مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

يكشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۲، ۱۰:۳۷ ق.ظ

باز هم درباره مذاکره

ظریفی می گفت آخر تا به کی قهر، مؤمن نباید بیشتر از سه روز قهر کند.

اگر از این سخن که اتفاقا نوعی از آن در بین توده مردم به لطف ضعف رسانه ای ما در انتقال مفاهیم و مصادیق منطق بر آن به مردم رواج دارد، در عالم سیاست روزمره نیز متأسفانه مشاهده می شود بین دو طیف عمده سیاسی کشور  دعواهای سیاسی ای در جریان است که علت اصلی آن دیدن عمده اشکالات در نحوه رفتار و روش سیاست خارجی هر گروهِ در چارچوبِ نظامِ اسلامی است.

بیایید یک امر را مفروض بگیریم:

تمامی گروه های سیاسی در چارچوب نظام اسلامی، جزء جریان مقاومت محسوب می شوند. ولی هر گروه روش و رفتار سیاسی خاص خود را در برخورد و مواجهه با نظام بین الملل به طور اعم و دشمن به طور اخص دارا می باشد.

مشکل این نیست که کدام گروه از جریان مقاومت راهبر این جریان در عرصه عمل خواهد بود. این یک مسأله است نه مشکل. مشکل این است که ایالات متحده آمریکا کلیت جریان مقاومت را قبول ندارد.

نشان به این نشان که کنگره آمریکا طرحی را جهت تحریم شدیدتر ایران تصویب کرده که هدف آن به صفر رساندن صادرات نفت ایران است. این طرح جهت تصویب نهایی اکنون در سنای آمریکاست. البته با فشار جان کری فعلا طرح آن در سنا متوقف شده ولی با توجه به قدرت لابی صهیونیستی و لابی های جنگ طلب مطمئناً این طرح تصویب خواهد شد.

نمونه بعدی مطرح شدن همان پیشنهادهای مذاکرات آلماتی جهت مذاکرات هفته های آینده است.

دولت جدید علاقمند بود این پیام را به ایالات متحده ارسال کند که رأی آوری آقای روحانی و سیاست خارجی وی بیانگر آن است که سیاست خارجی ایران اکنون مبتنی بر تعامل است.

ولی پیامی که ایالات متحده درک کرد این بود که ایران در برابر تحریم ها نتوانسته مقاومت کند و به همین خاطر در پی ضربه فنی کردن ایران است.

بنده به عنوان یک ایرانی بسیار علاقمندم تیم آقای ظریف بتواند در حل مسأله انرژی هسته ای مان با تکیه بر اصول موفق شود ولی نمی توانم وقایعی را که رخ می دهند را ندیده بگیرم و خود را به خوش بینی مفرط بزنم.

 

نکته: منظور از ایالات متحده آمریکا کلیت ایالات متحده آمریکا و خروجی سیاست خارجی آن کشور است نه فلان گروه و شخص.


پ.ن:
به امام باقر علیه السّلام گفته شد: گران قدرترین مردم کیست؟ فرمود: آن که دنیا را بهاى خود نبیند.

منبع حدیث: شهید اول، محمد بن مکى، الدرّة الباهرة من الأصداف الطاهرة (ط - القدیمة مع الترجمة )، 1جلد، انتشارات زائر - قم، چاپ: اول، 1379 ش، ص28

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۲ ، ۱۰:۳۷
رامین مددلو
چهارشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۲۴ ب.ظ

درباره کتاب "انقلاب اسلامی در خوی"


الان که آوار شده ام سرِ رایانه پدرخانمم و این مطالب را می تایپم، کتاب "انقلاب اسلامی در خوی" نوشته آقای نقی دادرسی جلوام است آن هم بعد از گذشت دو سال از زمان خریدش (البته این دو سال نه از بابت بی تفاوتی به کتاب بود که همان روز خرید، خواندمش).

این کتاب از جمله طرح های تاریخ منطقه ای انقلاب اسلامی ایران مرکز اسناد انقلاب اسلامی است که در سال 1388 به چاپ رسیده است و در آن نویسنده به صورت توصیفی و اندکی تحلیلی به بیان دلایل شکل گیری انقلاب اسلامی، ویژگی های شهر خوی، تاریخ مختصر معاصر خوی (با تکیه بر دو واقعه مشروطه و فرقه دموکرات پیشه وری) و چگونگی روند انقلاب اسلامی در خوی می پردازد.

بحث اصلی کتاب از صفحه 129 شروع شده و با بیان وضعیت سیاسی – اجتماعی خوی (در طول دوره 15 ساله انقلاب اسلامی (1342 تا 1357) و دو سال پس از انقلاب اسلامی)، افراد و کانون های فعال در انقلاب اسلامی و توصیف وقایع رخ داده در طی این 17 سال، در صفحه 246 سخن خود را به پایان می رساند. یعنی نویسنده در واقع امر تنها 115 صفحه از کتاب حدوداً 330 صفحه ای خود را به پرسش اصلی خود اختصاص داده. البته این به معنای زاید بودن مطالب دیگر کتاب نیست. بلکه مطالب دیگر کتاب در حکم ایجاد مقدمه برای موضوع اصلی است. با این حال انتظار می رفت نویسنده محترم به موضوع اصلی بهای بیشتری می داد و دامنه تحقیق خود را عمق بیشتری می بخشید.

مشکلی که نویسنده با آن روبرو بوده کمبود اسناد قابل اتکا در باب روند حوادث و افراد دخیل در آن است. این امر سبب شده تکیه اصلی بحث بر اساس مصاحبه های نویسنده با برخی از انقلابیون باشد. افرادی مانند آقایان حیدر قنبرلو، بشیر قوچ خانی، معصومی، فاضلی، ولی نوروزی، معادیخواه، سلطان احمدی، عابدین زاده، غضنفری، قدکچی، ناصحی، اردوبادی و خردمند.

(آنچه به ذهن ناقص بنده می رسد، ناکافی بودن این تعداد از مصاحبه هاست. حداقل می شد سهم روحانیت را در مصاحبه ها بالا برد).

علی ایّ حال، اصل انتشار این کتاب با وجود ناقص بودن و مختصر بودن آن (و احتمالاً یک سویه بودن مطالب توصیفی آن) امر مبارکی است و می تواند سرآغازی باشد برای ثبت آنچه در دوره معاصر در این سرزمین رخ داده است. به سهم خود از آقای دادرسی به خاطر این پیش قدمی تشکر می کنم.

 

سه نکته:

1-     نسخه ای که در دست من است، چاپ اول این کتاب در سال 1388 با شمارگان 1000 نسخه است. قبل از انتشار این مطلب، جست و جویی سریع در اینترنت کردم و دیدم هنوز همان چاپ اول برای فروش موجود است و این برای شهری با هزار هزار دانشجو و دهها طلبه و کلی کتاب خوان بد است.

2-    خرید اینترنتی کتاب

3-     بسیاری از ماها پدران و مادران و پدربزرگان و مادربزرگانی را داریم که رویدادهای انقلاب را دیده اند. شاید سن بعضی هامان هم به آن دوران قد بکشد. بیاییم با آنانکه انقلاب اسلامی را دیده اند مصاحبه کنیم و خاطراتشان را ثبت کنیم و در اینترنت نشر بدهیم. اگر به سایت و فلان و اینها دسترسی نداریم هر کداممان یک وبلاگ بزنیم و خاطرات را در آنجا نشر بدهیم. این می شود تدوین مردمی خاطرات شفاهی انقلاب اسلامی در خوی.

برای این کار لازم نیست مصاحبه گر حرفه ای باشیم. بلکه لازم است برای حرفهای بعضی از دور و بری هامان شنونده خوبی باشیم.



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۲ ، ۱۴:۲۴
رامین مددلو
شنبه, ۶ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۳۹ ب.ظ

درباره مذاکره

داستان فصل اخیر مذاکره ایران با ایالات متحده آمریکا از اواخر دوره آقای احمدی نژاد آغاز می شود. دکتر احمدی نژاد در سالهای منتهی به پایان دور دوم ریاست جمهوری خود از طرفداران مذاکره مستقیم با آمریکا شده بود و در این راستا پالسهایی را نیز به مقام هم شأن آمریکایی خود، باراک اوباما، ارسال می نمود.

با این حال در دوره وی، این طرف غربی بود که به مذاکره با شخص احمدی نژاد تمایل نشان نمی داد و این امر سبب شد مذاکره مستقیم با آمریکا صورت نپذیرد.

پس از پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، تیم آقای روحانی و شخص وی شروع به فرستادن پالس های مثبت به طرف آمریکایی کردند.

تا زمان تحلیف دو واقعه رخ داد: تشدید تحریم ها، حمله به پادگان اشرف.

تشدید تحریم ها نشان دهنده عدم اعتماد طرف آمریکایی به پالس های آقای روحانی بود و نیز می توان آن را راسخ تر شدن غرب در نتیجه بخش بودن تحریم ها دانست.

حمله به پادگان اشرف اگر در زمانی دیگر رخ می داد، مطمئناً پرونده اش تا سطح شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطعنامه حقوق بشری علیه کشورمان پیش می رفت ولی آمریکا در این زمینه سکوت کرد.

علت این برخوردهای دوگانه چه بود؟

در آمریکا اجماع نظر بر سر چگونگی برخورد با ایران وجود ندارد و طیفی طرفدار برخورد خشن و حتی نظامی و گروهی طرفدار رگه هایی از تعامل هستند.

گروه طرفدار تعامل در دوره جدید و تیم جدید دستگاه سیاست خارجی آمریکا دارای قدرت هستند. بنابراین شروع به فرستادن پالس های مثبت در پاسخ پالس های آقای روحانی می نمایند.

حال برگردیم به کشور خودمان و پس از تحلیف:

مقام معظم رهبری، در تاریخ 92/4/30 سخنانی با محتوای عدم خوشبینی به مذاکرات بیان می فرمایند و آمریکایی ها را غیرقابل اعتماد معرفی می نمایند. ولی دو ماه بعد، سخن از نرمش قهرمانانه البته با فراموش نکردن خصم و خصومت ها می رانند. علت این نوع موضع گیری از سوی ایشان چیست؟

گروهی سخن از صلح حدیبیه می رانند و گروهی نرمش قهرمانانه را به صلح امام حسن علیه السلام تشبیه می کنند. تفاوت میان این دو در آن است که صلح حدیبیه با رضایت پیامبر صلی الله علیه و آله رخ داد و تاکتیک ایشان برای گسترش اسلام بود ولی صلح امام حسن علیه السلام به آن حضرت تحمیل شد و ایشان برای حفظ حداقل شیعیان مجبور به قبول آن شدند.

تصور بنده بر این است با توجه به مواضع اخیر ایشان، نرمش قهرمانانه از جنس صلح امام حسن علیه السلام است، نمونه امروزی و نزدیک تر به آن به لحاظ نیروی اجرایی موجود در اطراف رهبر معظم، پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی رحمة الله علیه است.

با این حال، مقام معظم رهبری یک سیاست هوشمندانه را در پیش گرفته اند:

1- اگر مذاکره به اهدافی که برای آن ذکر می شود دست نیابد، نظر آقا مبنی بر عدم نتیجه بخش بودن مذاکره با آمریکایی ها اثبات می شود.

2- اگر مذاکره بتواند برخی از مشکلات روبنایی ما را حل کند، نظام سیاسی مان در حل برخی مشکلات روبنایی خود به موفقیت دست یافته است.

و هر دو حال برای شخص آقا مثبت است.

خوبی مذاکره در این است که یک بار برای همیشه این راه آزموده می شود (البته قبلا هم آزموده شده بود ولی عمومی نشده بود) و بهانه ای برای بهانه گیران باقی نمی ماند.


پ.ن:

می توان گفت آقای روحانی از هول حلیم مسموم در دیگ افتاده اند. نحوه برخورد ایشان و استفاده از اختیاراتی که به وی داده شده قطعاً ضعیف بوده است. مذاکره می توانست در سطح دیپلمات های ارشد باشد نه در سطح روسای جمهور.

همچنین سخنرانی های ایشان در این سفر دارای نقاط ضعف مهمی بودند که فعلا به علت بهانه به دست طیف طرفدار مذاکره ندادن، سکوت پیشه شده است.

با این حال به قول آقای مهدی محمدی، چند ماه صبر خیلی چیزها را روشن خواهد کرد. به قدرت سیاسی آقا اعتماد داشته باشید.


بعدالتحریر:

اول اینکه آمریکا تحریم های عراق را در سال 2013 لغو کرد یعنی 10 سال پس از اشغال آن کشور به دست خودش.

دوم اینکه روابط آمریکا و چین 10 سال طول کشید تا به سطح فعلی رسید.

سوم اینکه در کنگره آمریکا طرحی دست به دست می شود که به اوباما اجازه حمله به ایران را می دهد و فعلا 10 - 15 امضا جمع شده است و بقیه امضاها نیز جمع خواهد شد. البته اوباما از کنگره چنین طرحی را درخواست ننموده است (اوباما در جریان تحریم نفتی ایران نیز از کنگره خواست ایران را تحریم نکنند زیرا به ضرر اقتصاد این کشور بود ولی کنگره به خواهش وی وقعی ننهاد). این را از من به یادگار داشته باشید: در ایالات متحده کنگره در رأس امور است نه قوه مجریه.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۲ ، ۲۳:۳۹
رامین مددلو
پنجشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۲، ۰۹:۴۱ ب.ظ

16 دروغی که اوباما در سازمان ملل گفت

1-    پنج سال ‏پس از سقوط اقتصاد جهانی، به لطف تلاشهای هماهنگ ‏کشورهایی که در اینجا حضور دارند، فرصتهای شغلی ‏ایجاد شده است، نظام مالی جهانی ثبات پیدا کرده ‏است و مردم جهان بار دیگر از فقر نجات پیدا کرده ‏اند.

2-    سال آینده ائتلاف بین المللی ‏به جنگ در افغانستان پایان خواهد داد آن هم ‏درحالیکه به ماموریت خودش در نابودی هسته اصلی ‏القاعده دست یافته است.

3-     ما ‏استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین را محدود ‏کرده‌ایم تا فقط مواضع کسانی هدف قرار بگیرد که ‏تهدیدی فوری برای آمریکا هستند و دستگیری آن‌ها ‏امکان پذیر نیست و تقریبا این اطمینان خاطر کامل ‏وجود دارد که هیچ غیرنظامی در این حملات کشته یا ‏زخمی نمی‌شود.

4-       جهان درمقایسه با پنج سال پیش، امن‌تر ‏شده است.

5-       آمریکا و دیگر ‏کشور‌ها تلاش کرده‌اند مخالفان میانه رو را در ‏سوریه تقویت کنند.

6-    در بیست و یکم اوت، رژیم ‏سوریه از تسلیحات شیمیایی در حمله‌ای استفاده ‏کرد که به کشته شدن بیش از یک هزار نفر ازجمله ‏صد‌ها کودک منجر شد. ‏

7-       معتقد نیستم که آمریکا یا کشور ‏دیگری باید مشخص کند که چه کسی رهبری سوریه را ‏برعهده داشته باشد.

8-    آمریکا به غیر از رفاه مردم سوریه، ‏وجود ثبات در همسایگان سوریه، نابودی تسلیحات ‏شیمیایی و حصول اطمینان از این مسئله که سوریه، ‏پناهگاهی برای تروریست‌ها نخواهد بود، انگیزه ‏دیگری درباره سوریه ندارد. ‏

9-       به حاکمیت ‏کشور‌ها احترام خواهیم گذاشت.

10-   ما ساخت یا ‏استفاده از تسلیحات کشتار جمعی را (در این ‏منطقه) تحمل نخواهیم کرد.

11-  در آینده نزدیک، تلاشهای ‏دیپلماتیک آمریکا بر دو مسئله خاص متمرکز خواهد ‏بود. این دو مسئله عبارتند از تلاش ایران برای ‏دستیابی به جنگ افزارهای هسته‌ای و مناقشه ‏اعراب-اسرائیل

12-   ما مصمیم مانع از آن شویم ‏که ایران تسلیحات هسته‌ای بسازد.

13-   ما به دنبال ‏تغییر رژیم (در ایران) نیستیم.

14-    وضع کنونی ‏فقط سبب عمیق‌تر شدن انزوای ایران می شود.

15-   تشکیل دو کشور مستقل (فلسطین و اسرائیل)، تنها راه واقعی ‏برای رسیدن به صلح است.

16-   ما بر این ‏اعتقاد راسخ هستیم که همه زنان و مردان اساسا ‏برابر خلق شده‌اند.


دو جمله ی اوباما که برای بنده جالب بودند:

-     آمریکا می‌داند درگیر بودنش در منطقه، سبب شده ‏است چه خصومتهایی در سراسر کشورهای اسلامی بوجود ‏بیاید و همین مسئله ممکن است سبب شود آمریکا ‏دیگر در مسائل منطقه درگیر نشود و درنتیجه خلاء ‏رهبری بوجود بیاید که هیچ کشور دیگری نخواهد این ‏خلاء را پرکند. من معتقدم این نوع دورشدن آمریکا ‏از منطقه اشتباه است. من معتقدم آمریکا بخاطر ‏امنیت خودش باید درگیر باشد.

-     ایالات ‏متحده آمریکا آماده است از همه عناصر قدرتش ‏ازجمله نیروی نظامی استفاده کند تا منافع اصلی ‏اش را در منطقه تامین کند.

 

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۲ ، ۲۱:۴۱
رامین مددلو