مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۴۹ ب.ظ

خیابان استقلال


بایزید و بغل دستش دانشگاه استانبول، سلطان احمد، سلیمانیه، حربیه، حصار استانبول، اصلا تو بگو دو طرف خلیج همگی شان یادگار دوران عثمانی اند. دوران عظمت استانبول. دورانی که آقایی می کرد و آن مرد اروپایی گفته بود استانبول مرکز جهان خواهد شد.

اما میدان تقسیم و خیابان استقلال یادگار دوران عثمانی نیستند. این دو قلب مدرنیته استانبول اند. تغییر یافته و سربرآورده از خاکستر دورانی که قرار بود حذف شود و نشد. خیابان کبیر عثمانی به خیابان استقلال مبدل شد و میدان تقسیم هم با هیکل جمهوریت خود ترکیه مدرن آتاتورک را فریاد می زد. 

خود را در میدان تقسیم می یابم. شاید زیادی منتقدانه نگاه می کنم ولی این میدان که چیزی ندارد... فضایش کاملا متفاوت است اما جذاب نیست، یگانه نیست، اصلا این طور بگویم که اصل نیست. کپی است. دنبال خیابان استقلال می گردم. شروع می کنم به حرکت در خیابان استقلال. اگر چپگرا بودم می گفتم خیابان استقلال یک نماد تام و تمام سرمایه داری است برای راضی نگه داشتن قشر متوسط به بالا. که راضی شان کند شما هم هستید. سرمایه داری شما را هم می بیند و به فکرتان است. باید بفهمم چرا به این خیابان "استقلال" می گویند در حالی که کل استقلال فرهنگی دوران اخیرش از غرب را در بستنی فروش هایش می بینم با لباس های عثمانی شان. 

دو طرف خیابان پر است از مغازه های لباس و اغذیه فروشی. کوچه پس کوچه هایش داد می زد که شب ها یک دنیای متفاوت اینجا در جریان است.

می روم تا اینکه به یک مسجد کوچک می رسم. کسی نیست. میروم داخل و بعد وضو و ورود به مسجد یادم می افتد که مهر نیاورده ام. دلم از خودم حسابی می گیرد. به قفسه کتاب های مذهبی مسجد نگاه می کنم و یک کاغذ تبلیغ دینی پیدا می کنم و سمت سفید آن: الله اکبر.

مساجد استانبول سبک عثمانی اند و مطابق مذهب حنفی دور تا دور سقف، این اسامی نوشته شده: الله، محمد، عمر، ابوبکر، عثمان، علی، حسن، حسین. خیابان استقلال خواسته نماد مدرنیته باشد اما هنوز نتوانسته از جذابیت های دورانی که قرار بود حذف شود دل بکند. 

از مسجد خارج می شوم. در حیاط کوچک مسجد دو اعلان تبلیغی زده اند. هر دو مربوط اند به فطریه و دادن آنها به دو سازمان بین المللی که در حوزه افریقا و سوریه فعال اند... .

احتمالا به آخرهای خیابان استقلال رسیده ام. عرض خیابان کوچکتر، بین المللی بودن آن کمتر و جمعیت آن نیز کمتر می شود. خیابان تمام می شود و به پل عریض و طولانی گالاتا بر روی خلیج می رسم.

دنیای متفاوت شب های خیابان استقلال و کوچه پس کوچه های آن و انتهای آن، یک دنیای کثیف است. با معیارهای غربی اش می شود دنیای زباله های تمدن غربی. هر فکری درباره زباله های غربی می کنی... چند درجه بدترش کن... می شود دنیای متفاوت شبانه استقلال.

حکومت اسلامی و سنتی عثمانی برای ترکیه امروز عظمت و احترام و دانش به جای گذاشته. 

حکومت سکولار و مدرن قرن بیستم برای ترکیه دست و پا زدن طبقه متوسط  جهت دستیابی به حس متوهمانه جزو اشراف بودن و زباله های تمدن غربی را به جای گذاشته. 

خودم را جای حزب عدالت و توسعه می گذارم... حق دارند بندگان خدا. حق دارند که در رویاهای خود هم عثمانی را ببینند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی