مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات
شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۳۶ ب.ظ

تضاد خون و خدا: نسخه کردستان

مفتی زاده - شهید بهشتی - بنی صدر

گفتگو

آیا مذهب (منظور از مذهب در این متن، مذاهب اسلامی است) با قومیت­ گرایی در تضاد است؟ آیا یک فرد مذهبی نمی ­تواند فردی قومیت­ گرا نیز باشد؟ در نگاه نخست پاسخ این دو پرسش آری و خیر است. این دو پاسخ در فضایی که امثال منِ نگارنده رشد کرده ­ایم پاسخ­ هایی بدیهی ­اند. اما اگر در مفهوم مذهب قائل به کثرت شویم احتمالاً پاسخ ­ها نیز متکثر می ­شوند. مثلاً اگر مذهب را نه به معنای راهبر جامع زیست آدمی، بلکه به معنای حافظ سنت­ های اخلاقی در نظر بگیریم، مذهب نه‌تنها با قومیت ­گرایی در تضاد نخواهد بود بلکه حافظ سنت­ هایی است که پیشینه تاریخی – فرهنگی قومیت را شکل می­ دهند. شاید بخشی از حزب حرکت ملی ترکیه مصداقی مناسب برای چنین فهم متفاوتی از نسبت مذهب با قومیت باشد. این حزب، با شعار ناسیونالیسم قومیتی، مذهب حنفی را مجموعه­ ای از سنن اخلاقی و محتوای فرهنگی لازم برای تعالی ترکیه ناسیونالیست می­داند. در مقابل نیز قومیت­ های کرد (عمدتاً شافعی مذهب + احزاب چپ­گرا)، ارمنی و یونانی (مسیحی) همزمان با تهدید قومیت ترک، مذهبی را که ارتباط تودرتو با این قومیت دارند نیز تهدید می ­کند.

می­ توان اشکال نمود در چنین برداشتی از نسبت مذهب و قومیت، مفهوم مذهب تحریف یافته است. علاوه بر تقلیل مفهوم مذهب (مبتنی بر مذاهب پنج­گانه اسلام) در این برداشت، اتفاقاً بخشی از سنت اخلاقی مذهب نفی قومیت­ گرایی است. علت همگرایی مذهب با قومیت­ گرایی در برخی از زمان­ها و مکان­ها به مبانی آن بازنمی ­گردد، بلکه نشان از فهم نادرست از کارکردهای انسجام­بخشی و هویت­ دهی مذهب دارد. این اشکال، ادعای نویسنده نیز هست. از جمله کارکردهای مذهب انسجام ­بخشی و هویت دهی اجتماعی است. قومیت نیز در دوران حاضر و با خروج از امری صرفاً فرهنگی به امری فرهنگی – سیاسی چنین کارکردهایی پیدا نموده است. اشتراک مذهب و قومیت در این دو کارکرد، امکان دارد موجب فهم نادرست از نسبت این دو با یکدیگر شود. 

پرسش اینجاست که چرا این اشتراک در جایی موجب فهم نادرست می­ شود و در جایی نمی­ شود؟

 

 تغییر از خان به لیدر

از جمله مناطقی که می‌توان رگه‌های فهم از دین را به عنوان حافظ فکر قومیت­ گرایی یافت، مناطق غربی کردنشین ایران است. در تاریخ معاصر کردستان سه نقش رئیس عشیره، روحانی و پیر طریقت صوفی (عمدتاً نقشبندیه و قادریه) رقم­ زننده رخدادهای اصلی آن منطقه بوده­ اند. پیش­تر روحانیون اهل سنت کُرد به همراه پیران طریقت­ های صوفی دین را به عنوان امری عبادی – اخلاقی دیده و از سیاست تا آنجا که می ­شد دوری می­ جستند. رؤسای عشایری نیز سیاست را حفظ منافع خود و عشیره و طایفه خود معنا می‌کردند و اساساً فهمی از سیاست به معنای تحصیل حکومت نداشتند. قدرت نزد روحانیون و پیران، به قدرت روحانی و نزد رؤسای عشایری به قدرت طایفه­ ای مبتنی بر وسعت زمین­ های تحت اختیار معنا می­ شد. می­ توان تولد مفهومی به نام ناسیونالیسم کُرد را به قرن بیستم پیوند داد. در این پیوند ناسیونالیسم کرد همچون سایر انگاره ­های ناسیونالیستی آسیای غربی از تاریخ و فرهنگ سیاسی مستحکم قدیمی تهی بوده و مفهومی جدیدالتأسیس تلقی می ­شود. پیدایی فهم سیاسی از امری فرهنگی با بازگشت فهم سیاسی از مذهب (به عنوان امری عبادی – اخلاقی در نگاه غالب) موجب شد کردستان شاهد شکل ­گیری حوزه مشترک سیاست میان قومیت کرد با مذهب شافعی گردد. البته تولد، بازگشت و شکل­ گیری حوزه مشترک سیاست به معنای تغییر نقش ­های مسلط بر قومیت، مذهب و سیاست در کردستان نبود. نسل جدید رؤسای عشایری، روحانیون و پیران طریقتی با گستردن و تغییر در ادراک از نسبت طایفه با قومیت، قومیت با ملیت و مذهب با قومیت و ملیت همچنان سردمداران تجدد در فکر و رفتار کُردی شدند. به همین سبب با پدیده غریب گروه­ های سیاسی طایفه­ ای روبرو شدیم. گروه­ هایی که پایه­ های مردمی خود را نه بر روی پایه­ های مفاهیم همراه حزب بلکه بر روی ستون­ های سنت عشیره، محوریت مذهبی محلی و طریقت بنا نمودند. پسر خان که روزگاری اکراد هم­ قبیله ­اش رعایای وی بودند و عنوان پیر طریقت صوفی فلان را هم به ارث برده بود، اکنون دم از مدرن ­شدگی و حزب و تجدد و تساوی و برابری و برادری و این‌ها می­زند، مشروط بر آنکه رهبر او باشد و پس از او پسرش. و البته رهبر نیازمند جایگاه و ثروت سابق است مبتنی بر قانون.

 

مکتب قرآن

 با گرایش سیاست قومیت­ گرای کرد به‌سوی چپ­ گرایی میان اکثریت روحانیون اهل سنت کُرد، که به سنت اصالت دین وفادار مانده بودند، با سیاست ­پیشگان جدید جدایی افتاد. در این جدایی، سیاست معنایی ضددین یافته بود. اما همه روحانیون کرد چنین نگاهی نداشتند. از جمله این روحانیون می ­توان به آقای احمد مفتی ­زاده اشاره نمود. آقای مفتی­ زاده (متولد 1311) از خانواده ­ای روحانی بود. روحانی و مفتی بودن به آقای مفتی ­زاده به ارث رسیده بود. او شرکت در سیاست را با قومیت­ گرایی آغاز می­ کند. آنگاه‌که پس غائله جمهوری مهاباد شروع به فعالیت در حزب دموکرات کردستان می­ نماید. حزبی که با وجود دم زدن از چپ، فهمی از اندیشه چپ نداشت و مفاهیم را بر روی ساختار سنتی کردستان سوار کرده بود. معلوم است که اجبار بر این سوار نمودن، زار زدن پیراهن مفاهیم جدید چپ در تن ساختار سنتی کردستان را به دنبال داشت. آقای مفتی ­زاده زمانی که 30 ساله بود توسط ساواک دستگیر و به دو سال زندان محکوم می­ شود. تجربه ناپخته سیاست ­ورزی قومیتی با شعار چپ­ گرایی همراه با تلخی زندان دوران رژیم ستم­شاهی او را به‌سوی مذهب بازمی­ گرداند. البته به مدل روشنفکرانه مذهب. پس از آزادی از زندان خود را مشغول به تحصیل و سپس تدریس فقه و اخلاق سنتی غیرسیاسی کردستان در مدرسه قرآنش نمود. البته این نوع بیان، ادعای پیروان وی است. با نگاه به این دوره 13 ساله (از سال 43 تا 56) درمیابیم آقای مفتی­ زاده در تلاش برای مستحکم نمودن پایه­ های معرفتی نسبت مذهب و سیاست بود. به همین سبب در همین دوران غیرسیاسی، توجه وی به دو اندیشمند شیعه بازرگان و شریعتی بیش از توجه وی به علمای صرفاً اخلاقی - فقه عبادی اهل سنت است. بازرگان در تلاش برای ساخت نسبت میان ملیت و مذهب با محوریت ملیت بود و شریعتی در تلاش برای ارائه راه سومی از بین اسلام و چپ با محوریت اسلام. می ­توان ادعا نمود آقای مفتی ­زاده هیچ­گاه غیرسیاسی به معنای مرسوم کلمه نشد بلکه در جستجوی پاسخ برای سؤالاتش بود و نیز با در نظر گرفتن خفقان دوران، صدای فریاد سیاسی خود را پایین آورده و حتی ارتباطاتی پنهانی با دستگاه حاکمه برای خواسته ­های شخصی ­اش برقرار کرده بود. ارتقای مدرسه قرآن به فرقه مکتب قرآن از سوی وی در سال 56، همزمان با عملی شدن شعار فضای باز سیاسی در کشور و اوج گرفتن قیام مبارزان مذهبی – سیاسی با رژیم پهلوی از جمله دلایل اثبات ادعاست.

مدتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، آقای مفتی­ زاده اسلام سیاسی را محور فعالیت­ های خود قرار می­ دهد و همراه با ارائه نظریه مختار خود در باب محتوای جمهوری اسلامی (و دعوی رهبری اهل سنت هم‌طراز رهبری شیعیان از سوی امام خمینی رحمت‌الله علیه)، به نقد و مخالفت با احزاب چپ­ گرای کُرد می­پردازد.

زندانی شدن دوباره وی در دوران جمهوری اسلامی، این ­بار ایشان را به جنبه­ های شخصی­ تر مذهب در شکل اخلاق و صوفی ­گری سوق می ­دهد. در این سوق ­دهی، انقلاب درونی پیش‌نیاز انقلاب اجتماعی سیاسی تلقی شده و خودسازی بر جامعه ­سازی اولویت زمانی می­ یابد. با فوت وی، مکتب قرآن به دو دسته اکثریت و اقلیت تقسیم می­ شود. اکثریت خود را پیرو مفتی ­زاده دوران زندان جمهوری اسلامی دانسته و از سیاست کناره می­ کشد و اقلیت به پیروی از مفتی­ زاده دوران اوایل انقلاب اسلامی، قائل به دخالت در سیاست است. مدعی­ ام هر دو گروه اکثریت و اقلیت دارای رفتار سیاسی­ اند. زیرا کناره­ گیری اکثریت از سیاست، مخالفت با شرایط عرصه سیاسی حاضر در جمهوری اسلامی است. از دیگر سو کناره­ گیری مکتب قرآنِ اکثریت از سیاست به معنای خارج نمودن طیفی از متدینین اهل سنت کُرد از این عرصه و فراهم آمدن امکان حضور قدرتمندانه گرایش ­های سلفی سیاسی در سیاستِ غیررسمی استان کردستان و اطراف است.

 

قومیت؟

در شرحی که بالا از آقای مفتی­ زاده و مکتب قرآنش داده شد، قومیت ­گرایی ذیل مذهب کجاست؟ نیازی به کنکاش و تحلیل و تفسیر در گفته­ ها و نوشته ­ها نیست (که اگر صورت پذیرد نیز احتمالاً نتیجه مطلوب حاصل نیاید)، بلکه کافی است بر حضور در جامعه از سوی مکتب قرآن و آقای مفتی ­زاده دقت شود. اندیشه آقای مفتی­ زاده، با همه بزرگی دعوی رهبری اهل سنت و تلاش برای آن و نیز تشکیل شورای مرکزی اهل سنت (شورای شمس)، از مرزهای هویتی کردستانِ ایران آن‌سوتر نمی­ رود. عمل وی و مکتب قرآن وی نیز تا امروز از مرزهای هویتی کردستان ایران نتوانسته فراتر رود. در سال­های اخیر نیز تلاش ­های رهروان وی در این زمینه با زیست اجتماعی ­شان هم­خوانی ندارد. در ساختار مکتب قرآن نمی­ توان مسئول اهل سنت غیرکردی یافت. تحصیل علوم دینی نیز عمدتاً منحصر در جغرافیای کردی است. زیست اجتماعی مکتب قرآنی ­ها (توجه نمایید که سیستم هدایتی و نظارتی مکتب قرآن تا جزئی­ ترین امور اجتماعی اعضایش گسترش دارد) بر زمین سنن کُردی بنا شده است و استحکام این زمین آن‌قدر است که از ادعای خرافه بودن برخی از سنن (ادعاهای سال ­های نخست تشکیل مکتب قرآن) عقب­ نشینی شود. اگر جرئت استفاده از عبارتی همچون مذهب شافعیِ کُردی را داشته باشم. مذهب مکتب قرآنی ­ها به رنگ فرهنگ کُردی است.

اما چرا در زمین عمل چنین اتفاقی رخ داده است؟ فرض من آن است مکتب قرآن و آقای مفتی­ زاده قصد نداشتند به مذهب رنگ قومیت دهند. پس از تفسیر نیات خارج می­ شوم و احتمال دیگری را طرح می­ کنم. آن احتمال، ریشه در احساس تبعیض دارد. یک عضو مکتب قرآن دارای هویتی چندبعدی است. شناختش از خود، از چند وجه شکل می­ گیرد. مهم­ ترین این ابعاد و وجوه کُرد بودن، اهل سنت بودن و مکتب قرآنی بودن است. این هویت در جهان اطرافش خود با مسائل، موانع و مشکلاتی روبروست. این عضو فرضی ما ریشه اکثر مسائل، موانع و مشکلاتش را ساده­ سازی نموده و در کلمه «تبعیض» خلاصه می­ کند. او احساس می­کند میان وی و دیگری تفاوت گذاشته می ­شود. «دیگری» کیست؟ کسی که کرد نباشد، اهل سنت نباشد، مکتب قرآنی نباشد. پس در حق او بی­ عدالتی رخ می­ دهد چون هم کُرد است، هم اهل سنت است و هم مکتب قرآنی است.

ممکن است ساده­ سازی ریشه مسائل و مشکلات به یک مفهوم تصوری به‌غایت اشتباه باشد، ممکن است تبعیض رخ داده باشد ولی نه به سبب یکی از این سه وجه هویت­ ساز؛ اصلاً ممکن است تبعیض به خاطر یکی از این سه وجه هویت­ ساز اتفاق افتاده باشد اما به‌اشتباه به آن دو وجه دیگر نیز تسری داده شود. مهم در این متن آن است که عضو فرضی ما یک زمینه مشترک برای این سه وجه یافته است و در تلاش برای عکس­ العمل در قبال آن زمینه مشترک، از هر سه وجه هویت ­ساز خود بهره می­ گیرد.

اگر قومیت برای یک فرد متدین همراه و یاور مذهب او قلمداد شود؛ در نگاهش ارزش یافته و تعصب برای آن، نگاهبانی از مذهب نیز تلقی خواهد شد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی