مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
جمعه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۰۴ ق.ظ

چالش کارآمدی در ساختار نظام سیاسی

نکته:

این متن ابتدا در فصلنامه دیدمان، بهار 1394، شماره اول منتشر شده است.


مقدمه

در زمینه مشروعیت و حقانیت حکومت اسلامی بسیار سخن گفته شده. بنیادهای نظری چنین حکومتی به طرق مختلف عقلانی، فقهی، کلامی و حتی فلسفی بیان شده و در ذکر نظام جمهوری اسلامی به عنوان یکی از مصادیق حکومت اسلامی در عصر حاضر نیز ادله فراوانی ذکر شده. اما اگر پس از استقرار یک حکومت اسلامی مانند جمهوری اسلامی ایران این نظام نتواند کارآمدی خود را در عرصه عمل یعنی اداره جامعه با انجام کارویژه های یک دولت به اثبات رساند باز هم می توان از آن به عنوان حکومت مطلوب الهی یاد کرد؟


نسبت مشروعیت و مقبولیت

در ادبیات دینی اینکه یک حکومت مشروع است به معنای ساخت و چارچوب سازی آن بر اساس مبانی دینی است. آیا می توان گفت از جمله مبانی دینی یک حکومت مشروع مقبولیت آن حکومت نیز هست؟ با بیان برخی از حدود می توان پاسخ آری به این پرسش داد. حد نخست تعیین آن کسی است که باید حکومت مورد قبول وی باشد. حکومت دینی باید مقبول مردم دین مدار در همه کارویژه های یک دولت (مانند کارویژه چارچوب سازی) به همراه مقبولیت نزد مردم غیردین مدار در کارویژه های عمومی دولت (ایجاد امنیت به همراه خدمات عمومی دولت در اداره، توسعه و افزایش سطح زندگی در جامعه) باشد. حد دوم چرایی وجود ضرورت مقبولیت مردم در مفهوم مشروعیت است. مشروعیت علاوه بر جمله ابتدایی این پاراگراف معنای عمقی نیز دارد. مشروعیت را می توان رضایت خداوند از یک حکومت دینی تعریف نمود. اینکه یک حکومت مشروع است یعنی اینکه آن حکومت بر مبنای خواست خداوند ایجاد شده است. خواست خداوند در امر حکومت ایجاد حکومتی است ابتدا بر اساس معیارهایی که بیان فرموده و سپس حرکت صحیح آن حکومت جهت دستیابی به اهدافی که بیان فرموده. هدف غایی یک حکومت دینی نیز ساخت یک جامعه دینی است. جامعه ای که نیازهای عقلانی و دنیایی مردم را نیز رفع کند. اگر این سه مسئله (ساخت، شیوه حرکت و هدف) یک حکومت مطابق با خواست الهی باشد، خداوند از آن راضی خواهد بود. یعنی آن حکومت مورد قبول خداوند خواهد بود. 

در دوره غیبت که به حضرت معصوم علیه السلام دسترسی مستقیم امکان پذیر نیست دریافت میزان مقبولیت الهی در عرصه نظر ملزم به رجوع به متون مقدس (احادیث و قرآن کریم) و در عرصه عمل ملزم به فهم میزان انطباق کارهای انجام شده با متون مقدس است. چگونه این فهم ممکن است؟ از جمله راههای چنین فهمی توجه به میزان مقبولیت حکومت دینی در نگاه مردم دین مدار در درجه نخست و مردم غیر دین مدار در درجه دوم است. چرا که چنین نگاهی بیانگر میزان موفقیت دین در عرصه عملی اداره جامعه است. البته لازمه امکان چنین رجوعی نگاه منطقی و عقلانی مردم است نه نگاه مغرضانه که موضوع مورد بحث این متن نیست.

بنابراین در بیانی خلاصه می توان گفت بخشی از مقبولیت الهی (مشروعیت) یک حکومت دینی در گرو مقبولیت مردمی آن حکومت نیز هست. اگر چنین نظری را نپذیریم، نمی توان از این مئسله چشم پوشی کرد که اگر یک حکومت دینی مقبولیت نداشته باشد در عرصه عمل امکان اجرا نیز نخواهد داشت.


نسبت مقبولیت و کارآمدی

چه چیزی موجب مقبولیت یک حکومت نزد مردم می شود؟ کارآمدی واژه ای است که بیان این موجبیت را بر عهده گرفته. در تعریف این واژه سه امر مد نظر است: شایستگی مسئولین در انجام مسئولیتی که بر عهده گرفته اند، انجام بهینه کارویژه های دولت (روش دستیابی به هدف غایی حکومت) و رضایتمندی نسبی مردم. مجموع این سه امر موجب نگاه مردم به حکومت به عنوان یک حکومت کارآمد می شود. باید به این امر توجه نمود که ممکن است حکومتی خود را بسیار کارآمد بداند اما نگاه حکومت به خود (به بیان دقیق تر نگاه مسئولین به عملکرد خود) معیار کارآمدی نیست بلکه نگاه مردم به حکومت (به بیان دقیق تر نگاه مردم به عملکرد مسئولین) معیار کارآمدی است. نسبت بنیادهای نظری حکومت دینی و کارآمدی یک حکومت دینی مشخص نسبت نظر به عمل است. نسبت اسلام و مسلمانی است. ممکن است یک حکومت دینی مانند نظام جمهوری اسلامی در بنیادهای نظری خود بسیار مستحکم باشد اما در عمل ناکارآمد. مشکل این ناکارآمدی در بنیادهای نظری آن نظام دینی نخواهد بود بلکه در شیوه عملکرد مسئولین است. اما در نظر عامه مردم ناکارآمدی در به نقص و یا حتی اشتباه در بنیادهای نظری یک حکومت ارجاع داده خواهد شد.


شاخصه های کارآمدی

نبود چه چیزهایی در یک نظام دینی موجب ناکارآمدی آن خواهد شد؟ چه اموری اگر در ساخت یک حکومت به خصوص از نوع دینی نباشند به یک چالش بدل خواهند شد؟ در جملات بالا تا حدودی از کنار این مسئله گذر شد اما پاسخ به این پرسش نگاهی دقیق تر می طلبد. این نگاه دقیق تر موجب طرح پرسشی دیگر نیز می شود. بر اساس چه شاخصه هایی مردم دین مدار یک نظام دینی را کارآمد تشخیص می دهند؟ برخی از شاخصه ها می تواند موارد ذیل باشد: 

1) عدالت

عدالت در ادبیات دینی شیعه جایگاه رفیعی دارد. این واژه محور بسیاری از نظریات شیعی است. با این حال تاکنون تعریف کاربردی از این واژه کمتر صورت پذیرفته. هنوز در عرصه عمل عدالت به برابری معنا می شود و در زمینه عدالت اجتماعی از نظریات سوسیالیستی پیروی می شود. ما در نظام جمهوری اسلامی ایران با چالش و مشکل جدی ابهام در مفهوم عدالت روبرو هستیم. این ابهام سبب شکاف بین نظام اسلامی و مردم خواهد شد. چرا که وحدت مفهومی میان آنها حاصل نشده و تشتت افکار در باب عدالت رخ خواهد داد. چنین تشتتی هم شکاف بین نظام اسلامی و مردم را ایجاد و عمیق می نماید و هم میان خود مردم شکاف ایجاد می کند. دولت محور نمودن تمامی امور کشور در دوره ای و بیان عباراتی مانند ژاپن اسلامی در دوره ای دیگر نمود عینی چنین چالشی در بیان مسئولان است. چالشی که از عدالت یک تعریف لیبرالی به دست می دهد و نه تنها خواهان بلکه معتقد به همراهی چنین تعریفی با روح اسلامی است. مراجعه دوباره به ادبیات غنی دینی و سعی در استخراج متناسب با زمان و مکان مفاهیم از آن به همراه اعتماد به این ادبیات، راهکار مقابله با چنین چالشی است.

2) شایسته سالاری

شاخصه شایسته سالاری بر انتخاب مسئول و مدیر طبق توانایی ها و قابلیت ها تاکید دارد. رفتار نمودن طبق این شاخصه در نظر سلبی به معنا عدم رفتار قبیله ای و بازی با نقش های حکومتی جهت ماندگاری در قدرت است. نمی توان قدرت را با گروه ها بدون درنظر گرفتن شایستگی های افراد تقسیم نمود و ادعای شایسته سالاری هم داشت. متأسفانه گزینش سیاسی به جای شایسته سالاری در انتخاب مسئولین در کشور رو به گسترش است. بیش از آنکه توانایی افراد در نظر گرفته شود، وابستگی گروهی آنها در نظر گرفته می شود. چنین چالشی به انجام نیافتن صحیح امور، برنامه ریزی های مقطعی و متضاد و افزایش ندانم کاری مسئولان خواهد انجامید. این چالش آنجا بیشتر به چشم می آید که وابستگی سیاسی حتی مانع نظارت بر کار مسئولان شود.

3) نظارت

اگر مردم مطمئن از نظارت و کنترل بر عملکرد مدیران باشند به معنای آن است که آنان مطمئن از بروز حداقلی فساد در سیستم اداری اند. نظارت بر عملکرد باید به گونه باشد که شیب نظام سیاسی کشور به سمت سخت تر شدن بروز فساد در سیستم اداری روند نه پنهان شدن هر چه بیشتر فساد موجود. ممکن است مصداق فساد رخ داده را بتوان پنهان کرد اما نمی توان تاثیرات آن را نیز پنهان داشت. نظارت به معنای خواست نظام سیاسی مبنی بر پاک بودن سیستم است و عدم نظارت معنای عکس آن. ابهام در قوانین، وجود قوانین متضاد، عدم امکان نظارت عمومی، وابستگی متقابل دستگاه ناظر و مورد نظارت، وابستگی سیاسی و گروهی ناظر و مورد نظارت به همراه بوروکراسی پیچیده که امکان نظارت دقیق را سلب می کند دلایل وجود چالش عدم نظارت صحیح بر کار مسئولان در نظام جمهوری اسلامی است.

4) امانت داری

اگر نظارت راهکار درمان فساد است، راهکار پیشگیری از بروز فساد نیز توجه به اصل امانتداری در انتخاب مسئولان است. مسئول باید مسئولیت خود را یک امانت بداند نه یک حق شخصی. امانتداری ذیل مفهوم تعهد جای می گیرد. دعوای تعهد و تخصص سه دهه است که کشور ما را فراگرفته و در هر دوره ای به یکی از آن دو بیشتر بها داده شده. اما باید توجه داشت هیچ یک از این دو به نتیجه مطلوب ختم نخواهد شد. این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. نباید آن دو را از هم تجزیه نمود. 

5) حاکمیت قانون

در پژوهشی که چند سال پیش صورت پذیرفت بسیاری از مردم نمی دانستند که بالاخره جهت پیش بردن امور خود در دستگاه اداری کشور پارتی بازی کنند یا نه؟ نگارنده موارد دیگری نیز به این پژوهش می افزاید. مردم نمی دانند بالاخره رشوه بدهند یا نه؟ قانون را دور بزنند یا نه؟ معرفی نامه و توصیه نامه بیابند یا نه؟

این امر زنگ هشداری است. قانون باید جدی گرفته شود. آنگاه می توان از مردم انتظار جدی گرفتن قانون را داشت که خود نظام سیاسی آن را جدی بگیرد. نه اینکه دستگاه مجری قانون نیز در مقام تطبیق آن با حقانیت برآید و فرد مجری در مقام تفسیر خاص آن. تفسیری که به تغییر قانون نیز می انجامد. متأسفانه در کشور قانون از سوی متولان قانون جدی گرفته نمی شود. هر گاه این جدی نگرفتن رنگ دعواهای سیاسی به خود پیدا می کند از رسانه های جمعی به آن انتقاد می شود اما مسأله مهم تر از دعواهای سیاسی است. دور زدن قانون در سیستم اداری کشور نهادینه شده و حتی توجیه می شود.

6) ساده زیستی مسئولان

حضرت امام خمینی می فرمایند: "آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور از آن خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند و از این خوی ارزنده کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم" (صحیفه امام خمینی رحمه الله علیه، جلد 17، سخنرانی در تاریخ 1/1/1362).

ساده زیستی مسئولان برخاسته از ادبیات دینی اسلامی است. با این حال در بسیاری از حکومت های غیر دینی نیز رعایت می شود. حضرت امیر علیه السلام دلیل این رعایت چنین می دانند که: "بر رهبران حق است که در خوراک و پوشاک همانند ضعیف‌ترین مردم رفتار کنند، از هیچ چیز اضافی که آنان قادر به تهیه آن نیستند برخوردار نباشند، تا فقرا با دیدن رهبران، در آنچه هستند از خدا راضی باشند و ثروتمندان با دیدن آنان شکر و تواضعشان بیشتر شود" (نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، جلد دوم، صفحه 49).

پس دلیل ساده زیستی مسئولان رضایتمندی مردم از زندگی خویش است. مسئولان یک جامعه در شیوه زندگی الگوی آن جامعه اند. اگر مسئولان زندگی تجملاتی و مصرفی را در پیش بگیرند نمی توانند مردم را از تجمل و مصرف گرایی نهی کنند. نمی توانند بر رعایت تامین نیازهای ضروری جامعه تاکید ورزند. چرا که خود نیازهای غیرضروری خود را بر نیازهای ضروری جامعه ترجیح داده اند و مردم هم از عمل آنها بیشتر تاثیر می پذیرند تا از سخن آنها. این امر موجب سقوط اقتصادی آن جامعه خواهد شد. کمتر مسئول عالی رتبه ای را اکنون می توان یافت که در ایران اسلامی به نصیحت حضرت امیر علیه السلام گوش فرادهند. پس از دوران سازندگی با دستور رئیس جمهور وقت مانور تجمل در کشور به خصوص در میان مسئولان آغاز شده است. بدتر آنکه رطب خورده خود منع رطب می کند. مسئولینی که خود باید الگو ساده زیستی باشند راه زندگی اشرافی را پیش گرفته اند و از مردم می خواهند راه ساده زیستی و قناعت پیشه کنند. چالش اشرافی گری پایه های اقتصادی کشور را تهدید می کند اما مسئولین در این مورد خاص به لذت شخصی ثروت فکر می کنند نه چالش جمعی اشرافی گری.

7) برنامه ریزی

وظیفه دولت تنها اداره امور روزمره نیست. دولت جهت رسیدن به هدف غایی باید برنامه ریزی نماید. شرایط موجود را واقع گرایانه بسنجد، برنامه ای قابل اجرا و نیز قابل سنجیدن طراحی نماید و همچنین به تلاش برای حل مشکلات کنونی اکتفا نکند بلکه امکان بروز مشکلات را از بین ببرد. به بیان دیگر قدرت پیش بینی را دارا باشد. هنوز پس از گذشت سی و پنج سال از انقلاب اسلامی کشور با برنامه های تقلیدی اداره می شود. دانشگاه ها تنها قادر به ارائه برنامه های تقلیدی اند. حوزه های علمیه نیز متأسفانه یا در ارتباط با جامعه جهت ارائه برنامه های کلان اما کاربردی در اقتصاد، سیاست، مدیریت و... نیستند یا الگویی ارائه نمی دهند. سبک اداره خاص نظام جمهوری اسلامی که در اوایل انقلاب اسلامی و نیز دوران دفاع مقدس تجربه شد در همان دوران نیز مدفون شد. الگوی مدیریت اسلامی خاص ایران اسلامی باید با توجه به چنین تجربیات گرانبهایی ایجاد شود و نبود آن چالشی است که زمین گیر شدن کل سیستم را هدف گرفته است.

8) پاسخگویی

پاسخگو بودن دولت یعنی اینکه مسئولیت را یک امانت می داند و پشت اقدامات صورت گرفته و برنامه های طرحی شده استدلال منطقی وجود دارد. پاسخگو بودن یک دولت موجب افزایش نفوذ آن و قانون آن میان مردم می شود. چرا که مردم به دولت و قوانین دولت اعتماد می کنند. زیرا با وجود پاسخگو بودن دولت به وجود استدلال منطقی پشت اقدامات دولت مطمئن خواهد بود. این اطمینان اعتمادآور است.

9) کاستن از بوروکراسی

بوروکراسی امری لازم در اداره جوامع پیچیده امروزی است. اما افزایش آن از حد ضرورت موجب کندی اجرای امور خواهد شد. مسائل جامعه منتظر نتیجه خروجی از دستگاه اداری نخواهند ماند. کندی اجرای امور گاهی اوقات سبب تبدیل مسائل به مشکلات می شود. هر چقدر بر مشکلات یک جامعه افزوده شده و راهکارهای خروجی از نظام سیاسی به سبب کندی در اجرا قادر به حل آنها نباشند کارآمدی نظام سیاسی در نظر مردم کاهش می یابد.


فرجام سخن

در بحث کارآمدی باید به شرایط توجه داشت. نباید یک نظام سیاسی را که دارای موانع بسیار بین المللی، تاریخی و جامعه شناختی است با یک حالت ایده آل مقایسه نمود. از سوی دیگر نیز نمی توان از مردم انتظار داشت که بدون آگاهی از اقدامات نظام سیاسی از آن حمایت کرده و آن را کارا تشخیص دهند. اطلاع رسانی دولت ها، اطلاع رسانی صحیح نه اغراق آمیز، ایجاد کننده این آگاهی است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی