مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۲ ثبت شده است

جمعه, ۲۲ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۰۳ ب.ظ

متن و حاشیه

یکی از بحث هایی که در موضوع چندفرهنگی (Multiculturalism) درباره اش صحبت می شود داستان متن و حاشیه است. داستانش هم از این قرار است که ما در یک جامعه، یک هسته زیر نظر دولت را داریم که می شود همان متن.

هسته های کوچکتری که در اطراف هسته دولت هستند، بر اساس علل و دلایل مختلف که جای بحث آن، جای دیگری است، میل به همگرایی یا واگرایی با هسته اصلی -هسته دولت- را دارند.

حال اگر واگرایی رخ داد، هر یک از این هسته های کوچک تر مبدل می شوند به یک حاشیه.

مشکل کار کجاست؟

مشکل کار اینجاست که حاشیه ها تمایل دارند خود را جدا و گاهی اوقات در برابر متن تعریف کنند. این امر از قدرت متن کاسته و به آن ضربه می زند.

مثال خارج از مملکت:

یکی از مشکلات نیمچه دولت کانادا مسئله Homeless (ترجمه وطنی اش می شود بی خانمان) است. این بی خانمان ها یا خانه بدوش ها تمایلی به بودن در ذیل قدرت -نظارت- دولت ندارند. دولت کانادا برای این افراد تسهیلاتی مانند تهیه مسکن و ماهیانه 1000 دلار یارانه در نظر گرفته ولی این افراد عموماً سهم خود از دولت -متن- را بیش از این دانسته و تسهیلات در این حد را قبول نمی کنند و در نتیجه ذیل قدرت -نظارت- دولت قرار نمی گیرند.

{در این مثال نکته مهمی بیان شد: سهم حاشیه ها از متن و میزان انتظار حاشیه ها از سهم خود.}

حال بیایید مسئله را با یکی از موضوعات خودمان تطبیق بدهیم. در این تطبیق از سه موضوع ناسیونالیسم، شکاف های اجتماعی و داستان متن و حاشیه استفاده می کنیم:

دول اروپایی با جایگزینی nation به جای دین، درصدد برپایی یک دولت با محوریت ملت، به جای محوریت دین -و در نتیجه حاکمیت دست بالاتر کلیسا- شدند. مسائلی نیز از قبیل انقلاب فرانسه و واکنش سلبی دولت های اطراف فرانسه، در ادامه تاریخ، استعمار و... به این مسئله دامن زد.

یکی از راههای ساخت ناسیونالیسم ملی (ملت)، گستردن هویت قوم مسلط به عنوان هویت اصلی یک کشور بود. اتفاقی که از دوره رضاخانی در این مملکت رخ داد.

نتیجه آن چه بود؟

پیدایش حاشیه های کُرد و... در اطراف متن دولت. (البته تاریخ گذشته در تسریع این امر مؤثر بود).

این حاشیه کرد -که مورد توجه ماست- با تطبیق دادن شکاف های اجتماعی بر روی هم و ایجاد رابطه علی و معلولی میان آنها (من محرومم چون کردم، چون سنی ام و...) خود را از متن دورتر دانسته و دچار بی تفاوتی نسبت به متن و تاریخ در حال رخ دادن گردید (مثلا شرکت کم در انتخابات).

حال ما با یک حاشیه که دارای واگرایی از متن است مواجهه هستیم که نمی خواهد ذیل قدرت متن تعریف شود. اگر این حاشیه دارای تمایلات سیاسی شود، یعنی دارای حزب، افراد، گروههای سیاسی و نیز رهبران سیاسی شود، سهم خود از متن را بازتعریف کرده و آن را گسترده تر می کند.


حال باید به این دو سؤال فکر کنیم:

الف- چه کنیم حاشیه ها ایجاد نشوند؟

ب- چه کنیم حاشیه های ایجاد شده به متن بازگردند؟

به این دو سؤال پاسخ های متعددی داده شده، ولی بنده اینجا ذکر نمی کنم تا مخاطبم فکر کند.


پ.ن:

برای پاسخ به این دو سؤال توجه بفرمایید: تک بعدی فکر نکنید. صفر و صدی به وقایع نگاه نکنید. ناظر به کشورمان فکر کنید.

همچنین حاشیه کرد یک مثال بود. حاشیه ها فقط در چارچوب قومیت ها تعریف نمی شوند. دقت فرمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۲ ، ۱۲:۰۳
رامین مددلو
شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ۰۴:۰۴ ب.ظ

استراتژی - جلسه اول

جزوه کلاسی درس مسائل استراتژی معاصر دکتر افتخاری، جلسه اول:

مدیریت اولین حوزه ای است که استراتژِیک وارد آن شد به همین علت بیشتر این مباحث در حوزه مدیریت مطرح شد ولی بعدا کم کم این بحث وارد علوم سیاسی هم شد. سند چشم انداز عالی ترین چیز ممکن است برای یک مجموعه.

 اهمیت:

ما در زمینه سیاست با دو گروه از اندیشمندان روبرو بودیم. یک گروه بیشتر با نظریه ها سروکار داشته اند. سعی داشتند که یک تئوری ارائه دهند که توان اجرایی بالایی داشته باشد. در واقع نظریات پدیده های پیرامون ما را توضیح می دهند. این مباحث از این لحاظ اهمیت دارند که تئوری های مختلفی که وجود دارند را روشن می کنند. به این افراد می گویند نظریه پردازها.

یک مشکل هست که ما با مسائل عملی و پرکتیکالی روبرو هستیم که تن به تئوری نمی دهند. پس یک گروه دیگر به وجود می آیند به نام عمل گرایان (practice)

یک بحثی که به وجود آمد گفتند که ما نیاز به این داریم که بین دو حوزه تئوری و عملی پیوند برقرار کنیم. به این می گویند استراتژی.  خوبی دو گروه بالا هر کدام این است که عمل گرایان خوب تجویز می کنند. و نظریه پردازان خوب تحلیل می کنند اما هر کدام به تنهایی به درد نمی خورد.

چیزی که استراتژی را مهم کرد احتیاج به نسل سومی است که نظریه خاصی را مبنا قرار دهد و مبنی بر آن اقدام کند.

مثلا هانتینگتون نظریه خود را می نویسد، حدود 260 صفحه مبانی نظری است و در 30 صفحه هم توضیح می دهد که امریکا باید چه کند و می گوید که باید جلوی اتحاد ایران و چین را گرفت. اما مثلا نظریه گفتگوی تمدن ها همه اش نظریه است و عملی نیست پس فقط در بعد نظریه ماند و عملی نشد.

 ویژگی های استراتژی

اهمیت مباحث استراتژیک از آنجا مشخص می شود که قابلیت جمع بین توان تحلیلی تئوری ها و توان تجویزی دیدگاه های عملی را با هم دارند.

علم استراتژیک، پرکتیکال است که بسیار مهم است.

نکته دیگر این است که استراتژی ها باید بازه زمانی داشته باشند. این بازه زمانی برای برخی کوتاه مدت است، برای برخی میان مدت و برای برخی بلند مدت که حداکثر تا 20 سال است.

نکته دیگر اینکه استراتژی ها آینده گرا هستند. یعنی اگر فقط ناظر به گذشته باشد فقط توجیه است. اصلا صحت و اعتبار استراتژی ها در این است که در حوادث آینده مشخص شود که درست هستند یا خیر.

بحث دیگر در استراتژی این است که باید جامعیت و مانعیت داشته باشند. پس باید صاحب نظران مختلف سالها با همدیگر صحبت کنند و دیدگاه های مختلف شرکت کنند تا یک استراتژی کامل به وجود بیاید.

همچنین استراتژی ها تحول زا هستند. فرق استراتژی با سیاست این است که کسی که دارد سیاست گذاری می کند با توجه به منابع موجود برنامه ریزی می کند اما استراتژی ها می گویند که ما مثلا باید منابع موجود را تغییر دهیم نه اینکه خودمان را در شرایط کنونی محدود ببینیم. پس یکی از ویژگی های استراتژی این است که باید به تغییر منابع هم فکر کند. (ما باید امکانات و زمان و اهداف را برای طرح ریزی یک استراتژی مد نظر قرار دهیم).

استراتژی یک برنامه ریزی کلان دارد. یعنی مسائل را سعی می کند ریشه یابی کند و از ریشه حل کند. استراتژی سطح کلان دارد ولی ناظر به مسائل خرد است.

 تعریف استراتژی

استراتژی یعنی طرح های کلانی که با هدف تغییر و تحول در وضعیت موجود جهت نیل به وضعیت مطلوب با استفاده از حداکثر منابع بالفعل و به فعلیت رساندن منابع بالقوه طراحی می گردد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۲ ، ۱۶:۰۴
رامین مددلو
يكشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۲، ۰۱:۴۳ ب.ظ

یک درخواست


موضوع پایان نامه ام شده بررسی انگیزه مردم از رأی دادن به آقای روحانی: مطالعه موردی شهرستان خوی.

هدف از انتخاب چنین موضوعی بیشتر ادای دین به مردم شهرم، افزایش نوشتگان با محوریت شهرهای مرزی و محروم در حوزه جامعه شناسی رای دادن و نیز کمک به دولت آقای روحانی برای فهم بیشتر و دقیق تر دلایل (توجیهات، انگیزه ها) مردم مناطق محروم (با ویژگی هایی همچون قومیتی بودن، ‌مرزی بودن و...) از رای دادن به آقای رئیس جمهور است.

البته قابل ذکر است روشی که فعلاً به صلاحدید دکتر سیدامامی برای پژوهش در این زمینه برگزیده ام،‌ استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند (نیمه ساختارمند) است که روشی کیفی بوده و دامنه نتایج آن قابل تسری در حد کلان نیست و بخشی از نتایج، دارای قابلیت کاربردی برای مسئولان شهرستان خوی و حداکثر مسئولان شهرهای شبیه به شهر خوی خواهد بود.

حال، درخواستی از همشهریانم -آن عزیزانی که به آقای روحانی رای داده اند- دارم مبنی بر این که با معرفی خود از طریق بخش "تماس با من" این وبلاگ و موافقت با انجام مصاحبه با ایشان بنده را در اعتلای شهرمان و نیز فرهنگ سیاسی مان یاری دهند.

تاکید بر این نکته را ضروری می دانم که این فقط یک پژوهش دانشگاهی است و از مشخصات دوستان، ‌تنها بنده و خداوند مطلع خواهد بود و بنده نیز پس از مصاحبه مشخصات مصاحبه شونده را از یاد خواهم برد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۲ ، ۱۳:۴۳
رامین مددلو