مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۹ مطلب با موضوع «عدالت پژوهی :: یادداشت برداری» ثبت شده است

پنجشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۵۹ ب.ظ

کتاب "مبانی نظری عدالت اجتماعی "/ فیش برداری

نام کتاب: مبانی نظری عدالت اجتماعی

نویسنده: حسین توسلی

ناشر: بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی

سال نشر: 1375

این کتاب مهم ترین نوشته حجت السلام و المسلمین حسین توسلی در باب عدالت اجتماعی است. وی کتاب را در 320 صفحه و در سه فصل مسأله عدالت، ماهیت عدالت و مبنای عدالت به رشته تحریر درآورده است. با توجه به سال نگارش آن  وجود چنین کتابی نشان دهنده راهی پرثمر بود که متأسفانه دنباله آن از سوی نویسنده پی گرفته نشد. کتاب به نثری روان نوشته شده و با وجود آنکه مباحث آن عمق لازمه را ندارند اما جهت شروع بحث عدالت پژوهی برای مخاطب کتابی مناسب است. آقای توسلی در فصل دوم کتاب به بحث در باب معانی مختلف عدالت شامل عدالت به منزله اعطای حقوق، مراعات شایستگی ها، مساوات، توازن اجتماعی و بی طرفی پرداخته و در نهایت معنای مختار خود یعنی عدالت به منزله وضع بایسته را ارائه داده است. در فصل سوم نیز به مبنای عدالت پرداخته و نظریات حقانیت ذاتی، احساس گرایی، اشاعره، بنای عقلایی، طبیعت گرایی، پوزیتیویسم اخلاقی، تاریخ گرایی، عمل گرایی، کثرت گرایی اخلاقی و قراردادگرایی را در این زمینه نقد و بررسی کرده است.
آنچه در ادامه می آید فیش های برداشته شده از فصل دوم/ بخش دوم: "عدالت به منزله مراعات شایستگی ها"ست. این بخش در 20 صفحه، از صفحه 89 تا صفحه 110 کتاب ارائه شده است:
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۹
رامین مددلو

نکته:

از این فیش ها تنها می توان برای ارجاع غیرمستقیم استفاده کرد.


نوع فیش برداری: جزئی نگر

ارجاع دهی: سندل، مایکل، لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، تهران: 1394.

تعداد صفحات کتاب: 224 صفحه

کلیدواژگان: مایکل سندل، جان رالز، رابرت نوزیک، دورکین، نظریه عدالت، لیبرالیسم وظیفه گرا، تبعیض مثبت، جماعت گرایی، مفهوم ساختاری جمع، تعادل تأملی، اصل تفاوت، وضعیت اولیه

نوع فایل: word


دانلود فایل فیش برداری از کتاب لیبرالیسم و محدودیت های عدالت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۷
رامین مددلو


3: نظریه قرارداد و توجیه

بدواً روشن نمی‌شود که وضعیت اولیه چگونه جنبه اخلاقی به نتایج انتخاب عقلانی می‌بخشند، زیرا روشن نیست که بحث وضعیت اولیه از کجا نیروی توجیه خود را می‌آورد. پیچیدگی مسئله توجیه ازاین‌روست که به نظر می‌رسد رالز هم‌زمان از دو نوع توجیه متفاوت استفاده می‌کند: یکی با توسل به روش تعادل انعکاسی، دیگری با پیروی از سنت قرارداد اجتماعی.[1]

 

اخلاقیات قرارداد

رالز مانند برخی از پیشینیان قراردادگرای خود این توافق اولیه را قراردادی فرضی می‌داند. اگر قرارداد اجتماعی فرضی باشد، توافق اولیه نیز کم‌رنگ خواهد شد[2]. آنچه قرارداد را منصفانه می‌کند فقط این نیست که توافق شده است؛ چیز دیگری است. رفتار منصفانه با ما نه ما را آزاد می‌کند نه مستلزم آزادی ماست. اخلاقیات قرارداد را می‌توان مرکب از دو آرمان مرتبط ولی متمایز دانست. یکی آرمان خودمختاری است که قرارداد را فعلی ارادی می‌بیند که اخلاقیاتش از ویژگی ارادی معامله نتیجه می‌شود. آرمان دیگر دوسویگی است، که قرارداد را ابزاری برای انتفاع متقابل می‌شمارد که اخلاقیاتش بستگی به انصاف در اساس معامله پیدا می‌کند.خودمختاری به خود قرارداد به‌عنوان منشأ تعهد برمی‌گردد، دوسویگی یک اصل اخلاقی مستقل را تداعی می‌کند که انصاف در معامله را با آن می‌توان سنجید[3]. برخلاف تعهدات اختیاری، تعهداتی که ذیل آرمان دوسویگی داده می‌شوند باید ملاکی انصافی مستقل از قرارداد را پیش‌فرض بگیرند. پس این تعهدها به این معنی محدود معرفتی یا اکتشافی قراردادی‌اند که قرارداد کمک می‌کند تعهدی که پیشاپیش وجود دارد شناسایی یا روشن شود (عطیه 1979: 143-146) یک پیامد این ویژگی تعهدهای منفعت محور این است که اجرای قرارداد برای موجودیت تعهد ضروری نیست. دست‌کم در اصول، ممکن است راه‌هایی برای شناسایی این تعهدها بدون مراجعه به قرارداد وجود داشته باشد[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۰
رامین مددلو

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب "لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت"

نویسنده: مایکل سندل

ترجمه: حسن افشار

 

پیشگفتار: لیبرالیسم و اولویت عدالت

لیبرالیسمی که من در نظر دارم (لیبرالیسم وظیفه گرا) به‌عنوان مکتبی اخلاقی قائل به تقدم حق بر خیر است. لیبرالیسم وظیفه گرا بیش از هر چیز نظریه‌ای درباره عدالت است، به‌ویژه درباره اولویت عدالت در میان آرمان‌های اخلاقی و سیاسی[1]. اما عدالت در این نوع لیبرالیسم محدود است و محدودیت‌های عدالت در دل آرمان آن نهفته است، در جامعه ملهم از نوید لیبرالی مسئله این است که نگاه نقص دارد و خواسته نارساست[2].

 

مبانی لیبرالیسم: کانت در برابر میل

اولویت عدالت را به دو صورت متفاوت ولی مرتبط می‌توان فهمید:

1-    می‌گوید عدالت اول است ازاین‌جهت که اقتضائات عدالت بر دیگر علایق اخلاقی و سیاسی هرچقدر که مبرم باشند، می‌چربد. از این حیث عدالت بالاترین فضیلت اجتماعی است. (نگاه لاک و میل) اما اولویت عدالت به معنی اخلاقی محض آن، به‌سختی می‌تواند این لیبرالیسم را از دیگر قرائت‌های مشهور آن متمایز کند.

2-    (نگاه کانت) در دیدگاه وظیفه گرایانه کامل، اولویت عدالت نه‌تنها تقدم اخلاقی را توصیف می‌کند بلکه یک ‌شکل ممتاز توجیه را نیز نشان می‌دهد. حق بر خیر مقدم است ازاین‌جهت که اصول آن مستقلاً اخذ می‌شوند.بدین معنی که اصول عدالت به‌گونه‌ای توجیه می‌شوند که وابستگی به هیچ استنباط خاصی از خیر پیدا نمی‌کنند. برعکس حق با استقلالش بر خیر قید می‌زند و برایش حدود تعیین می‌کند. "مفهوم خیر و شر باید پس از او، و به کمک قانون اخلاقی تعریف شود" (کانت 1788: 65) بنابراین ازنظر مبانی اخلاقی اولویت عدالت یعنی عدالت خودش هدف/ غایت است، مقدم بر هر هدف دیگری، و میزان اهداف دیگر.

وظیفه گرایی در معنی اخلاقی‌اش عکس نتیجه گرایی است. وظیفه گرایی در معنای اصولی‌اش عکس غایت‌گرایی است، شکلی از توجیه را توصیف می‌کند که اصول اولیه‌اش به شیوه‌ای اخذ می‌شوند که هیچ غرض یا هدف انسانی نهایی، یا تصور معینی از خیر انسانی، را پیش‌فرض نمی‌گیرد.[3]

دو جنبه وظیفه گرایی چه ارتباطی با یکدیگر پیدا می‌کنند. آیا لیبرالیسم نوع اول بدون مراجعه به دومی قابل دفاع است؟ میل یکی از کسانی بود که این را ممکن می‌دانست و نه‌تنها از امکان، بلکه از ضرورت جدا کردن آن دو از یکدیگر دفاع می‌کرد. میل معتقد بود عدالت به‌درستی جزء اصلی و به حد غیرقابل مقایسه‌ای مقدس‌ترین و واجب‌ترین جزء کل اخلاق به شمار می‌رود، نه چون حق مطلق است بلکه تنها چون الزامات عدالت جایگاه بلندترین در مقیاس سودمندی اجتماعی دارند و بنابراین از هر تعهد دیگری مهم‌ترند. (میل،1863: 465، 469) "من هر امتیازی را که از تعبیر حق مطلق، به‌عنوان چیزی مستقل از سودمندی، برای مدعای من کسب شود رد می‌کنم. من سودمندی را هدف غایی در همه مسائل اخلاقی می‌دانم... " (میل1849: 485)[4].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۳۶
رامین مددلو
سه شنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۸ ق.ظ

خلاصه فصل نیاز کتاب "Elements of Justice"

تأملاتی در باب نیاز

فصل با داستان کوتاهی شروع می شود، داستان درباره پدری است که به فرزندش قول داده در صورت انجام دادن کاری مقداری پول به او بدهد، به وقت دادن پول پدر با این استدلال که وی به پول بیشتر از فرزندش نیاز دارد، از دادن پول به مقدار وعده داده شده استنکاف کرده و استدلال نیاز خود را به عدالت مرتبط می کند.

سپس سوالاتی درباره عادلانه بودن یا نبودن کار پدر طرح شده و در ادامه بخش های فصل توضیح داده می شوند. در انتها نویسنده توضیح می دهد که قصدش افزودن چیزی بر گفته های دیگران در این باب نیست بلکه هدفش بیان این نکته است که نیاز جزو اصول غیرقابل تقلیل اصول اصلی عدالت است و نقش مفیدی در شرح دیگر اصول اصلی عدالت دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۸
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۲۷ ب.ظ

معرفی و خلاصه کتاب "عدالت و سیاست"

معرفی کتاب

کتاب "عدالت و سیاست؛ بررسی ابعاد نظری و کاربردی عدالت در گفتمان سیاسی اسلام و غرب" از تولیدات انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام در زمینه عدالت پژوهی است. کتاب به اهتمام دکتر فرشاد شریعت در سال 1387 انتشار یافته و شامل هفت مقاله از هفت عضو هیأت علمی وقت دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی در باب عدالت است.

کتاب در دو بخش سامان یافته است. بخش اول با عنوان مباحث فقهی- کلامی شامل سه مقاله با عناوین «ابعاد نظری عدالت نبوی» از دکتر علیخانی، «عدالت از دیدگاه امام علی علیه السلام» از دکتر درخشه و «عدالت به مثابه تعدیل» از دکتر افتخاری بوده و بخش دوم با عنوان مباحث کاربردی-تطبیقی شامل مقالات «نوستالژیای عدالت و شهر عدل در فلسفه سیاسی غرب و کفتمان مسیحی» از دکتر شریعت، «مقایسه مفهوم عدل در اسلام و مسیحیت با تکیه بر آراء آگوستین» از دکتر احمدی طباطبائی، «جایگاه عدالت در روابط بین الملل» از دکتر خانی، و «فراز و فرود گفتمان عدالت در دولتهای جمهوری اسلامی ایران» از دکتر خواجه سروی می باشد. با توجه به عناوین مقالات متوجه می شویم که دوم مقاله نخست حالت مقدماتی داشته، مقاله سوم مدعی ارائه تعریفی جدید از عدالت با تکیه بر زندگی سیاسی امام خمینی است، مقالات چهارم و پنجم به مقایسه تطبیقی امر عدالت در اسلام و مسیحیت دست زده و مقالات ششم و هفتم هم به بررسی جایگاه عدالت در دو عرصه متفاوت پرداخته اند.

جهت آشنایی دقیقتر با محتوای کتاب، خلاصه هر مقاله به همراه نقد آن در ادامه بیان می شود. در انتها نیز نقد کلی کتاب بحث خواهد شد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۲۷
رامین مددلو

فصل 1/مقدمه

عدالت باید در ارتباط با اصول اخلاقی طراحی شود. البته عدالت یک مفهوم نسبی است و بر اساس نظم عمومی جوامع معیار آن تغییر می کند.

دو دسته دیدگاه درباره عدالت وجود دارد: ایجادی یا وضعی، فراانسانی.

معنای لغوی عدل در زبان عربی کلاسیک ترکیبی از ارزش های اخلاقی و اجتماعی است. این ترکیب انصاف، توازن، تعدیل و در نهایت راستی و درستی را دربرمی گیرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۴۷
رامین مددلو

آنچه در ذیل می آید، یادداشت هایی است که به هنگام خواندن برداشته ام و شبیه کلیدواژه ها عمل می کند. البته برای شخصی که متن مدنظر را خوانده خالی از فایده نخواهد بود.


فصل اول:

پیوند مفهوم عدالت با مفاهیم فراوان مانند حق، خیر، برابری، استحقاق، بی طرفی و ... امکان تصور هر یک از مفاهیم مرتبط به جای خود مفهوم عدالت را افزایش می دهد.

در فلسفه کلاسیک نگاه به مقوله عدالت جامع و همه جانبه نگر بوده و آن را در دل بحث های دیگر مطالعه می کردند.

در فلسفه معارصر عدالت در دو شاخه فلسفه اخلاق و پاسخ به پرسش های دستوری/هنجاری مطالعه می شود.

هر دانشی در دوران معاصر با نگاه خاص خود به عدالت می نگرد. در اقتصاد بحث بر سر عدالت توزیعی و عمدتا توزیع درآمد و رفاه است. در جامعه شناسی، عدالت موضوعی حاشیه است. دلیل آن نسبی گرایی معرفتی و اخلاقی و نیز ضدیت با تأمل متافیزیکی در این علم است. به هنگام پرداخت به عدالت نیز عمدتا در قالب نظریه پردازی نابرابری به آن می پردازند.

در روان شناسی بحث بیشتر بر سر عدالت توزیعی در نظریه های تبادل اجتماعی است. اما در فلسفه سیاسی، عدالت در دوران کلاسیک و سی ساله اخیر نقش محوری دارد. جان رالز در محور شدن عدالت در سی سال اخیر نقش اساسی داشته.

رویکرد بسیاری از نظریات معاصر عدالت، هنجاری است و بیشتر در درون سنت لیبرالی شکل گرفته اند. گرایشات چپ به عدالت بی توجه بودند (؟) زیرا آن را مفهوم ایدئولوژیک و روبنایی، نیز اصول آن را از مقولات عینی و ثابت می دانستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۱۵
رامین مددلو
يكشنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۱۷ ق.ظ

عدالت یا نظم؟

هدلی بول اواخر عمر به این نتیجه رسیده بود:
بدون عدالت، نمی توان نظم داشت
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۱۷
رامین مددلو