بقیه بی راهه هایی هستند. سه فضیلت تسلیم، توکل و عبادت در جنس فضیلت عدالت را می توان فضایل الهیاتی نامید.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی