مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۳۷ ق.ظ

امکان و امتناع انتقاد در ایران

نکته:

متن زیر ابتدا در سایت برهان منتشر شده


یکی از اشتباهات غالب در فضای ایران اسلامی، تصور شروع تاریخ از انقلاب اسلامی است. به‌بیان‌دیگر ما وقوع انقلاب اسلامی را یک نقطه عطف در تاریخ این سرزمین در نظر نگرفته‌ایم بلکه به آن به‌عنوان نقطه شروع نگریسته‌ایم. این مسئله موجب شده که تمام بار مسائل بر دوش انقلاب اسلامی افتاده و انقلاب تاوان آنچه را که از گذشته برایش باقی‌مانده هم بپردازد.

 
جدایی دولت و ملت
 
با توجه به موضوع مورد بحث در این متن، یعنی نقد، یکی از میراث‌های باقی‌مانده از پیش از انقلاب اسلامی را می‌توان شیوه ارتباط دولت با ملت (شامل عموم مردم و نخبگان خارج از دولت) دانست؛ شیوه ارتباطی که دکتر همایون کاتوزیان آن را تضاد دولت و ملت می‌نامد. این تضاد در هر دو دوره قاجار و پهلوی دیده می‌شود.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۷
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۳، ۰۶:۰۱ ب.ظ

شوخی

شوخی شوخی امتحان دکتری آزاد دادیم و شوخی شوخی رفتیم مصاحبه اش.

حالا هم شوخی شوخی قبول شدیم، با پایان نامه نوشته نشده چکار کنیم؟؟؟

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۰۱
رامین مددلو
شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۵۶ ب.ظ

سالروز شهادت حاج میرزا ابراهیم خویی

به نقل از سایت آذرنگاه:

آیت‌الله حاج میرزا ابراهیم بن حسین خویی معروف به علامه خویی در حدود سال 1210 ش (1247 ق) در شهر خوی به دنیا آمد.

وی پس از طی مقدمات و سطوح ، راهی حوزه علمیه نجف اشرف شد و در محضر عالمانی همچون شیخ مرتضی انصاری و سیدحسین کوه کمره‌ای ، به مدارج والایی در علم دست یافت.

علامه خویی همچنین از استادان نام‌آوری همچون شیخ محمدحسین کاظمی و شیخ مهدی نجفی کاشف الغطا، روایت می‌کرد. او دارای جود و بخشش و علوّ طبع و مناعت نفس و انفاق فی سبیل‌الله بود و ثروت قابل توجهی که از پدرانش به او رسیده بود در راه خدا انفاق کرد.

از این عالم ربانی آثار متعددی بر جای مانده که حاشیه بر رسائل شیخ انصاری، شرح نهج‌البلاغه موسوم به الدُّرَّةُ النّجفیه و شرح چهل حدیث از آن جمله است.

علامه خویی در زمان خود، به عنوان مجتهد بزرگ شهر ، مورد احترام فوق‌العاده مردم بود و افراد در مسائل گوناگون به ایشان رجوع می‌کردند.

در زمان نهضت مشروطیت ، شهر خوى از شهرهایى بود که دلبستگى شدیدى به نهضت داشت و در پشتیبانى از نهضت دنباله ‏رو تبریز بود. در آغاز ، کار مشروطه خواهى در خوى به سمت مردان معتدل و میانه ‏رو و خیراندیش بود. با ورود مجاهدان قفقاز ، تمایلات آرام مشروطه خواهى در خوى ، رنگ انقلابى گرفت. میرزا جعفر زنجانى ، به اتفاق شش تن از خویی‏هاى مقیم قفقاز که در آن جا به حرکت‏هاى انقلابى پیوسته بودند ، وارد خوى شد و مردم را به قیام ترغیب کردند. همزمان با جریان مشروطه ، جنگ خوى و ماکو که سیاست محمدعلى شاه بود ، با شوراندن عشایر و ایجاد قتل و غارت در روستاها و اطراف شهرها ، مردم را از مشروطه رویگردان می‏کرد آغاز شد. براى اجراى آن نقشه شوم ، به تحریک سردار ماکو ، کردها براى غارت ، به روستاهاى شمال خوى تاختند. خوى و ماکو رویاروى هم قرار گرفتند. خوى مشروطه خواه و ماکو طرفدار استبداد بود. در جنگى که در تاریخ 21 شهریورماه 1286 خورشیدی در سکمن آباد خوى روى داد، مجاهدین ، شکست فاحشى از مستبدین خوردند. عده ‏اى کشته و اسیر شدند. از جمله اسیران ، میرزا جعفر زنجانى ، رهبر مجاهدین بود، که بعد از چند روز اسارت او را کشتند. مجاهدین با این شکست سخت به سمت خوى عقب‏ نشینى کردند. خوف و هراس شهر را فراگرفت.در این میان ، برخی از آیت الله میرزا ابراهیم دنبلى که داراى جایگاه مذهبى ، سیاسى و مردمى بود ، انتظار پیوستن به مشروطه خواهان را داشتند. برخلاف انتظار آن دسته از مردم ، این عالم ربانى ، با اختیار رویه بی‏طرفى به کارگشایى امور شرعى می‏پرداخت. مجاهدین به تلافى شکست خودشان در سکمن آباد و کشته شدن میرزا جعفر زنجانى ، می‏خواستند دست به کشتار مخالفان مشروطه یا کسانى که به این صفت شناخته می‏شدند ، بزنند. در این گیر و دار ، مرتضى نامى ، از مجاهدین افراطى ، در 22 شهریورماه 1286 خد ر خوى ، آقا میرزا ابراهیم دنبلى را به همراه آقا ضیا ، خواهرزاده وى در منزل آقا میرزا ابراهیم به ضرب گلوله به شهادت رساند.با توجه به اوضاع نابسامان آن روز ، که بر شهر خوى حاکم بود ، جنازه آن مرد بزرگ ، تشییع نشد بلکه نماز توسط آقا سید علی ‏اکبر موسوى خویى ، پدر مرحوم آیت اللَّه سید ابوالقاسم خویى بر جنازه ایشان اقامه شد و در حسینیه میرزا ابراهیم آقا که به نام این مرحوم‏ نامگذارى شده و توسط وى ساخته شده بود مدفون گردید. پس از گذشت چهار سال ، هنگامى که خواستند جسم شریفش را بنا بر وصیت‏ خودش ، به نجف منتقل کنند در کمال حیرت سالم یافتند ، به طورى که مأمورین مرزى عراق ، مانع ورود جنازه شده گفتند: ما اجازه ورود جنازه تازه فوت شده را نداریم! با دادن مبلغى پول به مأمورین جسم شریفش در مقبره‏اى در وادى ‏السلام نجف ، کنار بقعه على بن میرزا خلیل تهرانى ، که خود قبلاً آماده کرده بود ، مدفون گردید .این عالم نامدار ، از نوابغ روزگار و داراى صفات حمیده و اوصاف کثیره است. او از نظر اخلاق پیشواى صاحبان اخلاق و در جود و کرم ، انفاق در راه خدا ، و تواضع و پرهیزکارى یگانه روزگار بود. عالمى عابد ، زاهدى متقى و شجاع بود  در گفتن حرف حق از هیچ مقامى پروا نداشت. همه ساله نه تنها فقیران شهر را بلکه تمام اهل شهر را بدون استثناء اطعام میکرد و در ماه مبارک رمضان، به نوبت ، به هر یک از پیش نمازهاى شهر اقتدا می ‏نمود. به کسانى که ورشکست می‏ شدند کمک می‏کرد و هر کسی که نیاز به سرمایه داشت ، برایش سرمایه فراهم می ‏نمود. هنگام صحبت کلمه من را هرگز به زبان نیاورده همواره از کلمه ما استفاده می ‏کرد. از نظر مراعات آداب در اوج قرار داشت. آقا میرزاابراهیم از دانشمندان مبارز جهان تشیع به شمار می رفت و در علوم اسلامی بویژه حکمت سرآمد علمای عصر خود بود.آقا میرزا ابراهیم معروف به شهید آذربایجانی ، فرزند حسین خانواده محمدصادق خان دنبلی ، در سال 1211 خورشیدی در خوی متولد شد و مقدمات علوم را در این شهر فرا گرفت .در سال 1225 خ برای تکمیل معلومات خود به نجف اشرف مشرف گردید و در جلسات درس شیخ انصاری حاضر شد و استفاده کامل برد و محضر شیخ محمدحسین کاظمی و شیخ مهدی نجفی را درک کرد و غالبا" از این دو عالم روایت میکرد. پس از انجام فریضه حج و اتمام تحصیل به خوی بازگشت .وی در شهر خوی به ترویج مذهب جعفری و امر به معروف و نهی از منکر و تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی پرداخت. فقیه ربانی با اینکه ثروت فراوانی داشت اما مثل مردم عادی زندگی می کرد. همه اموال خویش را در راه خدا وقف کرد و بیشتر املاک در شهر و روستا به نام وی وقف گردیده است . او مرد ایثار و سخاوت بود او در هر 2 سال 1 بار به عتبات و عالیات می رفت و از امیرالمومنین سه چیز را می خواست 1-  فرزند صالح و گرنه بی فرزند بماند 2- مال و ثروت فراوان که در راه خدا انفاق کند 3-مرگش با شهادت باشد.  که هر 3 خواسته او به اجابت رسید و مورد قبول درگاه حضرت احدیت واقع شد ( تاآخر عمرصاحب فرزندی نشد ) (همه چیزخود را در راه خدا وقف کرد)(سر انجام به شهادت رسید)

آیت الله شهید حاج میرزا ابراهیم وی طرفدار مشروطه مشروعه بود و با اعمال خلاف مجاهدین مشروطه خواه موافق نبود که در روز 6 شعبان 1325ق برابر با 22 شهریور 1286خ پیش از نماز ظهر به همراه خواهر زاده اش آقاضیا برادر آیت الله حاج میرزا یحیی امام جمعه خوی مورد اصابت گلوله تپانچه قرار گرفت و به شهادت رسید. با کشته شدن این عالم ربانی مصیبت سهمگین بر پیکر اسلام و مسلمین وارد شد از جمله وقف های ایشان وقف قبرستان با غسالخانه در دروازه ماکو ، پل قره قوشون در کوهپایه قره قوشون که هنوز هم موجود است ،پل روستای سید تاج الدین ، پل بولاماج بوده است .حسینیه میرزا ابراهیم که اکثر مراسم ها در این حسینیه بر گزار میشود در خیابان امام در نبش کوچه نرسیده به مسجد آ قا ابراهیم  واقع شد.

حاج میرزا ابراهیم خویی سرانجام در بیست و دوم شهریور 1286 ش برابر با ششم شعبان 1325 ق در جریان مربوط به حوادث مشروطه در هفتاد و شش سالگی در خوی به شهادت رسید و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.

علیرغم این همه نام آوری ، متأسفانه تاکنون هیچ سالگردی برای این عالم ربانی گرفته نشده و همچنان در زادگاهش در گمنامی بسر می برد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۵۶
رامین مددلو
شنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۳، ۰۸:۲۶ ب.ظ

حضور داعش در جمهوری آذربایجان

نکته:

رفتم توی کار ترجمه، می بینی که!




نجات اصلان اهل کرکوک عراق است  و همسر وی اهل باکو. تا مدتی قبل این خانواده در کرکوک عراق زندگی می کردند اما به سبب تهدیدات مکرر داعش از ترس این گروه تروریستی ترک وطن گفته و به جمهوری آذربایجان پناه آورده اند. نجات اصلان هر لحظه به یاد کرکوک است. اما ترس از خطر مرگ برای فرزندانش او را از بازگشت دوباره به کرکوک باز می دارد:

ما آنجا برای زندگی تلاش کردیم، هر اتفاقی می افتاد باز هم زندگی می کردیم، آنجا وطن ماست. پس از تولد فرزندمان بزرگانمان دیگر اجازه ماندن به ما ندادند. گفتند باید بچه بردارید و بروید. آنجا همه چیز برای زندگی مهیاست جز آرامش.

داعش یک گروه خالص عراقی نیست، جمعی است مرکب از دهها ملیت. نجات اصلان در این باره می گوید:

نمی دانم از بیرون چگونه دیده می شود، اما میان جنگجویان داعشی یک نفر هم عراقی نیست. همگی شان وهابیانی هستند که از کشورهای اطراف به عراق آورده شده اند. میانشان از هر ملتی هست. چچنی، کرد، لزگی، عرب، آفریقایی و... . به هر کدام ماهانه 15 هزار دلار آمریکا می دهند. بارها تروریست های داعشی را اسیر کرده ایم. تا به حال میانشان به یک عراقی برخورد نکرده ایم.

نجات اصلان ادامه می دهد:

یک بار یکی از داعشی ها را گرفته بودند. به زبان های فارسی، عربی ، کردی، ترکی با وی حرف زدیم. فکر می کنی به چه زبانی به ما پاسخ داد؟ آن داعشی اسیر به زبان ترکی سلیس با ما حرف زد. مات ماندم. اصالتا اهل مالات ترکیه بود. گفتم اینجا چه می کنی؟ گفت آمده ام عراق تا شیعه بکشم.

 

2 هزار ترکیه ای عضو داعش هستند

نجات اصلان می گوید نزدیک به 2 هزار ترکیه ای عضو داعش هستند. وی همچنین به بیان چگونگی انفجار یک مرکز خرید به نام جواهر می پردازد:

یک شعبه از مرکز خرید جواهر را در شهرمان دایر کرده بودند. آنها چنان این مرکز خرید را منفجر کردند که همه مان مبهوت ماندیم. یکی از دوستانم که در متن این قضیه بود نحوه عملیاتشان را براین شرح داد. بنا به گفته دوستم ابتدا دو نفر وهابی در هیبت تاجر به مرکز خرید مراجعه می کنند و مغازه ای به بهانه خرید و فروش می خرند. بالای مغازه اینها یک انبار بود. انبار را اجاره می کنند. هر بار اینها جعبه هایی پر را به انبار می آوردند و آنجا جمع می کردند. ما فکر می کردیم محصولات فروششان است. از انبار هیچ کالایی به مغازه نیاوردند به همین خاطر اندکی نسبت به آنها تردید وجود داشت. به هر حال زمان گذشت و پس از انفجار مرکز خرید فهمیدیم که جعبه ها پر از دینامیت بوده. صبح وقتی از خواب بیدار شدیم، دیدیم که موصل را گرفته اند.

نجات اصلان می گوید داعش به همه عراقی ها ظلم می کند:

عرب، کرد، ترکمن. همه عراقی ها ظلم می بینند. موصل را یک شبه گرفتند. مردم روانه بیابان شدند. راههای طولانی را می رفتند تا بلکه به دیگر شهرها برسند. راه رفتن کودکان در دمای 45 درجه بیابان را چگونه می توان وصف کرد. بیشترشان چادری برای سر کردن شب نداشتند. موصلی ای که چادری برای سر کردن شب در بیابان داشت، ثروتمند شمرده می شد. ببینید ما را به چه روزی انداختند! الان هم چشم به کرکوک دوخته اند.

 

در باکو هم داعش حضور دارد، احتیاط کنید

نجات اصلان مسئله ای جدی و مهم را مطرح می کند:

شما آنها را نمی شناسید. من آنها را از روی قیافه شان و نحوه نگاهشان به مردم می شناسم. اعضا و طرفداران داعش میان شما هم کم نیستند. به مساجدتان رفته و آنها را دیده ام. نسبت به آنها محتاط باشید. شما هنوز نمی دانید آنها چه جلادهایی هستند. بریدن سر انسان کار هر روزه آنهاست.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۲۶
رامین مددلو
پنجشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۵۹ ق.ظ

به یادگار آشنایی در دفتر آقای خامنه ای











۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۵۹
رامین مددلو