مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۳۶ ق.ظ

اصل بر مداراست نه همراهی یا برخورد امنیتی

 نقطه عطف عرصه هنر

انقلاب اسلامی یک نقطه عطف در همه عرصه ها بود. از جمله در عرصه هنر. نقطه عطفی که به سبب ریشه داشتن انقلاب اسلامی در ساحت فکر رخ می داد و تاریخ هر عرصه را به پیش و پس از خود تقسیم می نمود. این تقسیم در عرصه هنر به عینه رخ داد. در عرصه هنر، یک جبهه خودی در برابر جبهه غیر خودی ایجاد شد. یک جبهه خودی انقلابی. این جبهه که مفاهیم انقلاب را جزء آرمان هایش قرار داد و به آن مفاهیم ایمان آورد شامل دو قشر بود، قشری که زاییده انقلاب اسلامی بود و قشر اقلیتی که پیش از انقلاب وجود داشت و انقلاب اسلامی ماهیت اینها را تغییر داد. فضای اصلی ظهور این جبهه نیز پس از انقلاب اسلامی، دوران جنگ تحمیلی بود. ایجاد جبهه خودی انقلاب، یک روند طبیعی بود. عمق فکری انقلاب اسلامی و ارتباط آن با آرمان های انسانی مانند عدالت خواهی طبیعی بودن این روند را تضمین می کرد. ویژگی انقلاب اسلامی پرورش روحیات متناسب با فضای تنفسی خود است.

در برابر جبهه خودی، یک  جبهه غیرخودی نسبت به انقلاب اسلامی وجود دارد. جبهه غیر خودی به انقلاب ایمان نمی آورد. در برخورد با آن نیز به دو قسم تبدیل می شود، یا به ضدیت با انقلاب بر می خیزند و یا نسبت به این واقعه عظیم بی تفاوت رفتار می کنند.

عمده هنرمندان پیش از انقلاب اسلامی جذب جبهه خودی انقلاب نشدند. میزان رسوخ انقلاب اسلامی در طیف هنرمندان بسیار کمتر از رسوخ و نفوذ در سایر طیف ها بود. حتی در مقایسه با ارتش پهلوی. این در حالی است که رژیم محمدرضا پهلوی بسیاری از هنرمندان جبهه غیرخودی را جذب کرده بود. علت در نقص نظام فکری انقلاب اسلامی نیست. بلکه در برخورد با طیف هنرمند، انقلاب اسلامی با احساس سر و کار داشت نه با عقیده. قرار بر اعتقاد پیدا کردن نیست بلکه قرار بر احساس صمیمیت و در حالت مخلصانه آن، قرار بر ایمان آوردن است. جذب احساس، آنهم احساسی که دستیابی به بخش محوری آن سخت است، تنها با فکر صحیح و استوار ممکن نیست. شرایطی در این جذب نیاز است که در برخی مواقع، از چارچوب های انقلاب اسلامی هم خارج بود. در نظام اسلامی هم اصل بر چارچوب ها و جذب در چارچوب است. نه جذب بر چارچوب.

جذب عمده هنرمندان جبهه غیرخودی انقلاب در رژیم پهلوی و حل شدن در آن رژیم هم نه به دلیل عقیده پیدا کردن به آن رژیم – چه رسد به ایمان داشتن به آن- بلکه جذب به لحاظ احساس بود. احساسی که مقام معظم رهبری –در توضیح این جذب- آن را از مقوله رفاقت و همکاری برشمرده بودند.

عمده قسم ضد با انقلاب از کشور خارج شدند و فضای هنر آنها به تناسب این خروج، حال و هوای دوری از وطن و حسرت گذشته کشیدن پیدا نمود. اما عمده قسم بی تفاوت در داخل ماندگار شدند. بر این اساس نظام سیاسی کشور، پس از انقلاب اسلامی، با سه طیف هنرمند روبرو شد، جبهه هنرمندان خودی انقلاب، اقلیت غیرخودی ضدانقلاب، طیف وسیع بی تفاوت نسبت به انقلاب.

 

مسیر رفته هر جبهه

جبهه خودی، به سبب هماهنگی با فضای کشور، درک مسائل اصلی انقلاب اسلامی و وارد نمودن مقوله ارزش به هنر، فرزند زمان خویش شد و توانست رشد بسیاری کند. اصل این رشد در دوران جنگ تحمیلی بود. زیرا هنر در مواقع بحرانی فضای بالندگی خود را می یابد. چرا که می توان در جامعه تاثیرگذار مستقیم و بلاواسطه شود و نیز همراهی مردم را با خود کسب نماید. میزان این رشد به حدی بود که توانست از طیف غیرخودی (که به لحاظ کمیت، سابقه و همراهی قدرتهای سیاسی خارجی و نیز قدرت اقتصادی برتر از جبهه خودی بود) پیشی بگیرد. اما جبهه غیرخودی خود را در گذشته خویش محصور نمود و در گذشته متوقف شد. به قدری که در حال حاضر نیز در مفاهیم ارائه شده توسط جبهه غیرخودی پیشرفتی نسبت به پیش از انقلاب اسلامی نمی بینیم.

نظام اسلامی در برخورد با هنرمند به این تقسیم بندی توجه داشت. علت این توجه نیز اعتقاد به معنادار بودن هنر و آمیخته شدن آن با دیگرعرصه ها همچون سیاست و اخلاق از سوی نظام اسلامی بود. نظام اسلامی اصل را بر حمایت از جبهه خودی و فراهم کردن امکانات مادی و معنوی برای این جبهه، مدارا با طیف بی تفاوت جبهه غیرخودی و برخورد با طیف ضد انقلاب، آن هنگام که خطر رسوخ مبانی غلط به پایه های انقلاب اسلامی تهدید تلقی می شد، گذاشت.

البته این اصل، در طول سی و چند سال انقلاب اسلامی رعایت نشد. با وجود آنکه محوریت نظام سیاسی کشور، یعنی ولایت فقیه بارها بر رعایت این اصل تاکید داشت. متاسفانه برخی از مسئولین، اگر فرض را بر بی غرض بودنشان بگذاریم، سیاست خود را جذب نیروی جبهه غیرخودی اعلام کردند. گویی توان این مسئولین برتر از توان و ظرفیت انقلاب اسلامی بود. در نهایت نیز نه تنها جذبی رخ نداد بلکه تاثیر عکس نیز داشت.

به سبب عدم رسوخ و نفوذ انقلاب اسلامی در عرصه هنر، با وجود رشد بسیار هنر انقلابی، هنوز این عرصه در دست جبهه غیرخودی است. این جبهه در برابر رشد جبهه مقابل خود سکوت هم نکرد. توان عمده این جبهه در مسکوت نگه داشتن و تحقیر چهره های جبهه هنر انقلاب صرف شد و متاسفانه با مقابله به مثل شایسته از سوی مسئولین مرتبط نظام اسلامی روبرو نشد.

 

اصل: مدارا با جبهه غیر خودی

بسیار تبلیغ می شود که نظام اسلامی برخوردی امنیتی با جبهه غیرخودی هنرمندان داشت. البته چنین برخوردی به صورت موردی و معدود، به خصوص با اقلیت ضدانقلاب این جبهه، وجود داشت. زیرا چنان که بیان شده نظام اسلامی آن هنگام که خطر تغییر و تهاجم به مبانی انقلاب را حس می کرد، مدارا را کنار می گذاشت. اما در کلیت امر، فضا، فضای مدارا بود. چرا که نظام اسلامی معتقد بود نمی شود در عالم فرهنگ و به تبع آن در عرصه هنر، به مانند عرصه سیاست رفتار نمود. شاهد مثال این مدارا، حضور حتی سلطه گرانه طیف بی تفاوت در حوزه های مختلف هنر، مانند موسیقی، سینما، رمان و تئاتر است. اگر اصل بر برخورد امنیتی بود، چنین حضوری پس از گذشت سی و چند سال امکان عملی نداشت. همچنین است فراهم بودن شرایط فعالیت برای طیف بی تفاوت در ایران اسلامی.  

 

نکته مشترک انتقادها

چنانکه بیان شد، اصل بر مدارا با جبهه غیرخودی است و کسی به این مدارا اعتراضی ندارد. کسی هم خواستار سلطه بخشنامه ای و اجباری بر عرصه هنر نیست. چرا که امکان چنین سلطه ای نیست. آنچه نکته مشترک انتقادهاست، عدالت در برخوردار نمودن از امکانات است. عدالت در این حیطه، دقیقاً به معنای در اختیار گذاشتن امکانات در اختیار جبهه هنر انقلابی است. امکانات انقلاب باید در خدمت مفاهیم انقلاب باشد و این هنر انقلابی است که به مفاهیم انقلاب اسلامی ایمان دارد و در راستای آن تلاش می کند.

گاهی اوقات برخی از مسئولین علاقه دارند ادای فرافکری بودن را درآورند و از مفهوم هنر برای هنر دفاع کنند. در حالی که این مفهوم یعنی بی معنایی. ذات انقلاب اسلامی با بی معنایی در تباین است. مسئول انقلاب اسلامی حق ندارد از حد مدارا با طیف بی تفاوت فراتر رود و آن را همراهی ترجمه کند. 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی