مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۷ مطلب با موضوع «پراکنده کاری :: تاریخ ما» ثبت شده است

دکتر سعید زیباکلام (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و رئیس اسبق اداره سازمان های بین المللی وزارت خارجه) با انتشار یادداشتی، موضوع انجام توافق هسته ای در لوزان و هیاهوی فراوان برای پنهان کردن این توافقات صورت گرفته را مورد بررسی قرار داده است:

بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله

    عموم علاقمندان به مذاکرات هسته‌ای ملاحظه کرده‌اند که در پایان مذاکرات لوزان در روز ۱۳ فروردین ۹۴(۲ آوریل ۲۰۱۵)، هم‌زمان بیانیه‌ای به انگلیسی از جانب خانم موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا و بیانیه‌ای به فارسی از جانب آقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه قرائت شد. صرف‌نظر از اینکه چه میزان تفاوت‌هایی، بعضاً مهم، میان این دو بیانیه وجود دارد، یک مطلب اما جای هیچ تردیدی ندارد و آن اینکه در پایان این دور از مذاکرات، بیانیه‌ای صادر شده، بیانیه‌ای که نه اصل وجودش و نه محتوایش در روزهای بعد هیچگاه از طرف هیچکس مورد مناقشه قرار نگرفته است. بنابراین باید قائل شویم که بیانیه‌ای وجود دارد به نام بیانیۀ لوزان.
    اما هنگامی که بیانیه لوزان را مرور می‌کنیم شاهد می‌شود عباراتی دارد که حکایت از متن دیگری می‌کند.

در فراز چهارم می‌خوانیم که:

     تحقیق و توسعۀ ایران بر سانتریفیوژها مطابق گستره و برنامۀ زمانی‌ای انجام خواهد شد که متقابلاً توافق شده است.

    (بیانیه لوزان، ۲۰۱۵/۴/۲)

روشن است که پس بر دو موضوع توافق شده است. اما هنگامی که بیانیه یک صفحه‌ای لوزان را چند بار مرور می‌کنیم می‌بینیم نه ذکر و قید، که حتی اشاره‌ای هم به چگونگی آن توافق نشده است. آیا امکان دارد توافقاتی با حضور پنج عضو دارای حق وتو در شورای امنیت و با توجه به اهمیت منحصر بفرد آن صورت گیرد و آن‌ها به ثبت و درج آن در قفسۀ سینه خود بسنده کرده باشند؟ چنین چیزی امکان دارد؟

    ظرفیت غنی‌سازی، سطح غنی‌سازی، و ذخایر اورانیوم غنی‌شده برای مدت زمان‌های مشخص‌شده محدود خواهد شد.

ملاحظه می‌شود که در سه بعد، غنی‌سازی برای بازه‌هایی مشخص شده است اما نه آن بازه‌های زمانی و نه میزان محدودیت‌ها در آن ابعاد هیچیک در بیانیه لوزان قید نشده است. آیا چاره‌ای جز این داریم که نتیجه بگیریم این موارد مشخص و توافق‌شده در متنی درج و قید شده است؟

    همکاری بین‌المللی روی حوزه‌های توافق‌شده تحقیق، ترغیب خواهد شد و مجموعه‌ای از اقدامات مورد توافق‌ قرار گرفته است  تا ماده‌های توافقنامۀ نهایی را رصد کند، شامل …

    و همچنین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه خواهد یافت تا از فناوری‌های مدرن استفاده کند و از طریق رویه‌های توافق‌شده دسترسی گسترده‌شده‌ای خواهد داشت.

در تمام موارد فوق، متن بیانیه به وضوح حکایت از وجود مجموعه‌ای از توافقات دارد که هیچیک از آن‌ها در بیانیه درج نشده است. اگر پذیرفتنی نباشد که این موارد همگی در سطح شفاهیات در اذهان مذاکره‌کنندگان وجود دارد، در این صورت ناگزیریم بپذیریم که متنی یا مکتوبی حاوی این موارد باید وجود داشته باشد. علاوه بر موارد فوق که به نحو آشکاری وجود مکتوب دیگری را لازم می‌سازد.

مواردی همچون:

    فردو از یک مرکز غنی‌سازی به یک مرکز فناوری، فیزیک، و هسته‌ای تبدیل خواهد شد و هیچ بازفرآوری وجود نخواهد داشت و سوخت مصرف‌شده صادر خواهد شد و هیچ مواد شکاف‌پذیری در فردو نخواهد بود.

همگی دلالت دارد که بیانیۀ لوزان به متنی حاوی توافقات یا توافقنامه‌ای ارجاع دارد.

افزون بر اینها، آقای دکتر سید عباس عراقچی معاون بین‌المللی وزارت امور خارجه در گفتگوی ویژه خبری می‌گوید:

    به مدت ده سال فعالیت‌های هسته‌ای خود را کندتر و محدودتر کردیم…

    و همچنین در نطنز 
۶۱۰۴ سانتریفیوژ داریم که ۵۰۰۰ از آن، غنی‌سازی ۶۷/۳ درصد انجام می‌دهد

    (۱۳۹۴/۱/۱۵)

اکنون این سؤال مطرح می‌شود که این تعهدات آشکار ایران، با ذکر اعداد دقیق تا دو رقم اعشار، که در بیانیه لوزان خبری از آن‌ها نیست، از کجا آمده و دکتر عراقچی نظر به کجا دارد و یا با عطف به چه متنی سخن می‌گوید؟ آیا قابل تصور است که ایشان ضمن گفتگویی با خانم شرمن معاون سیاسی جان کری و یا خانم اشمیت معاون نماینده عالی اتحادیه اروپا به توافقی رسیده باشد و آنگاه در هیچ جایی مکتوب نشده باشد؟ آیا آشکار نیست که این اظهارات بسیار مشخص و معینِ رقم و عددی، معطوف به متن و نوشته‌ای است مورد توافق طرفین؟

گذشته از شواهد و قرائن بیّن و صریح در بیانیۀ لوزان و اظهارات دکتر عراقچی، اظهارات بسیار دلالت‌آمیز دکتر ظریف نیز همۀ حمل‌ ـ‌‌بر‌ـ‌ صحت‌کردن‌ها و خوش‌بینی‌های بی‌مبنای ما را نقش بر آب می‌کند.

وی در گفتگوی ویژه خبری می‌گوید:

    آمریکاییان آمدند و آنچه را که خودشان مایل بودند گفتند و برخی از آن‌ اظهارنظرها در متن[چرک‌نویس] بود و برخی با متن تناقض آشکار داشت…

    (۱۳۹۴/۱/۱۶)

منظور دکتر ظریف از “آنچه را که خودشان مایل بودند گفتند”، متنی است که وزارت خارجه آمریکا رسماً و بدون عنوان فکت‌شیت(برگۀ اطلاعات) در همان روز صدور بیانیۀ لوزان منتشر کرد، همان که به غلط در ایران موسوم به فکت‌شیت آمریکایی‌ها شد. اما اگر قدری بر سخن دکتر ظریف تمرکز کنیم متوجه می‌شویم که وی می‌گوید برخی از مطالب مندرج در متن منتشرۀ آمریکایی‌ها با متن چرک‌نویس تطابق دارد و برخی تناقض. روشن است که ظریف برای قضاوت دربارۀ صدق و کذب مواد مندرج در متن وزارت خارجۀ آمریکا، به متنی یا سندی استناد می‌کند که او آن را چرک‌نویس می‌خواند، چرک‌نویسی که به‌نظر می‌رسد مورد تصدیق او و آمریکاییان است وگرنه آن را مبنای قضاوت خود قرار نمی‌داد. با این اوصاف، سؤالاتی چند مطرح می‌شود:

ــ آیا متن چرک‌نویس مورد توافق و قبول است؟

ــ اگر هست، چرا وزارت خارجه ایران آن را منتشر نمی‌کند تا هم تکلیف متن وزارت خارجه آمریکا روشن شود و هم تکلیف متن فکت‌شیت شوم‌بخت ایرانی که پس از چند ساعت از روی سایت وزارت خارجه ایران حذف و سپس توسط دکتر ظریف از اساس انکار می‌شود ــ “وزارت خارجه چیزی را منتشر نکرده است”(در برنامه نگاه یک، ۹۴/۱/۱۵)؟

ــ و اگر نیست، چرا دکتر ظریف آن را مبنا و مرجع قضاوت خود قرار داده، می‌گوید برخی از آن اظهارات در متن بود و برخی با متن تناقض آشکار دارد؟

ــ آیا دکتر ظریف حاضر می‌شود بدین سؤالات پاسخ دهد یا ترجیح می‌دهد ـــ به‌رغم درخواست‌های مکرر مسئولان حکومتی و شخصیت‌های متعدد دانشگاهی، از رهبری گرفته تا برخی نمایندگان مردم در مجلس و از استادان دانشگاهی تا تشکل‌های مردم‌نهادمستقلی چون کمیتۀ صیانت از منافع ایران، جهت انتشار توافقات صورت‌گرفته ـــ سکوت اختیار کند و فضای بسیار غبارآلود بعد از لوزان را به همین حال بگذارد؟

ــ آیا جای سؤال ندارد که دکتر ظریف از این همه هیاهو و غبارآلودسازی فضای رسانه‌ای برای ملت ایران چه اهدافی را تعقیب می‌کند؟

سید عباس عراقچی در ۹۴/۱/۱۵ در گفتگوی ویژۀ خبری می‌گوید:

    هر طرف، نقاط برجستۀ مذاکره را از نگاه خود بیان می‌کند و آمریکایی‌ها بعد از توافق ژنو، این اقدام[انتشار فکت‌شیت] را انجام دادند و در آن مواردِ توافق مورد نظر خود را برجسته کردند.

    سپس اضافه می‌کند:

    آمریکایی‌ها همچنین در توافقات لوزان نیز این کار را کردند و این طبیعی است که آنان در جهت اهدافشان چنین اقدامی کنند. این ما هستیم که باید به دستاوردهای خود در مذاکرات توجه کنیم.

چنانچه در این سخن قدری تأمل کنیم به وضوح برایمان آشکار می‌شود که:

ــ معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت خارجه نه تنها متن منتشرۀ وزارت خارجه آمریکا را تکذیب و تضعیف نمی‌کند بلکه تلویحاً آن را تأیید می‌کند زیرا این متن “نقاط برجسته” مذاکرات و توافقات را از نگاه آمریکاییان بیان می‌کند.

ــ هم آمریکاییان نقاط برجسته را از “نگاه خود” بیان می‌کنند و هم ایرانیان، کاری که به‌نظر هر دو اقایان ظریف و عراقچی “طبیعی” است.

ظریف در نشست خبری پس از قرائت بیانیه لوزان تصریح میکند که:

    طبیعی است که همه شرکت کنندگان در این مذاکرات بر اساس نیازهای داخلی خودشان روایتهایی را از انچه اتفاق افتاده مطرح خواهند کرد

    (۹۴/۱/۱۴)

حال که انتشار چنین مطالبی اینقدر به زعم اقایان طبیعی است، این سؤال به قوت تمام مطرح نمی‌شود که نقاط برجستۀ مذاکرات و توافقات از نگاه ایران چیست و چرا هیچ متنی از سوی وزارت خارجه علنا و رسما منتشر نشده است؟

ــ آیا مقصود اقای عراقچی همان فکت‌شیت وزارت خارجه ایران است که ساعاتی چند پس از ارائه در سایت رسمی وزارت خارجه حذف و کمتر از یک روز بعد از سوی وزیر خارجه اساساً انکار شد(گفتگوی تلویزیونی در برنامه نگاه یک سیما، ۹۴/۱/۱۵)؟

ــ به‌راستی اگر فکت‌شیتِ حذف و کتمان‌شدۀ وزارت خارجه بیانگر “نقاط برجستۀ” توافقات “از نگاه” ایران است چرا حذف و کتمان شد؟

ــ و اگر فکت‌شیتِ حذف و کتمان‌شده بیانگر نقاط برجسته توافقات از نگاه ایران نبوده، چرا وزارت خارجه تاکنون اقدام به انتشار نقاط برجسته توافقات از دید و نگاه خود نکرده است؟ و مگر وزیر خارجه و معاونش این کار را “طبیعی” نمی‌دانند؟

ــ اقای عراقچی از اینکه توافقنامه لوزان (به غلط موسوم به فکت‌شیت امریکاییها) مورد عطف و استناد رجال سیاسی و دانشگاهی قرار گرفته، تلویحا گله کرده توصیه میکند: “این ما هستیم که باید به دستاوردهای خود در مذاکرات توجه کنیم”. در این صورت، آیا نباید وزارت خارجه این “دستاوردهای خود” را علنی و بی‌هیچ ابهامی بصورت رسمی و مکتوب انتشار دهد تا ملت ایران به آن توجه کنند؟

ــ چرا مسئولان وزارت خارجه به عوض انتشار علنی و رسمی و صریح دستاورهای حاصل ایران از مذاکرات، از چهاردهم فروردین علی‌الدوام اقدام به مصاحبه و سخنرانی و اخیراً اجرای نمایش‌هایی جهت دورزدن امر گفتگو با منتقدان کرده، جوّی ملتهب و پرهیاهو را ایجاد و گسترده می‌کنند؟

ــ آیا ملاحظه کرده‌ایم که با وجود تصریح رهبریت انقلاب که:

    مسئولین باید بیایند مردم را بخصوص نخبگان را از جزئیات و واقعیات مطلع کنند، ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم.

    (۹۴/۱/۲۰)

با وجود درخواست اکثریتی از وکلای مجلس شورا، و کثیری از استادان دانشگاهی و بسیاری از تشکل‌های جنبش دانشجویی سراسر کشور برای انتشار فکت‌شیت وزارت خارجه، هیچ اقدامی صورت نگرفته است؟

ــ به‌راستی چرا پس از دستور صریح رهبری و مطالبه اکثریت مجلس و اصرار شخصیت‌ها و قاطبۀ تشکل‌های دانشگاهی، نه تنها هیچ اقدامی صورت نگرفته که پس از سلسله‌ای از اظهارات مسئولان دولتی، منجمله دکتر علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی، حاکی از انتشار قریب‌الوقوع فکت‌شیت، اینک مسئولان دولت تدبیر علناً می‌گویند همین اظهارات شفاهی مسئولان دولتی خودْ فکت‌شیت است؟

ــ اینک اما، آیا به‌راستی “طبیعی” است که مذاکراتی بین‌المللی و با این سطح و میزان از اهمیت راهبردی برای آمریکا و متحدان اسرائیلی و عربی و اروپایی‌اش انجام شود ـــ به گفتۀ اوباما رئیس‌جمهور آمریکا و بسیاری از شخصیت‌های هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه موضوع هسته‌ای ایران یکی از مهم‌ترین اولویت‌های سیاست خارجی هشت سال دولت آمریکاست ـــ  و در همان روز انتشار بیانیۀ لوزان، “هر طرف” نقاط برجستۀ مذاکرات و توافقات را از نگاه خود بیان کند؟ به‌راستی در کدام مذاکرات بین‌المللی دیگر می‌توان چنین بلبشو و هیاهوی تیره و تارکنندۀ حاصل مذاکرات سراغ گرفت؟

ــ مگر مذاکره نمی‌کنیم تا مناقشات و اختلافات رفع گردند و توافق میان طرفین صورت گیرد؟ چطور می‌توان قبول کرد که پس از ماه‌ها مذاکرات متوالی و فشرده، طرف آمریکایی‌ مکرراً پس از خروج از مذاکرات رسماً متونی منتشر کند و طرف ایرانی مدام از ژنو تا لوزان بگوید اینها همه تفسیر است و مطالب دلخواهشان را گفته‌اند، و در عین حال انها را تکذیب هم نکند؟ ندیده‌ایم که در مورد ژنو نیز همین سناریو را داشتیم لیکن هنگام اقدام و عمل دقیقاً متن منتشرۀ کاخ سفید اجرا شد؟

ــ اگر این حرف راست است که همه این متون تفسیر آمریکایی‌ها از توافقات(ژنو و لوزان) است و برای ابهام‌زایی و گرد و غبار‌افکنی گفته نمی‌شود چرا فرزندان اعتماد‌شدۀ انقلاب متون غیرتفسیری مورد توافق طرفین را منتشر نمی‌کنند تا دروغ‌ها یا تفسیرـ‌به‌ـ‌رأی‌های آمریکاییان برملا شود؟

ــ آیا امکان دارد بخشی از مذاکرات با آمریکایی‌ها بر سر نحوۀ اطلاع‌رسانی، به‌ویژه به ملت ایران، صورت گیرد؟

ــ به‌راستی چه شد که بعد از ماه‌ها مذاکره و در حالی که شیپورهای رسانه‌ای مدام بر طبل توافق نهایی می‌نواختند ناگهان در دو سه هفته مانده به ضرب‌الاجل اعلام‌شده، صحبت از صدور اطلاعیه مطبوعاتی به میان آمد؟

ــ آیا امکان دارد تجربۀ انتشار توافقنامۀ ژنو و تلخی و رسوایی حاصل از انتقادات و اعتراضات نکته‌سنجانۀ نخبگان هوشیار و مراقب ملت ایران منجر به طرّاحی سناریوی جدید انتشار رسمی و علنی بیانیه مطبوعاتی لوزان و همزمان انتشار یک‌جانبۀ توافقنامۀ لوزان از سوی آمریکا و عدم تکذیب از سوی ایران شده باشد؟

ــ آیا تاکنون اندیشیده‌ایم که چرا کشورهای ۱+۵ و نیز نمایندۀ عالی اتحادیه اروپا هیچیک متن منتشرشدۀ وزارت خارجه آمریکا را مورد تکذیب و یا حتی تردید قرار نداده‌اند؟

ــ آیا اطلاع داریم که ریابکف نمایندۀ روسیه در مذاکرات اخیراً گفته:


    اطلاعات منتشرشده توسط کاخ سفید در مورد جزئیات توافق لوزان صحیح می‌باشد”

    (خبرگزاری اینترفکس، ۱۵/آوریل۲۰۱۵)


آیا تأمل‌انگیز نیست که نماینده کشوری که به‌ویژه اخیراً در عرصه‌های متعدد با آمریکا درگیری شدید دارد متن آمریکایی‌ها را تصدیق می‌کند؟

ــ آیا امکان دارد دولت آمریکا با وجود اختلافاف بسیار شدید جدّی علنی با کنگرۀ آمریکا جرأت کرده دست به انتشار توافقنامه‌ای بزند که حاوی مطالب کذب یا مخدوش باشد؟ آیا از رویه‌های بسیار جدی و سختگیرانۀ نظارتی، هدایتی، و تقنینی مجلسین سنا و نمایندگان آمریکا بر اعمال دولت آمریکا خبر داریم؟ آیا وقت آن نرسیده که این رویه‌ها را با رویه‌های نمایشی دردآور در ایران مقایسه کنیم و به فکر یک خانه‌تکانی بنیانی در مجلس، هیئت رئیسه مجلس، و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی باشیم؟

ــ در نهایت، چرا وزارت خارجۀ ایران نزدیک به یک ماه پس از انتشار توافقنامۀ لوزان، همان که در هیاهوی رسانه‌ای در ایران موسوم به فکت‌شیت آمریکایی‌ها شد، آن را رسماً و علناً تکذیب نمی‌کند تا موج اعتراضات و انتقادات سراسری شخصیت‌های سیاسی و علمی و دانشگاهی و مردمی کشور را خاموش کند؟

ــ آیا امکان دارد علت این باشد که در صورت تکذیب رسمیِ علنی، ادامۀ مذاکرات با مشکلات بنیانی مواجه می‌شود؟ یعنی، اگر تکذیبحقیقی و اصیل باشد، معنایش این خواهد بود که همه یا عمومِ مواد توافقنامۀ منتشرشدۀ آمریکا صحت نداشته و وزارت خارجۀ آمریکا به کنگره و ملت آمریکا دروغ گفته است. واضح است که تبعات این اقدام، دولت آمریکا را بشدت درگیر انتقادات و اعتراضات گسترده و بنیان‌کن کنگره و بسیاری از رسانه‌های آمریکا خواهد کرد. و نتیجتاً، ادامۀ مذاکرات را به مخاطرۀ جدی خواهد افکند. اما اگر تکذیب صوری یا دروغین باشد، و با هماهنگی طرف آمریکایی صورت گیرد، آنگاه اولاً دولت آمریکا باز هم با کنگره درگیری‌هایی خواهد داشت، و ثانیاًبرخی رسانه‌های آمریکا دیر یا زود پتۀ این تکذیب صوری را روی آب خواهند ریخت.ثالثاً، دولت ایران در عمل به اقداماتی در تأسیسات هسته‌ای ایران تن خواهد داد که نباید بدهد. در این صورت، دولت ایران ناگزیر خواهد شد که اقداماتش را در اختفای کامل و دور از چشم نخبگان هوشیار و مراقب ملت ایران انجام دهد. این رویکردْ آشکارا می‌تواند به فرجامی مورد قبول دو طرف بیانجامد لیکن در صورت لو رفتن،  مخاطرات فوق‌العاده‌ سهمگین و غیر قابل ‌پیش‌بینی برای طرف ایرانی خواهد داشت.

ــ آیا امکان دارد علت عدم تکذیب رسمیِ علنی وزارت خارجه ایران، خواه حقیقی و اصیل و خواه صوری و دروغین، ملاحظۀ این همه عواقب پرمخاطره باشد؟

ــ اینک این سؤال با قدرت تمام مطرح می‌شود که چرا توافقنامۀ لوزان از ۱۴ فروردین ۹۴ مستمراً به مدد همراهی ارکستر جراید دربار زر و زور و تزویر، و ایجاد این همه هیاهو و گرد و غبار رسانه‌ای اختفا می‌شود؟

ــ همچنین، سؤال مهم دیگری با قوت تمام رخ می‌نماید: با توجه به اینکه توافقنامۀ ژنو سی چهل درصد برنامۀ هسته‌ای ایران را متوقف و در مواضعی به عقب برگردانده و توافقنامۀ لوزان چهل پنجاه درصد آن برنامه را تعطیل یا مضمحل کرده است، توافقنامۀ نهایی قرار است چه کند؟

ــ آیا این همه تدابیر در به خاک نیستی کشاندن بسیار بسیار تدریجی و آرام برنامه هسته‌ای ایران برای این است که ملت ایران درد این تسلیم ذلت‌بار را بسیار بسیار تدریجی و کم احساس کند؟

ــ آیا این همه تدابیر برای پیوند شعاریِ چرخ هسته‌ای به چرخ معیشت، و نوید مستمر روزهای خوش اقتصادی و مالی در آینده‌ای نسبتاً نزدیک، برای خوش‌کردن دل ملت است تا این همه ذلت و خواری را بسیار بسیار کم‌تر حس کند و یا اصلاً حس نکند؟

ــ آیا این همه تدابیر برای اینست که ملت ایران روند فزاینده اما خاموشِ زوال اقتدار ملی و استقلال بسیار گرانبهای ایران را نبیند و احساس نکند؟

ــ بار خدایا! تو شاهد باش این بنده که خود را برای آن خانۀ آخر هم آماده کرده‌، تمام توش و توان ناچیزش را به میدان آورده تا در این روزگار پرمکر و حیلت دنیاپرستی به ملت نجیب و شریف ایران هشدار دهد. هشدار دهد که مصلحت‌اندیشانِ نظام راست می‌گویند فیصلۀ موضوع هسته‌ای آغاز کار است و بناست ما در چند سال آینده همین سیاست اعتمادسازی و تنش‌زدایی را ادامه داده به هر قیمتی تنش‌های ساختۀ استکبار جهانی را زبونانه بزداییم.

ــ خدایا! تو شاهد باش که این بنده به ملت ایران هشدار داد که انقلاب به سرعت در حال انحلال در نظام عصیانگر طاغوتی آمریکایی است.

ــ “ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون”.

“ای دنیا! اف بر دوستی تو”

زیباکلام

۱۳۹۴/۲/۱۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۳۹
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۳۲ ق.ظ

کربلاده دولاناردوخ اودا بیر گونلریدی

کربلاده دولاناردوخ اودا بیر گونلریدی

هره بیر شمعه یاناردوخ اودا بیر گونلریدی

مشکین اطرافین آلاردوخ هامی پروانه کیمین

سو ایچنده اوتاناردوخ اودا بیر گونلریدی

قبر عباسه باخیب آغلامیان کور اولسون

آغلارام ایندیده گوز یاشیم اونا شاهیددی

در عباس دؤین طلعت آلار فاطمه دن

اونون ایثارنه چون خیر نسا شاهیددی

نحر علقم یانار الان دا سوسوز سقایه

سو کنارینده دوشن مشک و لوا شاهیددی

مرکب اوستون ده او ساعت کی دئدی یا زهرا

گوردی سس گلدی بالا قورخما آنا شاهیددی

...

ننه، قولوا قمچی ووراننار دی کسیب قوللاریمی

..

ننه، فدکین گتدی سنین، مشکیمه اؤخ دیدی منیم

او حدیثه بو حدیث ایندی رسا شاهیددی

ننه، تنگ نخلیستانا باخ کوچه تنگی یادا سال

جان قوشوم اوردا گزیر باد صبا شاهیددی

ننه، سنه بیر سیلی دییب دی منه بیر آهن عمود

قانلی میداندا غریبم غربا شاهیددی

سنن او کوچه دی توتدی قولووی اؤغلون حسن

گویلوم عبداللهی ایستیر بو بکا شاهیددی

یوخ ننه ایسته میرم دادمی اوغلوم گله چون

آقامین اوغلو اؤلیب... .

(روضه خوانی محمدباقر منصوری، سال 89).

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۳ ، ۰۰:۳۲
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۵۳ ب.ظ

بزنگاههایی برای عدم اعتماد نسبت به واشنگتن

نکته:

خلاصه شده این متن ابتدا در سایت برهان و سپس در خبرگزاری فارس و سپس در روزنامه کیهان منتشر شده.


در تاریخ معاصر ایران اسلامی، چهار موضوع تاریخی وجود دارد که هر چهار موضوع را یک امر مشترک، همچون نخ تسبیح، به هم پیوند می دهد. این چهار موضوع تاریخی، در سالهای 1330 -1332،1364-1365، 1369 و 1382-1384 واقع می شوند و نخ تسبیح آنها مسئله اعتماد به کشوری به نام آمریکاست. مسئله ای که هر از چند گاهی و در مواقع ضرورت برخورد میان ایران و آمریکا، مطرح می شود و چنان درباره آن سخن پراکنی و تبلیغات صورت می گیرد که گویی ایران ملزم به اعتماد به همراه اعتمادسازی است. شاید بیان تاریخ نزدیک به عصر حاضر در موضوعاتی که برخورد میان ایران و آمریکا صورت پذیرفته و مسئله اعتماد یا عدم اعتماد ایران به آمریکا از سخن فراتر رفته و جامه عمل به خود پوشانده، به همراه بررسی نتایج آن، در اطمینان بخشی به صحت تصمیمی که برای تکرار یک رفتار تجربه شده گرفته خواهد شد؛ یاری گر جامعه ایران اسلامی باشد.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۳ ، ۲۳:۵۳
رامین مددلو
شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۵۶ ب.ظ

سالروز شهادت حاج میرزا ابراهیم خویی

به نقل از سایت آذرنگاه:

آیت‌الله حاج میرزا ابراهیم بن حسین خویی معروف به علامه خویی در حدود سال 1210 ش (1247 ق) در شهر خوی به دنیا آمد.

وی پس از طی مقدمات و سطوح ، راهی حوزه علمیه نجف اشرف شد و در محضر عالمانی همچون شیخ مرتضی انصاری و سیدحسین کوه کمره‌ای ، به مدارج والایی در علم دست یافت.

علامه خویی همچنین از استادان نام‌آوری همچون شیخ محمدحسین کاظمی و شیخ مهدی نجفی کاشف الغطا، روایت می‌کرد. او دارای جود و بخشش و علوّ طبع و مناعت نفس و انفاق فی سبیل‌الله بود و ثروت قابل توجهی که از پدرانش به او رسیده بود در راه خدا انفاق کرد.

از این عالم ربانی آثار متعددی بر جای مانده که حاشیه بر رسائل شیخ انصاری، شرح نهج‌البلاغه موسوم به الدُّرَّةُ النّجفیه و شرح چهل حدیث از آن جمله است.

علامه خویی در زمان خود، به عنوان مجتهد بزرگ شهر ، مورد احترام فوق‌العاده مردم بود و افراد در مسائل گوناگون به ایشان رجوع می‌کردند.

در زمان نهضت مشروطیت ، شهر خوى از شهرهایى بود که دلبستگى شدیدى به نهضت داشت و در پشتیبانى از نهضت دنباله ‏رو تبریز بود. در آغاز ، کار مشروطه خواهى در خوى به سمت مردان معتدل و میانه ‏رو و خیراندیش بود. با ورود مجاهدان قفقاز ، تمایلات آرام مشروطه خواهى در خوى ، رنگ انقلابى گرفت. میرزا جعفر زنجانى ، به اتفاق شش تن از خویی‏هاى مقیم قفقاز که در آن جا به حرکت‏هاى انقلابى پیوسته بودند ، وارد خوى شد و مردم را به قیام ترغیب کردند. همزمان با جریان مشروطه ، جنگ خوى و ماکو که سیاست محمدعلى شاه بود ، با شوراندن عشایر و ایجاد قتل و غارت در روستاها و اطراف شهرها ، مردم را از مشروطه رویگردان می‏کرد آغاز شد. براى اجراى آن نقشه شوم ، به تحریک سردار ماکو ، کردها براى غارت ، به روستاهاى شمال خوى تاختند. خوى و ماکو رویاروى هم قرار گرفتند. خوى مشروطه خواه و ماکو طرفدار استبداد بود. در جنگى که در تاریخ 21 شهریورماه 1286 خورشیدی در سکمن آباد خوى روى داد، مجاهدین ، شکست فاحشى از مستبدین خوردند. عده ‏اى کشته و اسیر شدند. از جمله اسیران ، میرزا جعفر زنجانى ، رهبر مجاهدین بود، که بعد از چند روز اسارت او را کشتند. مجاهدین با این شکست سخت به سمت خوى عقب‏ نشینى کردند. خوف و هراس شهر را فراگرفت.در این میان ، برخی از آیت الله میرزا ابراهیم دنبلى که داراى جایگاه مذهبى ، سیاسى و مردمى بود ، انتظار پیوستن به مشروطه خواهان را داشتند. برخلاف انتظار آن دسته از مردم ، این عالم ربانى ، با اختیار رویه بی‏طرفى به کارگشایى امور شرعى می‏پرداخت. مجاهدین به تلافى شکست خودشان در سکمن آباد و کشته شدن میرزا جعفر زنجانى ، می‏خواستند دست به کشتار مخالفان مشروطه یا کسانى که به این صفت شناخته می‏شدند ، بزنند. در این گیر و دار ، مرتضى نامى ، از مجاهدین افراطى ، در 22 شهریورماه 1286 خد ر خوى ، آقا میرزا ابراهیم دنبلى را به همراه آقا ضیا ، خواهرزاده وى در منزل آقا میرزا ابراهیم به ضرب گلوله به شهادت رساند.با توجه به اوضاع نابسامان آن روز ، که بر شهر خوى حاکم بود ، جنازه آن مرد بزرگ ، تشییع نشد بلکه نماز توسط آقا سید علی ‏اکبر موسوى خویى ، پدر مرحوم آیت اللَّه سید ابوالقاسم خویى بر جنازه ایشان اقامه شد و در حسینیه میرزا ابراهیم آقا که به نام این مرحوم‏ نامگذارى شده و توسط وى ساخته شده بود مدفون گردید. پس از گذشت چهار سال ، هنگامى که خواستند جسم شریفش را بنا بر وصیت‏ خودش ، به نجف منتقل کنند در کمال حیرت سالم یافتند ، به طورى که مأمورین مرزى عراق ، مانع ورود جنازه شده گفتند: ما اجازه ورود جنازه تازه فوت شده را نداریم! با دادن مبلغى پول به مأمورین جسم شریفش در مقبره‏اى در وادى ‏السلام نجف ، کنار بقعه على بن میرزا خلیل تهرانى ، که خود قبلاً آماده کرده بود ، مدفون گردید .این عالم نامدار ، از نوابغ روزگار و داراى صفات حمیده و اوصاف کثیره است. او از نظر اخلاق پیشواى صاحبان اخلاق و در جود و کرم ، انفاق در راه خدا ، و تواضع و پرهیزکارى یگانه روزگار بود. عالمى عابد ، زاهدى متقى و شجاع بود  در گفتن حرف حق از هیچ مقامى پروا نداشت. همه ساله نه تنها فقیران شهر را بلکه تمام اهل شهر را بدون استثناء اطعام میکرد و در ماه مبارک رمضان، به نوبت ، به هر یک از پیش نمازهاى شهر اقتدا می ‏نمود. به کسانى که ورشکست می‏ شدند کمک می‏کرد و هر کسی که نیاز به سرمایه داشت ، برایش سرمایه فراهم می ‏نمود. هنگام صحبت کلمه من را هرگز به زبان نیاورده همواره از کلمه ما استفاده می ‏کرد. از نظر مراعات آداب در اوج قرار داشت. آقا میرزاابراهیم از دانشمندان مبارز جهان تشیع به شمار می رفت و در علوم اسلامی بویژه حکمت سرآمد علمای عصر خود بود.آقا میرزا ابراهیم معروف به شهید آذربایجانی ، فرزند حسین خانواده محمدصادق خان دنبلی ، در سال 1211 خورشیدی در خوی متولد شد و مقدمات علوم را در این شهر فرا گرفت .در سال 1225 خ برای تکمیل معلومات خود به نجف اشرف مشرف گردید و در جلسات درس شیخ انصاری حاضر شد و استفاده کامل برد و محضر شیخ محمدحسین کاظمی و شیخ مهدی نجفی را درک کرد و غالبا" از این دو عالم روایت میکرد. پس از انجام فریضه حج و اتمام تحصیل به خوی بازگشت .وی در شهر خوی به ترویج مذهب جعفری و امر به معروف و نهی از منکر و تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی پرداخت. فقیه ربانی با اینکه ثروت فراوانی داشت اما مثل مردم عادی زندگی می کرد. همه اموال خویش را در راه خدا وقف کرد و بیشتر املاک در شهر و روستا به نام وی وقف گردیده است . او مرد ایثار و سخاوت بود او در هر 2 سال 1 بار به عتبات و عالیات می رفت و از امیرالمومنین سه چیز را می خواست 1-  فرزند صالح و گرنه بی فرزند بماند 2- مال و ثروت فراوان که در راه خدا انفاق کند 3-مرگش با شهادت باشد.  که هر 3 خواسته او به اجابت رسید و مورد قبول درگاه حضرت احدیت واقع شد ( تاآخر عمرصاحب فرزندی نشد ) (همه چیزخود را در راه خدا وقف کرد)(سر انجام به شهادت رسید)

آیت الله شهید حاج میرزا ابراهیم وی طرفدار مشروطه مشروعه بود و با اعمال خلاف مجاهدین مشروطه خواه موافق نبود که در روز 6 شعبان 1325ق برابر با 22 شهریور 1286خ پیش از نماز ظهر به همراه خواهر زاده اش آقاضیا برادر آیت الله حاج میرزا یحیی امام جمعه خوی مورد اصابت گلوله تپانچه قرار گرفت و به شهادت رسید. با کشته شدن این عالم ربانی مصیبت سهمگین بر پیکر اسلام و مسلمین وارد شد از جمله وقف های ایشان وقف قبرستان با غسالخانه در دروازه ماکو ، پل قره قوشون در کوهپایه قره قوشون که هنوز هم موجود است ،پل روستای سید تاج الدین ، پل بولاماج بوده است .حسینیه میرزا ابراهیم که اکثر مراسم ها در این حسینیه بر گزار میشود در خیابان امام در نبش کوچه نرسیده به مسجد آ قا ابراهیم  واقع شد.

حاج میرزا ابراهیم خویی سرانجام در بیست و دوم شهریور 1286 ش برابر با ششم شعبان 1325 ق در جریان مربوط به حوادث مشروطه در هفتاد و شش سالگی در خوی به شهادت رسید و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.

علیرغم این همه نام آوری ، متأسفانه تاکنون هیچ سالگردی برای این عالم ربانی گرفته نشده و همچنان در زادگاهش در گمنامی بسر می برد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۵۶
رامین مددلو
سه شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۴۶ ق.ظ

کودتای خشن غیرنظامی در تبریز

نکته:

این متن ابتدا در سایت تبریز بیدار منتشر شده است.




نهضت ملی شدن صنعت نفت بیش از همه تهران و خوزستان را به خود درگیر کرده بود. تبریز که از دوره قاجاریه مرکزیت دوم عرصه سیاسی کشور بوده، به سبب سیاست تمرکزگرایی رضاخانی، در آن دوره دیگر فروغ سابق را نداشت. با این حال بررسی یادداشت ها و خاطرات برخی از افراد حاضر در تبریز آن روزها نشانگر مسئله ای مهم است: غفلت از جایگاه سیاست نزد مردم تبریز. در این دوره، با وجود تضعیف نقش سیاسی تبریز هنوز سیاسون تبریزی در عرصه ملی فعالند، مردم به وقایع رخ داده حساس اند، تعداد کثیری روزنامه له و علیه افراد و گروه های مختلف چاپ می شود و نظام سیاسی نیز تبریز را زیر نظر دارد و نسبت به وقایع آن حساس.

شاید بتوان یکی از مفیدترین متون در زمینه وقایع منتهی به 28 مرداد در تبریز را مصاحبه محقق فاضل آقای رحیم نیکبخت با مهندس سید مسعود پیمان در رابطه با نقش پدرش سید اسماعیل پیمان در نهضت ملی شدن نفت دانست. سید اسماعیل پیمان در سالهای نهضت ملی شدن نفت مدیر روزنامه مهد آزادی بود. روزنامه ای که در دعوای میان آیت الله کاشانی و مرحوم مصدق جانب آیت الله کاشانی را می گیرد.

علاوه بر خاطرات مرحوم اسماعیل پیمان، از خاطرات آقایان فائق، دکتر میلانی و نجمی نیز برای فهم گوشه ای از حال و هوای آن روزهای تبریز در این متن بهره برده شده است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۳ ، ۱۱:۴۶
رامین مددلو
چهارشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۵۶ ب.ظ

مشروطه عرفی و مشروطه شرعی

نکته: این متن ابتدا در سایت دیدبان نشر یافته.

پاسخی که در حال حاضر به سوال "مشروطه چه بود؟" داده می شود برگرفته از نوع مشروطه حاکم بر ایران پس از فتح تهران به دست سواران بختیاری و گیلانی است بی آنکه به ابتدای واقعه مشروطه نظر افکنده شود. این مسئله در هر واقعه ای رخ می دهد و از دیدگاه حاکم شده پس از واقعه به عنوان دیدگاه مسلط در پیش و حین واقعه  یاد می شود. این ساده سازی و ندیدن تغییرات در افکار، زمینه تحریفات ناخواسته تاریخی و نیز داوری های اشتباه را فراهم می کند که در بحث مدنظر این نوشتار می توان تصور وجود دو دستگی میان علمای طراز اول داخل و خارج ایران در برخورد با مقوله مشروطه را از جمله این داوری های اشتباه دانست.

برای پاسخ دقیق تر به پرسش طرح شده، باید نه به پس از استبداد صغیر، بلکه به ابتدای واقعه مشروطه بازگردیم و به جست و جوی مفهوم مشروطه در میان ادراک مردم و نخبگان بپردازیم. بر این اساس، پرسش ابتدایی متن را می توان به صورت زیر نیز مطرح کرد:

مردم ایران در سال 1285 شمسی از مشروطه چه درکی داشتند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۵۶
رامین مددلو
شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۱۴ ب.ظ

چه کسی اول بار گفت: نفت ملی ایران؟

نکته:

این مطلب، اول بار در سایت برهان منتشر شده است.




یک پیرمرد نورانی به خواب من آمد و به من گفت نفت را ملی کن.[1]

این یک خط می توانست سر خط اخبار ایران در سال 1330 باشد. این دو جمله پاسخ مصدق بود به این پرسش که چه کسی در کمیسیون نفت مجلس شانزدهم اول بار گفت نفت ملی شود؟

بیایید این دو جمله مصدق را با اسناد باقی مانده از آن دوران محک زنیم. ابتدا از کمیسیون نفت شروع می کنیم. حسین مکی در کتاب سیاه می نویسد:

حائری زاده در جلسه چهارم کمیسیون نفت در سوم مهر 1329 گفت: اگر راه حکمت و راه های دیگر نداشته باشیم باید منابع نفت خودمان را ملی کنیم.[2]

در تصدیق بیان آقای مکی، شهید آیت نیز در کتاب چهره حقیقی مصدق السلطنه معتقد بود اولین کسی که در کمیسیون نفت پیشنهاد ملی شدن نفت را داد حائری زاده بود نه مصدق.[3]

می توان گفت این دو با دکتر مصدق مخالف بودند و استناد به سخنان آنها مصداق یک طرفه به قاضی رفتن است. با قبول این مسئله، باید در میان نوشتجات هواداران دکتر مصدق به دنبال اولین نفر بگردیم و چه کسی بهتر از خود مصدق؟


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۱۴
رامین مددلو