مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۵۷ مطلب با موضوع «عدالت پژوهی» ثبت شده است

پنجشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۴ ب.ظ

کردستان عراق و آینده مبهم

نکته:

این مطلب ابتدا در کانال جامع مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام منتشر شده است:

  https://telegram.me/rushdisu/1509

 

kurd

 

" 10 ساله که بودم ارتش صدام به شهرم، حلبچه، حمله شیمیایی کرد. هزاران تن از مردم شهرم، به همراه خواهرها و مادرم، در این حمله کشته شدند و چه خوب شد که کشته شدند و دست نظامیان بعثی به آن‌ها نرسید. من و پدرم بالای کوه بودیم. به ایران فرار کردیم. همراه با 340 هزار کرد دیگر. چون ارتش بعث هنوز می‌کشت تا آنکه عدد کشته‌های کرد به 183 هزار تن رسید. آواره بودیم. پدرم کارگری کرد. پدرم تحقیر دید. پدرم در غربت مُرد. نمی‌خواهم تحقیر ببینم. نمی‌خواهم در شهرهای ایران و ترکیه، یا اصلاً تو بگو اروپا، آواره باشم و غریب".

این روایتی است که اگر روز همه‌پرسی در حلبچه بودم، احتمالاً از زبان یک مرد 40 ساله با برگه همه‌پرسی در دست و تیک مربع آری درون آن، می‌شنیدم؛ اما روایت این مرد کرد پاسخ سؤالم نبود، اگرچه روایتی تاریخی و احساسی بود. چون سؤال من این بود: این کارتان عادلانه است؟ او در برابر اصرارم می‌گفت:

"بله. عادلانه است. چون حق هر فردی تعیین سرنوشت خود است. برپاداشتن این حق، عدالت است و جلوگیری از برخورداری از آن، ظلم".

اما بازهم ابهام من حل‌نشده باقی‌مانده بود. "حق تعیین سرنوشت" عبارت زیبایی است اما همه واقعیت نیست. آنچه من برای سرنوشت خودم انتخاب می‌کنم، بر سرنوشت دیگران نیز اثر می‌گذارد. اگر نتیجه انتخاب من، افزایش ظلم به دیگری باشد، اگر دیگری به سبب انتخاب من آسیب ببیند، اگر نتیجه انتخابم افزایش ظلم به خودم باشد و آسیب ببینم، بازهم انتخاب منجر به این نتیجه عادلانه است؟

در این نگاه، بیش از آنکه عدالت را در برخورداری از یک حق ببینم، عدالت را درنتیجه حاصل از تحقق یک حق جستجو می‌کنم.

نتیجه همه‌پرسی کردستان عراق، به عدالت ختم نخواهد شد چون موجب افزایش ظلم به اکراد و دیگران خواهد شد. هیچ‌چیز در کردستان عراق تغییر نخواهد کرد. چون این اقلیم سالهاست از استقلال، تنها نام آن را ندارد. در چشمان هم‌صحبت 40 ساله فرضی من، واژه استقلال یعنی پاسخ همه مشکلات کردستان. این معنا را سیستم سیاسی حاکم بر کردستان در ذهن او کاشته. درحالی‌که استقلال رسمی کردستان عراق به معنی راهکاری است برای افزایش قدرت خاندان مسعود بارزانی. همه‌پرسی چه به استقلال رسمی کردستان عراق منجر شود و چه به‌صورت نمادین نتیجه آری آن در یادها باقی بماند، در هر دو حال قدرت کاریزماتیک مسعود بارزانی را میان مردم کردستان عراق و نیز قدرت چانه‌زنی وی را میان قدرت‌های خارجی افزایش خواهد داد.

همه‌پرسی "آورده‌ مثبتی" برای مردم کرد نخواهد داشت. آنچه مردم کرد نیازمند آن هستند رهایی از طایفه‌گرایی و عشیره گرایی در سیاست است. رهایی از سیاست زده نمودن امر فرهنگی قومیت است. رهایی از زندان تاریک قومیت‌گرایی شدید است. همه‌پرسی پاسخ این مشکلات نیست، بلکه افزایش‌دهنده و متورم ساز این مشکلات است. تورم بحران قومیت‌گرایی، انتهای جاده خطرناک همه‌پرسی است و این نتیجه، عادلانه نیست. چراکه حرمت و شأن مردم کردستان عراق بسیار بالاتر از گرفتار ماندن در این مشکلات و بحران‌های پیشاعقلی و پیشادینی است.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۸:۱۴
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۳۴ ب.ظ

ترجیح اجباری

به نظرتان برای اقلیت شیعه ترکیه، عدالت را یک حکومت لائیک بهتر می تواند پیاده کند یا یک حکومت اسلام گرای اهل سنت؟ به تعبیر دقیق تر مدل حکومتی آتاتورک عادلانه تر است یا مدل حکومتی اسلام گرایان حزب عدالت و توسعه؟

پرسش مهمی است. به قدری مهم که می تواند چراغ راهنمای عمل سیاسی شیعیان ترکیه باشد و جامعه هدف شیعیان در ساخت نظام سیاسی، میزان و نحو مشارکت سیاسی شان و میزان ثبات این نحو مشارکت را می تواند تعیین کند.

بیایید ابتدا پاسخ شیعیان ترکیه را مرور کنیم. در گفتگوهایم با قشر دیندار شیعیان استانبول به این نتیجه رسیدم که حکومت لائیک مدل حزب جمهوری خلق ترکیه (CHP)، حزب دموکرات خلق ترکیه (HDP) یا حزب قومیت گرای حرکت ملی (MHP) را ترجیح می دهند. در مقابل این دو حزب لائیک، می توان از دو حزب اسلام گرای عدالت و توسعه (AKP) و سعادت (SP) نام برد. اما در پرسش تنها دو مدل حکومتی بیان شد. دلیل این امر در توان امکان سنجی و مقایسه ذهنی مخاطبانم بود. مخاطبان پرسشم علوم سیاسی خوانده و تحلیلگر سیاسی نبودند. بلکه مردم شیعه عادی بودند در نقش های روحانی و دانشجو و بازاری و وکیل و غیره. این طیف از مخاطبان بیشتر مبتنی بر امکان های موجود تصمیم می گیرد نه بر اساس امکان های موجود و ناموجود. به فعل رسیدن یک امکان نقش بسیاری در انتخاب آن از سوی مردم عادی دارد.

عمده مخاطبین من پاسخ یکسانی داشتند: مدل حکومتی دولت لائیک برای شیعیان بهتر است. اما گفتگوهای من قابلیت تعمیم به کل جمعیت شیعیان ترکیه را ندارند. پس به انتخابات اخیر ترکیه هم نگاهی می اندازم. 65.02 درصد از آرای شهر ایغدیر به عنوان مرکز شیعیان ترکیه در همه پرسی اخیر اصلاح قانون اساسی که به افزایش قدرت رئیس جمهور، اردوغان، منجر شد؛ "نه" گفتند. در شهر دوم شیعیان، یعنی در قارص نیز 49 درصد از آرا به اصلاح قانون اساسی، "نه" گفتند. اکثریت نسبی آرای دو شهر استانبول و ازمیر هم که اقلیت شیعه در آن ساکن اند، مخالف اصلاح قانون اساسی بودند.

باید دقیقتر آرا را بنگرم. پس به انتخابات عمومی سال 2015 رجوع می کنم. در انتخابات عمومی با مسأله ادعای تقلب از سوی حزب عدالت و توسعه روبرو می شویم. پس دور دوم انتخابات را ملاک قرار می دهیم. در ایغدیر سه حزب لائیک جمعاً 67 درصد آرا را به خود اختصاص داده بودند و حزب عدالت و توسعه 31 درصد از آرا را. حزب سعادت تنها 156 رای را کسب کرد. در قارص نیز سه حزب لائیک 62.03 درصد از آرا را به خود اختصاص داده بودند و حزب عدالت و توسعه 35.64 درصد از آرا را. حزب سعادت تنها 407 رای را کسب کرد. در منطقه کوچک چکمجه استانبول که شیعیان در محله هالکالی آن ساکن هستند نیز سه حزب لائیک 53.49 درصد آرا، حزب عدالت و توسعه 44.37 درصد آرا و حزب سعادت 3054 عدد رای را کسب کردند.

بیایید نشانه ای دیگر را ببینیم. در انتخابات 2014 شهرداری ها در شهر ایغدیر پس از حزب کُرد آشتی و دموکراسی (44.2 درصد از آرا)، حزب قومیتگرا و لائیک MHP 42.04 درصد از آرا را کسب می کند. به بیان دیگر اکثریت اهالی شیعه آذری ایغدیر به کاندیدای حزب لائیک MHP رای می دهند. در شهر قارص دو حزب لائیک MHP و CHP جمعا 53.5 درصد از آرا را به دست می آورند. حزب عدالت و توسعه 25 درصد و حزب کرد آشتی و دموکراسی 19.3 درصد از آرا را به دست می آورد. حزب سعادت نیز تنها296 رای کسب می کند. در منطقه کوچک چکمجه استانبول نیز حزب عدالت و توسعه 41.9 درصد از آرا، سه حزب لائیک جمعاً 54.8 درصد و حزب سعادت 1.6 درصد از آرا را توانستند کسب کنند.

نشانه ای دقیق تر و بیشتر را اگر بخواهیم به انتخابات سال 2009 می رویم. جایی که روحانیون جنبش زینبیه از کاندیدای شیعی حزب MHP در برابر کاندیدای شیعه حزب عدالت و توسعه حمایت کردند.

 

چرا حکومت لائیک؟

چرا شیعیان ترکیه حکومت لائیک را ترجیح می دهند؟ تنها و تنها از بعد مذهبی به این امر نگریستن کفایت نمی کند و باید بعد دیگری را نیز به آن افزود: بعد قومیت گرایی. حکومت های لائیک در ترکیه محور هویت ملی را یا هویت شهروندی افراد قرار خواهند داد و هویت قومی آنها را. اصرار بر این دارم که هویت در حکومت های لائیک بر مدار قومیت گرایی می چرخد تا شهروندی و جامعه-دولت مدرن. شکل دهی هویت بر مدار شهروندی متاسفانه لاف گزاف عرصه سیاسی ترکیه است. نشانه های متعددی از آن را می توانم بیان بدارم: تشکیل احزاب کرد، مبارزه آتاتورک چی ها با قومیت، زبان و خط مجزای کردی، اهمیت قومیت و نژاد در زندگی اجتماعی مردم مانند ازدواج و... اما نشانه ای که برای خود من جذابتر است، حاصل گفتگوهای چندساعته با جوانان شیعه آذری ساکن استانبول است. سخن نهایی یکی از این جوانان نشانه من است: یک کرد خوب، یک کرد مرده است.

هویت قومی حکومت لائیک برای شیعیان آذری یک امتیاز است. زیرا آذری برادر کوچکتر ترک استانبولی است. هر دو از خانواده ترک زبانان و ترک نژادان. اقلیت آذری در هویت قومی می شود برادر محترم اکثریت ترک. و این برادری موجب قدرت گیری شیعیان آذری در ایغدیر و قارص، به عنوان دو مرکز اصلی شیعی گری در قبال رقبای قومی کردتبار خود خواهد شد. کمااینکه به تجربه تاریخ این قدرت گیری رخ داده است.

نکته مهم آن است که در اینجا منافع اقلیت آذری با اکثریت ترک مشترک است و افزایش توان اکثریت، خودبخود به افزایش توان اقلیت آذری منجر خواهد شد.

ممکن است این نحو از تحلیل مورد اعتراض دوستان مذهبی آذری ام واقع شود. پس فرض را بر این می گیرم که هویت در حکومت لائیک مبتنی بر مفهوم شهروندی شکل می گیرد. هویت شهروندی باز هم به نفع اقلیت شیعه آذری است. زیرا در سطح یک اجتماع اقلیتی حدوداً یکی دو میلیون نفری که به شدت در سطح کشور پراکنده اند عدم حاکمیت تام بقیه اجتماع های رقیب امری مطلوب است. در واقع عدم توجه به ویژگی های برتر اجتماع اکثریت در حوزه مشترک با اجتماع اقلیت، یعنی مذهب، یک امتیاز بزرگ برای اجتماع اقلیت است. به بیان دیگر در حکومت لائیک اکثریت اهل سنت برتری خاصی نسبت به اقلیت شیعه نخواهند داشت و مفهوم شهروندی شیعه و سنی را با هم یکسان خواهد کرد.

علاقه دارم پرسش را به نحوی دیگر نیز پاسخ بگویم. پاسخی که به طور مستقیم در گفتگوهایم شنیدم. در یکی از گفتگوهایم با یک مرد حدوداً 50 ساله، انقلابی و فعال مذهبی پاسخی که در برابر چرایی ترجیح حکومت لائیک بیان کرد این بود: این ترجیح را پس از 15 سال از حکومت اسلام گرایان به رهبری اردوغان بیان می دارد.

مسأله تاریخ است. مسأله تجربه است. شیعه مذهبی این را تجربه کرده که اسلام گرایان اهل سنت ترکیه شیعه را به عنوان یک مذهبی ایرانی/صفوی دانسته و همیشه تحقیر کرده اند. در حداکثر وطنی دانستن شیعیان، آنها را اقلیتی درون اجتماع علویان به حساب آورده اند. علویانی که در معرض تهمت بی دینی و چپگرایی هستند. البته به شکل مستقیم به یک شیعه ترکیه ای چنین اسائه ادبی نمی شود. اما اذهان اسلام گرایان اهل سنت این شکل از معنای شیعه را پذیرفته اند.

اما حکومت لائیک می گوید شیعه؟ سنی؟ به من چه... برای من همین که شما شهروند ترکیه اید کفایت می کند. این دعواها به من آقای دولت ربطی ندارد.

اگر قومیتگرا باشد که نور علی نور می شود: شیعه؟ سنی؟ این حرفها چیست؟ اینها برادران عزیز آذری ما هستند.

 

مشکل کجاست؟

چرا با ترجیح اکثر شیعیان ترکیه در امر انتخاب نوع حکومت میانه خوبی ندارم؟ مشکل من اینجاست که  اگر حکومت لائیک برای شیعیان ترکیه به جهت امکان رعایت عدالت بیشتر در حق شیعیان محبوب تر باشد، عدالت در حق مسلمانی اجتماعی-سیاسی 40 میلیون دیندار اهل سنت پایمال نمی شود؟

مساله، مساله تفاوت سطوح است. عدالت برای اقلیت اهل حق یا عدالت برای اکثریت دورتر از طریق حق؟ مشخص است که از دید بنده شیعه حق است و هر فضایی که در آن شیعه بهتر بتواند فعالیت کند مطلوب تر. اما در مقابل باید دقت کنیم: بر روی وجه اجتماعی اسلام در سطح کلی جامعه خط قرمز کشیده می شود. در پاسخ حکومت لائیک ما حاضر هستیم یک اکثریت مسلمان اهل سنت را فدا کنیم تا آرامش برای اقلیت مسلمان شیعه را به دست آوریم. فدا کردن یک جامعه برای یک اجتماع اقلیتی. فدا کردن جامعه مسلمانان و تبدیل آن به جامعه شهروندان (و حتی جامعه قومیت ترک).

در مقام فرضی یک برنامه ریز مسلمان، یک تصمیم ساز مسلمان باید مصلحت جامعه مسلمین را در نظر بگیرد. یعنی بین مطلوبیت بیشتر با اجتماع کوچک و مطلوبیت کمتر با جامعه بزرگ انتخاب کند. من مطلوبیت کمتر با جامعه بزرگ را برمی گزینم. زیرا در حکومت لائیک حقانیت تنفس اجتماعی اسلام حذف می شود. اما در حکومت اسلام گرای سنی حقانیت تنفس اجتماعی شیعه به چالش کشیده می شود. این نکته مهمی است. کدام یک باید برگزیده شود: حذف در برابر به چالش کشیده شدن.

البته ترجیح مدل حکومت اسلام گرایان حزب عدالت و توسعه بدون هزینه نیست. هزینه اش هم همین شرایط فعلی است. شیعه زیر ذره بین بدبینانه حاکمیت و جامعه دیندار است. اگر شیعه بخواهد حزب، دانشگاه، مدرسه، مدرسه علمیه و... تشکیل دهد، اگر بخواهد با کشورهای شیعی مناسبات اقتصادی گسترده شکل دهد، با مانع روبرو خواهد شد. شیعه در صورت نزدیک شدن به دیدگاه های سیاسی ایران، عنصر ایران نام خواهد گرفت. برچسب طرفدار کشور خارجی بر روی پیشانی اش خواهد خورد. کما اینکه بر روی مذهبش هم برچسب مذهب ایرانی/صفوی زده شده است.

سه مسأله در یک خط طولی ما را با اجبار پرداخت هزینه در صورت انتخاب حکومت اسلام گرایان در ترکیه روبرو ساخته: تاریخ، فتنه سوریه، دیدگاه اشتباه سران سیاسی و دینی ترکیه به شیعه. تاریخ بستر بدبینی و بینش اشتباه بوده، فتنه سوریه آتش آن را زنده کرده و سخنان اشتباه سران سیاسی و دینی آتش را شعله ور ساخته.

 

نگاهی دوباره به مطالبات

بیان شد که شیعه ترکیه عدالت سیاسی را به برابری در تحصیل حکومتداری و مورد خطاب واقع شدن از سوی حکومت ترجمه می کند. در این برابری، ندیدن مذهب وی مورد نظر است. ندیدن مذهب شیعه، یعنی یکسان شدن با اکثریت اهل سنت. پس به دنبال مدلی از حکومت است که مذهب وی دیده نشود. در این معنا حکومت لائیک ضعیف شده را انتخاب می کند. حکومت لائیک ضعیف شده، مدلی از حکومت است که به اسلام به عنوان سبک زندگی گروهی و فردی که ریشه در تاریخ ترک ها دارد احترام می گذارد. آن را منبع سنن اخلاقی مورد ارج می داند. اما سیاست را از اسلام دور نگاه می دارد. حکومت لائیک ضعیف به اسلام فردی و گروهی مردم کاری ندارد تا زمانی که اسلام آنها به سیاست حکومت کاری نداشته باشد.

من همیشه به حکومت لائیک ضعیف شده و ادعای احترام به اسلام غیرسیاسی اش شک داشته و دارم. منظورش از اسلام غیرسیاسی چیست؟ مثلا ممکن است روزی حضور بانوان محجبه در مناصب سیاسی را نوعی عمل سیاسی به حساب آورد؟ واقعیت آن است که خیلی نمی توان مرز امر سیاسی و غیرسیاسی را در امور و رفتارهای دینی از هم گسست. مثلا بیایید مصداقی بحث کنیم. چند روز قبل که از بازار قدیمی استانبول بازمی گشتم، در مساجد اهل سنت نماز جمعه برپا بود. پیروان مذهب حنفی به فرضیه نماز جمعه حساس هستند و بدین سبب صف های نماز بیرون از مساجد هم برپا شده بود. نماز امری غیرسیاسی است اما اگر قدرت نمایی دیندارانی باشد که طرفدار احزاب اسلام گرا هستند چه؟ مثلا فرض کنید در دوران حکومت لائیک ضعیف شده هستیم و زمانه انتخابات است و علمای اهل سنت استانبول تصمیم می گیرند نماز جمعه هفته بعد به جماعت و در یکی از مساجد اصلی شهر برگزار شود. بی هیچ نیت سیاسی. اما در عمل یک قدرت نمایی و حریف طلبی فوق العاده است. نمایش قدرت بسیج سیاسی مردم از طریق امری غیرسیاسی.

همین مثال را در حجاب بانوان یا لباس سنتی مردان دیندار ترکیه درنظر بگیرید. اگر حجاب یا لباس سنتی مردان از صرف عنصری فرهنگی خارج شود و به معنای سیاسی مبدل گردد، حکومت لائیک ضعیف شده آن را تحمل خواهد کرد؟

از این حرفها بگذریم و به مطالبات شیعه بپردازیم:


الف) تحصیل حکومتداری

عامه شیعیان مثال هایی می زنند از سیاسیون شیعه ای که از طریق حزب عدالت و توسعه وارد سیاست شدند اما به جایی نرسیدند. یا یکی از شیعیان می گفت: چرا در دوره اردوغان از علویان و شیعیان کسی در ارتش ژنرال و فرمانده نشد؟ چرا علویان از ارتش بیرون رانده شدند؟ چرا کسی وزیر نشد؟ اما یکی دیگر از شیعیان در دیداری جدا از گفتگوی بالایی در سوال من نسبت به اینکه چرا شیعه در سیاست فعال نیست؟ پاسخ مورد تأملی داد: چون نیرو نداریم. و پراکنده ایم.

وقتی می گویم حکومت اسلامی، در ذهن عامه شیعه یعنی حکومت اردوغان. در ذهن عامه دلیل عدم تحصیل مدارج بالای حکومت از سوی نیرویی شیعی، برخورد حکومت اردوغان با شیعیان است. پس اگر مانع اردوغان، مانع حکومت مسلمانان اردوغان، که به اشتباه حکومت اسلامی اردوغان ترجمه می شود، از سر راه برداشته شود می توان امید به این آرزو داشت.

اما زمانی که با یکی از فعالان اجتماعی شیعه بحث می شود، سخن وی ابتدا ناظر به نبود نیرو و نبود بستر مناسب بین جماعت شیعه است و سپس موانع خارج از جماعت.

البته این پرسش برای من مطرح است که چگونه در یک حکومت لائیک، یک نیروی شیعی می تواند مدارج بالای سیاسی را کسب کند؟ در حقیقت چنین نیروی فرضی، نه با هویت شیعی بلکه با تکیه بر هویت آذری خود را تعریف خواهد کرد. هویتی که در تقابل با ارمنی و کرد و در تعامل برادروار با ترک استانبولی مرزهای خود را ترسیم می کند. پس بنا به فرض، در یک حکومت لائیک با نیروهای سیاسی-دولتی شیعه روبرو نخواهیم بود بلکه نیروهای سیاسی-دولتی آذری روبرو خواهیم بود.

البته چنین نیروهایی نیز قادر به خدمت به جماعت شیعه هستند. خدمت در حوزه های مشترک یا بی طرف از نظر مذهب. مانند خدمات اجتماعی و توسعه اقتصادی مناطق شیعه نشین. اما مسأله اصلی اینجاست که فرض این خدمت مورد اشکال است: وجود نیرو و بستر.


ب)خطاب یکسان از سوی حکومت

مشخص است که در مطالبات فردی اگر عنصر وحدت یک طرف دعوا و تصمیم گی حذف شود، به نفع طرف دیگر دعواست. اما در مطالبات گروهی، اگر مطالبات رنگ و بوی دینی بگیرند، به آن مطالبات هم رسیدگی نخواهد شد. خطاب یکسان از سوی حکومت همیشه به نفع اقلیت نیست، گاهی مزیت توجه به مطالبات دینی اکثریت هم حذف شود تا هم اکثریت و هم اقلیت در نداشتن مزیت توجه به مطالبات دینی شان با هم یکسان شوند و نه در داشتن مزیت توجه.

حکومت فرضی لائیک ضعیف شده در ترکیه کنونی کدام سوی برابری را در پیش خواهد گرفت؟ نبودِ مزیتِ توجه یا بودِ مزیتِ یکسانِ توجه؟ شیعیان ترکیه باید به نیمه خالی لیوان هم توجه کنند تا چالش با اکثریت، جای خود را به حذف از عرصه سیاسی به همراه اکثریت ندهد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۳۴
رامین مددلو
پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: خلاصه جلسه چهاردهم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

قرارداد، قرارداد است

در نظریه سیاسی کانت گفته می‌شود که قوانین عادلانه بر اساس یک قرارداد اجتماعی مشخص و استثنایی به وجود می‌آیند. این قرارداد یک قرارداد حقیقی نیست. کانت قراردادی را که مبنای برقراری عدالت است خردگرایی می‌نامد. مذاکره در قراردادها از خردگرایی ناب پیروی نمی‌کند بلکه از قدرت اقناع پیروی می‌کند.

پس کانت یک قراردادگراست اما حقانیت قوانین اخلاقی را در یک قرارداد فرضی قرار می‌دهد. جان رالز آمد و چگونگی وقوع یک قرارداد فرضی را شرح داد. [شرح نظریه عدالت رالز] آیا چنین توافق فرضی، تعهد اخلاقی ایجاد می‌کند؟ آیا از قراردادهای اجتماعی واقعی نیرومندتر است؟ باید به تعهدات اخلاقی منتج از قراردادهای واقعی نگاه دقیق‌تری کنیم.

-          قراردادها چگونه ما را وادار به اجرای مفادشان می‌کنند؟

-          قراردادهای واقعی که در زندگی روزمره بسته می‌شوند، چگونه قوانینی را که به وجود می‌آورند موجه می‌کنند؟

قراردادهای واقعی به‌خودی‌خود ابزار اخلاقی نیستند. صورت گرفتن توافقی، منصفانه بودن آن را تضمین نمی‌کند. قراردادها گاهی چون سود دوطرفه دارند الزام‌آور می‌شوند. قراردادها از دو طریق الزام ایجاد می‌کنند:

الف: توافق کردن، یک کنش داوطلبانه است: تعهد مبتنی بر توافق: خودمختاری

ب: دوسویگی قرارداد: تعهد مبتنی بر سود: کنش متقابل

حتی بدون رضایت یکی از دو طرف هم قرارداد ایجاد تعهد می‌کند. مثال خیانت پس از ازدواج.

اما در واقعیت، هر قراردادی ممکن است با این آرمان‌ها فاصله زیادی داشته باشد. تفاوت در قدرت چانه‌زنی طریق نخست و تفاوت در سطح دانش دو طرف قرارداد، طریق کنش متقابل را بی‌اثر می‌سازد؛ زیرا ممکن است چگونگی بهره‌مندی برابر را تضمین نکند. مبنای پرده بی‌خبری جان رالز چنین مسئله‌ای است. تفاوت‌ها هستند که حتی در اصول هم ما را به نتایج ناعادلانه‌ای می‌رسانند.

اما در توافق فرضی با استفاده از پرده بی‌خبری، بر سر چه اصولی به‌عنوان اصول عدالت توافق می‌شود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۲
رامین مددلو
چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۱۲ ب.ظ

کلاس عدالت سندل: خلاصه جلسه سیزدهم

یادداشت برداری از کلاس عدالت سندل

درسی در مورد دروغ گفتن 

فهم کامل نظریه اخلاق کانت در گروه پاسخ گویی به سه پرسش است:

-          انجام وظیفه و خودمختاری چگونه با یکدیگر سازگار می شوند؟ شأن و منزلت ادای وظیفه در چیست؟

پاسخ کانت: انجام وظیفه مبتنی بر قانونی است که خودِ فرد بر خودش وضع کرده و به موجب آن کنشی آزادانه است.

-          چند قانونی اخلاقی وجود دارد؟ اگر کرامت یعنی حکومت قانون خودوضع بر ما، چه تضمینی وجود دارد که وجدان من و شما با هم یکی باشد؟

پاسخ کانت: اگر هر یک از ما با آزادی کامل و با رجوع به وجدان خویش قانون اخلاقی را وضع کنیم قطعا همگی به یک نتیجه واحد می رسیم. چون راهنمای انتخاب یک قانون اخلاق برای همگی مان، خرد ناب، است.

-          چگونه یک امر مطلق، اخلاق، امکان پذیر است؟

پاسخ کانت: ما همزمان در دو دنیا، قلمرو آزادی و قلمرو ضرورت حضور داریم. بین آنچه انجام می دهیم و باید انجام دهیم ممکن است تفاوت باشد. اما اخلاق امری تجربی نیست.


مثال قاتل پشت در:

به اعتقاد کانت اگر برای جلوگیری از پیامد ناگوار کاری، در اجرای امر مطلق استثنا قائل شویم، اصول اخلاق را به تمامی نقص کرده ایم.

توجیه سندل مبتنی بر فلسفه اخلاق کانت: از دید کانت میان دروغ و راستِ گمراه کننده تفاوت وجود دارد. مبنای کانت پیامد کنش ها نیست بلکه پیروی رسمی از قوانین اخلاقی است.

اما آیا با توجه به مثال ماجرای استیضاح بیل کلینتون، واقعا میان دروغ و راستِ گمراه کننده تفاوتی هست؟ پاسخ آن است که از منظر فلسفه اخلاق کانت راستِ گمراه کننده به انجام وظیفه وفادار می ماند. در راستِ گمراه کننده تا حد زیادی به قانون اخلاق احترام گذاشته ام.

 


پ.ن:

مشاهده ویدیوی جلسات سیزدهم و چهاردهم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۲
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۲۶ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه دوازدهم (جلسه آخر)

این جلسه بار دیگر به سنت فلسفی غرب باز می گردیم و در آن مسأله "باید و هست" را بررسی می کنیم. این مسأله از وجوه مختلف به معناشناسی اخلاقی، معرفت شناسی اخلاقی و روان شناسی اخلاقی برمی گردد.

رابطه باید و هست را می توان به دو نحوه دید:

الف. رابطه استنتاجی:

آ، ب است؛ پس باید آ را انجام داد. یا آ، ج است؛ پس نباید آ را انجام داد. بر اساس رابطه استنتاجی باید مساوی است با خوب و نباید مساوی است با بد. در این مفهوم به لحاظ معناشناختی بحث اضافی اتفاق نمی افتد و فقط ترادف ایجاد شده است. در رابطه استنتاجی باید روابط را اثبات کرد تا بتوان آ را مساوی خوب و در نتیجه باید، به شمار آورد.

ب. رابطه زایایی= رابطه علّی و معلولی:

در این رابطه سوال این است که آیا هست می تواند باید را در من تولید کند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۶
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۲۰ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه یازدهم

خواجه نصیر در اخلاق ناصری بیان می دارد که گاهی اوقات میان حکمت و رذایل خلط می شود. خواجه در شرح آن حیوانات در محاکات انسان را بحث می کند. حیوانات برخی از امور را انسان ها تقلید می کنند. مشابه آن برخی نیز حکیم هستند و برخی به تقلید آنان اقدام کرده و حکمت را به خود می بندند (اظهار فضل می کنند). گاهی نیز مشکل از آنجاست که تنها نیت فاعل انجام دهنده مهم است (فرد بخواهد کار را حکیمانه یا عفیفانه انجام دهد). خواجه مثال هایی در باب فضایلی چون حکمت، عفت، سخا و شجاعت می زند. مثلا در مثالی طلب مال، سرزمین یا شهرت (افراط) یا گرفتار ملامت نشدن و یا ترس از دست دادن مقام (تفریط) با شجاعت اشتباه می شود.

در تقسیم مدینه ها خلط بین حکمت و رذایل زیاد رخ می دهد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۰
رامین مددلو
يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۱۵ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه دهم

نکته:

جلسه نهم که پیش از این به صورت ناقص در وبلاگ قرار گرفته بود, کامل گشت.

این جلسه نیز دیدگاه خواجه نصیر را پی خواهیم گرفت. در مدل خواجه، رذایل نیز مطرح می شوند. رذایل به دو طریق در مقابل فضایل قرار می گیرند.

در بادی نظر هر رذیلت در مقابل فضیلتی طرح می شود. مثلا در برابر حکمت جهل، در برابر شجاعت جبن، در برابر عفت شَرَه، در برابر عدالت ظلم و... .

اما نظر مستوفی آن است که فضیلت یعنی در حد اعتدال بودن و دوری از افراط و تفریط. این دوری را می توان با دو تمثیل نشان داد. تمثیل اول خط در میان دو نقطه است. وسط خط اعتدال و دو سوی خط افراط و تفریط است:

افراط فضیلت
تفریط
سَفَه (وسواس فکری) حکمت

  بُله (تنبلی معرفتی)

تهور (اقدام در محل ناشایست)  شجاعت جبن
شَرَه (فرورفتن در لذات) عفت

 خمود شهوت (فقدان انگیزه)

اسراف          سخا بخل
ظلم (تحصیل معیشت از طریق مذموم)  عدالت   انظلام(قبول ظلم برای وصول به حداقل معیشت)

        

از نظر خواجه عدالت هم نشانه و هم مقوم فضیلت است. (مهمترین مؤلفه فضیلت نیز آن است که آن فضیلت از انسان فضیلت مند صادر شود).

عدالت یک ملکه    حرکت است. ظلم نیز ملکه است که از عمل بیش از حد و با روشهای مذموم حاصل می شود. فضیلت بودن عدالت از حیث حرکت است. عدل و ظلم در فضیلت گرایی دو مفهوم نیستند بلکه ملکاتی هستند که حرکت هم در آنها نقش دارد.

ذیل جنس فضیلت حکمت نیز انواع فضایل ذکاء، سرعت فهم، صفای ذهن، سهولت تعلم، حسن تعقل، تحفظ و تذکر قرار دارد.

افراط  فضیلت تفریط
خباثت ذکاء (بحث ارادی بودن مطرح است) بِلادَت (کند ذهنی)
فهم پنداری امور تخیلی سرعت فهم  تأخیر تفهیم
التهاب ذهن (تعجیل در داوری) صفای ذهن ظلمت ذهن (تأخیر در داوری)
کمیت گرایی در آموزش بدون محکم کردن آموخته ها سهولت تعلم  تعصبی که باعث تعذر در تعلیم شود
          
توجه به امور زائد  حسن تعقل بی توجهی به امور لازم
عنایت بیش از حد به امور غیرضروری   تحفظ بی توجهی به اموری که حفظ آنها لازم است

اما تثمیل دوم تمثیل دایره است. یک فضیلت در محور دایره قرار دارد و هزاران رذیلت اطراف آن وجود دارد.

مساله بعدی آن است که گاهی اوقات رذایل (جنبه های افراطی و تفریطی) با فضایل خلط می شوند. به این مساله در جلسه بعد خواهیم پرداخت.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۱۵
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۳۳ ق.ظ

سنجش ادراک ایرانیان از عدالت

پژوهش "سنجش ادراک ایرانیان از میزان عادلانه بودن معیارهای دستیابی به مناصب سیاسی" در حال انجام است.  پرسشنامه ای که آدرس آن در انتها آمده بخش مهمی از این پژوهش دانشگاهی است. از شما هموطن عزیز درخواست می شود با پاسخ به تمامی پرسش ها و نیز به اشتراک گذاشتن پرسشنامه با دیگران، ما را در این راه یاری دهید. پاسخ به تمامی پرسش ها حدود 5 الی 10 دقیقه از وقتتان را خواهد گرفت. در صورت تمایل می توانید آدرس ایمیل خود را در انتهای پرسشنامه درج فرمایید تا نتایج حاصل از این پژوهش در اختیار شما گذاشته شود. صمیمانه پذیرای ردیه ها، نقدها و پیشنهادات شما عزیزان هستیم.



https://goo.gl/forms/HSmYPqUwQCIG1SLV2

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۳
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه نهم

فضیلت و عدالت در نظر خواجه نصیر

کتاب اخلاق ناصری از کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه متاثر است. اما فارغ از تاریخچه این کتاب، می خواهیم به خود بحث فضیلت و عدالت در این کتاب بپردازیم. قبلا بیان شد که برای ورود مبحث عدالت در سنت خودمان نیازمند مباحث انسان شناسی با محوریت قوای نفس هستیم. قوای نفس تقسیم می شود به قوای نباتی، حیوانی و انسانی (ناطقه). در قوه حیوانی قوای مدرکه و فاعله هست و در قوه فاعله قوای شوقیه و قوه ای که خود عمل را انجام می دادند. قوه شوقیه نیز تقسیم می شدند به قوای شهویه و غضبیه.

توضیح داده شد که در این تقسیم بندی اگر به سراغ فلسفه کنش برویم، مساله لذت اهمیت می یابد. اما لذت و رنج به معنای عرفی نیست بلکه ابن سینا صحبت از لذت و رنج عقلانی می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۲
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۵۳ ب.ظ

میوه‌های کال عدالت پژوهی در مزرعه دانش

نکته: گفتگو با دکتر خاندوزی به همت برادر بزرگوار، سیدعلیرضا سجادیه صورت پذیرفت. این گفتگو ابتدا در شماه 167 ماهنامه همشهری خردنامه در پرونده بی عدالتی در عدالت پژوهی آن شماره منتشر شده است.


حدود 4 سال از دومین نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع عدالت می‌گذرد در آن جلسه حضرت آقا مطالباتی را از عدالت پژوهان و مجریان عرصه‌ی حکومت برای کشور مطرح کردند. به نظر شما در طول این سال‌ها چقدر از آن مطالبات محقق شده؟ چه موانعی باعث عدم تحقق آن خواسته‌ها شده؟

در رابطه با صحبت‌هایی که در نشست دوم اندیشه‌های راهبردی در موضوع عدالت انجام شد، عرض یابی اجمالی این است که اتفاق قابل توجهی در حوزه‌ی عدالت پژوهی رخ نداده و سال‌ها است که اتفاقی رخ نداده. با اینکه مخاطبِ نشست اندیشه‌های راهبردی آقا طیف دانشی و پژوهی بودند که در این موضوعات کار کرده بودند، در خودِ آن جلسه نشانه‌های قابل توجهی از این که چرا جریان عدالت پژوهی در ایران جریان پویایی نیست یافت می شود، مثلا بسیاری از سخنرانان جلسه با رهبری در سال 90، در آن جلسه همان نکاتی را طرح کردند که 10 سال قبل از آن هم در کتاب‌ها و مقالات خودشان گفته بودند. بدون این که ذره‌ای بر ایده هایشان بیفزایند آنها را 10 سال بعد هم طرح می‌کنند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۳
رامین مددلو