مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه یازدهم

ذهن، برانگیزانندهِ شما[1]


حال نوبت به سخت ترین فیلسوفی می رسد که ما اقدام به مطالعه آن در این کلاس می کنیم. امروز امانوئل کانت را بررسی می کنیم. او  یک دیدگاه متفاوت را، از اینکه چرا ما  یک وظیفه جزمی و قطعی احترام به شأن و منزلت اشخاص را داریم و نیز عدم استفاده صرفا ابزاری از مردم حتی برای اهداف خوب، پیشنهاد می کرد. کانت در دانشگاه کانیگزبورگ در قرن شانزدهم سرآمد بود. او در سن 31 سالگی نخستین شغلش را به عنوان مدرس قراردادی، که پرداختی آن مبتنی بر هر جلسه و بر اساس تعداد دانشجویانی که در کلاس او می نشستند بود (این سیستم معقولی است که به نظر می رسد خوب است هاروارد در نظر بگیرد!)، به دست آورد. خوشبختانه کانت تدریس پرجمعیت و  فعالی داشت و در نتیجه یک زندگی حداقلی را ادامه داد. زمانی که او 57 ساله بود نخستین کار بزرگش را منتشر کرد اما این کار ارزش صبر کردن تا آن زمان را داشت. آن کار کتاب "نقد عقل محض" بود؛ شاید مهم ترین کار در تمام دوران فلسفه مدرن. و چند سال بعد کانت "بنیاد اخلاقیات متافیزیک" را نوشت که ما در این کلاس خواندیم. من می خواهم پیش از آنکه شروع کنیم؛ تصدیق کنم که کانت یک متفکر متفاوت است اما مهم است برای کشف اینکه او چه می گوید تلاش کنیم. زیرا این کتاب درباره "خیر" است، این کتاب در درجه اول درباره چه بودن اصل عالی اخلاق است، و  نیز به ما یک شرح می دهد، یکی از قویترین شرح ها از آنچه که "آزادی واقعا چه هست" داریم. خب اجازه دهید امروز شروع کنم.

کانت فایده گرایی را رد می کند. او فکر می کند یک شخص حقیقی، همه انسان ها، کرامت و شأن خاصی دارند که احترام و حرمت ما را فرماندهی می کند. بر طبق نظر کانت دلیل اینکه فرد مقدس است یا حامل حقوقی است، از این ایده که ما مال خودمان هستیم برنمی خیزد، بلکه به جای آن از این ایده برمی خیزد که ما همه موجودات عقلانی هستیم. ما همه موجودات عقلانی هستیم، معنای ساده آن این است که ما موجوداتی قادر به درک منطق و عقلانیت هستیم. ما همچنین موجوداتی خودمختار هستیم که این یعنی ما موجوداتی قادر به عمل و انتخاب آزادانه هستیم.

حال، این استعداد برای عقلانیت و آزادی تنها استعدادی نیست که ما داریم. ما همچنین استعداد برای درد و لذت، برای رنج کشیدن و خرسندی داریم. کانت اذعان می کند فایده گرایان نیمه-حق بودند. البته ما به دنبال اجتناب از درد و رنج هستیم و  لذت را دوست داریم. کانت این را انکار نمی کند. آنچه او انکار می کند ادعای بنتهام است: "درد و لذت اربابان مقتدر عالیه ما هستند". او (کانت) فکر می کرد این حرف اشتباه است. کانت فکر می کرد این ظرفیت و استعداد عقلانی است که ما را متمایز می کند، که ما را خاص می سازد، که ما را مجموعه ای جدا از و فراتر از موجود حیوانی محض قرار می دهد. این استعداد ما را چیزی بیشتر از صرفا موجودات فیزیکی با میل و رغبت ذاتی قرار می دهد.

اغلب فکر می کنیم آزادی مثلا به سادگی عبارت است از  انجام آنچه که ما می خواهیم یا نبود موانع در به دست آوردن آنچه که می خواهیم. این یک راه فکر کردن درباره آزادی است. اما این ایده آزادی کانت نیست. کانت یک مفهوم سخت گیرانه دقیق از آنچه که معنای آزاد بودن هست، دارد. به سبب دقت و سخت گیری، ممکن است شما فکر کنید تا حدی متقاعد کننده است. استدلال کانت به شرح زیر است:

زمانی که ما، مانند حیوانات در پی لذت یا ارضای میل اجتناب از دردمان هستیم؛ هنگامی که عملی انجام می دهیم در حقیقت عمل آزادانه ای را انجام نمی دهیم. چرا نه؟ ما در حقیقت مانند برده های آن امیال و انگیزه ها عمل می کنیم. من این گرسنگی خاص یا این میل خاص را انتخاب نکردم، و پس زمانی که برای ارضا و اقناع آن عمل می کنم؛ تنها بر طبق ضرورت و الزام طبیعت عمل می کنم. برای کانت آزادی مقابل ضرورت و الزام است.

چند سال پیش اینجا یک شعار تبلیغاتی برای نوشابه غیرالکلی اسپرایت بود. شعار این بود: "از تشنگی خود اطاعت کنید". اینجا در دل شعار تبلیغاتی اسپرایت یک بصیرت کانتی از نظر پوشانده شده هست. نکته کانتی این است زمانی که به دنبال اسپرایت یا پپسی می روید، شما واقعا ممکن است فکر کنید آزادانه اسپرایت را در برابر پپسی انتخاب می کنید اما در حقیقت از بعضی چیزها اطاعت می کنید: از تشنگی یا شاید تمایل ساخته شده یا پرورش داده شده توسط تبلیغات. شما یک محرک را اطاعت می کنید که شما، خود شما، انتخاب نکرده یا نساخته اید. و اینجا این امر ارزش توجه را دارد: ایده آزادی پیچیده خاص کانت. اگر اراده من ذیل طبیعت یا گرسنگی من یا امیال و تمایلات من برانگیخته نشده باشد چه طور می تواند تعیین شود و در چگونه عمل کردنی؟ کانت پاسخ می دهد: عمل آزادانه، عملی مستقلانه[2] است و عمل مستقلانه عمل کردن بر طبق قانونی است که خودم برای شخص خودم وضع می کنم نه عمل کردن بر طبق قوانین فیزیکی طبیعت یا قوانین علت و معلول که شامل تمایلات من نیز می شود، مثل خوردن یا نوشیدن یا انتخاب این غذا در رستوران بیش از آن یکی غذا.

حال، چه کسی مخالف استقلال است؟ کانت یک چارچوب خاص برای توصیف مخالفت با استقلال به کار می برد: تبعیت از قانون دیگری[3] با استقلال و خودآیینی مخالف است. زمانی که من با پیروی از قانون دیگری عمل می کنم، من بر طبق تمایل یا میلی عمل می کنم که خودم برای شخص خودم انتخاب نکرده ام. پس آزادی، استقلال (خودآیینی) است. این یک ایده سفت و سخت خاص است که کانت بر آن پافشاری می کند. حال، چرا استقلال با عمل کردن بر طبق تبعیت از قانون دیگری یا عمل کردن مطابق با امر و اجبار طبیعت مخالف است؟ نکته کانت این است که طبیعت توسط قوانین اداره می شود. به طور مثال قوانین علت و معلول. فرض کنید شما یک توپ بیلیارد را رها می کنید؛ آن بر زمین می افتد. ما نمی توانیم بگوییم توپ بیلیارد آزادانه عمل می کند. چرا نه؟ چون این حرکت بر طبق قانون طبیعت است، مطابق با قوانین علت و معلول، قانون جاذبه.

درست است که او یک مفهوم غیرمعمول سخت گیرانه و دقیق از آزادی دارد: آزادی به عنوان استقلال و خودآیینی؛ او همچنین یک مفهوم سختگیرانه از اخلاق نیز دارد. عمل آزادانه، انتخاب بهترین وسیله برای رسیدن به هدف نیست، بلکه انتخاب هدف به خاطر خودش، به خاطر خود هدف است و اینجاست که بعضی کارها را انسان ها می توانند انجام دهند و توپ های بیلیارد نمی توانند.

تا آنجا که ما به خاطر تمایل یا در پی لذت عمل می کنیم، وجود حقیقی ما به مانند وسیله ای برای محقق نمودن اهداف قرار گرفته خارج از ما است. در پی تعیین جهت اراده از طریق پیروی از قانون دیگری، ما به جای مولف اهداف بودن، ابزار هستیم. از سوی دیگر تا جاییکه مستقلانه عمل می کنیم، مطابق با قانونی که ما برای خودمان قرار داده ایم، بعضی کارها را به خاطر خودشان انجام می دهیم؛ به طوریکه آن به خودی خود یک هدف است.

زمانی که مستقلانه عمل می کنیم تبدیل شدنمان به ابزاری جهت اهدافی خارج از خودمان را متوقف می کنیم. ما آن چیزی می شویم که بتوانیم در پی آن به خودمان به مانند اهدافی در خودمان فکر کنیم. این ظرفیت و استعداد عمل آزادانه است که کانت به ما می گوید آن چیزی است که به زندگی انسانی شأن و کرامت خاصی می دهد. احترام شأن و کرامت انسانی یعنی توجه به اشخاص نه فقط به عنوان وسیله و ابزار بلکه به عنوان اهدافی در خودشان و به این دلیل استفاده از مردم به خاطر بهتر زیستن یا خرسندی دیگر مردمان اشتباه است. کانت می گوید این یک استدلال واقعی است که فایده گرایی به راه اشتباه می رود. این یک استدلال مهم برای احترام به کرامت و شأن اشخاص و تایید حقوقشان است.

بنابراین حتی اگر در فایده گرایی مواردی هست... جان استوارت میل را به خاطر آورید که گفت سعادت در بلند مدت: اگر ما عدالت را تایید کنیم و به شان و کرامت اشخاص احترام بگذاریم خرسندی انسانی را حداکثر خواهیم کرد؛ پاسخ کانت به این چه خواهد بود؟ پاسخ او چه خواهد بود؟

(پاسخ کانت:) حتی اگر این امر راست بود، حتی اگر این روش درست از کار درمی آمد، حتی اگر شما نباید مسیحیان را جلوی شیرها می انداختید زیرا در بلند مدت ترس را گسترش خواهد داد و فایده کلی کاهش خواهد یافت؛ فایده گرا به خاطر استدلال و دلیلی اشتباه عدالت و حقوق را تایید و حمایت خواهد کرد و به اشخاص احترام خواهد گذاشت. به خاطر یک دلیل صرفا مشروط، به خاطر دلیلی ابزاری. این امر هنوز استفاده از مردم خواهد بود. حتی آنجا که حساب و کتاب به بهترین وجه در طولانی مدت درست از کار درآید، این امر هنوز بهره بردن و استفاده از مردم به عنوان وسیله، به جای احترام به آنها به عنوان هدفی در خودشان، خواهد بود.

خب. این ایده آزادی به مثابه استقلال (خودآیینی) کانت بود و شما می توانید شروع به فهم این کنید که چطور این ایده با ایده اخلاق وی مرتبط می شود. اما ما هنوز باید پاسخ یک پرسش دیگر را نیز بدهیم: چیزی که به یک عمل در وهله اول ارزش اخلاقی می دهد چیست؟ اگر ما نمی توانیم به سمت فایده یا خواسته های رضایت بخش یا امیال هدایت شویم، شما فکر می کنید چه چیزی به یک عمل ارزش اخلاقی می دهد؟ این ما را از ایده پیچیده آزادی کانت هدایت می کند به ایده پیچیده اخلاق وی. کانت چه می گوید؟ چگونه عمل ارزشمند اخلاقی، که شامل پیامدها یا نتایج جاری از آن نیست، ساخته می شود؟ چگونه عمل ارزشمند اخلاقی ساخته می شود که باید با انگیزه انجام شود، با ویژگی اراده، با قصد و نیت برای اینکه عمل به پایان رسد؟ چه مسائلی انگیزه است؟  انگیزه باید از نوع خاصی باشد. پس ارزش اخلاقی یک عمل بستگی دارد به انگیزه انجام دادن آن و مسأله مهم این است که شخص کار درست را برای دلیل درست انجام می دهد. حسن نیت به خاطر اینکه آنچه را تحت تاثیر قرار می دهد یا آنچه را انجام می دهد هدف نیست. کانت می نویسد:

خودش هدف است. حتی اگر با نهایت تلاش برای حسن نیت هیچ چیزی انجام نپذیرد، این امر هنوز به خاطر خودش مانند جواهر درخشانی خواهد بود، به عنوان چیزی که ارزش کامل آن در خودش است.  

پس برای هر عملی، بودن هدف اخلاقی کافی نیست.  بلکه باید با قانون اخلاقی مطابقت داشته باشد. همچنین باید به خاطر خودِ قانون اخلاقی انجام شود. ایده (اخلاقی) این است: انگیزه ارزش اخلاقی را به عمل اعطا می کند. و تنها یک نوع از انگیزه است که می تواند ارزش اخلاقی به عمل را اعطا کند: انگیزه انجام وظیفه.

خب. مخالفت با انجام چیزی خارج از احساس وظیفه (که عمل درست است) چگونه است؟ خب، از دید کانت مخالف می تواند همه آن انگیزه هایی باشد که نیاز به انجامشان در جهت تمایلاتمان هست. و تمایلات به همه امیالمان، به همه خواست های احتمالی مان، به مرجع انگیزه ها و علایق بازمی گردد. تنها اعمالی که به خاطر قانون اخلاقی، به خاطر وظیفه، انجام می گیرند تنها این اعمال ارزش اخلاقی دارند.

حال، می خواهم ببینم شما درباره این ایده چه فکر می کنید. اما ابتدا اجازه دهید تعداد کمی مثال را بررسی کنیم. کانت با مثال مغازه دار آغاز می کند. او می خواهد شهود و درک مستقیمی را استخراج کرده و ایده مقبولی را بسازد. مبتنی بر آنکه: آنچه ارزش اخلاقی را به عمل اعطا می کند، انجام دادن آن به خاطر درست بودن آن است. او می گوید فرض کنید اینجا یک مغازه دار است و یک مشتری بی تجربه می آید. مغازه دار می داند که می تواند به مشتری یک انتخاب اشتباه ارائه دهد. می تواند مشتری را فریب دهد و با این کار خود کنار بیاید که حداقل مشتری نمی داند. اما مغازه دار با این وجود می گوید خب اگر من این مشتری را فریب دهم ممکن است شهرت من از بین برود، ممکن است لطمه بخورد و من تجارتم را از دست بدهم. پس من این مشتری را فریب نخواهم داد. مغازه دار اشتباه نمی کند. او یک معامله درست صورت می دهد اما آیا عمل او ارزش اخلاقی دارد؟ کانت می گوید نه. این کار ارزش اخلاقی ندارد زیرا مغازه دار فقط کار درست را انجام داد به خاطر دلیل اشتباه: به واسطه نفع شخصی. این یک مثال کاملا سرراست است. سپس او مورد و مثال دیگری را برمی گزیند: مسأله خودکشی. او می گوید ما یک وظیفه حفظ خودمان را داریم. حال، برای اغلب مردم که عاشق زندگی اند، دلایل متعددی برای نگرفتن زندگی خودمان داریم. پس تنها راهی که ما واقعا می توانیم بگوییم، تنها راهی که ما می توانیم انگیزه عامل را برای کسی که زندگی اش را از بین نمی برد جدا کنیم، تصور نمودن شخص بدبخت است. کسی که با وجود داشتن یک زندگی کاملا بدبختانه و تیره روزانه، با این وجود وظیفه حفظ زندگی خود را به رسمیت می شناسد و در نتیجه مرتکب خودکشی نمی شود. اجبار در  این مثال انگیزه این کار (حفظ زندگی) را نمایان می کند و انگیزه  این کار در حقیقت انجام کار درست به خاطر خود وظیفه است.

به من اجازه دهید تنها یک جفت مثال دیگر را به شما ارائه دهم. بهترین دفاتر تجاری. شعار آنها چیست؟ شعار بهترین دفاتر تجاری آنها؟ {نشان دادن آگهی یک دفتر تجاری}:

"صداقت بهترین سیاست است، همچنین بیشترین سود است."

این است بهترین دفاتر تجاری. یک صفحه تبلیغاتی کامل در نیویورک تایمز:

"صداقت مهم تر از هر دارایی دیگر است. زیرا یک معامله تجاری به حقیقت، ارزش آزادی و ارزش انصاف نمی تواند کمک کند اما موفق می شود. بیایید به ما بپیوندید و از آن سود ببرید".

کانت درباره ارزش اخلاقی معاملات صادقانه اعضای بهترین دفتر تجاری چه می گفت؟ او چه می گوید؟ اینجا یک نمونه کامل است که اگر به این دلیل شرکت ها صادقانه با مشتریانشان معامله می کنند، عمل آنها فاقد ارزش اخلاقی است. این نکته کانت است.

یا دو سال پیش در دانشگاه مریلند مسأله تقلب کردن بود و آنها نظام مبتکرانه افتخار را ایجاد کرده و برنامه ای را با بازرگانان محلی تنظیم کردند مبنی بر این که اگر شما تعهد افتخار، تعهد عدم تقلب، را امضا کنید می توانید بیش از 25 درصد از فروشگاه های محلی تخفیف بگیرید. حال، شما درباره برخی افراد با انگیزه تایید و حمایت از برنامه افتخار با همه تخفیف ها چه فکر خواهید کرد؟ شبیه مغازه دار کانت است. نکته این است که آنچه مهم است ویژگی اخلاقی اراده شخص از انگیزه هست و انگیزه مرتبط با اخلاق می تواند فقط انگیزه انجام وظیفه باشد نه انگیزه تمایل. و زمانی که من خارج از وظیفه عمل می کنم... زمانی که در برابر انگیزه ام برای عمل در جهت تمایل یا منفعت شخصی، حتی ابزار همدردی و نوع دوستی، مقاومت می کنم فقط در آن صورت من آزادانه عمل می کنم. فقط در آن صورت من مستقلانه عمل می کنم، فقط در آن صورت اراده من دیکته شده یا تحت اداره ملاحظات خارجی نیست. این است ارتباط میان ایده آزادی کانت و ایده اخلاق وی.

حال می خواهم اینجا متوقف شوم برای فهم اینکه همه این مباحث برای شما واضح است یا شما برخی پرسش ها یا مجهولات را دارید؟ پرسش ها می توانند پرسش هایی برای شفاف سازی باشند یا می توانند چالش هایی باشند؛ اگر شما می خواهید این ایده را که تنها انگیزه انجام وظیفه به عمل ارزش اخلاقی اعطا می کند به چالش بکشید. شما چه فکر می کنید؟ بله.

دانشجوی الف (احمدی): من در واقع دو سوال در جهت وضوح دارم. اولی این است که به نظر می رسد اینجا جنبه ای از ساخت نوعی خودبراندازی است. آنگاه که آگاهی و ذهن شما می داند چه چیز اخلاقی است، شما می توانید انگیزه تان را برای دستیابی به هدفی اخلاقی به نوعی تغییر دهید.

سندل: یک مثالی بزن. چه چیزی در ذهنت است؟

دانشجوی الف(احمدی): مثال مغازه دار. اگر او تصمیم بگیرد که می خواهد پول آن شخص را برای انجام کار درست بگیرد، به همان اندازه نیز انگیزه اش از انجام عمل را تعیین می کند. زیرا می خواهد انسان اخلاقی باشد. پس این نوعی از شکست تلاش... این شکست خلوص عمل او نیست. اگر این... اگر... اگر اخلاق توسط انگیزه او دیکته شده باشد، انگیزه او انجام عمل اخلاقی است.

سندل: پس شما یک نمونه را تصور می کنید؛ نه صرفا حساب و کتاب خودخواهانه مغازه دار را. یکی اینکه می گوید خب او ممکن است فریب مشتری را در نظر بگیرد اما سپس می گوید نه، هنگامی که اگر سخن این کار به بیرون درز پیدا کند شهرت من (مغازه دار) ممکن است لطمه بخورد، اما او در عوض می گوید در واقع من دوست دارم به نوعی شخص امین و درستکاری باشم. او معامله درست را با مشتری انجام می دهد تنها به این دلیل که آن کار درست برای انجام دادن است.

دانشجوی الف(احمدی): یا تنها به این دلیل که من می خواهم انسانی اخلاقی باشم.

سندل: زیرا من می خواهم انسانی اخلاقی باشم. من می خواهم انسان خوبی باشم، پس من می روم همه اعمالم را با آنچه که اخلاق لازم دارد تطبیق می دهم. این نکته ریز و دقیقی است،این یک پرسش خوب است. کانت آگاهی نداشت که شما کانت را از جهت نکته مهمی در اینجا تحت فشار می گذارید. آیا کانت می گوید اینجا باید برخی از انگیزه ها برای اطاعت از قانون اخلاقی باشد؟ آن نمی تواند انگیزه نفع شخصی باشد، می تواند آن را از طریق "تعریف" حذف کند. او  نوع متفاوتی از انگیزه از روی تمایل را طرح می کند. او از احترام به قانون اخلاقی حرف می زند. خب اگر مغازه دار می گوید: من می خواهم احترام به قانون اخلاقی را پرورش دهم، پس من عمل می کنم... پس من کار درست را انجام می دهم...  فکر می کنم مغازه دار در این موضوع... او در این موضوع آنجایی است که کانت نگران است. زیرا مغازه دار انگیزه اش را شکل می دهد. اراده او در حال تطبیق با قانون اخلاقی است. یکباره اهمیت آن را می فهمد.

خب. این می تواند به حساب آید. این می تواند به حساب آید.

دانشجوی الف(احمدی): بسیار خب و پرسش دوم به طور بسیار سریع: چه چیزی اخلاق را از تبدیل شدن به هدف کامل در این دیدگاه بازمی دارد؟

سندل: چه چیزی اخلاق را از تبدیل شدن به موضوع کامل بازمی دارد.

دانشجوی الف(احمدی): بله، مثل اینکه چطور می توانید اگر اینجا هست... اگر اخلاق اینجا کاملا از سوی اخلاقیات شما دیکته بشود پس چه طور شما می توانید آن را به کار ببرید یا اینکه چه طور می تواند اجرا شود؟

سندل: این هم یک پرسش عالی است. نامتان چیست؟

دانشجوی الف(احمدی): نام من احمدی است.

سندل: احمدی؟

احمدی: بله.

سندل: بسیار خب. اگر عمل اخلاقی، عمل کردن مطابق یک قانون اخلاقی خارج از انجام وظیفه را معنی بدهد و همچنین اگر این امر عملی آزادانه در حسی از استقلال باشد؛ این باید معنی بدهد که: من بر طبق یک قانونی که خودم برای خودم وضع کرده ام عمل می کنم (این است آنچه که عمل مستقلانه معنی می دهد). احمدی در اینباره حق دارد. اما این یک پرسش واقعا جالب توجه را می پرورد:

 اگر عمل مستقلانه، عمل کردن بر طبق قانونی که خودم برای خودم وضع کرده ام را معنی می دهد، چه طور از زنجیره علت و معلول و قوانین طبیعت فرار کنم؟ چه تضمینی هست قانونی که من برای خودم وضع می کنم (زمانی که خارج از وظیفه عمل می کنم) همان قانونی است که احمدی برای خودش وضع می کند و هر کدام از شما برای خودتان وضع می کنید؟ بسیار خب اینجا پرسشی هست: چه تعداد قانون اخلاقی از دیدگاه کانت در این اتاق است؟ آیا اینجا هزاران قانون است یا یک قانون؟ او فکر می کند یکی؛ که در راه بازگشت به این پرسش است: بسیار خب، قانون اخلاقی چیست؟ چه به ما می گوید؟ چه تضمینی است بر اینکه عمل مستقلانه عمل کردن بر طبق وجدان یک نفر است؟ بر طبق یک قانون که وی برای خودش وضع کرده؟ اما چه تضمینی هست که ما، اگر ما همگی عقل هایمان را به کار بگیریم، یک قانون را... یک قانون اخلاقی یکسان را طرح خواهیم کرد؟ این است آنچه احمدی می خواهد بداند. اینجا پاسخ کانت است: عقلی که ما را هدایت می کند به قانونی که ما برای خودمان به عنوان موجودات خودآیین و مستقل وضع می کنیم، عقلی است... آن نوعی از عقل عملی است که ما به عنوان موجودات انسانی به طور مشترک در آن سهیم هستیم. این عقل وابسته به طرز فکر خاصی نیست. استدلالی که ما برای احترام به کرامت و شأن اشخاص نیاز داریم این است که ما همگی موجوداتی عقلانی هستیم. همه ما استعداد عقل را داریم و امکان بهره بردن از استعداد یک عقل که به صورت تمایز نیافته در همه ما وجود دارد ما را برای کرامت و شأن ارزشمند می سازد، همه ما را. و از آنجا که این امر یک استعداد یکسان برای عقلِ محدود نشده توسط زندگی های خاص و  شرایط زندگی است، این امر یک ظرفیت و استعداد جهانی یکسان برای عقلی است که قانون اخلاقی را ارائه می دهد.

پس مشخص است که به تعریف افزوده می شود: خودآیینی عملی است منطبق بر یک قانون که ما بر خودمان با بهره بردن از عقل مان وضع می کنیم. اما این عقلی است که ما با هر کس دیگری به عنوان موجودات عقلانی به اشتراک داریم. نه عقل های خاصی که تربیت هایمان، ارزش های خاصمان، علایق خاصمان به ما داده اند. این عقل عملی خالصی است در چارچوب ثابتی از قانونگذاری تئوریک، صرف نظر از هر نوع هدف مشروط یا تجربی خاص .خب، چه قانون اخلاقی ای با این نوع از عقل ارائه می شود؟ آنچه محتوای پاسخ به این پرسش است را شما باید به عنوان پیش زمینه بخوانید و ما جلسه بعد را با این پرسش ادامه خواهیم داد.

 

پ.ن:

+فیلم این جلسه (تا دقیقه 28 فیلم).



[1] تیتر به مفهوم "خودانگیختگی ذهن" در نوشتگان کانت اشاره دارد.

[2] در ترجمه آثار کانت، autonomy به خودآیینی ترجمه شده که ترجمه ای رسا است. اما به جهت حفظ سطح آموزشی متن حاضر در برخی موارد به استقلال ترجمه شده است. در این متن هر جا واژه استقلال بکار رفته منظور همان خودآیینی مصطلح است.

[3] منظور از دیگری: هرآنچه یا هر آنکه غیر از خود فرد. 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی