مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۱۲ مطلب با موضوع «عدالت پژوهی :: کرسی درس :: کلاس عدالت مایکل سندل» ثبت شده است

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: خلاصه جلسه چهاردهم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

قرارداد، قرارداد است

در نظریه سیاسی کانت گفته می‌شود که قوانین عادلانه بر اساس یک قرارداد اجتماعی مشخص و استثنایی به وجود می‌آیند. این قرارداد یک قرارداد حقیقی نیست. کانت قراردادی را که مبنای برقراری عدالت است خردگرایی می‌نامد. مذاکره در قراردادها از خردگرایی ناب پیروی نمی‌کند بلکه از قدرت اقناع پیروی می‌کند.

پس کانت یک قراردادگراست اما حقانیت قوانین اخلاقی را در یک قرارداد فرضی قرار می‌دهد. جان رالز آمد و چگونگی وقوع یک قرارداد فرضی را شرح داد. [شرح نظریه عدالت رالز] آیا چنین توافق فرضی، تعهد اخلاقی ایجاد می‌کند؟ آیا از قراردادهای اجتماعی واقعی نیرومندتر است؟ باید به تعهدات اخلاقی منتج از قراردادهای واقعی نگاه دقیق‌تری کنیم.

-          قراردادها چگونه ما را وادار به اجرای مفادشان می‌کنند؟

-          قراردادهای واقعی که در زندگی روزمره بسته می‌شوند، چگونه قوانینی را که به وجود می‌آورند موجه می‌کنند؟

قراردادهای واقعی به‌خودی‌خود ابزار اخلاقی نیستند. صورت گرفتن توافقی، منصفانه بودن آن را تضمین نمی‌کند. قراردادها گاهی چون سود دوطرفه دارند الزام‌آور می‌شوند. قراردادها از دو طریق الزام ایجاد می‌کنند:

الف: توافق کردن، یک کنش داوطلبانه است: تعهد مبتنی بر توافق: خودمختاری

ب: دوسویگی قرارداد: تعهد مبتنی بر سود: کنش متقابل

حتی بدون رضایت یکی از دو طرف هم قرارداد ایجاد تعهد می‌کند. مثال خیانت پس از ازدواج.

اما در واقعیت، هر قراردادی ممکن است با این آرمان‌ها فاصله زیادی داشته باشد. تفاوت در قدرت چانه‌زنی طریق نخست و تفاوت در سطح دانش دو طرف قرارداد، طریق کنش متقابل را بی‌اثر می‌سازد؛ زیرا ممکن است چگونگی بهره‌مندی برابر را تضمین نکند. مبنای پرده بی‌خبری جان رالز چنین مسئله‌ای است. تفاوت‌ها هستند که حتی در اصول هم ما را به نتایج ناعادلانه‌ای می‌رسانند.

اما در توافق فرضی با استفاده از پرده بی‌خبری، بر سر چه اصولی به‌عنوان اصول عدالت توافق می‌شود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۲
رامین مددلو
چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۱۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: خلاصه جلسه سیزدهم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

درسی در مورد دروغ گفتن 

فهم کامل نظریه اخلاق کانت در گروه پاسخ گویی به سه پرسش است:

-          انجام وظیفه و خودمختاری چگونه با یکدیگر سازگار می شوند؟ شأن و منزلت ادای وظیفه در چیست؟

پاسخ کانت: انجام وظیفه مبتنی بر قانونی است که خودِ فرد بر خودش وضع کرده و به موجب آن کنشی آزادانه است.

-          چند قانونی اخلاقی وجود دارد؟ اگر کرامت یعنی حکومت قانون خودوضع بر ما، چه تضمینی وجود دارد که وجدان من و شما با هم یکی باشد؟

پاسخ کانت: اگر هر یک از ما با آزادی کامل و با رجوع به وجدان خویش قانون اخلاقی را وضع کنیم قطعا همگی به یک نتیجه واحد می رسیم. چون راهنمای انتخاب یک قانون اخلاق برای همگی مان، خرد ناب، است.

-          چگونه یک امر مطلق، اخلاق، امکان پذیر است؟

پاسخ کانت: ما همزمان در دو دنیا، قلمرو آزادی و قلمرو ضرورت حضور داریم. بین آنچه انجام می دهیم و باید انجام دهیم ممکن است تفاوت باشد. اما اخلاق امری تجربی نیست.


مثال قاتل پشت در:

به اعتقاد کانت اگر برای جلوگیری از پیامد ناگوار کاری، در اجرای امر مطلق استثنا قائل شویم، اصول اخلاق را به تمامی نقص کرده ایم.

توجیه سندل مبتنی بر فلسفه اخلاق کانت: از دید کانت میان دروغ و راستِ گمراه کننده تفاوت وجود دارد. مبنای کانت پیامد کنش ها نیست بلکه پیروی رسمی از قوانین اخلاقی است.

اما آیا با توجه به مثال ماجرای استیضاح بیل کلینتون، واقعا میان دروغ و راستِ گمراه کننده تفاوتی هست؟ پاسخ آن است که از منظر فلسفه اخلاق کانت راستِ گمراه کننده به انجام وظیفه وفادار می ماند. در راستِ گمراه کننده تا حد زیادی به قانون اخلاق احترام گذاشته ام.

 


پ.ن:

مشاهده ویدیوی جلسات سیزدهم و چهاردهم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۲
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه دوازدهم

اصل عالی اخلاق

امروز ما به کانت بازمی گردیم، اما پیش از آن به یاد داشته باشیم هدف این هفته این است که همه شما به طور اساسی بر کانت فایق آیید و کانت شوید، کشف آنچه او است... شما می خندید، نه، این اتفاق خواهد افتاد. بستر و زمینه کار کانت دو پرسش بزرگ است. اولی: اصل عالی اخلاق چیست؟ دومی: آزادی چگونه ممکن است؟ دو پرسش بزرگ. حال، یک روش برای ساخت راه شما از میان این کتاب فلسفی حجیم[1] به یاد داشتن مجموعه ای از مخالفت ها یا تضادها یا دوگانه های مرتبط است. امروز می خواهم درباره اینها صحبت کنم. امروز می رویم که به پرسش اول پاسخ دهیم، چه چیز بر اساس نظر کانت، اصل عالی اخلاق است؟ و برای پاسخ به این پرسش از نظر کانت، به یاد داشتن سه تضاد یا دوگانه ای که کانت از آنها یاد می کند به ما کمک خواهد کرد. تضاد اول را به یاد آورید، آنچه مبتنی بر انگیزه باید انجام دهید. بر اساس آنچه ما انجام می دهیم و مطابق با نظر کانت، تنها یک نوع از انگیزه با اخلاق سازگار است: انگیزه انجام وظیفه؛ انجام کار درست به خاطر دلیل درست. چه انگیزه های دیگری اینجا هستند؟ کانت آنها را در دسته تمایلات خلاصه می کند. هر زمان انگیزه برای آنچه انجام می دهیم برآورده کردن یک تمایل یا یک ترجیح (که ممکن است داشته باشیم) است، دنبال کردن برخی علایق است؛ ما به واسطه تمایل عمل می کنیم. حال به من اجازه بدهید همینجا مکث کنم اگر... اگر در اندیشه پرسش از انگیزه انجام وظیفه، پرسش از اراده خیر هستید. اگر هر یک از شما پرسشی درباره ادعای کانت دارد یا اصلا کسی از این ترجیح و تمایزگذاری راضی است؟ شما چه فکر می کنید؟ بفرمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۵ ، ۱۳:۳۲
رامین مددلو
شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه یازدهم

ذهن، برانگیزانندهِ شما[1]


حال نوبت به سخت ترین فیلسوفی می رسد که ما اقدام به مطالعه آن در این کلاس می کنیم. امروز امانوئل کانت را بررسی می کنیم. او  یک دیدگاه متفاوت را، از اینکه چرا ما  یک وظیفه جزمی و قطعی احترام به شأن و منزلت اشخاص را داریم و نیز عدم استفاده صرفا ابزاری از مردم حتی برای اهداف خوب، پیشنهاد می کرد. کانت در دانشگاه کانیگزبورگ در قرن شانزدهم سرآمد بود. او در سن 31 سالگی نخستین شغلش را به عنوان مدرس قراردادی، که پرداختی آن مبتنی بر هر جلسه و بر اساس تعداد دانشجویانی که در کلاس او می نشستند بود (این سیستم معقولی است که به نظر می رسد خوب است هاروارد در نظر بگیرد!)، به دست آورد. خوشبختانه کانت تدریس پرجمعیت و  فعالی داشت و در نتیجه یک زندگی حداقلی را ادامه داد. زمانی که او 57 ساله بود نخستین کار بزرگش را منتشر کرد اما این کار ارزش صبر کردن تا آن زمان را داشت. آن کار کتاب "نقد عقل محض" بود؛ شاید مهم ترین کار در تمام دوران فلسفه مدرن. و چند سال بعد کانت "بنیاد اخلاقیات متافیزیک" را نوشت که ما در این کلاس خواندیم. من می خواهم پیش از آنکه شروع کنیم؛ تصدیق کنم که کانت یک متفکر متفاوت است اما مهم است برای کشف اینکه او چه می گوید تلاش کنیم. زیرا این کتاب درباره "خیر" است، این کتاب در درجه اول درباره چه بودن اصل عالی اخلاق است، و  نیز به ما یک شرح می دهد، یکی از قویترین شرح ها از آنچه که "آزادی واقعا چه هست" داریم. خب اجازه دهید امروز شروع کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۳۹
رامین مددلو
شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۰ ق.ظ

کلاس عدالت سندل: متن جلسه دهم

نکته: برادر فیلترچی محترم! این یک متن دانشگاهی است... .


برای فروش: "مادر بودن"

امروز می خواهم توجه مان و نگاهتان را به سوی بحث و استدلال بر سر نقش بازار در حوزه تولید مثل و باروری انسانی بکشانم. در دوران حاضر از سوی کلینیک های ناباروی مردم برای اهدای تخمک تشویق می شوند و هر چند وقت یکبار در روزنامه هاروارد کریمسون (روزنامه دانشگاه هاروارد) تبلیغات اهدای تخمک ظاهر می شود، آیا آنها را دیده اید؟ یکی از آن تبلیغ ها چند سال پیش زده شد که در جستجوی اهدای هر تخمکی نبود، آن تبلیغی بود که یک مشوق مالی بزرگ را برای اهدا به یک زن پیشنهاد می کرد؛ زنی که باهوش، ورزشکار، حداقل 15 فوت و با حداقل نمره 140 یا بالاتر در آزمون پذیرش دانشگاه باشد. شما فکر می کنید فردی که در جستجوی همه این ویژگی ها بود چقدر می خواست برای تخمک زنی که شرح داده شد بپردازد؟ پیشنهاد شما چیست؟ هزار دلار؟ 15 هزار دلار؟ 10 هزار دلار؟ تبلیغ را به شما نشان خواهم داد. (تصویر پیشنهاد تبلیغ): 50 هزار دلار برای یک تخمک. لیکن فقط تخمک اعلاء و منحصر بفرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۰
رامین مددلو
چهارشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۵۵ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن و خلاصه جلسه نهم

سلاح های مزدور

 

آنگاه که جلسه قبل را به پایان رساندیم، نظریه دولت از طریق رضایت لاک را بحث می کردیم، و این سوال پدید آمد: محدودیت های یک دولت که حتی موافقت اکثریت نمی تواند آن دولت را باطل کند، چیست؟  این سوالی بود که ما جلسه قبل را با آن به پایان رساندیم. ما دیدیم که در قضیه حقوق مالکیت از نگاه لاک، یک دولت منتخب دموکراتیک حق گرفتن مالیات از مردم را دارد، حق گرفتن دارایی مردم را برای اهداف و خیرهای عمومی دارد و این امر نیازمند رضایت هر شخص به هنگام تصویب و جمع آوری مالیات نیست بلکه نیازمند یک اقدام پیشینی رضایتمندی برای پیوستن به جامعه است: گرفتن تعهد سیاسی.

اما یک بار که شما متعهد می شوید، شما با محدود شدن به وسیله اکثریت، بیشتر به جهت مالیات، موافقت می کنید.

"اما..."  (شما ممکن است بپرسید) "اما درباره حق زندگی چه؟" دولت می تواند مردم را به خدمت اجباری فراخواند و آنها را به جنگ بفرستد؟

درباره اندیشه ای که ما متعلق به خودمان هستیم، مال خودمان هستیم چه؟ اگر دولت بتواند از روی اجبار و از طریق زور بگوید: شما باید بروید زندگی تان را برای جنگیدن در عراق به خطر بیندازید، این سخن ناقض اختیار نیست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۵۵
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۳۸ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن و خلاصه جلسه هشتم

رضایت بزرگسالان

در جلسه گذشته بحث وضع طبیعی جان لاک را شروع کردیم. شرح او از مالکیت خصوصی و نظریه او از دولت قانونی که دولتی بر مبنای رضایت و نیز دولت محدود است.

لاک عقیده داشت در حقوق بنیادی قطعی که حدود اختیارات دولت را محدود می کنند... او عقیده داشت که این حقوق، حقوق طبیعی هستند. نه حقوقی که از قانون یا از دولت پیروی کنند.

همچنین تجربه فلسفی بزرگ لاک این است که ببینیم او می تواند به شرحی از این امر دست یابد که ممکن است حقوق مالکیت خصوصی بدون رضایت، قبل از دولت و قبل از ورود قانونگذاران به صحنه شناسایی مالکیت وجود داشته باشد.

چگونگی این امکان پرسش اوست، و ادعای او در پاسخ به این پرسش استدلال زیر است:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۳۸
رامین مددلو
دوشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۰۹ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: متن و خلاصه جلسه هفتم

نکته:

کلیه حقوق این ترجمه متعلق به هسته عدالت پژوهی مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام  است. دوستان دقت فرمایند.


این زمین، زمین من است

از یک جهت، لاک متحد قدرتمند اختیارگرایی است.

اول اینکه، او به عنوان حامی اختیارگرایان امروزی معتقد است حقوق فردی قطعی بنیادی وجود دارد که بسیار مهم است و هیچ دولتی حتی یک دولت نماینده، حتی یک دولت دموکراتیو- نمی تواند آن را باطل کند.

نه تنها این مسأله، بلکه او اعتقاد داشت این حقوق بنیادی شامل یک حق طبیعی زندگی، آزادی (اختیار) و مالکیت است. علاوه بر این او استدلال می کرد حق مالکیت توسط دولت یا قانون ایجاد نشده. حق مالکیت یک حق طبیعی است. به این معنا که آن پیشاسیاسی است. آن حقی است که منتسب به افراد است به عنوان یک انسان حتی پیش از پدید آمدن دولت. حتی پیش از آنکه پارلمانها و قانونگذاران قوانینی در شناسایی و اجرای این حقوق تصویب کنند.

لاک می گفت به منظور فکر کردن درباره معنای چه چیزی بودن حقوق طبیعی، ما تصوراتی درباره چیزها، پیش از دولت و پیش از قانون داریم. این چیزی است که از نظر لاک وضع طبیعی نام دارد. او می گوید وضع طبیعی، وضع آزادی (فاعل مختار) است. انسان ها به ما هو انسان آزاد و برابر هستند. در وضع طبیعی سلسله مراتب طبیعی وجود ندارد. در آن موردی وجود ندارد که برخی از مردم پادشاه متولد شوند و دیگران رعیت. ما در وضع طبیعی آزاد و برابر هستیم.

 در عین حال او این نکته را به وجود می آورد که بین وضع آزادی و وضع اجازه داشتن، تفاوت وجود دارد و دلیل این تفاوت این است که حتی در وضع طبیعی نوعی از قانون وجود دارد. این قانون از نوع قوانینی که در قوه مقننه تصویب می کنند نیست. آن یک قانون طبیعی است. این قانون طبیعی محدود می کند که چه کارهایی ما می توانیم انجام دهیم حتی اگر آزاد باشیم. حتی اگر در وضع طبیعی باشیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۰۹
رامین مددلو
شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۰۶ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: جلسات پنجم و ششم

جلسه پنجم/ لیبرتاریانیسم

با آزمایش مقایسه شکسپیر و سیمپسون ها و ترجیح دومی از سوی دانشجویان، نظر میل به چالش کشیده می شود. دانشجوها می دانستند که شکسپیر لذت عالی تری است اما سیمپسون ها را ترجیح می دادند.

میل در کتاب فایده گرایی اش تلاش می کند تا نقش حقوق فردی را در عدالت به رسمیت بشناسد:

حق برخورداری از عدالت، مقدس ترین جزء از اجزای الزامی اصول اخلاقی است.

سوال: چرا؟ پاسخ میل: چون اگر عدالت برقرار باشد و حقوق افراد را رعایت کنیم در درازمدت جامعه بهتری خواهیم داشت.

سوال: اگر در شرایطی حقوق مردم پایمان شود و در درازمدت جامعه بهتری داشته باشیم، چطور؟ آیا می توانیم حقوق مردم را پایمان کنیم؟

سوال اصلی این است: چرا حقوق فردی مردم را باید رعایت کنیم؟ به خاطر جامعه بهتر در آینده؟

شاید انگیزه دیگری برای احترم به حقوق مردم وجود دارد که فایده گرایی میل قادر به پاسخ دادن به آنها نیست. استانداردهای اخلاقی مستقل که قادر به ارزش گذاری لذات عالی نیز هستند.

باید به دنبال نظریه های بنیادینی باشیم که می گویند فرد فرد انسان ها مهم هستند نه به خاطر آینده بهتر یا بیشینه مطلوبیت.


لیبرتاریانیسم

از جمله آنها لیبرتاریانیسم (آزادی گرایی) است. این مکتب آزادی را اصلی ترین حق انسان می داند. نباید از افراد جهت ساخت جامعه ای بهتر برای دیگر استفاده اجباری کرد. رابرت نوزیک از فیلسوفان این مکتب می گوید: افراد حقوقی بنیادی دارند که هرگونه عملکرد دولت را زیر سوال می برند.

سه مورد از اقدامات دولت نامشروع و ناعادلانه اند:

الف) قوانین پدرسالارانه: تصویب قانون برای حفاظت مردم از خودشان از سوی دولت

ب) قوانین اخلاقی: این قوانین هم حق آزادی را نفی می کنند.

ج)قوانین مربوط به مالیات و بازتوزیع ثروت از ثروتمندان به فقرا. در واقع مساوی دزدی است.

یک دولت حداقلی باید باشد تنها برای نیازهای همگانی مانند دفاع ملی و پلیس و سیستم قضایی برای حفاظت از قوانین مالکیت.

عادلانه بودن یا نبودن نابرابری به فرایند مرتبط است نه به خروجی. نوزیک دو اصل عدالت فرایندی خود را به این نحو بیان می کند:

الف) نحوه گردآوری یا تملک اولیه: آیا افراد ملزومات ثروتشان را از طریق منصفانه ای به دست آورده اند؟

ب) مبادله در بازار آزاد بر مبنای توافق آزادانه.

اشکال به آزادی گرایان:

شما در یک جامعه به سر می برید، بسیاری از خروجی های شما در نتیجه فرصت هایی است که از سوی جامعه به شما اعطا شده است.

اشکال فایده گرایان: اگر هزینه افزایش سطح زندگی فقرا را نپردازید، جرم و جنایت افزایش می یابد و مقابله با آن هزینه بیشتری دارد.


زنجیره بنیادین آزادی گرایان:

مالیات = گرفتن ثمره کار من = معادل تحمیل کار اجباری = یعنی برده داری.

اصل بنیادین آزادی گرایی: من مالک خویشتن هستم.

برای نقد آزادی گرایی باید این زنجیره بنیادین شکسته شود.

 

جلسه ششم/ انتقاد به لیرتاریانیسم

نگرانی آزادی گرایان از مسأله اجبار، زیربنای طرح دولت حداقلی از جانب آنها است.

سوال: اجبار چه اشکالی دارد؟

پاسخ آزادی گرایان: اجبار یا استفاده از فرد برای تامین رفاه عمومی ناقص اصل مالکیت بر خویشتن است.

انتقاد به آزادی گرایان در سایت: وضع مالیات با توافق همگانی (تصویب در کنگره) اجبار نیست.

پاسخ آزادی گرایان: اجبار اکثریت است.

انتقاد: زمانی که ما در جامعه ای زندگی می کنیم، بخشی از مالکیت بر خویشتن را به جامعه واگذار می کنیم.


ریشه یابی حق مالکیت بر خویشتن:

طرح از سوی جان لاک. وی نظریه پرداز حق مالکیت خصوصی بر اساس قوانین طبیعت است. وی می گفت:

"وقتی نیروی کار ما با چیزهایی که متعلق به ما نیستند در هم می آمیزد، حق مالکیت ما بر آن چیزها را ایجاد می کند. زیرا ما مالک نیروی کار خود هستیم چون مالک خود هستیم".

باید برای بررسی حق مالکیت بر خویشتن آزادی گرایان به بررسی نظر جان لاک در این باره بپردازیم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۰۶
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۰۸ ق.ظ

کلاس عدالت سندل: جلسات سوم و چهارم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

جلسه سوم/ ایراد به بنتهام

از نظر بنتهام، اجتماع، مجموعه افراد تشکیل دهنده آن است و سوال از قانون و عدالت را باید از شهروندان پرسید.

نظریه بنتهام در اصل هزینه-فایده خلاصه می شود که از طریق آن امور ارزش گذاری مالی می شوند.

سوال: چطور می شود زندگی را ارزش گذاری کرد؟

برخی از هزینه- فایده ها حتی برای ارزش زندگی نیز قیمتی در نظر گرفته اند. برخی نیز گفته اند اساسا ارزش گذاری همه امور بر مبنای پول درست نیست.

ایراد به کلیت فایده گرایی بنتهام:

الف) حقوق اقلیت ها و امکان معامله شدن آن حقوق به خاطر فایده اکثریت. آیا فایده گرایی به یک میزان به حقوق فردی یا حقوق اقلیت ها احترام می گذارد؟

ب) عدم امکان پذیری جمع زدن همه ارزش ها با هم (حتی با سنجه پول). {اشکال به آزمایش تورندایک: نیاز انسان را مجبور می کند، اجبار نشانه درستی و صحت نیست.}


جلسه چهارم/ فایده گرایی جان استوارت میل

دو ایراد فایده گرایی بنتهام:

الف) نادیده گرفتن حقوق فرد (به خصوص در مورد اقلیت ها)

ب) عدم امکان تبدیل همه ارزشها به یک واحد یکسان.

آیا همه ارزشها قابل اندازه گیری اند؟ آیا فایده گرایی حق دارد فرض کند ما قادریم ارزشی یک شکل برای همه چیز در نظر بگیریم؟ پاسخ بنتهامی به این پرسش این است: ما نباید قضاوت کنیم.

فایده گرایی میل:

این پرسش مسأله وجوب تمایز به لذات عالی و پست را پیش می کشد. جان استوارت میل، در جهت اصلاح این ایرادات تلاش کرد وجهه ای انسانی به فایده گرایی ببخشد. وی در این مسیر با پیش کشیدن مسأله وجوب تمایز بین لذات عالی و پست گفت که باید به ادراک مردم برای فهم خواستنی ها و لذت ها رجوع شود. با آزمون لذت ها، لذت برتر توسط اکثریت مردم ترجیح داده می شود بدون وجود معیارهای خارجی و مستقل. از نظر میل، کمال یابی و آموزش مردم آنها را قادر می کند لذات عالی را تشخیص دهند.

بر این اساس میل عدالت را اینگونه تعریف می کند: تعهدات مشخص اخلاقی برتر به سبب فایده اجتماعی (به فایده جامعه در بلندمدت) {سوال: ترجیح با تشخیص تفاوت دارد؟!}

میل به دو سبب از فایده گرایی خارج می شود: کیفیت لذات/ تقدس حقوق فردی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۰۸
رامین مددلو