مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۰ ق.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه اول

نکته:

در ترم تحصیلی گذشته (نیمسال دوم سال 94) در دوره دکتری مدیریت دولتی گرایش خط مشی گذاری، کلاس فلسفه اخلاق عدالت به استادی دکتر رضا اکبری برگزار گردید. دکتر اکبری استاد تمام گروه فلسفه دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق علیه السلام هستند. رزومه ایشان را می توانید از اینجا دریافت فرمایید. تلاش خواهد شد به تدریج خلاصه مطالب کلاس در وبلاگ بارگذاری شوند. تا خدا چه خواهد.

صوت جلسه نخست


می توان نگاه ماتریسی به عدالت داشت. در این نگاه خانه های ماتریس را مباحثی همچون مباحث ذیل پر می کنند:

 

تطور الفاظ:

عدالت از صَدَقَ (عبری است) گرفته‌شده است. با تکیه بر زبان هیروگرافیک سامی می‌توان گفت که صَدَقَ به معنای عمل همراه با معرفت و علم است. کلمه just در مسیحیت کلمه‌ای کاملاً دینی است. حتی فلاسفه‌ای مانند ارسطو و افلاطون نیز در باب عدالت متأثر از کتب عهد عتیق (تورات) بودند.

 

الفاظ مقابل:

در مقابل عدالت از تعبیر ظلم استفاده می‌کنیم. در عهد عتیق در مقابل صدق از رشع (به معنای بد و بدکار) استفاده شده. از باب تعرف الاشیا به الاضدادها.

 

مباحث معناشناختی (سمنتیک):

دو مطلب اصلی وجود دارد:

الف) تعریف عدالت

ب) ارتباط مفهوم عدالت با مفاهیم مرتبط (مانند مفاهیم تساوی، انصاف، حق، استحقاق)

در بحث تعریف می‌توان تعریف نظریه‌ای داشت، نظریه‌ای در باب عدالت داشت. در تعریف باید توجه داشت تلقی افراد از یک مفهوم شبیه یک تصویر است. در این تصویر آن چیزی بیان می‌شود که برای نظریه‌پرداز مهم‌تر است. هیچ‌وقت یک نظریه یک جمله یا دو جمله نیست بلکه شبکه‌ای از جملات به‌هم‌پیوسته است. زمانی نظر نظریه‌پرداز خوب فهم می‌شوند که شبکه گزاره‌های به‌هم‌پیوسته نظریه وی فهم شوند.

می‌توان تعریف کارکردی داشت. تعریف فانکشنال. مثلاً می‌توانید بگویید وقتی از عدالت حرف می‌زنم، عدالت چنین الگوریتمی دارد، ابعاد این الگوریتم این‌گونه حاصل می‌شوند، فلان تعاملاتی دارد و ... . افراد با تعاریف فانکشنال ارتباط خوبی می‌توانند برقرار کنند.

مانند سنت قدیم خودمان، می‌گوییم گاهی اوقات تعریف سنتی را می‌خواهیم دریافت کنیم. تعریف حقیقی. ماهیت عدالت. بیان ویژگی مشترک با دیگر امور و ویژگی متمایز از دیگر امور. باید توجه کرد غالباً در منطق خود ما منطقیان می‌گفتند این تعریفی که می‌گوییم، با جنس و فصل، جنس و فصل منطقی است، در مقابل جنس و فصل حقیقی. می‌گفتند جنس و فصل اشیا را نمی‌توانیم تشخیص دهیم. بنابراین در منطق قراردادی ترسیم می‌کنیم که می‌شود تعریف منطقی. به همین دلیل تعریف را تقسیم کرده بودند به تعریف حق و تعریف رسم و خاصه مرکبه. خاصه مرکبه به تعاریف فانکشنال امروزی نزدیک می‌شود. نوعی قراردادگرایی را شاهدیم.

در تعریف نظریه‌ای پرسپکتیو هستیم و نباید دنبال یک تعریف از عدالت باشیم. جنبه‌های مختلف یک مطلب را تعریف نظریه‌ای در اختیار ما قرار می‌دهد. برخی هم متاپرسپکتیو نگاه می‌کنند و دنبال کلان نظریه هستند.

اینکه دنبال یک تعریف جامع‌ومانع و این‌ها باشیم تا حدودی اسطوره‌ای است.

 

مباحث وجود شناختی (آنتولوژیک):

وقتی می‌گوییم عدالت؛ عدالت چیست؟ آیا یک شیء است؟ به نظام وجودشناسی برمی‌گردد. مثلاً قدمای ما نظام وجودشناسی شان مبتنی بر جوهر و عرض بود. در دوره معاصر نظام وجود شناسی لزوماً جوهر و عرض نیست. مثلاً نظام وجودشناسی ای است که مبتنی بر رویدادهاست، متعلق است به فیلسوف معاصر دیویدسون. اگر عدالت یک شی ای است که در جهان وجود دارد مبتنی بر نظام وجودشناسی درباره آن اظهارنظر می‌کنند. ممکن است بگویید عدالت شی نیست، جوهر است، عرض است، رویداد است، مفهومی انتزاعی است و... . برمی‌گردد به نظام وجودشناختی تان و قرار دهی عدالت در طبقه‌بندی برآمده از آن.

در سنت ما مفهوم انتزاعی را معقول ثانی می‌گویند. یعنی عقل آن را می‌یابد. در دوره معاصر به این کار می‌گویند درون‌گرایی در باب محتوا. قدمای ما می‌گفتند العلم الصورة الحاصله. وقتی من چیزی را درک می‌کنم، امری در ذهن من می‌آید. معقول اول یعنی آنچه در عالم می‌آید و در ذهن من می‌نشیند. معقول ثانی به معنای دوم نیست، بل به معنای معقول غیر اول است. می‌تواند معقول دوم، سوم، چهارم و... باشد. شما را در ذهن شما حاضر می‌کنم می‌فهمم شما جزئی هستید، کلی نیستند، مفهوم جزئیت درمی‌آید. این نوع درآمدن مفهوم جزئیت می‌شود معقول ثانی. مفاهیم برآمده از معقول ثانی در عالم خارج مابه ازا ندارند (مصداق ندارند) اما در عالم خارج:

1-       منشاء انتزاع دارند (اتصاف در عالم واقع و خارج و هستی): معقول ثانی فلسفی

2-      در عالم خارج منشاء انتزاع ندارند (اتصاف در عالم ذهن) مانند مفهوم کلی. انسانی در ذهنم می‌آید و در ذهنم متصف به کلی می‌شود: معقول ثانی منطقی

اگر مبتنی بر این نظریه باشد، عدالت معقول ثانی فلسفی است یعنی مابه ازا ندارد اما منشاء انتزاع در عالم خارج دارد. به‌تبع این حرف می‌پرسید کجا می‌توان این مفهوم را انتزاع کرد؟ در فرد، در جامعه یا... ؟ پس به‌تبع اش مکانیسم انتزاع طرح می‌گردد. (این مباحث، مباحث معرفت‌شناسی است به اعتبار مباحث وجودشناسی)

ممکن است بگویید عدالت اصلاً یک توهم و خودفریبی ذهنی است.

 

مباحث معرفت‌شناسی:

یک سری از مباحث اپیستمیک است. معرفت‌شناختی است. اگر بگوییم عدالت در عالم واقع یک چیز یا یک معقول ثانی فلسفی است، مهم‌ترین مسئله این است که چگونه من با وضعیتی عادلانه یا با عدالت مواجهم؟ آیا باید اینجا به درک شهودی (درک  و فهم متعارف) متکی باشیم؟ اگر بگوییم درک شهودی است سؤال پیش می‌آید که چگونه می‌شود کاری کرد که درک شهودی کژ کارکردی و دیس فانکشن نشود؟ مهم‌ترین کاری که می‌توان برای این سؤال انجام داد، اقدامات غیرمستقیم است، تربیت و آموزش مردم برای فهم عدالت. تا مردم بتوانند کارهایی را که عادلانه معرفی می‌شوند ولی عادلانه نیست و کارهایی را که عادلانه معرفی نمی‌شوند ولی عادلانه است متوجه شوند.

ممکن بگویید که ما جنبه‌های مصادیق عدالت یا وضعیت عادلانه را می‌آموزیم، شهودا درک نمی‌کنیم. خب از چه کسی می‌آموزیم؟ ممکن است بگوییم از دین که آموختن معرفتی است یا از انسان‌های صالح، خانواده، جامعه و... که آموختن‌های رفتاری-عاطفی است. مثلاً در مدل‌های اخلاق فضیلت محور بر روی اسوه‌های اخلاقی تأکید زیادی می‌شود. یا آموختن از طریق الهام و... .

ممکن است ترکیبی از این‌ها را بپذیرید. ترکیبی از شهود و آموختن رفتاری.

 

مباحث ارزش شناختی:

اصلاً عدالت یک ارزش اخلاقی هست یا نه؟ اگر بله، آیا ارزش اخلاقی آن ذاتی است یا بالعَرَض (منجر به امر دیگری مانند سعادت می‌شود)؟ آیا ارزش پایه (ارزش اول و مبنایی) است یا ارزش دوم و روبنایی است؟ آیا عدالت نسبت به زمینه‌ها و جوامع مختلف حساس است یا نه؟

 

مباحث انسان‌شناختی:

انسان عادل چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا انسان عادل به‌صورت خدادادی یک سری از ویژگی‌ها را دارد؟ آیا شرایط محیطی بر عادل بودن اثرگذار است؟

ما باید مکانیسم‌های عمل و الگوریتم‌های رفتاری انسان را در نظر بگیریم. معرفت به‌دست‌آمده ناشی از عقل است؟ ناشی از وهم است؟ آیا می‌توان با تغییر در مکانیسم‌های عمل، به عمل عادلانه رسید؟

 

سؤال: در این گستره بیان ‌شده، فلسفه اخلاق بیشتر در کجا طرح می‌شود؟

پاسخ: بیشتر در حوزه مباحث ارزش شناختی مطرح می‌شود.

 

علاوه بر این مباحث، مباحث دیگری نیز هستند. مانند بحث‌های جامعه‌شناسی و ذیل آن مانند عرصه اقتصاد، سازمان، قضایی، کشور، بین‌الملل و... . یک خانه دیگر ماتریس شامل اندیشمندان می‌شود. تمامی این مباحث از دید اندیشمندان مختلف. نگاه دیگر رویکردهاست مانند رویکردهای سنتی، مدرن و پست‌مدرن به عدالت. نگاه دیگر مکتبی است مانند مکتب لیبرال و ... . نگاه‌های تاریخی، مقایسه‌ای و... نیز هست. خانه دیگر ماتریس خانه توصیف-تحلیل است. خانه دیگر می‌تواند توصیف-توصیه باشد.

می‌توان بر اساس این مباحث یک کلان پروژه عدالت طراحی کرد.

نکته: در طول کلاس چند مسأله-فرد خاص بحث خواهد شد مانند ارسطو، ابن‌سینا، مباحث علامه به ‌خصوص ادراکات اعتباری، اخلاق فضیلت ملاصدرا و... .

 

معرفی کتاب:

-عناصر فلسفه اخلاق نوشته جیمز ریچلز(راشلز) ترجمه آقایان فتحعلی و آل بویه. جهت آشنایی با فلسفه اخلاق کتاب خوبی است.


نظرات  (۱)

۲۳ مهر ۹۵ ، ۲۰:۵۱ علیرضا مهدویان
دست شما درد نکنه، خیلی استفاده کردیم مخصوصا اینکه شخصا به بحث فلسفه اخلاق علاقه‌مند هستم.
اگر جزوه‌ای هم از کلاس در اختیار دارید، ممنون میشم اگه در اختیارم قرار بدید که مطالعه کنم.
پاسخ:
جزوه را اگر دوستان لطف کنند برایتان می فرستم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی