مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴ مطلب با موضوع «پراکنده کاری :: کلاس درس» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۹:۵۸ ق.ظ

خلاصه کتاب "سیاست میان ملت ها"

نام: سیاست میان ملت ها: مبارزه برای قدرت و صلح

نویسنده: هانس .جی مورگنتا

نکته:

این خلاصه از بخشی از متن اصلی صورت پذیرفته. دکتر خانی این متن را به عنوان یکی از منابع کلاس خود در درس نظریه های روابط بین الملل یک جلسه تدریس می کردند.


 The main signpost that helps political realism to find its way through the landscape of international politics is the concept of interest defined in terms of power. ..  such as economics (understood in terms of interest defined as wealth)…  A realist theory of international politics, then, will guard against two popular fallacies: the concern with motives and the concern with ideological preferences….. What is important to know, if one wants to understand foreign policy, is not primarily the motives of a statesman, but his intellectual ability to comprehend the essentials of foreign policy, as well as his political ability to translate what he has comprehended into successful political action. ……  Political realism is aware of the moral significance of political action. It is also aware of the ineluctable tension between the moral command and the requirements of successful political action. And it is unwilling to gloss over and obliterate that tension and thus to obfuscate both the moral and the political issue by making it appear as though the stark facts of politics were morally more satisfying than they actually are, and the moral law less exacting than it actually is……  The individual may say for himself: "Fiat justitia, pereat mundus (Let justice be done, even if the world perish)," but the state has no right to say so in the name of those who are in its care. Both individual and state must judge political action by universal moral principles, such as that of liberty. Yet while the individual has a moral right to sacrifice himself in defense of such a moral principle, the state has no right to let its moral disapprobation of the infringement of liberty get in the way of successful political action, itself inspired by the moral principle of national survival. There can be no political morality without prudence; that is, without consideration of the political consequences of seemingly moral action. Realism, then, considers prudence-the weighing of the consequences of alternative political actions-to be the supreme virtue in politics. Ethics in the abstract judges action by its conformity with the moral law; political ethics judges action by its political consequences…………. Intellectually, the political realist maintains the autonomy of the political sphere, as the economist, the lawyer, the moralist maintain theirs. He thinks in terms of interest defined as power, as the economist thinks in terms of interest defined as wealth; the lawyer, of the conformity of action with legal rules; the moralist, of the conformity of action with moral principles. The economist asks: "How does this policy affect the wealth of society, or a segment of it?" The lawyer asks: "Is this policy in accord with the rules of law?" The moralist asks: "Is this policy in accord with moral principles?" And the political realist asks: "How does this policy affect the power of the nation?"

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۴ ، ۰۹:۵۸
رامین مددلو
شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۳۹ ب.ظ

استراتژی - جلسه دوم

یک ویژگی دیگر استراتژی ها:

گفتیم که استراتژی سطح تحلیل کلان دارد اما ناظر به موضوعات خرد است. مثلا اگر من می بینم که در دانشگاه چند نفر ربا می خورند اینجا استراتژی به نحوی نوشته می شود که آن مشکل به تبع آن استراتژی حل شود. در اینجا مثلا استراتژی برای افزایش دینداری است که به تبع دیگر ربا هم کاهش پیدا می کند. استراتژیک به صورت موردی به یک مشکل نمی پردازد. وقتی مباحث استراتژیک حل می شوند کلی مشکل دیگر نیز زیرمجموعه آنها حل می شود. سطح تحلیل ها در هر مقیاسی که گرفته شوند استراتژی میل به بالا دارد.

نکته بعدی حساسیت و اهمیت است. این ویژگی باعث شده که وقتی یک چیزی را می خواهند بگویند بسیار اهمیت دارد به آن می گویند: استراتژیک است. برخی مسائل هم می توانند استراتژیک شوند مثلا بی حجابی. تا زمانی که فرد با خجالت این کار را می کرد، حساسیت آن خیلی زیاد نبود اما امروزه که بسیار اهمیت پیدا کرده دیگر دارد به یک مسئله استراتژیک مطرح می شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۳۹
رامین مددلو
جمعه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۵۸ ب.ظ

درباره آزمون دکتری دانشگاه آزاد

پنج شنبه صبح بود که به لطف سید مهدی و محمد لاری، خودم را رساندم به واحد علوم و تحقیقات تهران و شرکت در آزمون دکتری مسائل ایران.
اولین نکته ای که نظرم به آن جلب شد سن بالای شرکت کنندگان بود. اکثریت شرکت کنندگان یا در دوران بازنشتگی بودند و یا در حال آماده شدن برای دوران بازنشستگی!
از دانشکده و دوره مان تنها من برای آزمون آزاد نام نویسی کرده بودم ولی انگار حال و روز دیگر دانشکده های سیاسی و بچه هایشان هم مثل خودمان بود.
دومین نکته، تعداد بالای شرکت کنندگان در گرایش مسائل ایران بود. بیشتر افراد تصور می کنند گرایش مسائل ایران نسبت به اندیشه های سیاسی و جامعه شناسی سیاسی آسان تر است. البته که اینگونه است ولی تعدد رقبا شهد آسانی را به کامتان تلخ می کند به خصوص رقبایی در رده پدر و پدربزرگتان! اگر دیدید سال بعد مثل بچه آدم رفتم جامعه شناسی سیاسی شرکت کردم بدانید که یعنی دلم از این زمانه گرفته است!
سومین نکته، سوالات آزمون بود. با سوالات آشنا بودم. یعنی می فهمیدم این سوال چه می خواهد و منبعش کجاست. اما از آنجایی که روی آزاد حساب باز نکرده بودم، کتابهایی را که خوانده بودم مرور نکردم و این یک ضربه بزرگ برایم بود. (معنی این سخن بالا بودن آمار منفی ها است متاسفانه).
چند اشکال در سوالات مانند رعایت نکردن سطح بندی سوالات و تکرار سوال هم وجود داشت که نباید باشد و بد است برای دانشگاه، چه از نوع آزاد و چه از نوع دولتی.
در کل، آزمون ساده ای بود. اگر این دو هفته آخر را به مرور کتاب ها می گذراندم می توانستم همین امسال با رتبه خوب قبول شوم و یک سال عمرم را پشت کنکور تلف نکنم. آزمون دانشگاه دولتی سطح سوالاتش هم بالاتر است (خیلی بالاتر) و هم وزین تر.
اما این روش درستی برای سنجش افراد به خصوص برای دکتری نیست. نتیجه اش حفظی شدن بچه ها به جای فهمی شدنشان می شود. (به عزیزی گفتم شما که گفتمان خوانده اید نظر میشل فوکو را در این زمینه می دانید دیگر. گفت من فقط می خوانم، درباره خوانده ها فکر نمی کنم). از ما گفتن بود.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۵۸
رامین مددلو
شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ۰۴:۰۴ ب.ظ

استراتژی - جلسه اول

جزوه کلاسی درس مسائل استراتژی معاصر دکتر افتخاری، جلسه اول:

مدیریت اولین حوزه ای است که استراتژِیک وارد آن شد به همین علت بیشتر این مباحث در حوزه مدیریت مطرح شد ولی بعدا کم کم این بحث وارد علوم سیاسی هم شد. سند چشم انداز عالی ترین چیز ممکن است برای یک مجموعه.

 اهمیت:

ما در زمینه سیاست با دو گروه از اندیشمندان روبرو بودیم. یک گروه بیشتر با نظریه ها سروکار داشته اند. سعی داشتند که یک تئوری ارائه دهند که توان اجرایی بالایی داشته باشد. در واقع نظریات پدیده های پیرامون ما را توضیح می دهند. این مباحث از این لحاظ اهمیت دارند که تئوری های مختلفی که وجود دارند را روشن می کنند. به این افراد می گویند نظریه پردازها.

یک مشکل هست که ما با مسائل عملی و پرکتیکالی روبرو هستیم که تن به تئوری نمی دهند. پس یک گروه دیگر به وجود می آیند به نام عمل گرایان (practice)

یک بحثی که به وجود آمد گفتند که ما نیاز به این داریم که بین دو حوزه تئوری و عملی پیوند برقرار کنیم. به این می گویند استراتژی.  خوبی دو گروه بالا هر کدام این است که عمل گرایان خوب تجویز می کنند. و نظریه پردازان خوب تحلیل می کنند اما هر کدام به تنهایی به درد نمی خورد.

چیزی که استراتژی را مهم کرد احتیاج به نسل سومی است که نظریه خاصی را مبنا قرار دهد و مبنی بر آن اقدام کند.

مثلا هانتینگتون نظریه خود را می نویسد، حدود 260 صفحه مبانی نظری است و در 30 صفحه هم توضیح می دهد که امریکا باید چه کند و می گوید که باید جلوی اتحاد ایران و چین را گرفت. اما مثلا نظریه گفتگوی تمدن ها همه اش نظریه است و عملی نیست پس فقط در بعد نظریه ماند و عملی نشد.

 ویژگی های استراتژی

اهمیت مباحث استراتژیک از آنجا مشخص می شود که قابلیت جمع بین توان تحلیلی تئوری ها و توان تجویزی دیدگاه های عملی را با هم دارند.

علم استراتژیک، پرکتیکال است که بسیار مهم است.

نکته دیگر این است که استراتژی ها باید بازه زمانی داشته باشند. این بازه زمانی برای برخی کوتاه مدت است، برای برخی میان مدت و برای برخی بلند مدت که حداکثر تا 20 سال است.

نکته دیگر اینکه استراتژی ها آینده گرا هستند. یعنی اگر فقط ناظر به گذشته باشد فقط توجیه است. اصلا صحت و اعتبار استراتژی ها در این است که در حوادث آینده مشخص شود که درست هستند یا خیر.

بحث دیگر در استراتژی این است که باید جامعیت و مانعیت داشته باشند. پس باید صاحب نظران مختلف سالها با همدیگر صحبت کنند و دیدگاه های مختلف شرکت کنند تا یک استراتژی کامل به وجود بیاید.

همچنین استراتژی ها تحول زا هستند. فرق استراتژی با سیاست این است که کسی که دارد سیاست گذاری می کند با توجه به منابع موجود برنامه ریزی می کند اما استراتژی ها می گویند که ما مثلا باید منابع موجود را تغییر دهیم نه اینکه خودمان را در شرایط کنونی محدود ببینیم. پس یکی از ویژگی های استراتژی این است که باید به تغییر منابع هم فکر کند. (ما باید امکانات و زمان و اهداف را برای طرح ریزی یک استراتژی مد نظر قرار دهیم).

استراتژی یک برنامه ریزی کلان دارد. یعنی مسائل را سعی می کند ریشه یابی کند و از ریشه حل کند. استراتژی سطح کلان دارد ولی ناظر به مسائل خرد است.

 تعریف استراتژی

استراتژی یعنی طرح های کلانی که با هدف تغییر و تحول در وضعیت موجود جهت نیل به وضعیت مطلوب با استفاده از حداکثر منابع بالفعل و به فعلیت رساندن منابع بالقوه طراحی می گردد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۲ ، ۱۶:۰۴
رامین مددلو