مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
سه شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ق.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه ششم

در جلسات قبل بیان شده مباحث عدالت آنگونه که شما پیگیر هستید، اصل جایگاهش در فلسفه اخلاق بوده و به همین جهت نیاز هست هم با مباحث هنجاری فلسفه اخلاق ارتباط برقرار کرد و هم با مباحث فرااخلاق. در اخلاق هنجاری دو کلان نظریه مساله محور داریم: غایت انگاری و وظیفه انگاری. در قبال این دو کلان نظریه، کلان نظریه اخلاق فضیلت را داریم. وقتی به نظریات عدالت نگاه می کنیم می بینیم نظریات در قالب های مختلف غایت انگاری (پیامدانگاری) یا وظیفه انگاری یا اخلاق فضیلت مطرح شده اند. برای تحلیل دقیق نظریات عدالت باید خانه هایی را رسم کرد مانند خانه هایی برای نظریه هنجاری در باب اخلاق، چگونگی کاربردی شدن، نقش افراد و گروه ها و... و از دید نظریه عدالت این خانه ها را پر کرد.

 

سه حیطه فرااخلاق

سپس وارد مباحث فرااخلاق شدیم. در فرااخلاق سه حیطه مهم وجود دارد: هستی شناسی، معرفت شناسی و  معناشناسی مباحث اخلاقی. این سه حیطه با هم مرتبط اند. یعنی اگر یک فردی در هستی شناسی اخلاقی نظریه ای مطرح کند به احتمال قریب به یقین ما تاثیرش را در دو حیطه دیگر مشاهده می کنیم. تقدم بخشی هر حیطه برمی گردد به تاریخ مباحث اخلاق. در دوره ای نزاع این بوده که آیا امور اخلاقی در جهان خارج مابه ازا دارند یا نه؛ یعنی مباحث هستی شناسی مطرح شده. در دوره جدید و به خصوص مباحث ویتگنشتاین بحث به سمت معناداری گزاره ها و معناشناسی می رود. در دوره ای دیگر بحث رابطه دین و اخلاق مهم بوده، عقل بشری یا وحیانی بودن منبع اخلاق مطرح بوده و... . علاوه بر تاریخ، نگاه ما به فلسفه نیز مهم است. اگر بخواهیم مسائل فلسفه را حل کنم سه طریق پیش روی ماست: 1- باید به عالم وجود نظر کنیم و آن را بشناسیم. 2- باید ابتدا ذهن و قواعد حاکم بر ذهن شناخته شود (دیدگاه کانت) و ما از طریق ذهن عالم را می شناسیم. 3- باید زبان را ابتدا مورد توجه قرار دهیم.

فارغ از تاریخ مساله و دغدغه افراد، در نگاه به عنوان ناظر فلسفه، باید توجه کنیم که اینها به هم به صورت شبکه ای مرتبط اند. تیپولوژی افراد در ورود به فلسفه نیز متفاوت است. اینها سه جلوه و سه نمود از یک واقعیت اند. باید حواسمان باشد تحلیل هایمان انسجام میان این سه جلوه را حاصل نماید.

 

هستی شناسی اخلاقی در قدیم

در بحث هستی شناسی اخلاقی اگر به لحاظ نگاه قدیم به آن بنگریم در سنت خودمان نظریه حسن و قبح ذاتی و حسن و قبح الهی را داشتیم. در کنار آن نظریه حسن و قبح عقلی و حسن و قبح شرعی را داشتیم. ذاتی و الهی یک نظریه هستی شناختی است. عقلی و شرعی یک نظریه معرفت شناختی است. وقتی صحبت از حسن و قبح ذاتی و الهی می کنیم، سوال این است که آیا بد بودن و خوب بودن هم در عالم واقع وجود دارد؟ آیا خوبی و بدی مابه ازا دارند؟ در گام دوم آیا تحقق دارند؟ در گام سوم اگر تحقق دارند، تحقق آنها چگونه است؟ در سنت قدیم نگاه ذاتی می گوید افعال دروغ گویی و راست گویی خودشان دارای ویژگی خوب بودن و بد بودن هستند بنابراین راست گویی ذاتا خوب است و دروغ گویی ذاتا بد است. اما نگاه الهی می گویند تعلق امر و تعلق نهی الهی به آنها صورت گرفته. چیزی به نام خوبی و بدی در عالم واقع نیست. از ارتباط فعل با نهی خدا مفهوم بدی از آن انتزاع می شود. یک نظریه معناشناختی هم در ذیل آن شکل می گیرد: خوب = آنچه متعلق امر الهی است. بد= آنچه متعلق نهی الهی است.

طرفداران نظریه حسن و قبح الهی به طرف مقابل می گویند اگر امور ذاتا خوب یا بد باشند نباید تغییر کنند در حالی که شما ممکن است دروغ گویی را در یک جا خوب بدانید (مثلا دروغ گویی برای نجات جان یک پیامبر) و در جای دیگر بد (مثلا دروغ گویی برای به دست آوردن مال). طرفداران حسن و قبح ذاتی تحلیل های جالبی ارائه می کنند. می گویند وقتی می گویید دروغ گویی برای نجات جان یک پیامبر، شما با یک وضعیت مرکب روبرو هستید. در اینجا دو سناریو دارید: 1- دروغ گویی+نجات پیامبر. 2- راست گویی+قتل پیامبر. برآیند این سناریوها مدنظر ماست.

 

هستی شناسی اخلاق در دوره معاصر

در دوره معاصر غالبا دعوا بین دین و عقل نیست. بلکه از منظر وجودشناسی به آنها نگاه می شود. نظریه اول واقع گرایی اخلاق است و نظریه دوم ناواقع گرایی اخلاق است. در سنت خودمان در باب مباحث وجودشناسی اختلاف نظر بسیار است. در فلسفه غربی نیز چنین است. ویتگنشتاین از وضعیت امور حرف می زند. برخی تنها ذرات اولیه (اتم و...) و ویژگی های بار شده بر آنها را به رسمیت می شناسند. لاک صحبت از کیفیات اولیه و کیفیات ثانویه می کند و... .

پس در دوره معاصر این بحث می شود که ویژگی های لاغر (مفاهیمی مانند خوبی و بدی در برابر مفاهیمی مانند سفیدی، سنگ بودن و ... به عنوان ویژگی های چاق) یا وجود دارند (واقع گرایی اخلاقی) یا وجود ندارند (ناواقع گرایی اخلاقی).

 

الف. واقع گرایی اخلاقی

حال در واقع گرایی اخلاقی این سوال طرح می شود که وجودشان را چه نوع وجودی تلقی می کند؟ ممکن است بگوید خوبی= لذت و بدی= رنج. این تساوی، تساوی مصداقی است نه مفهومی. حتی ابن سینا سعادت را با لذت عاقله پیوند می زند. (به نظرم دیدگاه ابن سینا با نظر جان استوارت میل تفاوت زیادی ندارد. میل مقداری در فضای عقل گرایانه مثل ارسطو صحبت می کند. چون غربی هستند معمولا از لحاظ جنبه عاطفی یک سپر در برابرشان داریم که درست نیست. نمی توان همه غربی ها را ذیل یک جامعه مشترک جمع کرد و کلیت آن را رد نمود. معمولا ما یک خوانش بسیار کلی و عام از نظریات غربی را ارائه می دهیم و آن را رد می کنیم). یعنی خوبی یک امری جدای از امور عالم نیست. یک چیزی از همین امور طبیعی است که در عالم وجود دارد.  ممکن است شخصی بگوید نه، خوبی= آزادی یا نگاه پلورالیستی داشته باشد. ما الان داریم فقط نمونه هایی را مطرح می کنیم. اما ممکن است بگویید خوبی و بدی به ویژگی های موجود در عالم تحویل نمی شوند. یک تلقی قوی و یک تلقی ضعیف از اینها خواهید داشت. نمونه تلقی قوی نگاه افلاطونی است: خوبی و بدی دو حقیقت اند در عالم مثل. تلقی ضعیف: خوبی و بدی در خود عالم ماده است اما امور مادی نیستند. می توان دو نگاه را در اینجا از هم تمایز داد. مثلا در سنت خودمان در نگاه های معاصر خوبی و بدی اموری هستند که در تعامل بین انسان و یک فعل تحقق پیدا می کنند. می شود همان معقول ثانی فلسفی. در غربی ها ما نظریه مور را داریم. مور معتقد هست این امور در عالم واقع هستند. قابل تحویل به امور دیگر هم نیستند. معقول ثانی فلسفی هم نیستند اما ادراک اینها توسط شهود (فهم عرفی) انسان صورت می گیرد. این شهود زمینه مطلق انگاری اخلاقی هم می شود. چون شهودهای انسانی به هم شبیه اند. (عالم مثل را با عالم ملکوت در نگاه صدرایی اشتباه نگیرید). نظریه شهودگرایی مور مربوط می شود به معرفت شناسی اخلاقی.

(یکی از ویژگی های عقلانیت فرد انسجام باورهای های مختلفش است) (هرمنوتیک یعنی قواعد فهم یعنی قواعد فکر، خروجی اش می شود تفسیر. قواعد فهم می گوید که امثال مور در بیان اندیشه هایشان رفت و برگشت داشتند. پس هستی شناسی و معرفت شناسی اندیشمند با هم عجین است).

 

ب. ناواقع گرایی اخلاقی

حال می رویم بر سر ناواقع گرایی اخلاقی. این نگاه معتقد هست ما چیزی به نام صفات خوب بودن و بد بودن نداریم. کلا صفات سبک اخلاقی هیچ نحوی از تحقق ندارند. باید تحلیلی از زبان داشته باشیم. پس می توان رفت سراغ ویتگنشتاینی ها. این نظریه معتقد است یک نحو سخن گفتن در باب مباحث اخلاقی داریم و یک واقعیت. بین این نحو سخن گفتن و واقعیت تناظر برقرار نیست. وقتی می گویید راستگویی خوب است، در حال بیان عواطف و احساسات هستید. من نوع نگاه عاطفی خود را نسبت به یک فعل بیان می کنم. پس خوب و بد ما به ازایی مانند سفیدی در عالم واقع ندارد. به این نظریه گاهی اوقات می گویند عاطفه گرایی یا احساسات گرایی. در حال حاضر عاطفه گرایی طرفدار جدی ندارد. در نظریه تحقیق پذیری تجربی نیز بیان می شود که اگر درباره واژه ای بتوان تحقیق تجربی انجام داد آن واژه معنادار است، اگر نه، آن واژه مهمل است.

(برخی قراردادگراها ناواقع گرا هستند اما برخی دیگر مانند علامه طباطبایی واقع گرایند. اما در کل یک واقع گرایی بسیار بسیار ضعیف در قراردادگرایی هست مگر اینکه فرد نسبیت گرای مطلق باشد. در کانت هم یک واقع گرایی بسیار ضعیف هست). بیشتر بحث ها در سنت خودمان و در اندیشه غربی معاصر مبتنی بر نگاه واقع گرایانه است.

 

طرح بحث جلسات آینده:

مهمترین مساله در معرفت شناسی اخلاقی شناخت گرایی و ناشناخت گرایی است که در جلسات آینده از آن صحبت خواهیم کرد. همچنین در سنت خودمان دو دیدگاه از خواجه نصیر الدین توسی را در قالب اخلاق فضیلت و اخلاق روایی (دینی) ذکر خواهم کرد. مباحث "اعتباریات" و "هست و باید" نیز در برنامه کلاس گنجانده خواهد شد. تمام دغدغه بنده شفافیت بیشتر دادن به بحث عدالت به عنوان یک امر پژوهشی است.

 

جهت مطالعه درباره مباحث این جلسه:

مقالات دایره المعارف استنفورد

درسنامه فلسفه اخلاق آقای سروش دباغ، چند فصل اول آن.

آثار خانم فیلیپا فوت

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی