مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۰۵ ب.ظ

وادی گرگ ها: فلسطین

وادی گرگ ها: فلسطین

 

اشاره:

مدت ها پیش این فیلم را دیدم. در ادامه فیلم دیدن هایم. انتشارش مصادف شد با بنا شدن سفارت جدید آمریکا بر روی دریای خون مظلومان در سرزمین مقدس. لعنت به آدمیانی که نام گرگ نهادن بر روی آنها، توهین به گرگ است.

 

بار دیگر، واکنشی در عالم خیال به واقعه ای در عالم واقع. پس از حمله رژیم صهیونیستی به کشتی ماوی مرمره در آبهای آزاد و به شهادت رساندن حدود 20 ترکیه ای ضدرژیم صهیونیستی، پولاد علمدار به همراه دو دوستش تصمیم می گیرد انتقام شهدا و ملت فلسطین را از صهیونیست ها بگیرد. در فیلم، اولین برخورد تحقیرآمیز پولاد علمدار با سربازان صهیونیست، در بازار، به درگیری می انجامد. در این درگیری یک زن یهودی آمریکایی که مسافر است با گروه پولاد علمدار به اجبار همراه می شود و در این همراهی متوجه می شود که فلسطینی ها مشکلی با یهودی ها ندارند و مشکلشان با صهیونیست های اشغالگر است.

فیلم مجموعه ای از بازسازی واقعیت هاست. حمله به محلات و شهرهای فلسطینی در کناره باختری و کشته شدن پلیس فلسطین (به راحتی) و مردم فلسطین به دست سربازان صهیونیست، خراب کردن خانه فلسطینی ها بر سرشان، دروغ و مسخره بودن دولت و سرزمین خودمختار فلسطین و غیره.

 

اسلام طریقتی بار دیگر نقشی مهم بازی می کند. با دستگیری روحانی طریقتی مورد احترام فلسطینی ها، پولاد علمدار تصمیم می گیرد با همراهی فلسطینیان، دیوار میان اراضی فلسطینی و اسرائیلی را (به عنوان نماد استحکام رژیم صهیونیستی)خراب کرده و با حمله به پادگان صهیونیستی روحانی را آزاد کند. آزادی روحانی، با مسلح شدن فلسطینیان همراه می شود. یک ربع آخر فیلم جوانان شهر فلسطینی، به دست پولاد علمدار (بخوانید ترکیه) مسلح می شوند و به جنگ مسلحانه با ارتش اسرائیل دست می زنند، کشته شدن فرمانده صهیونیست ها به دست پولاد علمدار پایان بخش جنگ به نفع فلسطینی هاست.

 

اینکه سرنوشت فلسطین سرانجام با یک جنگ به پایان می رسد و ترکیه در این سرنوشت باید (وظیفه دارد) نقش فرمانده را بازی کند، فهمی است که در ذهن بسیاری از اسلام گرایان ترکیه نقش بسته. سخن مرحوم اربکان در این باره معروف است که گفته بود اسرائیل فقط زبان زور و قدرت را می فهمد و قدرت ما در اتحاد ماست.

 

روند فیلم به گونه ای است که گویا ایران آن را ساخته و نه ترکیه ای که در دوران حزب عدالت و توسعه هم به مخالفت با "دولت تروریست اسرائیل" می پردازد و هم به افزایش روابط اقتصادی با آن. و راه حل را نیز تشکیل دو دولت فلسطینی و اسرائیلی معرفی می کند.

 

 ✔️ دیالوگی که از فیلم در ذهنم مانده:

یکی از یاران پولاد علمدار به فلسطینی ای که پناهشان داده می گوید: مگر ما الان در خاک فلسطین نیستیم؟ فلسطینی می گوید اسماً در خاک فلسطین هستیم اما اسرائیل بر خیابان ها و جانهایمان مسلط است.

دیالوگی که از فیلم بسیار در بین جوانان ترکیه ای سروصدا کرد، مربوط به برخورد پولاد علمدار با سرباز صهیونیست در بازار بود:

سرباز صهیونیست: چرا به اسرائیل آمده اید؟

پولاد علمدار: به اسرائیل نیامدیم، ما به فلسطین آمدیم.

 

✔️ تأثربرانگیزترین صحنه فیلم نیز صحنه تخریب خانه فلسطینی ها بر سرشان بود. جایی که سربازان اسرائیلی به عمد نوجوان معلول فلسطینی را در خانه باقی می گذارند تا خانه را بر رویش خراب کنند.

 

 

پ.ن:

قبل هم گفتم: نه با دنیای فیلم ارتباط خاصی دارم و نه نقد فیلم بلد هستم. اینها هم سیاه مشق های حاصل از بیداری های نیمه شب است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی