مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
سه شنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۸ ق.ظ

خلاصه فصل نیاز کتاب "Elements of Justice"

تأملاتی در باب نیاز

فصل با داستان کوتاهی شروع می شود، داستان درباره پدری است که به فرزندش قول داده در صورت انجام دادن کاری مقداری پول به او بدهد، به وقت دادن پول پدر با این استدلال که وی به پول بیشتر از فرزندش نیاز دارد، از دادن پول به مقدار وعده داده شده استنکاف کرده و استدلال نیاز خود را به عدالت مرتبط می کند.

سپس سوالاتی درباره عادلانه بودن یا نبودن کار پدر طرح شده و در ادامه بخش های فصل توضیح داده می شوند. در انتها نویسنده توضیح می دهد که قصدش افزودن چیزی بر گفته های دیگران در این باب نیست بلکه هدفش بیان این نکته است که نیاز جزو اصول غیرقابل تقلیل اصول اصلی عدالت است و نقش مفیدی در شرح دیگر اصول اصلی عدالت دارد.

بخش های فصل:

-          سلسله مراتب نیاز:

ارائه یک تصویر کلی از عدالت مطابق نیاز

-          نیاز به عنوان اصل توزیعی

توزیع بر اساس نیاز

-          فراتر از اعداد و شمارش ها

مردم چه چیزی را نیاز دارند؟ زمانی که توزیع بر اساس نیاز، نیاز آنها نیست

-          به چه چیزی نیاز داریم؟

 

سلسله مراتب نیاز

فرضیه اصلی بخش: برای ساخت جامعه ای بهتر از جوامع دیگر، هیچ چیزی را نمی توان جایگزین مفهوم گران سنگ نیاز کرد: مجموع چشم انداز شکوفایی انسان.

-          نیازها در برابر دعاوی نیاز

تفاوت بین نیازها و خواسته مسأله مهمی است. البته اغلب میان این دو تفاوتی نیست. لزوما به شکاف طبیعی بین این دو نمی رسیم و می توان به مواقع نیاز از شکاف مصنوعی نیز بهره برد. {این شکاف عادلانه خواهد بود؟}

-          سلسله مراتب نیاز

تئوری مازلو سلسله مراتب نیاز را مشخص کرده است. برآوردن نیازهای قاعده هرم در اولویت قرار دارند نسبت به نیازهای رأس هرم.

-          واقعیت

در مسأله نیاز شاهد یک سه گانه فرد، امر مورد نیاز و هدف. در هیچ کدام از این سه، نیاز به صورت مستقل دارای بار اخلاقی نیست. یعنی چه؟ یعنی اگر هر کدام از این سه گانه را حذف کنیم، نیاز بی معنا می شود.

 

نیاز به عنوان اصل توزیعی

فرضیه اصلی بخش: توزیع مبتنی بر نیاز تنها زمانی امکان پذیر است که این نوع توزیع از قابلیت خودبازرسی برخوردار باشد.

-          گذراندن خودبازرسی

بیان می شود که توزیع مبتنی بر نیاز، نیازهای ما را رفع می کند. اما اینگونه نیست. توزیع مبتنی بر نیاز زمانی پاسخگو خواهد بود که اول مشخص بشود مردم به چه چیز نیاز دارند. توزی مبتنی بر نیاز باید ذیل اصل گذراندن خودبازرسی قرار گیرد تا بتواند پاسخگو باشد.

اگر نیازها مشخص باشد، توزیع مبتنی بر نیاز می تواند عدالت تلقی شود. اما در مثال ابتدای این بخش مشخص شد که گاهی توزیع مبتنی بر نیاز نمی تواند از آزمون خودبازرسی عبور کند. چرا که پسر عدالت را در توزیع مبتنی بر حق و حق را اصل وفای به عمل متقابل می دید.

-          پرورش توانایی پاسخگویی به نیاز

فرض کنید مدال طلا نه به دونده اول، بلکه به دونده دوم تعلق بگیرد زیرا او به آن بیشتر نیاز دارد... در بیشتر زمینه های توزیع مبتنی بر نیاز نتیجه بخش نیست. زیرا مردم به آنچه که به آن نیاز دارند نمی رسند.

اگر واقعا دغدغه نیاز داریم، باید ساختار اجتماعی ای داشته باشیم که به مردم اجازه دهد و آنها را پرورش دهد که چه کارهایی انجام دهند. در درازمدت توزیع مبتنی بر نیاز موجب کاهش نیازهای مردم نشده است. فرضا اگر برآوردن نیازها هنوز مهم ترین اصل است، نمی توانیم آن را از اعطای حقوق جدا کنیم. مثلا هنوز در امور تولید، توزیع مبتنی بر بهره وری به عنوان یک حق در امر تولید رواج دارد.

-          قوانین اولیه و قواعد شناخت

دو نوع قانون داریم: اولیه و ثانویه. قوانین اولیه مانند تعهد اجتماعی است و قوانین ثانویه مبتنی بر آن طرح می شود. مثلا در مسأله سرعت غیرمجاز، علامت بیش از 30 کیلومتر ممنوع است یک قانون ثانویه است. علامت های سراسر جاده نشان دهنده رعایت عدالت در آن جاده است. البته اگر از چه بودن خود عدالت سوال کنیم، به فراتر از مفهوم عدالت نیاز داریم.

نیاز به عنوان یک قاعده شناخته شده می تواند نقش پاسخ دهنده را در کنار شایستگی واستحقاق،  معامله به مثل، مساوات ایفا کند.

پس دو نوع نگاه به نیاز را می توان نام برد. اول؛ نگاه محدود به نیاز به عنوان عنصر بهتری برای عدالت نسبت به دیگر عناصر عدالت. دوم؛ نیاز به عنوان قاعده شناخت، قاعده ای برای شناسایی و تشخیص اصل واقعی عدالت

-          بحث

اگر دانش آموزی برای ورود به دانشکده پزشکی به نمره 20 نیاز داشته باشد و فرض کنیم استدلالی وجود داشته باشد که به ما بگوید هیچ اصلی مهم تر از نیاز نیست، در این حالت معلم باید نمره این دانش آموز را مبتنی بر نیاز بدهد یا مبتنی بر استحقاقش؟

 

فراتر از اعداد و شمارش ها

فرضیه اصلی: مردم نیاز دارند بدانند که چه انتظاری از یکدیگر داشته باشند.

-          قطار برقی و بیمارستان؟

بهبود ارزش (انجام بهترین کاری که می توانید انجام دهید) تنها معیار ممکن است یا یکی از (با محتوای غایت فردی) معیارهای در دست ماست؟ مثال معروف قطار برقی و بیمارستان اینجا هم بیان می شود. مثال بیمارستان برهم زننده ساختار اجتماعی است. اینجا نیاز نمی تواند معیار باشد چون موجب برهم خوردن ساختار اجتماعی می شود. همچنین مثال بیمارستان به ما نشان می دهد اگر حقوق فردی را به رسمیت نشناسیم، نمی توانیم عدالت داشته باشیم.

-          اقدام یا اعمال؟

حقوق می توانند محاسبات فایده گرایان نتیجه گرا را تخصیص بزنند. {نویسنده بنا به سنت لیبرالی حاکم فعلی، از بین حق و خیر، حق را ارجح می داند} برای رسیدن به اهداف خیر، ما به مردمی نیاز داریم که به حقوق احترام بگذارند تا بتوانیم نظامی از انتظارات و مسئولیت ها  را داشته باشیم و از طریق آن پتانسیل های بالقوه بزرگتری را داشته باشیم. خودداری از قتل یک فرد سالم برای 5 بیمار، با نگاه استیوارت میلی جهان بهتری می سازد. رالز با مثال ضربات بیسبال به نوعی خلاف این امر را معتقد است. اما در مثال رالز تفاوت میان قاعده کلی و قاعده عملی رعایت نشده و این دو با هم خلط شده اند.

تفاوت نتایج قطار برقی و بیمارستان ما را به این امر رهنمون می کند که خیر لزوما با بهینه سازی به دست نمی آید بلکه با توانایی اعتماد به همدیگر به دست می آید.

-          واکنشی زودهنگام

عقل ما تلاش دارد راه سومی را در دو مثال ذکر شده بیابد، معمولا در جهان واقعی می توان راه سومی را یافت. رالز و نوزیک می گویند عدالت در احترام به کثرت انسان هاست. به این معنا، عدالت یافتن راه سوم است.

 

به چه چیزی نیاز داریم؟

فرضیه اصلی: فهم عدالت، فهم این نکته است که چه چیزی برای همسایه مان خوب است.

-          یک اقتصاد توسعه یافته

چه چیزی زندگی کودکان ما را بهتر می کند؟ مهم ترین چیزی که ما نیاز داریم یک اقتصاد توسعه یافته است

-          یک فرهنگ صلح طلب و مسالمت آمیز

دو اشتباه نمی توانند حق شمرده شوند، زیرا اشتباه دوم ما را به سمت اشتباه سوم سوق می دهد. تاریخ ما سرشار از امتیازاتی است که نمی توانستند تسویه شوند.

-          فرهنگ مسئولیت پذیری شخصی

-          خیرخواهی اولیه

این امر موجب می شود زندگی را به عنوان یک بازی با حاصل جمع صفر در نظر نگیریم. اشاره دارد به بخش  دوم اصل تفاوت رالز.

همسایه خوب بودن به معنای قربانی  شدن نیست.

-          ما به کمال نیاز نداریم

نگاه عمل گرا باید داشته باشیم. تصور اجتماعی از عدالت، تصور پاسخ به یک مشکل در حال به وجود آمدن است. پاسخی که الان مطلوب تصور می شود برای آینده ممکن است کمتر از حد مطلوب باشد.

البته برخی از اجزای عدالت همیشه ثابت خواهند بود. عدالت همیشه به استحقاق و شایستگی، عمل متقابل، مساوات و نیاز ربط خواهد داشت.

 

خاتمه

نویسنده به یک نظریه یکپارچه عدالت معتقد نیست. عدالت معیارهای مختلفی دارد و یک مفهوم خوشه ای است. عدالت بیش از یک چیز است. نویسنده امکان توافق کامل بر روی مفهوم عدالت را دور از دسترس می داند. البته افزایش رفاه در هر حال از فقر بهتر خواهد بود.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی