مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۲۷ ب.ظ

معرفی و خلاصه کتاب "عدالت و سیاست"

معرفی کتاب

کتاب "عدالت و سیاست؛ بررسی ابعاد نظری و کاربردی عدالت در گفتمان سیاسی اسلام و غرب" از تولیدات انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام در زمینه عدالت پژوهی است. کتاب به اهتمام دکتر فرشاد شریعت در سال 1387 انتشار یافته و شامل هفت مقاله از هفت عضو هیأت علمی وقت دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی در باب عدالت است.

کتاب در دو بخش سامان یافته است. بخش اول با عنوان مباحث فقهی- کلامی شامل سه مقاله با عناوین «ابعاد نظری عدالت نبوی» از دکتر علیخانی، «عدالت از دیدگاه امام علی علیه السلام» از دکتر درخشه و «عدالت به مثابه تعدیل» از دکتر افتخاری بوده و بخش دوم با عنوان مباحث کاربردی-تطبیقی شامل مقالات «نوستالژیای عدالت و شهر عدل در فلسفه سیاسی غرب و کفتمان مسیحی» از دکتر شریعت، «مقایسه مفهوم عدل در اسلام و مسیحیت با تکیه بر آراء آگوستین» از دکتر احمدی طباطبائی، «جایگاه عدالت در روابط بین الملل» از دکتر خانی، و «فراز و فرود گفتمان عدالت در دولتهای جمهوری اسلامی ایران» از دکتر خواجه سروی می باشد. با توجه به عناوین مقالات متوجه می شویم که دوم مقاله نخست حالت مقدماتی داشته، مقاله سوم مدعی ارائه تعریفی جدید از عدالت با تکیه بر زندگی سیاسی امام خمینی است، مقالات چهارم و پنجم به مقایسه تطبیقی امر عدالت در اسلام و مسیحیت دست زده و مقالات ششم و هفتم هم به بررسی جایگاه عدالت در دو عرصه متفاوت پرداخته اند.

جهت آشنایی دقیقتر با محتوای کتاب، خلاصه هر مقاله به همراه نقد آن در ادامه بیان می شود. در انتها نیز نقد کلی کتاب بحث خواهد شد.

 

ابعاد نظری عدالت نبوی

سامان دادن بحث عدالت از دیدگاه رسول اکرم از سه راه ممکن است: رجوع به سخنان صریح پیامبر درباره عدل و عدالت، رجوع به کلیت فرمایشات، نامه ها و... پیامبر با ذهنیت دوران کنونی مان درباره عدالت و واکاوی معنای اکنون عدالت در میان آنها و سوم درنظر گرفتن تمام دیدگاه ها و رفتار و کردار پیامبر به عنوان عمل عادلانه.

راه سوم دو مسأله ایجاد می کند: آیا هر رفتاری که پیامبر می کند عادلانه است یا اینکه عدل بر رفتار پیامبر مقدم است؟ دوم آنکه سامان دادن یک بحث منسجم علمی درباره عدالت نبوی غیرممکن می شود. راه دوم را می توان با شروطی پی گرفت اما مطمئن ترین راه، همان راه نخست است که در این مقاله پی گرفته می شود.

 ضرورت و اهمیت عدالت سیاسی

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله عدالت را با عبادت مقایسه کرده تا ارزش و اهمیت عدالت را روشن سازد.

چیستی عدالت

در کلام پیامبر عدالت در چهار مرحله وجود دارد. از کلان ترین بخش نظام خلقت آغاز می شود با طی چهار مرحله در جزئی ترین بخش هستی خاتمه می یابد:

الف) آسمانها و زمین و نظام خلقت به عدل برپاست.

ب) عدل، میزان سنجش و معیاری است که خداوند آن را برای جوامع بشری قرار داده است.

ج) تحقق عدالت در جامعه، به فهم و درک عمیق، دانش بالا، احکام شریعت و سعه صدر و تحمل منوط است که عدم افراط و تفریط را در امور و آسایش و رفاه را در زندگی به دنبال دارد.

د) عدل ورزی انسان را نجات می دهد.

به نظر می رسد مبنای محکم عدالت از نظر پیامبر اکرم «برابری» انسان هاست. برتری انسان ها فقط به تقواست که آنهم مربوط به آخرت است. نقطه آغاز عدالت نیز در هر جامعه، از کانونی ترین نقطه قدرت است و صاحبان قدرت باید آغازکننده عمل باشند.

شاخصهای عدالت سیاسی

عدالت می تواند علائم متعددی داشته باشد اما فقط یک شاخص اصلی دارد که در همه حال می تواند عادلانه بودن یک عمل را نشان دهد.  برخی از علائم عدالت را پیامبر به تناسب شرایط و پرسشهای پیش آمده بیان کرده است. علائمی مانند حاکمی عدالتش ظاهر می شود که به مردم دروغ نگوید و نقش واقعی همه افراد مورد توجه قرار گیرد. از نشانه های عدالت در فقر و ثروت نیز سهم داشتن فقرا در اموال ثروتمندان است. به این نحو که این سهم حق فقراست و بر اساس اصل برابری وقتی انسان خلق می شود نسبت به منابع و فرصت های موجود در جامعه خود حقی برابر نسبت به دیگران دارد. بخشی از موفقیت افراد مرهون عدم حضور دیگران در آن فرصت است. در نتیجه ثروت نتیجه دو عامل آشکار و یک عامل پنهان است. اول، تلاش شخصی و دوم، فرصت های متعلق به همه افراد. عامل پنهان، غایت بودن بخشی از افراد جامعه از عرصه رقابت است.

اما درباره شاخص اصلی عدالت، برای تضمین عادلانه بودن برنامه ها وتصمیمات باید افراد را مورد توجه قرار دهیم و ضمانت عدالت را در افراد جستجو کنیم. بر این اساس شاخص تصمیم عادلانه این است که: تصمیم گیرنده راضی شود جایش را با طرف یا طرفهای دیگر که برای آنها تصمیم گرفته عوض کند.

جمع بندی

عدالت سیاسی از دیدگاه رسول اکرم دارای دو مبنا، سه مرتبه، یک نقطه آغاز و یک شاخص اصلی است. مبانی عدالت عبارتند از عقل و برابری. مراتب عدالت عبارتند از: نظام هستی، جامعه و انسان. نقطه آغاز عدالت نیز کانون قدرت در هر سطحی از نظام سیاسی است. دو دستاورد میانه روی و کارآمدی نیز اهداف معطوف به عدالت هستند.

نقد مقاله

این مقاله با رجوع به سخنان صریح پیامبر اکرم درباره عدالت تلاش دارد تا به عدالت از نگاه نبی اکرم اسلام بنگرد و در این تلاش نویسنده خود را به هیچ رویکرد تفسیری مجهز نمی کند. بلکه تنها به رجوع کمّی در این باره اکتفا می نماید. همچنین با تعریف عدالت به برابری به ساده ترین تعریف از عدالت اکتفا کرده و از کنکاش بیشتر در این باره خودداری می نماید. ساده سازی امر عدالت پژوهی در این مقاله با تقلیل بحث از نظریه پردازی به تربیت انسان عادل، ایجاد یک شاخص اصلی روانشناختی و بدون امکان سنجش دقیق درباره عدالت سیاسی (و عدم ارائه دلایل متقن درباره چرایی انتخاب این شاخص)، در نظر گرفتن جامعه به مثابه جمع جبری افراد و در نهایت جداسازی موضوعی کارآمدی و عدالت از هم، شدت بیشتری به خود می گیرد. در این مقاله، عدالت تنها صفت افراد شمرده شده است و نمی توان بر مبنای آن ساختاری اجتماعی را بنا کرد اما می توان در تخلق انسان به امر عدالت، مسائل طرح شده در این مقاله را نیز درنظر آورد.

 

عدالت از دیدگاه امام علی علیه السلام

در فلسفه یونان باستان عدالت را فضیلت و عموما در چارچوب تعادل در سطوح مختلف (انسان-اجتماع) توضیح می دادند و جامعه عادل، جامعه متعادل به شمار می آمد. با توسعه مقوله عدالت اجتماعی، عدالت نیز در چارچوبی نفع طلبانه توضیح داده شد. عدالت در این معنی دوراندیشی عقل انسان برای حفظ منافع مادی فردی قلمداد گردید. اما نگاه دیگری نیز عدالت را به منزله بی طرفی یعنی نادیده انگاشتن نفع فردی می دید. نگاهی که غایت گرایانه و اخلاقی بود. در این نگاه انسان ها نه از روی نفع شخصی بلکه از روی عقل و به عنوان مخرج مشترک عقلی آن را می پذیرند.

موضوع عدالت در تاریخ اندیشه های سیاسی و عقیدتی مسلمانان همپای مسائل مربوط به جبر و تفویض طرح می شود. زیرا میان عدل و اختیار و جبریت و نفی عدالت به لحاظ عقلی رابطه مستقیمی وجود دارد. بازتاب فوری اندیشه اعتزال مشتمل بر پذیرش مستقلات عقلی و مسئولیت و اختیار انسان و ممکن بودن عدالت و استقرار آن در جامعه بشری بود. در نظر معتزله عدل نه تنها در پرهیز فردی از ستم قلمداد می گردید بلکه توضیح دهنده جامعه ای نیز بود که هر فردی بتواند ظرفیتهای بالقوه خویش را محقق سازد.

عدالت به عنوان مسأله ای همه جانبه در سیاستگذاری حکومتی در حکومت امیرالمومنین بنیانگذاری گردید. امام ایمان داشت که عدالت اصلی حاکم بر همه هستی است.

معنای و مفهوم عدالت

در کنار واژه عدالت، واژه قسط نیز وجود دارد که در بسیاری از موارد همراه و هم معنا بکار می رود. راغب اصفهانی قسط را بهره ای عدل معرفی می کند. معاد واژه عدل در ادبیات یونانی معنایی بسیار وسیع تر از عدل در زبان فارسی امروزی و نیز در زبان انگلیسی دارد و حاوی مفهومی کاملا اخلاقی است.در ادبیات یونانی عدل در آن واحد به دو معنای درستکاری شخصی و تقوای اجتماعی به کار می رفت.

تعریف فقهی عدالت نیز عبارت است از ملکه نفسانی که سبب ملازمت تقوی است. ظاهرا این معنای عدل همان تقوای محض است.

مفهوم عدالت از دیدگاه امام علی

اهمیت عدالت

باید درباره عدالت به دو بحث پرداخت. خاستگاه اندیشه امام و دیگری شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه اسلامی در آن دوران. نگاه امام علی علیه اسلام به عدالت ریشه در جهان بینی الهی دارد. نباید عدالت از دیدگاه امام قراردادی و یا مبتنی بر رسوم و سنن و یا قواعد و پذیره های اجتماعی تلقی نمود بلکه مقوله ای است که ذات هستی حامل آن بوده و بر سراسر وجود جاری و ساری است. نباید عدالت را در اندیشه و سیره امام علی صرفا یک امر اخلاقی به شمار آورد بلکه باید آن را پایه ای ترین اصل مدیریت سیاسی و اجتماعی ساختار قدرت سیاسی وی قلمداد کرد.

امام عدالت را در کنار جهاد و صبر و یقین به عنوان یکی از ستونهای چهارگانه ایمان قلمداد می کند و ذیل مقوله عدل آن را در چهار شاخه دقت در فهمیدن درست، رسیدن به حقیقت دانایی، حکم نیکو و استوار داشتن بردباری توضیح می دهد. در نتیجه عدالت در نگاه امام مقوله ای قابل حصول، ملموس و عینی تلقی می شود. از دیگر سو عدالت برای سیاسی حکم کانونی بودن را دارد و هدف سیاست نیز تنظیم روابط انسان ها در چارچوب هدایت الهی و حق و عدالت می باشد. در نتیجه سیاست به خودی خود هدف نیست. قدرت نیز هدف تنها نیست بلکه اهداف عالی ترین چون عدالت و سعادت، هدایت و خیر برتر ترسیم می گردد.

عدالت به مثابه...

شروع عدالت نیز از نگاه امام تقوای الهی است و می توان عدالت را در نگاه امام به مثابه تقوا نیز دانست. از دیگر سو در پرسش از عدل و جود تعریف ارائه شده از عدالت، آن را مرادف حکمت دانسته و کار عادلانه، کار حکیمانه تلقی می گردد زیرا در این معنی عدالت یعنی هر چیزی را به جای خود نهادن (وضع الشی فی موضعه). امام در جای دیگر عادل و عاقل و بالمآل عقلانیت و عدالت را همانه دانسته است البته نه آن عقلی که نفع شخصی را تشخیص دهد بلکه عقلی که حاوی اصول عدالت است و منطبق با عقل حاکم بر هستی است. همچنین امام عدل را انصاف نیز معرفی کرده است. ظاهرا امام عدل را در این نگاه در چارچوب تعاملات اجتماعی، رعایت حال دیگران قلمداد می کنند. البته در جایی دیگر ایشان انصاف را پرهیزکاری می دانند. در واقع امام در هر سه زمینه رابطه انسان با خود، با دیگران و با خدای خود موضوع انصاف را مطرح کرده است.

سنجه انصاف نیز می تواند نهاد انسانی همه انسان ها بوده و همه انسان ها می توانند داوری امر عدالت را انجام دهند.

عدالت به مثابه نفی تبعیض نیز در کلام امام آمده است. امام تفاوت ظرفیتها و استحقاق ها را می پذیرد اما از دیگر سو همه آنها در برابر قانون یکسان می باشند. هر انسانی می باید در نظام اجتماعی احساس کند که به اندازه استعداد و فعالیتهای خود حقوقش رعایت شده است و بر او ستمی نرفته است. اموری که همه مردم در آن یکسانند و حقوقی برابر دارند نباید توسط حاکمان به خود منحصر گردد. رعایت حقوق افراد و رفع محرومیت از افراد جامعه جزو تفکیک ناپذیر مفهوم عدالت علوی است. در نظام اندیشه امام مفهوم عدالت و حق کاملا در هم تنیده و با هم معنی دار می شود.

نویسنده در ادامه مقاله به بررسی شرایط جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر به عنوان ظرف تحقق عدالت امام علی می پردازد.

جمع بندی

عدالت نزد امام امری جند بعدی است و بر اساس کلام امام می توان برداشت های متعددی از جمله تقوی، حکمت، انصاف و احقاق حق و نفی تبعیض و ستم در باره عدالت انجام داد. همچنین اساسی ترین بعد عملی عدالت نزد امام قلمرو تعاملات انسانی به ویژه مسائل مربوط به امور اقتصاد جامعه است. عدالت را امام میزان اصلی ارزیابی سیاست و حکومت قرار داده اند.

نقد مقاله

با تمرکز بر بخش اصلی مقاله یعنی عدالت از دیدگاه امام علی علیه السلام، نویسنده سعی داشته لزوم توجه همزمان به زمینه و متن و در نتیجه اثرپذیری اندیشه عدالت از زمینه تحقق خود در عمل را به همراه چندبعدی بودن عدالت در نگاه امام علی را از کلام ایشان استخراج کند. این امر پیچیده بودن عدالت را به خوبی می رساند. اما تلاش نویسنده در همین جا به انتها می رسد و وی ضرورت درنظر گرفتن کدام یک از ابعاد طرح شده عدالت در عرصه های مختلف جامعه به خصوص عرصه سیاسی و عرصه اقتصادی را مطرح نمی سازد.

در نقدی فرعی نیز باید گفت که نویسنده در یک جای با استناد به کلام امام خطاب به امام حسن علیه السلام، نهاد همه انسان ها را شایسته سنجه انصاف می شناسد. این در حالی است که مخاطب امام علی، امام حسن است نه یک فرد معمولی که قادر به مناط گیری اینچنینی باشیم.

سه بعد عدالت، یعنی نیاز، حقوق برابر و استحقاق در این مقاله پررنگ شده بود اما اینکه چرا مثلا امام علی در تقسیم بیت المال وجه حقوق برابر را معیار عدالت در این عرصه قرار می دهند نه معیار نیاز و یا استحقاق را مشخص نمی سازد.

 

عدالت به مثابه «تعدیل»، درآمدی بر نظریه امام خمینی در باب عدالت ملی و بین المللی

معنا، مصادیق و سیاست های مبتنی بر عدالت، در دو سطح ملی و بین المللی متفات از یکدیگر می باشد. از این منظر پرسش از چیستی عدالت به سوالی بنیادی تر تقلیل می یابد که در آن «منطق کاربردی عدالت» مورد سوال می باشد. در بحث از عدالت حداقل دو سطح تحلیلی و کاربردی متفاوت از یکدیگر می تواند مدنظر باشد: اول،ایجاد عدالت در مناسبات بین «حکومت-شهروند-جامعه مدنی». دوم، ایجاد عدالت در مناسبات بین «دولت ها- سازمان ها».

ضابطه ای عمومی را در مواجهه با همه گروه های حاضر در عرصه بین المللی، که معرف عدالت باشد، نمی توان ارائه داد. با این حال گزاره های راهبردی موردنظر امام خمینی  جهت عمل در چنین فضایی عبارتند از:

دعوت در مقابل تحمیل، عدم ظلم و نفی تسلیم، توان مندی، توسه روابط، احترام متقابل، اصالت صلح،

نتیجه آنکه مرزهای کاربردی عدالت در مواجهه با سایر دول، بر اساس افق استراتژیک و اصول سیاست عملی تعریف می شود که از اتحاد استراتژیک تا تعارض را دربرمی گیرد.

منطق عملی عدالت

عدالت به مثابه تعدیل ایجابی

غالبا رابطه بین حکومت-شهروند به دلیل اجتماع منابع قدرت در سازمان حکومت، به نفع حکومت شکل می گیرد. بر این اساس عدالت در فضای داخلی اقتضای تعدیل این وضعیت بی ثبات را دارد. وصف ایجابی برای تعدیل از آن روی انتخاب شده که در آن تعدیل با اصل حمایت از مردم تعریف و تکوین می یابد. سازو کاری پیشنهادی امام خمینی برای نزدیک کردن وضعیت موجود به تعادل عبارتنداز:

تعدیل ساختاری (توجه به نهادهای مدنی با هدف تقویت اصل حمایت از مردم)، تعدیل فرهنگی (اصلاح فرهنگ سیاسی و وردو مردم به عرصه اداره جامعه)، تعدیل اخلاقی (اخلاقی نمودن قدرت)، تعدیل قانونی (پذیرش مرجعیت قانون)،

عدالت به مثابه تعدیل سلبی

تعدیل ایجابی در عرصه داخلی رخ می دهد ،به سبب دشواری بسیار تعریف عملیاتی عدالت در عرصه بین الملل لازم است از منظری دیگر وارد شویم. واقع گرایی کلاسیک توان مندی را بنیاد عدالت معرفی می کند. آرمان گرایی کلاسیک فضیلت را عدالت می داند، جهان وطن گرایی کلاسیک تلاش برای انطباق قوانین و شرایط عینی با اصول و قواعد برآمده از قانون برتر برآمده از طبیعت را عدالت می داند، واقع گرایی مدرن عدات را محصول عمل و پیروزی در سیاست می داند، آرمان گرایی مدرن نیز عدالت بین الملل را به تعریف حقوق بین الملل و تاسیس نهادهای ضامن تحقق این حقوق تقلیل می دهد.

اما امام خمینی روایتی دینی از عدالت بین الملل را مدنظر خود قرار می دهند که دارای ارکان اصلی زیر است:

اقتدار (گونه ای از قدرت به همران مشروعیت، صرفا در مقام تحدید نقش قدرت در تعیین امر عادلانه ظاهر می شود)، کل گرایی (اصل وحدت جوامع و لزوم توجه به مردم و افکار عمومی جامعه جهانی)، اخلاق (فراروی از خود و توجه به وضعیت دیگر بازیگران)، ایمان.

نقد مقاله

نویسنده با تقلیل از بحث چیستی عدالت به منطق کاربردی عدالت، پرسش از چیستی را وانهاده و به امکان اجرایی بودن عدالت توجه دارد. اما توضیح نمی دهد که چگونه بدون شناخت عدالت می توان آن را بکار گرفت؟

در این مقاله نویسنده سعی دارد با توجه به همروی متن و زمینه، عدالت از منظر امام خمینی را در وجه کاربردی آن واکاود. در این واکاوی عدالت به مثابه تعدیل شرایط موجود برای نزدیک شدن به شرایط مطلوب ارزیابی می شود. در عرصه داخلی این تعدیل در عرصه های مختلفی صورت می پذیرد که در مقاله به آنها اشاره شده اما در عرصه بین المللی به سبب دشواری انجام این تعدیل، تعدیل وجهی سلبی یافته و صرفا به بازتعریف مفاهیم در بستر عدالت خلاصه می شود. می توان گفت نظریه تعدیل در عرصه بین المللی امری ابتر است.

در پس زمینه این مقاله، عدالت با تک معیار اصلی مدنظر است و ظاهرا عدالت امری نسبی در نظر گرفته شده است. این نسبی گرایی علاوه بر تضاد با مبانی دینی، امکان بهره گیری از نظریه تعدیل را در دیگر شرایط زمانی-مکانی غیرممکن می سازد.

 

نوستالژیای عدالت و شهر عدل در فلسفه سیاسی غرب و گفتمان مسیحی

افلاطون در جمهور جامعه ای را ترسیم کرده بود که هر یک از گروه های اجتماعی، یعنی: کارگران، پاسداران و فیلسوفان، تلاشی همه جانبه و در عین حال با کارویژه مستقل به عهده داشته باشند و تنها در اثر کناکنش آنها بود که جامعه عدالت پیشه افلاطون شکل می گرفت. افلاطون از طبیعت چنین گروه بندی و اینکه چرا بعضی از انسان ها در نقشهای خاصی قرار می گیرند بحثی به میان نکشید. نزد افلاطون عدالت پیشگی هم طریق و هم غایت جامعه مدنی محسوب می شود. وضعیتی که با منطق ارسطو و دوآلیسمی که وی در فلسفه خلق می کند چندان قابل فهم نیست. زیرا ارسطو با ترسیم جهان متحرک، معتقد بود که برای گسترش فضایل سه گانه یعنی خردمندی، شجاعت و میانه روی، بایستی تمامی اعضای جامعه را برای فهم غایات مدینه و ایجاد وحدت جامعه سیاسی آموزش داد. ارسطو با انتقاد از افلاطون بر این باور بود که مطلق نگری افلاطون برای راهیابی به عدالت محض موجب شد که تمامی لذات زندگی خصوصی از انسان اجتماعی سلب شود. در حالیکه افلاطون از نقطه عزیمت خود در طرح جامعه عدالت پیشه به فکر یک جامعه عقل گرا بود، ارسطو به یافتن راهی برای نظم عقلانی و محتمل برای اداره جامعه نو فکر می کرد.

کشمکش میان دین و دولت

نقطه عزیمت آگوستین در رساله شهر خدا، ترسیم عدالت نوافلاطونی با تفکر مسیحی است که در تقابل با بت پرستان و برای دفاع از حجیت شریعت و حکومت مسیح به رشته تحریر درآمد. تعریفی که آگوستین نهایتا از عدالت ارائه می دهد در قالب ارتباط بین انسان و خدا و ناشی از دو نیروی خیر و شر معنی می شود. پس چنانچه ارتباط بین انسان ها خداپسندانه باشد، آنها به عدالت رفتار کرده اند و این مسأله حاصل نخواهد شد مگر آنکه انسان ها در کمال تعادل روحی و جسمی به سر برده باشند. با این تفسیر عدالت آگوستین در عین نابرابری انسانها تعریف می شود. به نظر آگوستین عدالت اساس مدینه است.

شهر آسمانی و شهر زمینی

شهر آسمانی جایی است که انسان تنها برای عظمت خدا و ملکوتش تلاش می کند و شهر زمینی جایی است که انسان به عنوان خالق بر ارک خداوند تکیه زده است. در شهر زمینی عشق انسان به خود جای عشق انسان به خدا را گرفته است. نزد آگوستین بهترین دستاورد زندگی در شهر خدا برقراری صلح و امنیت و بالاخره برخورداری از عدالت حقیقی برای شهروندان مدینه است.

از نظر آگوستین اگر انسان می خواهد دوباره به ملکوت پیوسته و در شهر خدا جاودانه شود، باید رشد و کمال خود را از محلی نزدیک به ملوک خدا آغاز کند؛ و نزدیکترین مکان برای هجرت و حرکت به سوی کمال، جایی است که آگوستین به شیوه ای رمزآمیز نام کلیسا بر آن می نهد.

از نظر آگوستین مسأله صلح و آرامش با ایجاد نظم و تناسب ممکن است. وی معیار قضایی خود را نیز تعهدات و وجدان شهروندان قرار می دهد. در شهر زمینی آگوستین فضایل مدنی آنچنان که مطلوب نظر افلاطون است منزلت ندارد. آگوستین معتقد است که ایجاد تعادل در اجزاء مختلف نفس لزوما نمی تواند انسان را به سوی فضایل مدنی هدایت کند. زیرا عدالت پیشگی با آنچه او خدمت به خدا می داند تفاوت بسیار دارد. خادمان خدا صلح و آرامش را در فروتنی، تواضع و فقر می یابند و خدا اگر بخواهد می بخشد و عدالت همان است که او می خواهد. نزد آگوستین خردمندترین انسان ها همانا پیروان راستین مسیحیت هستند، کسانی که عدالت با عمل آنان نوشته می شود و با وجود آنان دیگر نیازی به عدالت نیست؛ و اگر اینان در رأس قوای حاکمه نباشند، هر فرمایشی ناقص و ناعادلانه است.

گفتگوی دین و سیاست

تلاش جان لاک برای سازش دادن بین دو حوزه دین و سیاست بود. از نظر وی جایی که مذهب حاکمیت داشته باشد دیگر نیازی به سیاست نیست. اما از آنجا که مذهب راستین جز با کمک قضاوتهای غیرخطاپذیر پدیدار نمی شود، پس بهتر است برای پایان دادن به قضاوتهای خطاپذیر و ارزشدارانه شخصی، به حاکمیت تجربه گرایانه سیاسی و توافقات غیرایدئولوژیک و یا غیرشخصی به تعبیر لاک بسنده کرد.

نقد مقاله

محور اصلی این مقاله نحوه تعامل دین و سیاست و حوزه های کشمکش میان این دو است. گویی نویسنده می خواست به بهانه عدالت این مسأله را مورد بررسی قرار دهد. به هر حال تلاش شد تا در یادداشت برداری خلاصه وار از مقاله فرازهای مرتبط به عدالت مورد بررسی قرار گیرد. نویسنده در این مقاله به دوران میان یونان باستان و رنسانس می پردازد. دورانی که فضیلت گرایی با اعتقادات مسیحی درهم می آمیزد و سعی در ساخت جامعه ای مسیحی به عنوان جامعه عادل ممکن در این جهان می نماید. با بررسی نگاه اگوستین (بزرگترین متکلم مسیحی این دوره) به عدالت، متوجه می شویم که عدالت از دید وی، به عدالت فقهی در اسلام نزدیک است. وی ظرف دنیا را برای برپایی عدالت کامل محدود می داند و عدالت کامل را در شهر خدا می جوید. یعنی در جهان دیگر. از دیگر سو نه به دنبال ساخت جامعه ای با ساختارهای عادلانه بلکه به دنبال تربیت انسان های عادل است و انسان عادل از دید وی یعنی انسان مسیحی مؤمن.

بیان نویسنده در توضیح نگاه آگوستین به عدالت منسجم است اما این انسجام در میان خطوط رابطه دین و سیاست درهم می شکند. نویسنده در ابتدای مقاله از عدالت شروع می کند اما رفته رفته به مسأله مورد علاقه خود نزدیک و از عدالت پژوهی دور می شود. به نحوی که در بحث از جان لاک، عدالت به فراموشی سپرده شده و در جمع بندی نیز گویی هیچ سخنی از عدالت در این مقاله نرفته است.

 

مقایسه مفهوم عدل در اسلام و مسیحیت با تکیه بر آراء آگوستین

مفهوم عدالت

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در بحثی تحت عنوان کلام فی العداله در ذیل آیات سوره مائده، عدل را رعایت حد وسط و اعتدال و تساوی معنا می کند. ایشان عدالتی را که در فقه آمده است غیر از عدالتی می داند که در علم اخلاق از آن سخن به میان آمده است. عدالت فقهی با پرهیز از گناهان که جنبه عرفی دارد حاصل می شود. در حالیکه عدالت در اخلاق ملکه راسخه درونی است که به گونه ای در انسان پرورش یافته و مخمر شده که فرد را از رفتن به سمت کارهای ناشایست بازمی دارد. عدالت فقهی عرفی است و به حسب ظاهر اشخاص قابل تشخیص است. ضمن اینکه بخش مهمی از عدالت فقهی، معنای سلبی آن است یعنی پرهیز از کارهای خلافی که دین از آن نهی کرده است. حضرت امیرالمومنین عدل را با توجه به مفهوم مقابل آن یعنی ظلم، عدم وضع الشی فی موضعه تعریف می نمایند. علامه طبرسی در ذیل آیه 35 سوره بقره آورده است: اصل ظلم کم کردن حق است.

عدالت در فلسفه سیاسی و علم اخلاق

خواجه نصیرالدین طوسی عدالت را به معنای مساوات و اعتدال درنظر می گیرد. وی معتقد است که هیچ فضیلتی کامل تر از عدل نیست. او مانند افلاطون عدالت را در دو بعد ملاحظه می کند: یکی در بعد فردی و نفسانی و دیگر در بعد اجتماعی. افلاطون معتقد است عدل وقتی در انسان حاصل می شود که بین سه قوه مذکور در انسان تعادل برقرار شود. این معنا را خواجه نصیرالدین طوسی از افلاطون اخذ کرده است. خواجه نصیر عدالت را در سه حوزه مورد بررسی قرار می دهد: اول عدالت در معاملات و معاوضات و دوم در اموال و سوم عدالت در تأدیبات و سیاسات. خواجه در باب معاملات از دینار و پول رایج به عنوان نقشی که در اقامه عدل و برقراری قسط دارد یاد می کند و از طرف دیگر به سه نوع قانون که باید مورد تبعیت قرار گیرند اشاره می نماید: شریعت، حاکم، ترتیباتی که برای برقراری عدالت در جامعه در نظر گرفته شده مثل پول که تعیین کننده ارزش اشیاء برای مبادله است.

عدل در متون اسلامی گاه در برخی امور به عنوان شرطی بیان شده است که منشاء آن تروک و امور سلبی است به معنای عدم ارتکاب. این عدالت بیشتر جنبه سلبی دارد و در آن تنها حسن ظاهر کافی دانسته شده است. اما قسم دیگر عدل جنبه ایجابی دارد و آن به معنای دادگری و پرهیز از ظلم و ستم است. عدلی که در مورد خداوند گفته می شود به همین معناست.

افلاطون در بعد اجتماعی عدالت را یکی از فضایل چهارگانه حکمت، شجاعت، عفت و عدالت تلقی می کرد. از دید او عدالت فضیلتی است که در پرتو آن هر طبقه می بایست به وظایف خود مشغول باشد و پا را از گلیم و حد خود فراتر نگذارد. خواجه نصیر هم اجمالا عدالت را به عنوان یکی از فضایل چهارگانه در بعد اجتماع مورد ملاحظه قرار می دهد.

آموزه های دینی و برپایی عدالت اجتماعی

بحث مهم دیگر در ادبیات مربوط به عدالت، چگونگی اقامه عدل است. ایمان به جهان آخرت نقش تعیین کننده ای در اجرای عدل و تعامل منصفانه آدمیزادگان با یکدیگر دارد. امام محمد غزالی به انگیزه های اجرای عدالت توسط سلاطین و کارگزاران حکومتی پرداخته است. او به سلطان یادآور می شود که از ظلم و ستم، به خاطر عواقب آن بپرهیزد.

آموزه های آگوستین درباره عدل

آگوستین در کتاب شهر خدا بیان می دارد که انحطاط امپراتوری روم ربطی به دین مسیحیت ندارد و ضمن تشریح این دیدگاه به بحث عدل می پردازد. از دیدگاه وی عدل نتیجه تنظیم رابطه خلق و خداست. لازمه اقامه عدل این است که افراد درون خود را اصلاح کنند و رابطه شان را با خالق تنظیم نمایند تا روابطشان باید یکدیگر نیز تنظیم شود. آگوستین اظهار می دارد که برقراری عدل در میان مردمی که صرفا در اندیشه خودپرستی و خودخواهی و منافع شخصی باشند امکان پذیر نیست و اگرچه آئین مسیح در ظاهر در امپراتوری گسترش پیدا کرده بود اما تعالیم آن در روح مردم وارد نشده بود.  به همین سبب امپراتوری روم با عدل بیگانه شده بوده و مسیحیت تنها در ظاهر بود. از نظر آگوستین تشکیل امپراتوری علی الاصول ریشه عادلانه ندارد.

از دیدگاه آگوستین ریشه های عدالت در اعتدال قوای درونی انسان و بکارگیری عقل است. همین نگرش در غزالی نیز مشاهده می شود.

جمع بندی

مفهوم عدل و مراتب آن در آموزه های اسلام و مسیحیت قابل مطالعه تطبیقی است. آگوستین مفهوم عدالت و مؤلفه های آن را با توجه به جهان بینی دینی و در چارچوب نظام جهانی و رهنمودهای کتاب مقدس مورد ملاحظه قرار می دهد. از نظر وی انسان عضو یک جامعه ابدی و جاوید است و این مسأله نقطه افتراق افلاطون و آگوستین  است. عدالت شهروند افلاطون نسبی است و به زمان و مکان محدود است. اما قانونی که مظخر عدالت آگوستینی است تغییرناپذیر است. آموزه های آگوستین پیرامون عدل و ظلم نشأت گرفته از تقسیم بندی وی از شهر خدا و شهر زمینی است.

نقد مقاله

این مقاله، دومین مقاله درباره آراء آگوستین در این کتاب می باشد. به همین سبب برخی از مطالب در آن تکرار شده اند. در این مقاله متوجه اهمیت افلاطون و میزان بسیار اثرپذیری اندیشمندان مسلمان از وی  می شویم. اثرپذیری اندیشمندان هر دو حوزه اسلام و مسیحیت از افلاطون و داشتن ریشه های مشترک توحیدی موجب شده است تا دیدگاه های نزدیکی نسبت به مسأله عدالت در بین اندیشمندان دو حوزه شکل گیرد. نویسنده از سوی مسیحیت، آگوستین را برگزیده اما از سوی اسلام بر روی شخص خاصی متمرکز نشده و به فراخور متن از اندیشمندان مختلفی نام برده است. در حالی که مقایسه اقتضای آن را دارد که دو سوی آن با هم متوازن باشند. همچنین در مقایسه بین آگوستین و اسلام، نویسنده مشخص نکرده از چه روشی بهره می برد.

 

جایگاه عدالت در روابط بین الملل

همواره گروه اندکی از نویسندگان (مانند جان رالز، هدلی بال، استنلی هافمن و تری ناردین) بوده اند که عدالت را دغدغه اصلی و مشروع نظریه پردازی در روابط بین الملل می دانسته اند. کریس براون در رئالیسم سنتی در تلاش برای تببین و توصیف ناممکن بودن حرکت و رفتار عدالت محور از سوی دولتها چنین توضیح می دهد که دولتها بنا بر طبع و غریزه طبیعی شان اصولا درمانده، عاجز و ناتوانند که بخواهند منافع دولت های دیگر را در تعامل با آنها در نظر گیرند مگر آنکه این امر در نهایت دربرگیرنده منافع خودشان باشند. آن دسته از متفکرین که قائل به امکان نوعی مصاحه و سازش میان عدالت و اصول و مبانی بنیادین رئالیسم در روابط بین الملل هستند به مفاهیمی مانند جنگ مشروع یا عادلانه، عدم مداخله و حقوق بین الملل بشردوستانه استناد می کنند.

یکی از مباحث مهم در این حوزه رابطه میان عدالت و نظم یا بی نظمی بین المللی است. عدالت مهم تر است یا برقراری نظم و امنیت؟ این مهمترین سوال چالش برانگیز در روابط بین الملل است. به باور افرادی مانند جان رالز و هدلی بال تحقق عدالت در مقیاس جهانی از طریق تاسیس و تشکیل آنچه که ایشان آن را رژیم جهانی می نامند ممکن می باشد. گرچه خود رالز چنین پدیده ای را آرمان شهری واقع گرایانه نام می نهد که منطقا امکان وقوع دارد.

در میان تئوری ها، تئوری سازنده گرایی نزدیک ترین دیدگاه را به رویکرد عدالت محور در نظام بین الملل دارد. مسائل و پدیده هایی مانند جهانی شدن، وابستگی متقابل و توجیه فلسفی روابط بین الملل در سازنده گرایی تا حدودی قابل حل جلوه می کند.

عدالت در میثاق جامعه ملل

در متن طرح ویلسون شش بار کلمه عدالت بکار رفته بود. در مقدمه و بندهای گوناگون این متن از عدالت به عنوان یک رکن اساسی در روابط میان دولتها یاده شده و اجرای عدالت در سایه حقوق برابر برای همه ملتها خواسته شده بود. در جامعه ملل اولین بار بود که کشورهای ضعیف و کوچک بر اساس یک متن رسمی و بین المللی دارای شئون و حقوقی کم و بیش برابر با قدرت های معظم می گردیدند. اما در میثاف جامعه ملل تنها سه بار به اصل عدالت اشاره شده بود. در مقدمه میثاق و با لحنی نسبتا آرمانگرایانه دو بار از واژگان عادلانه و عدالت در روابط بین الملل و انجام معاهدات استفاده شده است. مورد سوم نیز در ماده پانزدهم میثاق و در بحث مربوط به اختلاف میان اعضاء آمده است.

عدالت در منشور ملل متحد

در منشور ملل متحد تنها چهار بار به اصل عدالت اشاره شده است. این در حالی است که واژه صلح چهل و هفت بار و واژه امنیت یکصد و چهل و هفت بار در منشور ذکر گردیده. این مقایسه سمبلیک نشان از اهمیت و اولویت مقوله امنیت نسبه به عدالت در ذهن بنیان گذاران سازمان ملل متحد دارد. در مقدمه منشور آنجا که به اهداف اساسی و بنیادی سازمان مل می پردازد به اصل عدالت در کنار حقوق بشر و تساوی انسان ها اشاره شده است. هدف اصلی  بالذات بنیان گذاران سازمان ملل تأمین نظم، صلح و امنیت جهانی بوده است و تأمین عدالت جهانی در خوشبینانه ترین حالت تنها یک هدف درجه دوم و ثانوی بود. اشارات مختصری که منشور ملل متحد در متن نهایی خود به مقوله عدالت دارد همگی محصول نوعی مبارزه از سوی هیئت های نمایندگی کشورهای جهان سوم در کنفرانس سانفرانسیسکو بود.

وتو:امتیازی ناعادلانه

جبهه مخالفین حق وتو که تقریبا تمامی کشورهای جهان به جز پنج کشور دارای حق وتو را دربرمی گیرد بر این باورند که اعطای این امتیاز ویژه به پنج کشور قدرتمند جهان یک اقدام غیرعادلانه بوده که به حیثیت و اعتبار سازمان ملل به شدت لطمه وارد کرده است.

جمع بندی

نظام بین الملل هیچگاه بستر مناسبی برای تحقق عدالت نبوده است. در نظام بین الملل کنونی از آن رو که مرزهای جغرافیایی اصلی ترین نمود، مصداق و جلوه تقسیم بندی جوامع و ملت ها تلقی شده و ملاک تمایز و تخصیص امتیاز و توزیع بین المللی فرصت ها، منافع و منابع به شمار می روند، لذا سخن گفتن از عدالت در روابط بین الملل که مستلزم توزیع یکسان این فرصت ها، منافع و منابع در گستره ای فراتر از مرزهای ملی است نوعی تعارض منطقی را دارد.

نقد مقاله

محور اصلی مقاله، تعارض نظم و امنیت با عدالت و اولویت نظم و امنیت بر عدالت در ساختار کنونی نظام بین الملل و نیز در اندیشه ها و نظریات مسلط در این حوزه است. نویسنده برای اثبات این امر به بررسی پوزیتیویستی واژه عدالت در منشور و اساسنامه جامعه ملل و سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین نهادهای همکاری بین المللی پرداخته و در نهایت نتیجه گرفته که به سبب برپایی ساختار فعلی نظام بین المللی بر پایه مرزهای جغرافیایی، سخن گفتن از عدالت دارای تعارض منطقی است. در این باره باید خاطر نشان کرد نویسنده از عدالت مفهوم یکسان بودن را متوجه می شود و در صورت تغییر معنای مفهوم عدالت، ممکن است این تعارض منطقی اساسا برپا نشود. در این مقاله به تعدادی از اندیشمندان معتقد به اولویت عدالت بر نظم نیز اشاره شده که مدخل خوبی برای مطالعه نظریات این دسته از اندیشمندان است.

 

فراز و فرود گفتمان عدالت در دولت های جمهوری اسلامی ایران

در یک تحلیل گذرا سه اصل معنویت، عدالت و آزادی را می توان در زمره آرمان های بنیادی انقلاب قلمداد نمود. بزرگترین آرمان ملت عدالت بود. سوال محوری این نوشتار این است که گفتمان شیعی عدالت چه جایگاهی در نظام جمهوری اسلامی داشته است.

گفتمان اسلام ناب محمدی پس از انقلاب و به وجود آمدن حکومت اسلامی در میان ما پدیدار شده است و هدف آن بر گذشتن از گفتمان های تاریخی شیعی و سنی است که گفتمان های دشمنانه نسبت به هم محسوب می شوند. گفتمان عدالت شیعی نیز به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی گفتمان اسلام ناب محمدی در ادوار مختلف تاریخ توسطط سیاستگذاران مورد توجه قرار گرفته است.

غلبه گفتمان عدالت در مذهب شیعه

ارزش اخلاقی عدالت در شیعه هم در ساحت اجتماعی و هم فردی و هم در ساحت اصول بنیادین مذهب تعریف شده است. اصل عدالت در جهان بینی شیعی در واقع اصل الاصول دیگر ارزش های اخلاقی به شمار می رود. در اندیشه شیعه عدالت در چهار مفهوم بکار رفته است:

الف) یکی از اصول پنج گانه مذهل که ناظر به صفات ذات یا صفات افعال خداوند است و از آن به عدالت تکوینی یاد شده است.

ب) در متون فقهی به وضعیتی اطلاق می شود که در آن حالت عدالت به ملکه اخلاقی برای فرد تبدیل گردیده که رفتار فرد را مطابق احکام و شرایع دینی انجام می دهد و منظور از آن فردی است که گناه کبیره انجام نمی دهد و بر گناهان صغیره نیز اصرار نمی ورزد. این مفهوم از عدالت، عدالت تشریعی نام گرفته.

ج) عدالت فردی که ناظر به روابط انسانی است.

د) عدالت اجتماعی که ناظر به روابط میان افراد جامعه اسلامی است و کاملا جنبه حکومتی دارد.

از دیدگاه استاد مطهری عدالت فردی زیربنای عدالت اجتماعی و عدل الهی و ایمان و عقیده نیز پایه و زیربنای عدالت فردی است.

استقرار نظام بر بنیاد عدالت اسلامی

 مسأله عدالت در روابط اجتماعی در اصل نوزدهم قانون اساسی به شکل تساوی در حقوق و در اصل بیستم به شکل یکسان بودن در ذیل حمایت قانون بودن بیان شده. اصل یکصد و پنجاه و ششم نیز عدالت در احکام قضایی را طرح کرده است. اصل پهارم نیز مساله عدالت در برخورد با غیرمسلمان را مطرح کرده. اجرای اصل چهل و نهم به خوبی چهره عدالت  محور نظام اسلامی ایران را در ابعاد اقتصادی مشخص می کند.

در این مقاله تنها به جایگاه گفتمان عدالت در فضای فکری هر یک از دولت های ایران اسلامی خواهیم پرداخت.

تحول گفتمان عدالت در ادبیات سیاسی دولت های جمهوری اسلامی ایران

در دولت بازرگان عدالت زیرسایه طرح دولت حداقلی بود. ادبیات سیاسی که بازرگان با آن سخن می گفت به هیچ روی مورد استقبال ذهنیت عمومی مردم در آن زمان قرار نگرفت. بدون تردید روی کار آمدن بنی صدر پس از بازرگان که خود را اقتصاددانی توانمند معرفی کرده بود و نیز دولت های پس از بنی صدر که با شعار عدالت اقتصادی وارد صحنه شدند گواهی بر این مدعاست که فاهمه عممی ایرانیان مشکلات خود را از سنخ اقتصادی می دانست و خرد جمعی ملت ایران با مسأله نابرابری های اقتصادی درگیر بود.

شهید رجایی با نادیده انگاشتن مرزهای تعریف شده برای ملت و دولت، گرایش مردم گرایانه را در پیش گرفت که در مرحله سیاسی و اقتصادی بازتابی آشکار داشت. تحت تاثیر سنت مقاومت آنچه که نمود بیشتری در ادبیات سیاسی دولت شهید رجایی یافت عدالت به مفهوم مبارزه با ظلم بود. وجود وضعیت خاص مانند جنگ تحمیلی در برابر انقلاب اسلامی ایران موجب شد تا شهید رجایی، عدالت را نیز با توجه به این پدیده تعبیر و تفسیر کند. به این ترتیب دو مولفه گفتمان سیاسی دولت شهید رجایی کنار یکدیگر قرار می گیرند؛ یعنی تفسیر مکتبی برای پدیده های اجتماعی مردم، مبارزه با ظلم به عنوان مفهومی هم نهاد برای عدالت. تحت تاثیر این نوع تعبیر از عدالت مفهوم اقتصادی عدالت نیز شکل می گیرد. این تفسیر از دو ویژگی مساوات و قناعت برخوردار بود. در این دوران، شرایط جنگ و تحریم های اقتصادی خارجی، مبارزه با مصرف گرایی را به ضرورتی تاریخی برای تحقق عدالت اجتماعی تبدیل کرده بود. تخصیص برابر منابع محدود نیز با اندیشه مردم گرایانه این شهید بزرگوار همخوانی داشت.

اگرچه مهندس میرحسین موسوی پیوسته خاطرنشان می ساخت که دولت وی همان سیاست های شهید رجایی و باهنر را دنبال می کند اما وجه شباهت این دولت با دولت های پیشین تنها در وجود شرایط جنگی و تدوین برنامه های اقتصادی متناسب با شرایط محیطی مذکور بود. اما در کیفیت برنامه ها اختلافات قابل ملاحظه ای می توان یافت. اصلی ترین دغدغه دولت موسوی مسأله عدالت اجتماعی بود اما در این مفهوم روی توجه مهندس موسوی با مستضعفین است. وی محرومیت زدایی را از مصادیق بارز برنامه های علمی عدالت اسلامی می دانست. این توجه خاص به طبقات پایین جامعه موجب می شد تا رویکرد اقتصادی دولت در این دوران با اقتصاد باز، سر ناسازگاری داشته و بیشتر گرایش به نظریات اقتصادی مردم گرایانه و رفاهی داشته باشد. در شرایطی که اقتصاد چپ در دهه 80 در دنیا مورد توجه خاص بود؛ بازتاب راهکارهای اقتصادی این جریانات در برنامه ریزی های دولت امری طبیعی می نمود. از این رو دخالت دولت برای تنظیم بازار بخشی از اصول خدشه ناپذیر و در زمره لوازم عدالت اجتماعی دانسته می شد. مهندس موسوی می گفت: زمینه های استثمار و بهره کشی صاحبان سرمایه و صاحبان قدرت از صاحبان نیروی کار باید از بین برود. مالکیت تعاونی، مالکیت اعضای یک گروه بر یک واحد تولید یا توزیع است... .

دولت با بسط سیر خود در تمامی حوزه های اقتصادی، کنترل و نظارت بر اقتصاد را افزایش داد تا امکان سازماندهی منسجم امکانات بهتر فراهم شود. از سویی برای حفظ پویایی دولت، نهادهای انقلابی مانند جهاد سازندگی و تقویت بخش های تعاونی،... را در دستور کار خود قرار داد. اجرای نظام توزیع کالابرگ و اختصاص یارانه ها باعث شد تا دولت بتواند علاوه بر تامین هزینه های جنگ، دوران استقرار را نیز از سر بگذراند. در این دوران بخش وسیعی از صنایع داخلی، بانک ها، شرکت های بیمه، کشاورزی و ساختمانی، ملی اعلام شد و تجارت خارجی نیز تحت نظارت مستقیم دولت قرار گرفت. به این ترتیب سیاست های کنترلی دولت و مهندسی اقتصاد که از ویژگی های دولت در اقتصادهای چپ است در این دوره بسط یافت.

در گفتمان عدالت دولت هاشمی رفسنجانی روی سخن دولت با صاحبان سرمایه و بخش بالای هرم جامعه بود. اعتقاد دولت بر آن بود که در سایه افزایش حجم سرمایه است که عدالت به معنی بهره مندی همه اقشار جامعه از قدرت اقتصادی و کاهش فقر فراهم می شود. نگرش اقتصادی دولت هاشمی نیز با جریان اقتصاد جهانی مطابقت داشت. در این دوره گرایش به اقتصاد بازار در سراسر دنیا شدت گرفت. به دنبال اتخاذ سیاست تمرکززدایی دولت مقرر شد تا همه بنگاه های اقتصادی که از آغاز انقلاب ملی اعلام شده بود به بخش خصوصی واگذار شود. نگاه نیز از مردم متوجه مسئولین و مدیران نظام معطوف شد. در عرصه فرهنگی نگاه دولت به شکل تغییر در الگوی مصرف و گرایش به مصرف گرایی خود را نشان داد. آقای هاشمی عدالت را بر اساس میزان بهره مندی تعریف می کند و آن را در ایجاد زمینه فعالیت و ادامه حیات اقتصادی مردم می داند.

گفتمان سیاسی دولت خاتمی حرکت خود را از مفهوم آزادی آغاز می کند و در پرتو این ارزش اخلاقی می توان دیگر ادبیات سیاسی دولت را نیز ترجمه و تفسیر کرد. در حقیقت تقدم ارزش شناختی آزادی بر عدالت در این دولت پذیرش می شود. از نظر خاتمی دوام و بقای دین و عدالت به وجود آزادی است: دین اگر در مقابل آزادی قرار گرفته لطمه دیده است... عدالت اگر در مقابل آزادی قرار گرفته لطمه خورده است... در دنیای کمونیستی دیدیم که عدالت اقتصادی در برابر آزادی قرار گرفت و شکست خورد.

تفوق گفتمان توسعه سیاسی حداقل در گفتار موجب شد تا موضوع عدالت به مسأله ای ثانوی تبدیل شود و طرح عدالت به عنوان نتیجه آزادی موجب شد تا این مسأله جایگاهی حاشیه ای پیدا کند و بیش از آنکه صبغه ای اقتصادی داشته باشند، رنگ و بویی سیاسی داشته باشند.

دولت احمدی نژاد سعی داشت با بازتعریف نظریه ای تازه خود را به عنوان جریانی خلاف آمد جامعه جهانی معرفی کند. دغدغه بنیادین این دولت در حوزه فرهنگ عمومی جامعه ریشه داشت و عدالت گستری محوری ترین و ابتدایی ترین اصل این دولت تعریف می شد. این وضعیت نتیجه تولد حسی نوستالژیک نسبت به سالهایی بود که اختلافات اقتصادی و طبقاتی در میان اقشار مختلف جامعه گسترش چندانی نداشت. این احساس دلتنگی عمومی نسبت به تحقق آرمان های برابری طلبانه برای تمامی اقشار جامعه موجب شد تا در دوره استقرار بازگشتی عمومی به آرمان های بنیادین انقلاب صورت گیرد. دولت جدید عدالت را وضعیتی مربوط به چهار حوزه مورد نظر اسلام فردی، اعتقادی، فقهی و اجتماعی- می داند. چراکه معتقد است فقدان عدالت در سه حوزه فردی، اعتقادی و فقهی در جوامع غربی موجب بروز بحران معنویت و هویت شده است.

دولت احمدی نژاد تلاش کرد روند خصوصی سازی را به توزیع میان عامه مردم از طریق سهام عدالت یا واگذاری کارخانجات به اقشار محروم دهک های پایین درآمدی تغییر دهد تا شکاف طبقاتی موجود می تواند به شکل قابل توجهی تقلیل یابد. از این رو دو هدف خصوصی سازی و بازتوزیع سرمایه به صورت همزمان صورت می گیرد.

جمع بندی

کلیه دولت هایی که در ایران با رأی مردم به قدرت رسیده اند در تشریح اهداف خود عدالت را فراموش نکرده اند زیرا مفهوم شیعی عدالت جوهره اصلی انقلاب ایران را می سازد.

نقد مقاله

مقاله مسأله مهمی را مدنظر قرار داده است و آن فراز و فرود عدالت در نظام جمهوری اسلامی است. مرور سریعی که مقاله بر این موضوع داشته اهمیت آن را بیش از پیش روشن ساخته و نیاز به بررسی مفصل این مسأله را آشکار می سازد. اما مهم ترین نقطه ضعف این مقاله را می توان بی ارتباطی بخش نظری گفتمان به بدنه اصلی مقاله دانست. اول آنکه مشخص نیست مدنظر نویسنده از مفهوم گفتمان دقیقا چیست؟ با آنکه نویسنده به نظرات فوکو استناد کرده ولی گویا در ذهن وی از مفهوم گفتمان، واژه گفتار نهفته است. دوم آنکه گفتمان هیچ ارتباطی به بدنه اصلی مقاله ندارد. می توان کل بخش گفتمان را از مقاله حذف کرد بدون آنکه به ساختار مقاله آسیبی برسد. از گفتمان در بدنه اصلی مقاله هیچ استفاده ای نشده است.

 

نقد کتاب

مشخص نیست مقالات کتاب عدالت و سیاست بر چه مبنایی گردهم آورده شده اند. در سه مقاله نخست عدالت از نگاه سه تن از بزرگان دین و نیز بنیانگذار انقلاب اسلامی بررسی شده، در مقاله بعدی عدالت از نگاه آگوستین مسیحی بررسی شده و در ادامه به مقایسه دیدگاه اسلامی و آگوستین پرداخته شده. تا اینجا عدالت در پرتو دین را می توان محور مشترک مقالات دانست. اما دو مقاله انتهایی ارتباطی به این محور ندارند. از دیگر سو نبود ساختار مبتنی بر هدف مشخص در کتاب موجب تکرار برخی از مضامین در مقالات شده است. برخی مقالات هم مبتنی بر انسان عادل نگارش شده اند و برخی دیگر مبتنی بر نظریه عدالت. سطح نگارش مقالات و شیوه بیان آنها نیز با هم متفاوت است. با رجوع به محتوای کتاب این احتمال پدید می آید که بهتر بود عنوان کتاب عدالت در سیاست. عنوان فرعی کتاب نیز نه تنها در محتوا چندان منعکس نشده بلکه بیشتر منحرف کننده مخاطب از محتوای اصلی است.

از این اشکالات اگر بگذریم، کتاب برای خوانشی فرعی در مراحل ابتدایی عدالت پژوهی مناسب است. چراکه در مقالات خود به بررسی نظریه عدالت از نگاه امام خمینی با طراحی ساختاری همه جانبه می پردازد، به دوران مورد غفلت مابین یونان باستان و رنسانس می پردازد، تاثیر عقل بشری را در تعریف دینی از عدالت مورد بررسی قرار می دهد، مداخلی برای بررسی عدالت در نظام بین الملل معرفی می نماید و در نهایت به بررسی عدالت در دولت های نظام جمهوری اسلامی می پردازد.


پ.ن:

+خرید اینترنتی کتاب

+نقد کتاب در شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی