مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۶ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

نویسنده: دکتر محمود شفیعی

ناشر: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام

سال نشر: 1389


بخش اول: مباحث نظری

1: نظریه کنش ارتباطی

مبانی معرفت‌شناختی

نظریه کنش ارتباطی هابرماس در زمره نظریه‌های انتقادی است و از این نظر بر معرفت‌شناسی انتقادی متکی است. معرفت‌شناسی انتقادی از طریق نقد دیدگاه‌های رقیب و بازسازی آن‌ها سعی در رهایی انسان‌ها و کاستن از سلطه‌های تاریخی-اجتماعی دارد. معرفت‌شناسی انتقادی هابرماس ناظر بر افول آگاهی و سوژه است و سعی در احیای سوژه دارد. به‌نحوی‌که سوژه به صورتی منفعل و فعال با پیرامون خود در ارتباط قرار گیرد. در مسیر دستیابی به چنین سوژه‌ای معرفت‌شناسی انتقادی از سه خصلت اساسی برخوردار می‌شود:

الف) دانش هم برحسب اعیان تجربه و هم برحسب مقوله‌های پیشین تعریف می‌شود.

ب) ذهن اجتماعی هم اجتماعی و هم پویاست.

ج) تأمل معتبر است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۰۸:۲۶
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه نهم

فضیلت و عدالت در نظر خواجه نصیر

کتاب اخلاق ناصری از کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه متاثر است. اما فارغ از تاریخچه این کتاب، می خواهیم به خود بحث فضیلت و عدالت در این کتاب بپردازیم. قبلا بیان شد که برای ورود مبحث عدالت در سنت خودمان نیازمند مباحث انسان شناسی با محوریت قوای نفس هستیم. قوای نفس تقسیم می شود به قوای نباتی، حیوانی و انسانی (ناطقه). در قوه حیوانی قوای مدرکه و فاعله هست و در قوه فاعله قوای شوقیه و قوه ای که خود عمل را انجام می دادند. قوه شوقیه نیز تقسیم می شدند به قوای شهویه و غضبیه.

توضیح داده شد که در این تقسیم بندی اگر به سراغ فلسفه کنش برویم، مساله لذت اهمیت می یابد. اما لذت و رنج به معنای عرفی نیست بلکه ابن سینا صحبت از لذت و رنج عقلانی می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۲
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۵۳ ب.ظ

میوه‌های کال عدالت پژوهی در مزرعه دانش

نکته: گفتگو با دکتر خاندوزی به همت برادر بزرگوار، سیدعلیرضا سجادیه صورت پذیرفت. این گفتگو ابتدا در شماه 167 ماهنامه همشهری خردنامه در پرونده بی عدالتی در عدالت پژوهی آن شماره منتشر شده است.


حدود 4 سال از دومین نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع عدالت می‌گذرد در آن جلسه حضرت آقا مطالباتی را از عدالت پژوهان و مجریان عرصه‌ی حکومت برای کشور مطرح کردند. به نظر شما در طول این سال‌ها چقدر از آن مطالبات محقق شده؟ چه موانعی باعث عدم تحقق آن خواسته‌ها شده؟

در رابطه با صحبت‌هایی که در نشست دوم اندیشه‌های راهبردی در موضوع عدالت انجام شد، عرض یابی اجمالی این است که اتفاق قابل توجهی در حوزه‌ی عدالت پژوهی رخ نداده و سال‌ها است که اتفاقی رخ نداده. با اینکه مخاطبِ نشست اندیشه‌های راهبردی آقا طیف دانشی و پژوهی بودند که در این موضوعات کار کرده بودند، در خودِ آن جلسه نشانه‌های قابل توجهی از این که چرا جریان عدالت پژوهی در ایران جریان پویایی نیست یافت می شود، مثلا بسیاری از سخنرانان جلسه با رهبری در سال 90، در آن جلسه همان نکاتی را طرح کردند که 10 سال قبل از آن هم در کتاب‌ها و مقالات خودشان گفته بودند. بدون این که ذره‌ای بر ایده هایشان بیفزایند آنها را 10 سال بعد هم طرح می‌کنند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۳
رامین مددلو
شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۳ ق.ظ

صراط مستقیم عبودیت تا ربوبیت

نکته: متن ذیل، گفتگویی است با آقای احمد شریعتمداری؛ پژوهشگر فلسفه سیاسی اسلامی؛ درباره معنای و مفهوم عدالت در نگاه امام خمینی رحمه الله علیه. این متن نخستین بار در شماره 167 ماهنامه همشهری ماه در پرونده "بی عدالتی در عدالت پژوهی" آن منتشر شده است.


شاید بهتر است گفت و گوی خودمان را از واکاوی چیستی عدالت و تعریف آن شروع کنیم.

به نظر می رسد انسان ها همواره داوری ارزشی حول مفهوم عدالت داشته اند و امور مختلف را متصف به صفت عادلانه یا غیر عادلانه کرده اند. گویا از عدالت یک تلقی ارتکازی وجود داشته است. همچنین نظریه پردازان رشته های علمی مثل فلسفه، سیاست، فقه، اقتصاد، حقوق و اخلاق بر واکاوی این مفهوم اصرار ورزیده اند. سیاستمداران نیز خودشان را عدالت‌گستر معرفی کرده اند. می‌توان ادعا کرد که پرابلمتیک نظریه عدالت، چالش مهم هر مکتب و ایدئولوژی بوده است.

اما نکته مهم ابتدایی اینجاست که باید میان عدالت و امر عادلانه تفکیک قائل شویم که اولی دلالت بر ساحت گزاره های هست‌محور(هر چند که عدل، معقول ثانوی است) و دومی بر گزاره های ارزشی و تکلیفی دارد. تفکیک این دو حوزه، قطعا به معنای عدم ارتباط معنایی آن ها نیست، هر چند هر کدام روش شناسی خاص خود را دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۳
رامین مددلو
جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۳ ب.ظ

ساعت عدالت در دنیای لیبرالی چند است؟

نکته: این متن ابتدا در ماهنامه همشهری خردنامه، شماره 167، منتشر شده است. گفتنی است متن ذیل در اصل تلخیصی است از یک پروژه در حال اجرا در مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام.



 این متن بیشتر نظر به آن دارد که آیا هنوز هم می توان به مانند گذشته سخت از بی تفاوتی لیبرالیسم به عدالت راند؟ جهت پاسخ به این پرسش دو دانشگاه برگزیده و بررسی شدند. دانشگاه هاروارد متعلق به ایالات متحده و فراهم آورنده اندیشه های مورد نیاز حزب دموکرات آمریکا جهت اداره جامعه و مدرسه علوم اقتصادی لندن (LSE) که پایگاه طیف نخبگانی حزب کارگر انگلیس محسوب می شود.

 

دانشگاه هاروارد

دانشگاه هاروارد، قدیمی ترین مؤسسه آموزش عالی در ایالات متحده آمریکا، در شهر کمبریج ایالت ماساچوست در سال 1636 میلادی تاسیس شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۵ ، ۱۹:۰۳
رامین مددلو
پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۱۷ ب.ظ

کلاس فلسفه اخلاق عدالت: جلسه هشتم

[نیازمند خوانش نظریه اعتباریات علامه طباطبایی]


قرار بود بحث این جلسه در باب نگاه خواجه نصیر به فضایل باشد اما چون فضای بحث هنوز در مباحث انتزاعی تر است، این جلسه به بحث اعتباریات می پردازیم که جنبه فلسفی تری دارد.

 

شرح نظریه:

در اعتباریات انگار علامه طباطبایی از تعامل قوای ادراکی که در حال انجام کاری هستند سخن می گوید. در فلسفه جدید یک تئوری با عنوان speech act از آوستین داریم: کاری که با زبان انجام می دهیم. علامه طباطبایی معتقدند که ما در مقام ادراک کارهایی را انجام می دهیم. می توانیم اعتباریات را کار معرفتی نام نهیم. حال شما اعتباریات را بگذارید در فضای فلسفه فیزیکالیستی که مغز را یکپارچه می داند و می گوید هر وقت شما امری را درک می کنید همزمان کار نیز انجام می دهید. با اینکه فضای علامه صدرایی است و مبنای اعتباریات صدرایی است: النفس فی وحدتها کل القوا؛ اما اعتباریات نظریه خود علامه است. علامه برای توضیح بحث خودشان از مطلبی که ما در فضای تشبیه مواجه هستیم استفاده می کنند. ایشان می گویند ما دارای یک قدرت مفهوم سازی هستیم و مفاهیمی که ما می سازیم دارای مابه ازای خارجی در عالم واقع نیستند. مثلا ما از تعبیر علی شیر است استفاده می کنیم، کارکرد این تعبیر زمانی می شود که یک شیر و یک فرد را در نظر می گیریم و ویژگی های مربوط به شیر (علامه از این ویژگی ها با عنوان حد یاد می کند) را به علی نسبت بدهیم. یعنی حد موجود الف را به موجود ب نسبت دهیم. این کاری که انجام می دهیم در مقام واقع نیست. گویی ما یک عینکی داریم که آن عینک این کار را انجام می دهد و علامه از آن به توهم تعبیر می کند. علامه از تعبیر دروغ بهره می گیرد. دروغ ها دو دسته هستند، یک دسته ناظر به عالم واقع هستند اما یک دسته از دروغ ها ناظر به عالم واقع نیستند بلکه اگر در ظرف توهم که این کار در آن ظرف انجام پذیرفته درک کنیم صادق اند.

پس گام اول: ما در مقام معرفت گاهی اوقات کار انجام می دهیم. صرفا منفعل نیستیم تا فقط از عالم واقع تصویربرداری کنیم.

گام دوم: چه عاملی باعث این فعالیت معرفتی می شود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۵ ، ۱۴:۱۷
رامین مددلو