مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

دوشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۳۱ ق.ظ

انتخابات ریاست جمهوری و مشکل برابری

مسأله عدالت اجتماعی در دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری به اندازه انتخابات ۸۴ برجسته نشد اما توانست یکی از دو گفتار اصلی انتخابات را در شکل حمایت از محرومین و مبارزه با تبعیض شکل دهد. خود این امر مسأله مبارکی است و نشانی از بازگشت دوباره عدالت اجتماعی به جهان فکری سیاستمداران است.

 

اما دغدغه این متن جایگاه عدالت اجتماعی در جهان فکری سیاستمداران و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیست، بلکه به خود نظام انتخابات نظر دارد. نظام انتخاباتی ای که خروجی آن ممکن است پیروزی گفتاری با محوریت عدالت اجتماعی باشد. پس دوباره به آغاز متن بازگردیم و این بار سخن خود را اینگونه آغاز کنیم: نظام انتخاب ریاست جمهوری در ایران چقدر عادلانه است؟

 

منظور از نظام انتخابات، ساختار نهادی است که از آغاز تا فرجام انتخابات ریاست جمهوری را شامل می شود. بررسی عادلانه بودن کل این ساختار از حوصله این متن خارج است و به همین جهت تمرکز خود را تنها بر بخشی از فرایند این ساختار معطوف می کنیم.

 

اگر رسیدن به نگاه مشترک در باب نهاد انتخابات به سرعت و بدون مخالف خوانی چندانی به وقوع می پیوندد؛ داشتن نگاه مشترک در باب عدالت سیاسی مهمترین و سخت ترین مانع خواهد بود. اینکه معیار عادلانه بودن امر سیاسی چیست؟ ترجمان آن در رقابت سیاسی به شکل انتخابات چگونه است؟ آیا معیاری برگرفته از عرف است یا عقل یا دین؟ در صورت تضاد نگاه عرف با نگاه دین و عقل در تعیین معیار عادلانه بودن چه باید کرد؟ و پرسش هایی از این دست، پرسش هایی مهم، حساس و قابل بحث است. با گذر از همه این پرسش ها، نگارنده با تأسی به نگاه قانونگذاران و سازندگان نهاد انتخابات در ایران، عدالت سیاسی در امر رقابت انتخاباتی را برابری سیاسی تعریف می کند. دلیل این تأسی آن است که نگارنده در پی اصلاح نهاد انتخابات موجود است و نه ایده پردازی درباره نهادی متفاوت با ساختاری متفاوت و احتمالاً انتزاعی.

 

پس منظور این متن از عدالت سیاسی، آن است که نامزدها در ساختار نهاد انتخابات ریاست جمهوری دارای شرایط حاکمیتی برابر سیاسی باشند. بیایید این انگاره را به چالش بکشیم: آیا نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری شرایط حاکمیتی برابری دارند؟ به متن قانون انتخابات ریاست جمهوری مراجعه می کنیم:

 

مطابق با ماده سوم قانون انتخابات ریاست جمهوری وزارت کشور موظف به فراهم آوری مقدمات اجرای انتخابات است. بر اساس ماده سی و یکم نیز وزارت کشور مجری انتخابات معرفی شده است. نتیجه آنکه در انتخابات ریاست جمهوری هر دوره یک در میان، مجری برگزاری انتخابات دولت مستقر است. دولتی که به احتمال فراوان رئیس آن خود یکی از نامزدهای انتخابات است. به دیگر سخن مجری انتخابات، خود نامزد انتخابات نیز هست. این مسأله را می توان گسترش دارد، از اشخاص عبور کرد و به فضای حزبی و جناحی رسید: در هر انتخابات ریاست جمهوری جریان سیاسی مجری انتخابات، خود نامزد انتخابات نیز هست.

 

قانونگذار نبود چنین دور اشتباهی را در امر نظارت پیش بینی کرده و نهاد نظارت را نهادی مستقل قرار داده. اما در فرایند اجرا چنین دقت نظری نداشته و برای جبران عدم دقت نظر در اجرا، بر اساس تجربیات به دست آمده نهاد نظارت را تقویت نموده. ابزار نهاد نظارت گزارش تخلفات و تقلبات مجریان و حداکثر ابطال جزئی یا کلی انتخابات است که به سبب هزینه های سنگین سیاسی ابطال انتخابات ریاست جمهوری می توان گفت نهاد نظارت ابزار موثری در اثربخش بودن نظارت خود نخواهد داشت.

 

نتیجه آنکه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در شرایط حاکمیتی برابری سیاسی نخواهند داشت و ابهام به همراه عدم شفافیت در فرایند اجرا به بهانه محرمانه بودن و… امور و اسناد انتخاباتی این عدم برابری را تعمیق خواهد کرد.

 

عدالت آرمان نظام سیاسی ماست. گاهی برای دستیابی به آن باید دست به تصمیمات بزرگ زد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۳۱
رامین مددلو
شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۵۲ ق.ظ

تغییر رویه؟

 

اول.
اردوغان در اوایل سال 2016، در پاسخ به خبرنگارانی که از چرایی مصالحه ترکیه با اسرائیل درباره اتفاق کشتی مرمره  پرسیده بودند، گفت:

 "نیاز داشتنمان به اسرائیل را باید قبول کنیم". 

 

 دوم. 
 اردوغان در اواخر پاییز سال 2017 در تجمع حزبی اش در شهر سیواس یک سخنرانی فوق العاده کرد:

 "اسرائیل دولت ترور است... اسرائیل دولت اشغالگر است".

 

 سوم.
 اواخر سال 2017، روزنامه اسلام گرای ینی شفق که به حزب عدالت و توسعه نزدیک است، یادداشتی نوشت با عنوان "اگر در برابر اسرائیل ارتش اسلام تشکیل شود..." و در آن با عدد و رقم خواست بگوید در صورت اتحاد نظامی کشورهای اسلامی اسرائیل عددی نیست و اصلا خود ارتش ترکیه، به عنوان ارتشی که عملیات سپر فرات را در سوریه با موفقیت انجام داد، برای مقابله با ارتش اسرائیل کفایت می کند. این یادداشت پس از اعلام ترامپ مبنی بر انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس نوشته شده بود و در آن پیام اردوغان نیز درج شده بود:

 "کسانی که امروز خود را صاحب قدس می دانند، فردا حتی درختی را هم نخواهند یافت که پشت آن پنهان شوند". 

 

 چهارم.
 گذشت و گذشت تا رسید به واقعیت یافتن انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس و شهادت تعداد زیادی از فلسطینیان و تجمع مردم استانبول در اعتراض به اسرائیل و آمریکا و سخنرانی اردوغان در جمع مردم:

 "تنها زبانی که ظالم بی اخلاق [اسرائیل] می فهمد، زور است... مبارزه واقعی با صهیونیست هاست".

 

 حیرانی.
 از زمان به قدرت رسیدن اردوغان در ترکیه، یعنی از سال 2003 تا 2016، رابطه او با اسرائیل کم فراز و فرود نداشته. اما همیشه حداقلی از ارتباط را با رژیم صهیونیستی حفظ می کرد. حتی قطع رابطه با این رژیم در جریان کشتی مرمره و شهادت تعدادی از عدالت طلبان، نتوانست دوام داشته باشد و اردوغان با گفتن جمله به اسرائیل نیاز داریم، آب سردی بر حرارت عدالت طلبی آن بخشی از اسلام گرایان ترکیه پاشید که تصور می کردند به رهبری اردوغان، پس از دمشق [!]، نوبت آزادی بیت المقدس خواهد بود. 

 اما اکنون چه اتفاق افتاده؟ اردوغان تغییر کرده؟ 

 

 جستجو.
 اول ببینیم اردوغان قبل از سال 2017 چه نظری درباره مسئله فلسطین داشته؟ اردوغان از جمله اسلام گرایانی است که قائل به پذیرش دو دولت در سرزمین فلسطین، مبتنی بر قطعنامه های سازمان ملل و توافقات فلسطینیان با صهیونیست ها در پیمان اسلو است. می توان اشکال گرفت که بسیاری از لائیک های ترکیه نیز بر چنین مسیری معتقد هستند پس اردوغان با پیشینیان خود چه تفاوتی می کند؟ تفاوت آنجاست که در بازی دو دولت سازی، اردوغان بیشتر طرفدار فلسطینی هاست. کفه ترازو را به سمت فلسطینی ها سنگین می کند و از بین گروه های فلسطینی روابط خود را با حماس مستحکم می کند. 

 طرفداری از فلسطینیان در بازی دو دولت سازی یعنی چه؟ یعنی اینکه از دید اردوغان در سرزمین فلسطین دو دولت وجود دارد: دولت مستقل فلسطین و دولت اسرائیل. دولت اسرائیل باید بیت المقدس را به عنوان پایتخت ابدی فلسطین به دولت فلسطین بازپس دهد. ارتباط زمینی کرانه باختری و غزه را امکان پذیر سازد، از سرزمین های دولت فلسطین خارج شود، به محاصره غزه پایان دهد، مسائل آبی بین خود و دولت فلسطین رو حل کند و در کل دولت مستقل فلسطین، دولتی شود مانند بقیه دولت های دنیا. اما تندروها مصادر امور دولت اسرائیل را از ابتدای تأسیس آن در دست گرفته اند و آن را مبدل به دولت تروریست نموده اند. اصلا همین تندروها اسرائیل را تشکیل داده اند و در دوره های زمانی مختلف، هر حزبی که در تل آویو بر سر کار آمده، در قبال فلسطین و فلسطینیان حزبی تندرو و تروریست بوده. اما اکنون زمان جابجایی قدرت در اسرائیل است. 

 پس از نظر اردوغان، مسئله اصلی فلسطین آن است که در یک سمت ماجرا تندروهای صهیونیست دولتی تروریست را تشکیل داده اند اما مبارزه با این تندروهای صهیونیست به معنای تلاش برای نابودی اصل دولت اسرائیل نیست. بلکه دولت در اسرائیل باید به آن بخشی از شهروندان اسرائیل تحویل داده شود که معتقد به صلح و بازگشت آوارگان فلسطینی به خانه هایشان و بازپس دهی بیت المقدس به فلسطینیان هستند.  

 

 تغییر؟
 کاش می شد دل به حرفهای اعتراضی آن دسته از لائیک های ترکیه داد که داد می زنند اردوغان به تدریج در حال شکل دهی به حکومت اسلامی ترکیه است و مسیر این کار را در تبدیل شدن خود به آتاتورک اسلامی می بیند. کاش می شد گفت حرف هایی که از اردوغان در فضای ایران پخش شد، همه حرف های او بود و تغییر در قبال فلسطین، بخشی از تدریج اردوغان در شکل دهی به دولت اسلامی ترکیه است. 

 

 اما متاسفانه باید گفت نه. رفتار و دیدگاه اردوغان در قبال مسئله فلسطین تغییری نکرده. به همان سخنرانی چند روز پیش او در تجمع مردم استانبول برمی گردیم:

 "ما مردم اسرائیل را به مبارزه علیه شیطانی که در حکومتشان رخنه کرده، دعوت می کنیم". توجه کنید که گفت مردم اسرائیل. 

 یا بیایید به نشست مشترک خبری اجلاس فوق العاده سازمان همکاری های اسلامی که همین چند روز پیش در استانبول و به سبب انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس برگزار شد برویم. اردوغان گفت:

 "[خطاب به مردم یهودی اسرائیل] شما صهیونیست نیستید، شما را از آن ها جدا می کنم... به پایبندی خود به راهکار دو دولتی تاکید و از تمامی تلاش های فلسطین در این مسیر حمایت می کنیم".

 

 بازی همان بازی 15 سال اخیر است.جامعه ترکیه به شدت طرفدار فلسطین است. اسرائیل را توطئه غرب جهت زمین زدن عثمانی می داند. فلسطین جزئی از خاطرات خوش آنان است. خاطراتی که امید بازگشت به آنها را در سر می پرورانند. حامی اصلی فلسطین رهبر جهان اسلام خواهد بود و رهبری جهان اسلام یعنی افزایش قدرت کشور، یعنی افزایش غرور مردمی. و اهالی ترکیه در جستجوی این غرور هستند. به همین خاطر طرفداری از فلسطین رأی آور است. به همین خاطر همه کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری پیش روی ترکیه چفیه می اندازند و علیه اسرائیل سخنرانی می کنند.

 اردوغان از این امکان غافل نیست؛ از یک سو سخنرانی های مهیج علیه دولت تروریست و اشغالگر صهیونیست ها انجام می دهد؛ صهیونیست هایی که دولت اسرائیل را در دست گرفته اند و باید توسط مردم اسرائیل از قدرت خلع ید بشوند تا بتوان دو دولت اسرائیل و فلسطین را تشکیل داد؛ دولت فلسطین به پایتختی بیت المقدس. 

 اما از سوی دیگر افزایش روابط اقتصادی ترکیه با اسرائیل و امضای چندباره قراردادهای نظامی میان این دو کشور و در اختیار نیروهای امنیتی صهیونیست گذاردن پایگاه های جاسوسی در مرز ترکیه با سوریه و سفرهای گردشگری از تل آویو به استانبول هنوز ادامه دارد. 

 و از سوی دیگر، ساخت بیمارستان و ارسال پزشک و بازسازی نیروگاه برق در غزه و اعطای بورسیه به دانشجویان فلسطینی جهت تحصیل در ترکیه و درمان بیماران فلسطینی در ترکیه و پخش نذورات و زکوات در غزه. خرج مالیات حاصل از درآمد مشروب فروشی ها برای توسعه مساجد.

 و از سوی دیگر، حزب دموکراتیک خلق ها (حزب اصلی اکراد ترکیه) در پارلمان ترکیه طرحی مبنی بر ابطال تمام قراردادهای فی مابین دولت ترکیه و اسرائیل را به دلیل اتفاقات اخیر ارائه می کند اما اکثریت پارلمان، اکثریتی که در دست حزب عدالت و توسعه است، اکثریتی که در دست اردوغان است، آن را رد می کند.

 

 ارتش اسلامی؟
 یادداشت روزنامه ینی شفق بیانگر آرمان آن بخشی از اسلام گرایان است که نمی خواهند واقعیت اردوغان را بپذیرند. چرا که تجربه تلخ حکومت لائیک ها آنها را ترسانده و از شدت ترس به دامن خیال پناه آورده اند. اگر هم اردوغان حرفی از اقدام نظامی زده، حداکثر در قالب استقرار نیروهای نظامی ترکیه در قالب نیروهای صلح بان در غزه خواهد بود و نه بیشتر. 

 باید با واقعیت ها کنار بیاییم. حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان کارهای بسیاری در جهت تسهیل اسلام گرایی و بازگشت ترکیه به دامان اسلام انجام داده است. این حزب و این فرد همراه خوبی در قصه پرغصه فلسطین هستند اما "تا یک جایی". این "تا یک جایی" را نباید فراموش کنیم. و نیز افق های پس از آن را. 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۵۲
رامین مددلو
جمعه, ۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۲ ب.ظ

زوال معنا در مفهومی بی معنا

واقع

نامش ریوان بود. اهل سلیمانیه عراق. می گفت کودکی و نوجوانی اش در کرج گذشته. 15 سال؛ به کارگری. مدتی هم در انگلیس زندگی کرده. اما الان، بعد از فتنه داعش، دست زن و پسر نوزادش را گرفته بود و آواره سرزمینی دیگر.

نام پسرش را پرسیدم. گفت هیوا. گفتم اسم قشنگی است؛ در ترکی آذری نام میوه ای خوشبوست. گفت در کردی سورانی یعنی امید. گفتم قشنگتر شد.

برخلاف نام پسرش، چشمانش ناامید بود. و همسرش؛ دلگیر.

گفت عادت کردید؟ گفتم سفر زندگی ام شده. گفت اما همسر من هنوز در حسرت سلیمانیه مانده. گفتم چطور؟ اینجا که پر است از اکراد. هم زبان های خودتان. محله و قهوه خانه تان هم که همه کرد هستند؟ گفت: هستند... اما با ما فرق دارند.

 

مفهوم

ناسیونالیسم واحد کردی. ناسیونالیسمی که هر چهار عرصه کردی سوریه، ترکیه، عراق و ایران را دربرمی گیرد. مفهومی که بارها و بارها از زبان کنشگران سیاسی جدایی طلب کُرد شنیده ایم. در شبکه های تلویزیونی شان، برنامه های فرهنگی شان، سخنرانی های سیاسی سرشار از شعارشان. البته در جایی مهمتر نیز: در بحث ها و تجمعات پر از شور و تندیِ میدانیِ جوانانشان.

اما واقعا چنین مفهومی در عرصه زندگی واقعی نیز معتبر شده؟

 

شروع به جستجوی تاریخ می کنم. جمهوری مهاباد قاضی محمد؛ در بحث های جدی و مذاکراتش، نشانی از این ناسیونالیسم نیست. همه امور بر مدار تشکیل جمهوری خودمختار مهاباد ذیل دولت ایران می چرخد.

می رسم به احزاب چپ گرای دوره معاصر. آنها نیز رنگ ایرانی دارند. حتی حزب دموکرات آنقدر به رنگ ایرانی بود که جهت مبارزه با ملت ایران، مدتی هم پیاله مجاهدین خلق می شود در شورای ملی مقاومت.

 

اما خارج از مرزهای ایران؛ می رسم به نام پ.ک.ک؛ که آش شله قلم کاری است از نژادگرایی و مارکسیسم. هر چقدر در گفتگوهای جدی اش جستجو می کنی، کمتر نشانی از ناسیونالیسم واحد کردی می بینی. همه حرفهای جدی و غیرشعاری در چارچوب ترکیه است. یک فضای تنفسی ذیل نام ترکیه که گفتارها را شکل داده، محدود کرده، مشخص کرده. این فضای تنفسی خود را در فرزند عاقل پ.ک.ک، یعنی حزب دموکراتیک خلق ها بیشتر نشان می دهد. آنقدر که گویی عقلای قوم شعار را با واقعیت یکی کرده اند و واقعیت را تجلی حقیقت می دانند. باور ندارید؟ به سایت این حزب بروید. آیا نشانه ای از ناسیونالیسم واحد کردی در آن است؟ یا هر چه هست نشانه ای است از یک حزب قوم گرای رسمی ترکیه که جزو عرصه سیاسی "آن کشور" است؟ در میان مردم کرد ترکیه باشی دیگر نیازی به استدلال نیست. نشانه کافی است. اکراد ترکیه یکی از پایه های رأی آوری حزب عدالت و توسعه هستند. حزبی که مدتی است به مناطق کردنشین سوریه حمله کرده. آیا مردم کردی که پیش از این به حزب عدالت و توسعه رأی داده اند؛ در انتخابات پیش رو به تغییرات زندگی خود نگاه خواهند کرد یا به ناسیونالیسم واحد کردی که در عفرین مورد هجوم آک پارتی قرار گرفته؟

 

اگر هر آنچه گفته شد، فهم من از وضع الان بود؛ داستان اقلیم کردستان عراق داستان آینده است. آینده ای که در آن دولتی کردی زمام امور را در دست دارد. سیاست، دیگر عرصه ستیز با دیگری نیست، بلکه عرصه تدبیر امور خودی است. ناسیونالیسم واحد کردی از سلب نیرو می گرفت. از نفی دیگری هویت خودی را می ساخت. در اقلیم کردستان عراق اما "دیگری" وجود ندارد. دولت، همه چیز را تغییر می دهد؛ مفاهیم را بازسازی می کند؛ شیوه زیست را معین می سازد؛ ابهام را شفاف می سازد؛ و شفافیت یعنی اینکه تصورات شخصی باعث اتحاد نخواهند شد؛ گفتگوها و بحث ها واقعی خواهند شد. شفافیت یعنی یک کرد اهل سنندج در اربیل عراق خود را در فضای دیگری خواهد دید. این بار دیگریِ او، خودش نیز یک کرد است. او اینبار، در برابر یک کرد، غریبه است. شفافیت یعنی اختلاف کردهای سوریه و عراق بر سر اداره شهر سنجار (شنگال). شهری که در عراق واقع بود ولی به دست نیروهای کرد پ.ی.د سوری از دست داعش آزاد شد. و سوری ها گفتند که "خود" می خواهند این شهر را اداره کنند، نه "دیگری".

 

تاریخ، عرصه عمل و گفتگوست، عمل و گفتگو نشان از دغدغه ها دارد. دغدغه های مشترک، هویت مشترک می سازند؛ اگر هم سلبی باشند و هم ایجابی. ناسیونالیسم واحد کردی توان دغدغه شدن ندارد. چون ایجاب ندارد؛ چون واقعیت ندارد. پس تنها از سلب قدرت می گیرد؛ سلبِ دیگری. دیگری ای که ممکن است دشمن مشترک هم باشد، مانند داعش. اما پس از حذف دشمن مشترک، ناسیونالیسم کردی نیز بی هویت می شود. چون از خود چیزی ندارد. چون نیست.

 

 


پ.ن:

انتشار نخست در کانال جامع مرکز رشد:

 

⇔ سروش 
 sapp.ir/Rushdisu

 

⇔ایتا 
 eitaa.com/Rushdisu

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۲
رامین مددلو