مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
جمعه, ۱۸ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۲۰ ب.ظ

مروری بر یک میزبانی اجباری

نکته:

این متن را زمانی در یکی از صدها بولتن محرمانه این مملکت چاپیدم. متعلق است به دوران تمرین نویسندگی.


 

... و همینطور مهمان هایی که داریم، خوب افغانی هستند، مسلمان هستند یا فرض کنید که عراقی هستند یا بیچاره ها را از خانه های شان دور کردند، مال شان را بردند، خودشان را فرستادند اینجا، خوب باید چه کرد با این ها؟ نباید این ها را پذیرایی کرد؟ ما مسلمانیم، آن ها هم مسلمانند، ما باید از آن ها پذیرایی کنیم، خدمت کنیم به آن ها و این دولت است که دارد این کار ها را می کند.

بیان این عبارات از سوی امام خمینی رحمه الله علیه سرآغاز حضور برادران افغانی در ایران، آنهم در حجمی گسترده بود. در سال 1979 میلادی نیروهای ارتش شوروی در پی مبارزات مجاهدین با حکومت کمونیستی ببرک کارمل وارد خاک افغانستان می شود. متعاقب آن امام خمینی در سخنانی آوارگان افغانی جنگ زده را میهمان خطاب می کند و دولت وقت هم با باز گذاشتن مرزها بسیاری شان را می پذیرد. در این دوران تعداد افغان هایی که به ایران پناهنده شدند و به اشتباه واژه مهاجر بر آنان اطلاق گردید به سه میلیون و یکصد هزار نفر رسید. معمولا کشورها جمعیت  های عظیم پناهنده را در کمپ هایی جدا از جوامع خود نگه داری می کنند. اما ایران چنین کاری را نکرد و این جمعیت افغانستانی وارد اجتماعات شهرها و روستاها شد. استانهای خراسان، تهران، قم و اصفهان از مهم ترین مراکز تجمع برادران افغانی بود.

با پایان یافتن حاکمیت کمونیست ها بر افغانستان و تشکیل دولت مجاهدان بسیاری از افغان ها به کشورشان مراجعت کردند. اما ظهور پدیده شوم طالبان بار دیگر روند حرکت جمعی را معکوس و به سمت ایران نمود. به نحوی که در دوران سلطه طالبان، ایران با پذیرش دو میلیون و هشتصد هزار پناهنده افغانی بزرگترین جمعیت افغانی های دور از وطن را در خود جای داد. پس از ایران پاکستان و عمدتاً پشتون زبانان مقصد پناهندگان افغانی بود. این دو کشور در دوران سلطه طالبان بر روی هم پنج میلیون و سیصد هزار افغانی را در خود جای دادند. این در حالی است که سایر کشورهای جهان تنها حداکثر ششصد و چهل هزار تن از پناهندگان این کشور را در خود جای داده بودند.

این تجربه گرانبها در رابطه با مسئله هویت ملی و فراملی شدن آن در سالهای تثبیت نظام جمهوری اسلامی نصیب ایران گردید اما در برخورد با آن اشتباهاتی صورت پذیرفت که در زیر به آنها اشاره می شود:

الف) رسانه ای نشدن خدمات

حداکثر سخنی که جمهوری اسلامی ایران نه تنها در مجامع بین المللی بلکه در رسانه های داخلی درباره پناهندگان افغانی بیان می کرد، این بود که تنها بسیاری از آوارگان جنگ را در خود پناه داده. این امر سبب می شد تا فضای بین المللی و حتی داخلی علیه جمهوری اسلامی شکل پذیرد. به نحوی که با برجسته نمودن برخی از مسائل (مانند ممنوعیت ورود افغان ها به پارک صفه اصفهان در روز سیزده فروردین و یا عنوان نمودن ممنوعیت اهدای پیوند عضو از ایرانیان به خارجیان که به سبب جلوگیری از قاچاق اعضا مصوب شده) درصدد القا و برچسب زنی به نظام اسلامی با مطرح نمودن مفاهیمی چون رژیم آپارتاید پنهان نمودند.

لطفا به موارد زیر دقت کنید:

-          پذیرش افغانهای بی هویت (بدون برگه های هویتی) برای زندگی در جوامع و شهرها

-          دانش آموزان بی هویت اتباع بیگانه (یعنی فرزندان بدون ویزا، پاسپورتف شناسنامه یا هر مدرک هویتی دیگر) در شیفتهای ویژه مدارس می توانند تحصیل کنند.

-          هزینه روزانه 5 دلار برای هر پناهنده افغانی از سوی دولت ایران و پرداخت سالانه تنها  10 دلار برای هر پناهنده افغانی در ایران از سوی سازمان های بین المللی به دولت ایران

-          ساخت 1400 مدرسه ویژه افغان ها که تنها در ساخت 15 مدرسه کمیساریای عالی پناهندگان و سایر کشورها مشارکت داشتند.

-          بیمه 210 هزار تن از افغان ها

-          بیمه رایگان بیماران افغانی سرطانی و نیز بیماران افغانی دچار بیماری های حاد

-          نگارنده بیاد دارد دکتر الماسی از اساتید بزرگ علم حقوق یک بار می گفت که در دانشگاه تهران شورایی جهت ایجاد امکان ادامه تحصیل دانشجویان پناهنده افغانی در این دانشگاه ایجاد شد. این شورا با فرض عدم امکان آوردن مدارک دانشجویی، افراد را مصاحبه می نمود و به صرف موفقیت در مصاحبه به این افراد اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه معتبر تهران داده می شد.

این در حالی است که در سایر کشورهای جهان پناهندگان در اردوگاهها نگه داری می شوند. برایشان پرونده تشکیل می شوند و تا صدور حکم حق خروج از اردوگاه را ندارند. چند سال پیش هم که مسئله خروج افغانهای غیرقانونی مطرح شد، تنها سه درصد از افغان ها در اردوگاهها زندگی می کردند. می توان با مقایسه وضعیت حاکم بر پناهندگان سوری در اردوگاههایی که ترکیه در خاک خود برای آنها تدارک دیده شده به حجم خدمات نظام اسلامی پی برد. کافی است تنها یک مورد از وضعیت پناهنگان سوری در ترکیه بیان شود: تجاوز نظامیان ترکیه ای به بانوان پناهنده سوری حاضر در اردوگاهها.

ب) عدم آگاهی دادن به جامعه

فرض بر این بود که دو کشور دارای فرهنگ و دین یکسانند. بنابراین برای حضور افغانها در جامعه ایرانی زمینه سازی نشد. نتیجه آن بروز مسائل و مشکلات اجتماعی مختلف در پی این حضور بود. البته میزان این مسائل و مشکلات با توجه به حضور سی ساله و نیز تعداد افغانها در ایران ناچیز می نماید. اما با بزرگنمایی های صورت پذیرفته درباره همین مشکلات موجب شکل گرفتن تصویری اشتباه از ملیت و هویت افغانی نزد هموطنانمان شد.

بیشتر افغانی های حاضر در ایران از اقشار و طبقات ضعیف جامعه افغانستان بودند و نخبگانی مانند شاعر گرانقدر افغان، آقای محمدکاظم کاظمی در بین آنها اندک. مشکلات گریزناپذیر آوارگی و سختی های زندگی در کشور بیگانه را هم بیافزایید. نتیجه آن جرم خیز بودن محلات افغان نشین شهرهاست.

اما به سبب کم کاری رسانه های گروهی هموطنانمان شیوه زیست، حد فکری و میزان جرم در میان گروههای افغانی حاضر در ایران را به کل هویت و ملیت افغانی تعمیم داده. امری که امروزه موجب رنجش همسایه افغانی مان شده و در میان افغان ها بازتاب نامطلوبی داشت. واقع امر آن است که عموم هموطنانمان تصور می کنند که افغانی به لحاظ سطح فکری هم پایین است و امکان وجود نخبه فکری، علمی، فرهنگی و اجرایی را میان ملیت افغانی باور ندارند.

شاید مهم ترین مشکل اجتماعی که اکنون معضل جامعه ایرانی شده است، ازدواج دختران ایرانی با مردان افغانی است. این ازدواج ها عمدتاً به سبب فقر شدید در مناطق مرزی ایران صورت می پذیرفت. دولت را می توان در این زمینه متهم نمود. دولت در سی سال اخیر باید برنامه ویژه ای جهت آگاهیدن مردم روستاها و شهرهای مرزی در زمینه مشکلات ناشی از چنین ازدواج هایی تدارک می دید.

طبق قانون افغانستان ازدواج با مرد افغانی سبب انتقال اجباری تابعیت زوج به زوجه شده و زوجه اجباراً باید در جایی زندگی کند که زوج می گوید. به این مسئله مصیبت پناهندگان بی مدارک هویت و غیرقانونی را هم بیافزایید. ازدواج با پناهندگان افغانی غیرقانونی موجب عدم سبب قانونی این ازدواج های شرعی می شد. در نتیجه فرزندان حاصل از این ازدواج ها بی مدارک هویتی بوده و مشکلات فراوان این بی هویتی گریبان گیر آنان می شد. تعداد قابل توجهی از این ازدواج ها احتمالا جهت تسهیل در اقامت و زندگی مردان افغان غیرقانونی صورت پذیرفت.

به گفته یکی از مسئولان سفارت افغانستان در ایران تاکنون حدود 70 هزار ازدواج افغانی با ایرانی صورت پذیرفته. این روند پس از سال 80 و افزایش آگاهی مردم نسبت به عواقب ازدواج غیرقانونی کاهش چمشگیری داشت. از این تعداد حدود 5 هزار ازدواج غیرقانونی است.

قوانین متعددی جهت حمایت از فرزندان حاصل از چنین ازدواج هایی مصوب شده اما مسئله اصلی عدم آگاهی خانواده های ایرانی در زمان صورت پذیرفتن چنین ازدواج هایی  بود. این عدم آگاهی بود که عواقب ناشی از آن را در پی داشت.

برخی از مردان افغانی به افغانستان بازگردانده می شوند و یا برمی گردند در حالی که در ایران صاحب همسر و فرزند هستند. این مسئله موجب مصائب عظیمی برای بانوان ایرانی این افغان هاست. زیرا با فرزندانی در ایران تنها گذاشته می شوند که نام پدرشان در شناسنامه شان نیست. اصلا شناسنامه ای ندارند.

مسئله جنبه دیگری هم دارد: معضل اجبار زن در تبعیت از شوهر در محل زندگی . تصور بر این بود که اشتراکات فرهنگی، دینی و تاریخی میان دو ملت سبب شیوه زیست یکسان می شود. در حالی که اینگونه نیست. جامعه افغانی یک جامعه قبیله ای مردسالار است. با وجود تلاش های فراوان سفارت ایران در افغانستان بسیاری از مشکلات زندگی در جامعه افغانی، میان طبقات ضعیف این جامعه برای بانوی ایرانی اجتناب ناپذیر است.

ج) شدت عمل بی توجیه در اجرای قانون

پس از تشکیل دولت آقای حامد کرزی در افغانستان، ایران اعلام نمود که شرایط افغانستان مساعد شده و پناهندگان غیرقانونی باید به کشورشان باز گردند. حدود 900 هزار افغانی در ایران گذرنامه و ویزا دارند و بقیه غیرقانونی اند. این مسئله عادی بود، به هر حال اصل بر بازگشت پناهندگان افغانی بود نه ماندگاری آنان. چراکه نظام سیاسی در حال تثبیت ایران قادر به جذب اینهمه پناهنده از طبقات پایین در جامعه تحت امر خود نبود. پناهندگان افغانی یک اجبار بودند نه یک اختیار.

اما برخی از برخوردها از سوی نیروی انتظامی به عنوان مجری زیبنده نظام اسلامی نبود. مانند بازگرداندن مرد افغانی که همسر و فرزندنش در یکی از بیمارستان های قم سرگردان بودند ولی مامور وظیفه بی توجه به این مسئله آن مرد را دستگیر و وی شبانه به اردوگاه و از آنجا سریعا به افغانستان بازگردانده می شود.

می شد این قانون را کمی بهتر و با توجه به شرایط زندگی افغان های غیرقانونی اجرا نمود.

 

انتها:

حضور پناهندگان افغانی در ایران اسلامی تجربه گرانبهایی بود. ما متوجه شدیم که اشتراکات تاریخی و دینی به معنای شیوه زیست یکسان نیست. متوجه شدیم که هجوم یکباره مشکلات امنیتی هم به دنبال دارد. مطمئنا باور طبقات ضعیف افغان پس از حضور دوباره در افغانستان به صورت کلی درباره ایران مثبت خواهد بود و این یعنی استمرار نفوذ ژئوکالچری ایران در حوزه آسیای میانه.

پیشنهاد می شود ایران توجه خود را از طبقات ضعیف جامعه افغان و فراهم نمودن امکانات برای آنان به سوی نخبگان فکری و فرهنگی جامعه افغانی متمرکزکند.  روش حوزه علمیه قم در جلب طلاب افغانی باید به دانشگاه ها و ایجاد بورسیه های خاص افغان ها تسری یابد. همچنین در اعطای تابعیت مانند گذشته سختگیری نشود زیرا نخبگان هر جامعه عامل نفوذ مستقیم در آن جامعه است.

افغانستان برادر مسلمان ایران است. در کنار آن حیاط خلوت سیاست خارجی ایران نیز هست. ایران نباید به کشورهای غربی اجازه نفوذ در ساختار سیاسی و چارچوب های فرهنگی جامعه افغانستان بدهد. آنهم با مقابله متقابل یعنی جذب نخبگان افغانی به سمت خود نه با بیانیه وزارت امور خارجه و اظهار تاسف خشک و خالی.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۱۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی