مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۲۶ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه دوازدهم (جلسه آخر)

این جلسه بار دیگر به سنت فلسفی غرب باز می گردیم و در آن مسأله "باید و هست" را بررسی می کنیم. این مسأله از وجوه مختلف به معناشناسی اخلاقی، معرفت شناسی اخلاقی و روان شناسی اخلاقی برمی گردد.

رابطه باید و هست را می توان به دو نحوه دید:

الف. رابطه استنتاجی:

آ، ب است؛ پس باید آ را انجام داد. یا آ، ج است؛ پس نباید آ را انجام داد. بر اساس رابطه استنتاجی باید مساوی است با خوب و نباید مساوی است با بد. در این مفهوم به لحاظ معناشناختی بحث اضافی اتفاق نمی افتد و فقط ترادف ایجاد شده است. در رابطه استنتاجی باید روابط را اثبات کرد تا بتوان آ را مساوی خوب و در نتیجه باید، به شمار آورد.

ب. رابطه زایایی= رابطه علّی و معلولی:

در این رابطه سوال این است که آیا هست می تواند باید را در من تولید کند؟

مسأله باید و هست به لحاظ تاریخی در فلسفه جدید غرب به قرن 17 م بازمی گردد. در قرن 17 آنتونی کوپر و در قرن 18 فرانسس هاچسون، احساس اخلاقی (moral sense) را مطرح کردند. در این طرح، احساس به عنوان حق یا اشتباه مورد کنکاش قرار می گرفت. از دید اینان احساس اخلاقی فطری است زیرا در کودکان هم هست. گاهی تحت تاثیر عادات و یا عواطف دیگر قرار گرفته و درست عمل نمی کند. احساس اخلاقی انگیزه کنش اخلاقی را در انسان ایجاد می کند. انسان فردی به جنبه های فردی خود توجه می کند و انسان اجتماعی به جنبه های اجتماعی خود؛ در نتیجه نیازمند تأمل اخلاقی هستیم. این تأمل به تعریف ما از خوب و بد بستگی دارد. ممکن است یک امر را فی نفسه خوب بدانیم. ممکن هم هست خوب را دارای آثاری بدانیم. در حالت اخیر مسأله سعادت همگانی مطرح می شود.

 

دیدگاه هیوم

هیوم معتقد است بایدهای اخلاقی (داوری های اخلاقی) بر اساس احساسات ماست و در نتیجه این بایدها از هست های واقعی منتج نمی شود. احساسات افراد متفاوت است در نتیجه بایدهای اخلاقی نیز متفاوت است.

دیدگاه هیوم را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:

1. از گزاره های ناظر به واقعیت، گزاره های ناظر به باید و نباید استنتاج نمی شود.

2. ما نیازمند یک مقدمه هستیم که در آن باید و نباید داشته باشیم.

3. باید و نباید مرتبط با احساسات ما و در نتیجه مرتبط با لذت ما است

بر مساله سوم می توانیم دو نوع "من" در نظر آوریم:

 "من" به اعتبار یک فرد: با توجه به تمایز احساسات به تعداد افراد باید و نباید اخلاقی وجود دارد: نسبی گرایی اخلاقی.

 اما "من" به اعتبار انسان بودن: می توان از تثمیل هم افقی استفاده کرد. خودم را به جای فرد مقابل قرار می دهم و دیگری را در جایگاه خود قرار می دهم برای درک احساسات. لذتی مهم می شود که در نهایت به سود بشریت باشد. در نتیجه اخلاق یعنی خوب ها و بدها؛ آنچه موافق احساس همه انسان ها یا حداکثر انسان هاست با توجه به لذت.

در نگاه هیوم هیچ رابطه بین هست و باید وجود ندارد.

 

دیدگاه آدام اسمیت

دیدگاه آدام اسمیت تا حدود زیادی منطبق بر دیدگاه هیوم است اما از نظر اسمیت باید از قوه تخیل استفاده کرد. وی می گوید که وضعیل فعل و وضعیت عواطف مخاطب فعل تخیل شده و فعل انجام می شود.

اینکه این احساسات یا تخیلات یک حس الهی اند یا حسی که در تکامل زمان در انسان ایجاد می شود دو نوع اخلاقی الهی و سکولار می سازد.

 

دیدگاه های قرن 20

در قرن 20 م نظریات طبیعت گرایانه حاکم بود. از نظر هستی شناسی اخلاقی دیدگاه طبیعت گرایانه بیان می کند که خوب و بد در بیرون وجود دارد. خوب یک امر واقعی است و به لذت، آنچه برآورده کننده یک نرم اجتماعی است و نیز آنچه برآورده کننده هدف من است اطلاق می شود.

مور در تقابل با دیدگاه طبیعت گرایانه دیدگاه open argument را مطرح می کند. وی می گوید که در مقام تفکر دو مقام تفکر است: خوب بودن آ، لذت آور بودن آ. به نحو شهودی تمایز میان این دو مقام تفکر را درک می کنیم: لذت معادل خوب نیست. خوب یک وصف پایه است و چیزی به آن اضافه نمی شود و به چیزی اضافه نمی شود.

از نگاه مور "باید" از نوعی شهود اخلاقی برمی آید نه اینکه "هست" هایی وجود دارد که از آنها "باید" درمی آید.

از نظر مور ویژگی های طبیعی می شود لذت و ویژگی های اخلاقی می شود خوب و بد و... . اما در نقدهای sentimentalism به مور بیان می شود درست است که خوب و بد ویژگی طبیعی نیست اما ویژگی اخلاقی هم نیست. اصلا خوب و بد ویژگی نیست. بلکه ناشی از احساسات است.

در Expressivism هم بیان می شود که خوب و بد تنها بیان درونیات ما است. خوب یعنی مجاز بودن و بد یعنی مجاز نبودن. بستگی به نرم های اجتماعی دارد و نرم های اجتماعی هم واقعی نیستند.

نکته:

بر اساس منطق epistemic: (باور، دانش) تفکر من درباره آ مخالف (باور، دانش) تفکر من درباره ب است. از این امر نمی توان نتیجه گرفت که آ مخالف ب است.

اما در نگاه اسلامی دو مفهوم ممکن است به لحاظ نظری متفاوت ولی به لحاظ مصداقی منطبق بر هم باشند.

نکته:

انواع تعاریف از شهود: یک حس اخلاقی؛ یک امر عقلانی؛ ناظر به درون انسان؛ ناظر به عالم واقع؛ ناظر به عالم تمثیل.

هر نوع تعریف از شهود، یک نظریه جدید تولید می کند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی