مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
آخرین نظرات
يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۵۱ ب.ظ

استکبار و امپریالیسم، دو بنیان متفاوت

نکته: این متن ابتدا در خردنامه همشهری، شماره 149 دی ماه 1394، چاپ شده است.

ورود اندیشه های اشتراکی گری به ایران مانند سایر اندیشه های وارداتی از طریق تبیین های دست چندم از اندیشه مرجع بود. در زمینه اشتراکی گری آنچه در آن دوره در ذهن دغدغه مندان برون نگر به عنوان مارکسیسم نقش بست، نه نظام فکری مارکس، بلکه مارکس از نگاه اندیشمندان روسی بود. ایجاد نخستین گروه چپ گرای ایرانی در میان مهاجرین ایرانی شهر باکو و گسترش اندیشه های مارکسیستی تحت لوای کمونیسم روسی در مناطق زیر نفوذ شوروی خود حکایتی رخ داده از این اثرپذیری در عرصه اندیشه و عمل بود.

به تناسب قدرت گیری روزافزون لنین و بسط اندیشه ها و برداشت هایش از مارکسیسم در روسیه قرن بیستم، شاهد رسوخ اندیشه های وی در میان مارکسیست های ایرانی نیز هستیم. به نحوی که سیطره لنین بر شوروی، به معنای سلطه اندیشه های این شخص بر ذهن مارکسیست های ایرانی و کنارروی سایر مارکسیست های روسی از این اذهان وطنی بود.

با ظهور حزب توده در ایران این سلطه شکل ساختارمند نیز به خود می گرفت. حزب توده همچون چتر فراگیری اکثر مارکسیست ها و طرفداران نگاه چپ در ایران را ذیل خود جمع آورد و به عنوان واسطه نظام سیاسی شوروی و مارکسیست های ایرانی اقدام کرد. همین امر باعث تشدید پذیرش مارکسیسم روسی لنینیستی به عنوان صحیح ترین گرایش مارکسیستی در ایران شد. استفاده از واژگان و تحلیل ها و تفسیرهای سایر اندیشمندان مارکسیست، تنها در جهت به عاریت گیری واژگان و مفاهیم برای تنومند و توانمند کردن مارکسیسم روسی لنینیستی صورت می پذیرفت و البته تفاسیر و تحلیل های لنین از جهان اطراف به عنوان محور اندیشیدگی مورد توجه بود. چنین فضای فکری تا زمان وقوع انقلاب اسلامی در نگاه های چپ (مارکسیستی) ایرانی حاکم بود. حتی بروز مشاجرات نظری و عملی و جدایی گروه های مختلف مانند معتقدین به سوسیالیسم ایرانی، طرفداران نگاه مائوئیستی و نیز افزایش وفاداران به گرایش های مختلف مارکسیسم اروپایی، موجب نشد تا اندیشه لنین تسلط خود بر اذهان مارکسیست های ایرانی را از دست بدهد.

بر اساس عبارات بالا نگارنده بر این نظر است که اگر بخواهیم مسیر اصلی تاریخ نگاه به جهان اطراف چپ در ایران را بشناسیم باید به مطالعه نوشتگان لنین و تفاسیر حاکمان شوروی از لنین بپردازیم نه به مطالعه خود مارکس یا سایر اندیشمندان روسی. به خصوص درباره اموری که لنین درباره آنها نظر شخصی خود را چارچوب مند ساخته و مدون کرده بود؛ مانند مفهوم "امپریالیسم". آنچه که در بین چپ های ایرانی به عنوان امپریالیسم رسوخ کرد و به عنوان ستون اصلی این مفهوم پذیرفته شد، روایت لنین از امپریالیسم بود.

 

امپریالیسم از نگاه روسی - لنینیستی[1]

معنای نخستین امپریالیسم تا پیش از 1870 میلادی به نظام سیاسی سلطنتی استبدادی اشاره داشت. در 1878 میلادی، جوزف چمبرلین سیاستمدار انگلیسی با تغییر در معنای امپریالیسم، آن را گسترش امپراتوری و مرکزیت انگلیس در جهان معنا نمود. ج.ا.هابسون اقتصاددان انگلیسی با نگاه اقتصادی به امپریالیسم در معنای جدید، در کتاب خود به نام "امپریالیسم" انگیزه های اقتصادی را عامل ظهور و رشد آن معرفی کرد. نگاه هابسون مورد توجه لنین قرار گرفت و کتاب وی بستر اصلی دست نوشته ها و تأملات لنین درباره امپریالیسم شد. حاصل دست نوشته ها و تأملات لنین در کتاب "امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایه داری" تجلی یافت. لنین در این کتاب با بسط نگاه هابسن در توصیف امپریالیسم نوشت: "گرایش طبیعی سرمایه به انباشت خود، سبب کاهش سود می شود و برای آن که نرخ سود بالا باشد، انحصارهای اقتصادی (کارتل ها و تراست ها) به وجود می آیند. سپس سرمایه داران برای کسب سود به سرمایه گذاری در خارج کشیده می شوند و با تسلطی که بر دولت دارند، دولت را به تشکیل امپراتوری وا می دارند تا بازارها، مواد خام و بالاتر از همه، فرصت هایی برای سرمایه گذاری سرمایه های اضافی به دست آورند." از نظر لنین امپریالیسم آخرین مرحله سرمایه داری است. در این مرحله تضاد بنیادی جامعه سرمایه داری یعنی تضاد میان خصلت اجتماعی تولید و تصاحب خصوصی محصول کار به حد اعلای حدت خود می رسد. حاکمیت انحصار و سرمایه مالی موجب چهره نمایی روزافزون خصلت طفیلی گری سرمایه داری شده و به تشدید روزافزون ناخرسندی و خشم طبقه کارگر (پرولتاریا) علیه سرمایه داری می انجامد. تا جایی که لنین امپریالیسم را آستان انقلاب سوسیالیستی پرولتاریا می نامد. علائم و ویژگی های اصلی دوران امپریالیسم از نظر لنین را می توان در موارد ذیل خلاصه نمود:

تراکم تولید و گسترش و افزایش انحصارات، صدور سرمایه، مبارزه برای تصرف بازارها و مناطق نفوذ جدید، بین المللی شدن روابط اقتصادی، طفیلی گری و پوسیدگی سرمایه داری، تشدید تضاد میان کار و سرمایه و همراه با آن شدت یابی مبارزه طبقاتی و ایجاد شرایط و مقدمات لازم برای گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم. افشای سیاست استعماری غارتگرانه امپریالیسم و مبارزه بر سر تقسیم و تجدید تقسیم جهان و چگونگی ایجاد زمینه جنگهای استیلاگرانه امپریالیستی.

لنین در نهایت تعریف ذیل را از امپریالیسم ارائه می دهد: "امپریالیسم عبارتست از سرمایه داری در مرحله ای از تکامل خود که در آن، تسلط انحصارات و سرمایه مالی تثبیت شده، صدور سرمایه اهمیت بارز کسب کرده، تقسیم جهان میان تراست های بین المللی آغاز شده و تقسیم سراسر جهان میان بزرگترین کشورهای سرمایه داری پایان یافته است".

نتیجه آنکه از نگاه لنین امپریالیسم بر پایه اقتصاد است. مرحله نهایی سرمایه داری است که در آن سرمایه داری به سبب تضادهای درونی و ذاتی خود به مرحله پوسیدگی می رسد و زمینه انقلاب سوسیالیستی را فراهم می کند. کشورهای امپریالیستی نیز کشورهایی با مرام سرمایه داری هستند که قدرت اصلی در آنها در دست طبقه ابرسرمایه دار بوده و دیگر کشورها را استثمار می کنند.

 

دریچه های ورود به ایران

ادبیات مارکسیستی نقش اصلی را در ورود مفهوم لنینیستی از امپریالیسم به ایران ایفا کرد. اما مسأله مدنظر در این بخش از متن نه ورود این مفهوم به داخل ایران (و رواج آن در بین گروه های مارکسیست) بلکه چگونگی رواج آن در بین عامه مذهبی مردم ایران بود. مارکسیست ها در رواج مفاهیمی مانند امپریالیسم در بین اقشاری همچون دانشجویان، به سبب حاکمیت نگاه های چپ گرا در دانشگاه ها به عنوان مسیر مبارزه، به مراتب با مشکلات کمتری نسبت به رواج همین مفاهیم در بین سایر اقشار مردم ایران مواجه بودند. به همین سبب سعی شد تا مفاهیم مارکسیستی در پوسته ای متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی ارائه شود. برخی از گروه های مارکسیست مانند حزب توده، که محافظه کاری و بازی احترام به فرهنگ مذهبی ایران را سرلوحه اقدامات خود جهت پنهان کاری قرار داده بودند، در این امر موفق بودند. برخی از گروه ها مانند مجاهدین خلق نیز با وجود انحراف فکری در دهه 50 و برگزیدن مارکسیسم، از پیشینه مذهبی خود جهت سرپوش گذاری به محتوا و پوسته مارکسیستی شان بهره می بردند.

اما مهم ترین دلیل رواج مفهوم امپریالیسم را با محتوای مارکسیستی در ایران شاید بتوان ظهور برخی از مذهبیون انقلابی نامید که با وجود تعلق خاطر به مذهب، تبیین دنیا را بر پایه برخی از مبانی مارکسیستی استوار می نمودند. از جمله شاخص ترین این افراد می توان به جلال آل احمد و دکتر شریعتی اشاره کرد. البته اندیشه این افراد تنها بر دو پایه اسلام ساده شده و مارکسیسم لنینیستی بنیان نهاده نشده بود و طیفی از نگاه های مختلف زیرمجموعه اندیشه و بیان آنها را تشکیل می داد. اگر جلال آل احمد سعی در توصیف وجود بحرانی به نام غرب زدگی داشت، دکتر شریعتی سعی نمود "بازگشت به خویشتن" را راه حل این بحران معرفی کرده و یکی از پایه های این راه حل را شناخت و مبارزه با امپریالیسم قرار دهد.

این دو مبارز انقلابی بیش از تمامی نیروی اجتماعی و فکری مارکسیست های وطنی موفق شدند تبیین مارکسیستی از امپریالیسم را با واژگان مذهبی و در ارتباط با مفاهیم ظالم و مظلوم و ضعیف و فقیر و غنی و مستکبر بیان بدارند. به دیگر سخن موفق شدند محتوای مارکسیستی امپریالیسم را در ظرفی مذهبی ارائه کنند.

از سوی دیگر و با مشاهده فراگیری مبارزات مبتنی بر چپ گرایی در جهان آن دوره، برخی از انقلابیون مذهبی نیز گمان بردند مفهوم مارکسیستی امپریالیسم همان مفهوم مدنظر دین است. به همین جهت و با اثرپذیری از محیط اجتماعی به شریعت رجوع کرده و سعی در یافتن مستندات و تاییدات دینی برای مفهومی مارکسیستی نمودند.

این سه مسیر که اولی کاملا بنیانی مارکسیستی داشت، دومی مبتنی بر جدایی ظرف و مظروف بود و سومی سعی در تایید دینی امر غیر دینی با مشابهت یابی بود، نه تنها سبب رواج مفاهیمی مانند امپریالیسم در فضای تنفسی انقلابیون مذهبی شد، بلکه چنین مفاهیمی را وارد بسترهای مبارزه مذهبی نمود. به نحوی که از نظر برخی بیان دوگانه مستضعف و مستکبر امام خمینیقدس سره اثر پذیرفته از این رواج بود. به بیان صریح تر دوگانه مستضعف و مستکبر را تنها بیان دینی شده مفهوم مارکسیستی امپریالیسم می دانستند.

 

استکبار از نگاه امام خمینی

اگر بخواهیم به بیان ویژگی های دوگانه مستضعف/مستکبر از نگاه امام خمینیقدس سره بپردازیم، می توان این اشکال را گرفت که نگاه امامقدس سره نیز تشدید شده مسیر سوم (تاییدات دینی برای امری غیردینی) است و بیان چند تفاوت نافی تشابهات نیست. به همین سبب و برای جلوگیری از بروز چنین اشکالی باید به پایه های اندیشه سیاسی امامقدس سره پرداخت و نسبت آنها را با پایه اقتصادی امپریالیسم سنجید.

از نظر امامقدس سره بنیان هستی بر وجود خداوند متعال است. جهان هستی مبتنی بر سنت الهی "لا مُؤثِّرَ فی الوُجودِ الاّ الله" (هیچ منشأ اثری در عرصه وجود جز خداوند نیست) بنا شده و بر اساس این سنت بنیادی، تنها قدرت مطلق در جهان هستی، اراده خداوند متعال می باشد. در نتیجه اراده موجودات صاحب اراده همگی اعتباری و در طول اراده الهی است: "قدرت فقط در دستگاه قدس ربوبیت پیدا مى‏شود و فاعل على الاطلاق و مسبب الاسباب آن ذات مقدس است. تمام مخلوقات اگر پشت به پشت هم دهند که یک پشه خلق کنند نتوانند، و اگر پشه‏اى از آنها چیزى برباید، نتوانند پس بگیرند. قدرت پیش حق تعالى است. اوست مؤثر در تمام موجودات".[2]

نتیجه آن که مخلوق و موجود سراسر عجز و تهی از قدرت ذاتی تکیه بر خود، اگر از از اطاعت خداوند سرپیچی کند، عصیان کرده و عصیانگر است. این عصیان از سبب تصور قدرت ذاتی و نه اعتباری برای خود است. تصوری که موجب خودبزرگ بینی مخلوق عصیانگر می شود و وی را مستکبر نیز می نماید. در نتیجه مستکبر مخلوقی است که در برابر خداوند متعال/قدرت مطلق، عصیان می کند و عصیان وی از سر خودبزرگ بینی است. آن هم به سبب ذاتی انگاشتن اراده/قدرت اعتباری و اعطا شده از سوی خداوند متعال.

از ابتدای خلقت آدم علیه السلام، گروهی از انسان ها با عصیان در برابر خداوند در جبهه مستکبرین قرار گرفته اند. در برابر آنها جبهه مستضعفین قرار دارند که شامل اولیاء الهی و پیروان آنان به همراه گروهی از مردم تحت فشار از سوی مستکبرین است. کل تاریخ از نگاه امام قدس سره مبارزه میان دوگانه مستکبرین/ مستضعفین است و پایان تاریخ بر اساس وعده الهی، مبتنی بر سنت الهی وراثت ارض برای جبهه مستضعفین ایجاد خواهد شد. وظیفه جبهه مستضعفین مبارزه با جبهه مستکبرین است تا سنت الهی زمینه ایجاد یابد. این مبارزه باید در وجوه و در سطوح مختلف جریان یابد. در نتیجه آگاهاندن مستضعفین از استضعاف خود نیز مانند قیام در برابر مستکبرین هر دو سطوح مختلف یک مبارزه است. هر وجه و سطحی مدنظر باشد، استکبارستیزی یکی از ارکان اساسی نهضتی الهی خواهد بود. به همین دلیل است که امامقدس سره نیز استکبارستیزی را یکی از ارکان اساسی نهضت اسلامی ایران معرفی می نماید.

 

استکبار و امپریالیسم در نسبت با هم

استکبار در بستر الهی/معنوی شکل گرفته، مبتنی بر پایه ای دینی و شکل دهنده فضایی تنفسی در چارچوب دینی است. به شکل ناقص ساخته نشده است بلکه مفاهیم متعدد و مرتبط دینی را همراه خود داشته و در تناسب با چارچوب دینی خود است. امری فراتاریخی است (امام قدس سره می فرمایند: "براى من مکان مطرح نیست. آنچه مطرح است مبارزه بر ضد ظلم است".)[3] و در تلاش برای تبیین چگونگی بازنمایی سنن الهی در عرصه عینی جهان اطراف است. مسأله محوری در آن اطاعت یا عصیان از قدرت مطلق و فهم جایگاه خود در جهان هستی مخلوق است.

اما امپریالیسم در بستر ماده محوری (ماتریالیسم) شکل گرفته، مبتنی بر پایه ای اقتصادی و شکل دهنده فضای تنفسی در چارچوب مارکسیستی است. اشاره به مرحله ای از تاریخ سرمایه داری دارد و جهت رسیدن به آرمان مارکسیستی امری لازم است. مسأله محوری در آن نیز تضادهای ذاتی نظام اقتصادی سرمایه داری و نظام های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از آن است که به پوسیدگی این نظام منجر می شود.

چنان که مشاهده می شود این دو مفهوم از بنیان با یکدیگر متفاوت اند. اما شباهت اصلی آن دو، یگانگی در برخی از مصادیق است. این یگانگی به نظر نگارنده از دلایل اصلی ترسیم مسیرهای دوم و سوم رواج امپریالیسم در ایران اسلامی بود. استکبار  در نظر امامقدس سره هم در نظامات سیاسی غربی معنا پیدا می کند و هم در نظامات سیاسی شرقی. استکبار هم سرمایه داری به سرکردگی آمریکا را دربرمی گیرد و هم کمونیسم به سرکردگی شوروی را.

مصداق نظام سیاسی امپریالیستی نیز نظامات سرمایه داری غربی به سرکردگی آمریکاست. این یگانگی در بخشی از مصادیق سبب اشتباه و تشابه یابی بین این دو مفهوم شده است. حال آنکه دشمنی با یک امر به دلایل متعدد و حتی متضاد نیز توان بازگشت دارد و یکسانی مدلول دلیل یکسانی دال ها نیست. راه حل امام خمینیقدس سره در مبارزه با استکبار، پیمودن راه سوم است؛ مسیر لاشرقیه و لاغربیه.[4] در حالی که راه حل مارکسیسم در مبارزه با امپریالیسم (سرمایه داری آمریکا) رجوع به شرق مارکسیست، مصداق دیگر استکبار و یکی از اهداف مبارزه مستضعفین با مستکبرین است

 

 



[1] عمده مطالب و نقل قول های این بخش از متن، برگرفته از ترجمه کتاب "امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایه داری" قرار گرفته در سایت راه توده است:

http://www.rahetudeh.com/rahetude/mataleb/imperialism/html/aghaz-imperialism.html

[2] چهل حدیث، ص 53

[3] صحیفه امام، ج‏5، ص: 301

[4] صحیفه امام، ج‏18، ص: 462 به بعد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی