مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۲، ۰۳:۵۱ ب.ظ

سیا و ایران

پیش درآمد

برای دروغ گفتن نیازی نیست همه اجزای یک مطلب دروغ باشند. گاهی فقط اجزای مهم دروغ اند. گاهی اجزا دروغ نیستند ولی همه اجزای موجود نیستند. گاهی همه اجزای صحیح موجود در مطلب هستند ولی نحوه چینش آنها به تحلیل دروغ می انجامد.

 

سیا می خواهد دنیا ایران را چگونه بشناسد؟

برای پاسخ به این سؤال، یکی از ساده ترین و البته بهترین روش ها بررسی فیلم هایی است که در ارتباط با سیا، به طور مستقیم و غیرمستقیم به موضوع ایران می پردازند. (آخرین نمونه مشهور چنین فیلم هایی، فیلم آرگو است).

راه دیگر، بررسی مکتوباتی است که از سوی سیا و درباره ایران انتشار یافته. از جمله این مکتوبات می توان به "The World Factbook"، یکی از بخش های سایت رسمی سازمان سیا اشاره کرد. این بخش به معرفی کشورهای جهان البته با عینک سازمان سیا می پردازد.

زمانی که به بخش ایران مراجعه می کنیم. متوجه می شویم مکتوبات این بخش به قسمت های:  معرفی، جغرافیا، مردم و جامعه، دولت، اقتصاد، انرژی، ارتباطات، حمل و نقل، نظامی گری و مسائل فراملی تقسیم می شود.

در این مطلب به جهت رعایت اختصار تنها بخش معرفی بیان می شود. در اصل متن دخل و تصرفی نشده و تنها برخی عبارات مهم (از نظر بنده) برجسته شده اند. قابل ذکر است متن ارائه شده تنها یک ترجمه مبتدیانه است:

 

از سال 1935 به نام ایران شناخته شد، پس از سرنگون شدن سلطنت حاکم در سال 1979 میلادی و تبعید اجباری {خروج اجباری} محمدرضا شاه پهلوی از کشور، ایران یک جمهوری اسلامی شد.

روحانیون محافظه کار به رهبری آیت الله روح الله خمینی با زور و فشار یک سیستم دولتی تئوکراتیک با اقتدار سیاسی نهایی واگذار شده به یک عالم مذهبی که به طور معمول به عنوان رهبر عالی شناخته می شود با توجه به قانون اساسی ، تنها به مجلس خبرگان -86 نفر منتخب از طیف روحانیون- پاسخگو است و  تاسیس کردند.

روابط ایران و آمریکا هنگامی که یک گروه از دانشجویان ایرانی سفارت آمریکا را در تهران در نوامبر 1979 تصرف کردند تیره و تار شد و پرسنل سفارت تا اواسط ژانویه 1981 گروگان نگه داشته شدند . ایالات متحده روابط دیپلماتیک خود را با ایران در ماه آوریل سال 1980 قطع کرد. در طول سالهای 1980-1988، ایران با عراق جنگید، یک جنگ خونین نامعلوم که در نهایت به خلیج فارس گسترش یافت و منجر به درگیری نظامی بین نیروی دریایی ایالات متحده و نیروهای نظامی ایران شد.

ایران به علت فعالیت های خود در لبنان و در نقاط دیگر جهان یک کشور حامی تروریسم تعیین شده و ایالات متحده، سازمان ملل و اتحادیه اروپا تحریم های اقتصادی و کنترل صادرات را به دلیل نقش این کشور در تروریسم و ​​جاه طلبی های سلاح های هسته ای ادامه داده است .

به دنبال انتخاب حجت الاسلام محمد خاتمی اصلاح طلب به عنوان رئیس جمهور در سال 1997 و مجلس اصلاح طلب در سال 2000، یک کمپین برای ترویج اصلاحات سیاسی در پاسخ به نارضایتی عمومی آغاز شد. جنبش با چالش سیاستمداران محافظه کار، به واسطه کنترل نهادهای غیرمنتخب، ​​ممانعت از تصویب و افزایش اقدامات سرکوبگرانه، روبرو شد.

با شروع انتخابات شهرداری ها {شورای اسلامی شهر} در سراسر کشور در سال 2003 و در ادامه به واسطه انتخابات مجلس در سال 2004 ، محافظه کاران دوباره کنترل خود را بر نهادهای انتخابی دولت ایران به دست آوردند، که در اوت 2005 با معرفی محمود احمدی نژاد تندرو به عنوان رئیس جمهور به اوج خود رسید . انتخاب مجدد بحث برانگیز او در ماه ژوئن سال 2009 اعتراضات در سراسر کشور را با اتهام تقلب در انتخابات برانگیخت.

شورای امنیت سازمان ملل تعدادی قطعنامه تصویب کرد که ایران را به تعلیق غنی سازی اورانیوم و فعالیت های بازفرآوری و موافقت با الزامات و مسئولیت های آژانس بین المللی انرژی اتمی دعوت می کرد. در اواسط فوریه 2011، فعالان مخالف دولت بزرگترین تظاهرات ضد رژیم را، از دسامبر 2009 (؟)، برگزار کردند ، موجبات آن موفقیت شورش در تونس و مصر بود. مشارکت مردم معترض احتمالا بیش از دهها هزار نفر بود و نیروهای امنیتی برای متفرق کردن معترضان مستقر شدند . اعتراضات بعدی در ماه مارس 2011 در جلب مشارکت عمدتا به دلیل پاسخ امنیتی قوی تا حد زیادی شکست خورد، هر چند نارضایتی هنوز آتش زیر خاکستر است. بدتر شدن اوضاع اقتصادی در درجه اول به دلیل سوء مدیریت دولت و تحریم های بین المللی حداقل دو اعتراض اقتصادی عمده را ،در ماه های ژوئیه و اکتبر 2012 (؟)، برانگیخت.


نکته: سیا علاقمند است دنیا فکر کند نظام فعلی جمهوری اسلامی ایران، نظام مورد علاقه مردم نیست زیرا با زور و فشار تاسیس شده است. از دید سیا ایران با عراق جنگیده نه عراق با ایران، سیا معتقد است ایران به دنبال سلاح هسته ای است. از دید سیا اصلاح طلبان... .

سیا می خواهد وضعیت اقتصادی فعلی ایران در درجه اول به دلیل سوءمدیریت و سپس تحریم های بین المللی دیده شود. سیا بسیار علاقمند است تحریم های اقتصادی به اعتراضات اجتماعی بیانجامد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۵۱
رامین مددلو
شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۲، ۰۸:۳۲ ب.ظ

شبیه سازی وقایع سوریه بر ایران

مدتی قبل، ایالات متحده آمریکا با طرح ادعای استفاده نظام سیاسی حاکم سوریه از سلاح شیمیایی علیه مخالفان خود، شروع به فضاسازی رسانه ای علیه این کشور و مذاکرات سیاسی - نظامی در داخل ایالات متحده و نیز با کشورهای غربی و منطقه جهت حمله به سوریه نمود.

اگر فرض را بر جدی بودن این حمله نماییم و آن را یک بازی رسانه ای به حساب نیاوریم، این جار و جنجال با طرح روسیه مبنی بر نظارت بین المللی بر تسلیحات شیمیایی سوریه به پایان رسید.

پس ایالات متحده تهدید کرد، روسیه طرحی داد و تهدید رفع شد.

ولی این همه ماجرا نیست. تسلیحات شیمیایی قدرت بازدارندگی نظام سیاسی سوریه است (به خصوص در برابر رژیم صهیونیستی). با از دست دادن این قدرت بازدارندگی، ایالات متحده در آینده نیز می تواند ادعا کند به سوریه حمله می کند و این ادعا را عملی کند.

حال بیایید این واقعه را برای ایران شبیه سازی کنیم.

در حال حاضر، در قضیه هسته ای ایران ما در پی آن هستیم که بر سر پیوستن ایران به پروتکل الحاقی معامله کنیم. یعنی امتیازی درخور و قابل اعتنا بگیریم و در قبال آن به پروتکل الحاقی بپیوندیم.

حال ایالات متحده می تواند یک فضاسازی رسانه ای ایجاد کند و ادعا کند که به جمهوری اسلامی ایران حمله می کند، روسیه که بارها عدم صداقتش در قضیه هسته ای برای ما ثابت شده، طرحی را مبنی بر پیوستن ایران به پروتکل الحاقی ارائه می کند و ما مجبور می شویم جهت جلوگیری از حمله دشمن آن را بپذیریم، یعنی بدون گرفتن امتیاز، امتیاز بدهیم. در حالی که سایه جنگ هیچ گاه از سر ما کم نخواهد شد.

چرا این اتفاق فعلا رخ نمی دهد؟

زیرا سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قضیه هسته ای، سیاست ابهام است. ایالات متحده واقعاً نمی داند ایران به سمت تولید بمب هسته ای حرکت می کند یا نه؟ فرض آمریکا این است که ایران به سمت تولید بمب هسته ای در حال حرکت است و این فرض، برای ایران یک قدرت بازدارندگی تولید می کند.

مشکلی که وجود دارد، این است که دولت آقای روحانی در پی ساده سازی قضیه هسته ای است و در این راستا شعار شفاف سازی می دهد و در اجرا نیز دچار شتاب زدگی است.

شفاف سازی سبب می شود ایالات متحده از سردرگمی تصمیم گیری ناشی از سیاست ابهام به سوی تصمیم سازی و تصمیم گیری ناشی از سیاست شفاف سازی سوق داده شود و سمت و سوی مفروضات آن نیز تغییر کند.

مشکل ساده سازی چیست؟

مشکل این است که قضیه واقعا ساده نیست. قضیه هسته پیچیده تر از مذاکرات معمول دیپلماتیک است. مسئله تنها پذیرفتن چند قطعنامه و نظارت چند کارشناس بین المللی نیست. قضیه هسته ای ایران به ابزاری در دست غرب و مشخصاً ایالات متحده بدل شده است جهت وارد کردن فشار به جمهوری اسلامی ایران در مسائل مختلف (اگر بخواهیم شبیه آن را بگوییم می توان از چین تایپه سخن گفت که ابزاری است در دست ایالات متحده آمریکا برای وارد کردن فشار به چین).

مشکل شتاب زدگی چیست؟

برخی شتاب زدگی مورد ادعای این مطلب را فعال تر شدن دستگاه دیپلماسی کشور در حل سریع تر قضیه هسته ای قلمداد می کنند. در پاسخ باید گفت مشکل مذاکره ما با غرب این است که ما فقط 10 برگ امتیاز داریم ولی غرب 100 برگ امتیاز دارد. اگر ما همه 10 برگ امتیازمان را هم بدهیم و معادل آنها برگ امتیاز از غرب بخواهیم، در پایان می بینیم که ما هیچ چیزی برای مذاکره و معامله نداریم ولی غرب هنوز 90 برگ امتیاز دارد و این یعنی شکست کامل جمهوری اسلامی در مذاکرات.

حال دستگاه دیپلماسی دولت آقای روحانی در نظر دارد همین برگ های امتیاز ناچیز را نیز در ازای هیچ و برای شفاف سازی از دست بدهد. مثلا فردو را تعطیل کند، غنی سازی 20 درصد را از دست بدهید و... و چیزی در ازای آن درخواست نکند.

این در حالی است که ما باید در برابر برگ های امتیازمان، برگ های امتیاز اساسی را درخواست کنیم مثلا در برابر غنی سازی 20 درصد، حذف تحریم های بانکی و... .

ساده سازی، شتاب زدگی و از دست دادن امتیازات جهت شفاف سازی سبب می شود شبیه سازی ذکر شده امکان وقوع به خود گیرد.

ما نباید هیچ گاه سایه حمله را از نظر دور بداریم. فعلا دور دور اوبامای دموکرات که رئیس جمهور ضعیفی نیز هست می باشد. ممکن است 3 سال دیگر یک جمهوری خواه افراطی رئیس جمهور آمریکا شود. باید در دفاع غیر عامل توانمند شویم و نیز دفاع عامل خود را  سیار طراحی کنیم تا امکان نابودی آنها کاهش یابد. 

همچنین نباید حل همه مشکلات و مسائل داخلی را منوط به حل قضیه هسته ای نمایید. این امر هم اشتباه است و هم ما را در برابر تحریم ها آسیب پذیر می کند. هدف ایالات متحده از تحریم ایران آسیب پذیر کردن ایران بود. اگر آسیب هم ببینیم نباید آن را علناً به دشمن نشان دهیم. علاوه بر این، همه مشکلاتمان نیز از تحریم ها نیست.

پ.ن:

نه اینکه فکر کنید نشسته ام و فکر کرده ام و شبیه سازی. نه برادر! از این خبرها نیست. اینها تحلیل استادمان آقای دکتر گوهری مقدم بود که امروز در کلاس سیر حکومت در خاورمیانه گفتند و بنده تنها به عنوان میرزانویس اعمال نقش کردم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۳۲
رامین مددلو
چهارشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۲، ۰۲:۰۵ ب.ظ

شاخص توسعه انسانی ایران و ترکیه

 اشاره: این مطلب مخاطب خاص دارد، یعنی این مطلب را برای آن عزیزی می نویسم که چند باری به مملکت عثمانی قدیم رفته و گرفتار در زرق و برق آن که مرغ همسایه غاز است.

و نیز در این مطلب بنده هیچ کاری به کار صحت و درستی اجزا و پیکره و تصور و آرمان و هدف وسطی و هدف غایی و همه سخنان از این دست ندارم و فقط به این خاطر به سازمان ملل و حرف هایش استناد می کنم که برای آن عزیز اشاره شده مرجع است و "الزموهم بما الزمو به انفسهم".



 درآمد

شاخص توسعه انسانی ترجمان عبارت Human Development Index است که به اختصار HDI بیان می شود. بنیانگذار این شاخص، محبوب الحق، اقتصاددان پاکستانی بوده که در طراحی آن به نظریات آمارتیا سِن (دقت فرمایید آمارتیا نام کوچک فرد و سِن نام فامیلی وی است، آمارِ تیاسن و آمار تیاسن اشتباه است) استناد کرده است.

سِن، اندیشمند هندی، در کتاب خود با عنوان "بازاندیشی نابرابری" (Inequality Reexemined) با کار کردن روی مفهوم خیرهای اساسی (ارزش های اساسی) راولز به مفهوم گستره های آزادی می رسد و آن را "توانایی یا آزادی برای دستیابی به هر آن چیزی که یک فرد برای آن ارزش قائل است" تعریف می کند.

برنامه توسعه سازمان ملل، مفهوم توسعه انسانی را در چارچوب نظریات سِن، شاخصی درباره آزادی، رفاه و کرامت افراد در هر کجا تعریف کرده و با سرمایه گذاری بر روی این شاخص، از سال 1990 هر ساله گزارشی با نام گزارش توسعه انسانی منتشر می کند و در آن بر پایه معیارهای سطح بهداشت (امید به زندگی)، سطح آموزش و استاندارد اقتصادی زندگی افراد که هر یک از ریزمعیارهای دیگر (مانند فقر درآمدی، روندهای جمعیتی، آب و فاضلاب، وضعیت تغذیه، حداقل حیات، تعهد به آموزش، مخارج عمومی، سواد و ثبت نام در مدارس، پخش و تولید تکنولوژی، کارایی اقتصادی، نابرابری در درآمد و مخارج،‌ جریان کمک‌های بین‌المللی، محیط زیست، مهاجرت، نظام قضایی، نابرابری‌های جنسیتی، حقوق بشر، حقوق کارگران و... ) تشکیل می شود، کشورها را رتبه بندی می کند.

شیوه رتبه بندی نیز به این گونه است که به هر یک از سه معیار اصلی در هر کشور نمره ای بین صفر تا یک داده شده و متوسط عددی به دست آمده، شاخص توسعه انسانی آن کشور خواهد بود.
 

 گزارش سال 2013

عنوان گزارش توسعه انسانی برنامه توسعه سازمان ملل در سال 2013 ترقی در جنوب: پیشرفت انسانی در یک جهان متضاد بود. در این گزارش از آمارهای برآورد شده توسط آژانس های داده ای بین المللی تا  15 اکتبر 2012 استفاده شده است و به مانند گذشته کشورها در 4 گروه  توسعه انسانی بسیار بالا، بالا، متوسط و ضعیف تقسیم بندی شده اند و رتبه کشورها به لحاظ توسعه انسانی در سال 2012 در آن درج شده است.


 ایران و ترکیه، کدام یک توسعه یافته تر؟

در این گزارش، هر دو کشور ایران و ترکیه در گروه کشورهای دارای توسعه انسانی بالا قرار گرفته اند و ایران هفتاد و ششمین (76) کشور توسعه یافته و ترکیه نیز نودمین (90) کشور توسعه یافته دنیا معرفی شده اند.

در ادامه، شاخص و رتبه هر دو کشور در برخی از معیارهای کلی و ریزمعیارهای مهم آورده شده است:

 شاخص توسعه انسانی:

ایران: 0.742     ترکیه: 0.722     متوسط گروه: 0.758     متوسط جهان: 0.694
 

 امید به زندگی:

ایران: 73.2 سال      ترکیه: 74.2 سال    متوسط گروه: 73.4 سال     متوسط جهان: 70.1 سال


 میانگین سال های تحصیل (آمار سال 2010):

ایران: 7.8 سال     ترکیه: 6.5 سال    متوسط گروه: 8.8 سال     متوسط جهان: 7.5 سال


 پیش بینی سال های تحصیل (آمار سال2011):

ایران: 14.4 سال     ترکیه: 12.9 سال     متوسط گروه: 13.9 سال     متوسط جهان: 11.6 سال


 درآمد سرانه ناخالص ملی:

ایران: 10695 دلار     ترکیه: 13710 دلار     متوسط گروه: 11501 دلار     متوسط جهان: 10184 دلار


 رتبه درآمد سرانه ناخالص ملی منهای رتبه HDI:

ایران:1-          ترکیه: 32-

توضیح آنکه هر چه عدد مثبت تر باشد کشور به لحاظ توسعه انسانی وضع بهتری دارد و هر چه منفی تر، وضع بدتری دارد.


 شاخص HDI بدون درآمد سرانه:

ایران: 0.769     ترکیه: 0.720     متوسط گروه: 0.781     متوسط جهان: 0.690


 تغییر رتبه HDI از سال 2007 تا 2012:

ایران: 7+        ترکیه: 1-


 متوسط سالیانه رشد HDI از سال 2000 تا 2012:

ایران: 1.05     ترکیه: 0.95

 

پ.ن:

1- توسعه، خیابان سنگ فرش و تراموا و ترکیش ایر و اینها نیست. ترکیه هم فقط بخش اروپایی اسلامبول نیست. ملتفت هستید که!!

2- منابع مورد استفاده و نیز جهت رجوع:

ساعی، احمد؛ میرترابی، سعید؛ مسائل جهان سوم (سیاست در جهان در حال توسعه)؛ نشر قومس؛ چاپ سوم: 1391

برنامه توسعه سازمان ملل متحد

گزارش های بانک جهانی در مورد جمهوری اسلامی ایران


گزارش های بانک جهانی در مورد ترکیه
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۲ ، ۱۴:۰۵
رامین مددلو
شنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۲، ۱۲:۲۵ ب.ظ

دعا

وقتی در خط مقدم جنگ هستی و دشمن اجازه استراحت در حد خواب تا اندازه ضرورت هم به تو نمی دهد، نگاه نمی کنی هم رزم ات فلانی است یا بهمانی، اصولی است یا اصلاحی، برای منافع ملی شلیک می کند یا برای اعتقادات دینی، نمازش را اول وقت می خواند یا آخر وقت یا بعد گذشت وقت، بعضی وقت ها حتی مجبوری نگاه نکنی به این که نمازش را می خواند یا نه (یاد آیت الله حکیم بخیر که فرموده بود {به مضمون} هر که در فلسطین کشته شود شهید است حتی اگر نماز نخواند).

بل نگاه می کنی که هم رزم ات به وقت حمله و تهدید دشمن جلوی آن می ایستد و مقاومت می کند یا... یا از پشت به تو خنجر می زند؟

برای سوریه، خط مقدم جریان مقاومت دعا کنیم.

برای سوریه دعا کنیم حتی اگر ارتشش از جنس مقاومتی های لائیک باشد و در طی این سالها فقط حرف زده و فقط یکبار با رژیم صهیونیستی جنگیده -مقایسه اش کنید با ارتش مصر که چهار بار جنگیده - و در زمان حافظ اسد دو شهر نه، بل سه شهر را قتل عام کرده و در زمان بشار اسد ...

من یک تار موی اعضای سازمان های نظامی ولایی مبارز مثل حزب الله، سپاه، ارتش خودمان و عراقی های مدافع حرم حضرت زینب (س) را با کل ارتش حرفه ای سوریه عوض نمی کنم ولی اخوی، زمانه زمانه انتخاب بین بد و بدتر است نه خوب و بد.

برای سوریه دعا کنیم، چون خط مقدم جریان مقاومت است.

و برای بشار اسد،

چون...

حیف خودسانسوری اجازه نمی دهد مطلبم را کامل تمام کنم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۲۵
رامین مددلو
دوشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۲، ۱۰:۳۷ ب.ظ

اعتدال یعنی چه؟

اگر به دور و برمان نگاه کنیم و گستره این دور و بر را جهان اسلام در نظر بگیریم، می بینیم کلی انسان های غالی داریم که حضرت علی (ع) را در رده خداوند - نعوذبالله- قرار می دهند، یک شیعه دوازده امامی داریم و نیز کلی فرقه های شیعی زیدی، اسماعیلیه و... داریم.
اگر بخواهیم ساده اش بکنیم می شود به صورت زیر:
باطل - حق - باطل.
وظیفه ما چیست؟
اطاعت از حق. یعنی شیعه دوازده امامی بودن.

بیایید به نحوی دیگر به این ردیف نگاه کنیم. غُلات می شوند افراطی، شیعیان دوازده امامی می شوند معتدل، اسماعیلیه و زیدیه و ... می شوند تفریطی.
پس ردیف بالا را می توان اینگونه نوشت:
افراط - اعتدال - تفریط = باطل - حق - باطل.

نتیجه گیری:
اعتدال به معنای طرفداری از حق در میان دریایی از باطل ها است نه به معنای حد وسط گرفتن میان باطل و حق به نحوی که هم بخشی از حق را در بر بگیرد و هم بخشی از باطل را.
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۳۷
رامین مددلو
جمعه, ۱ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۳۱ ق.ظ

برسد به دست برادر نماینده مان

دوران تبلیغات انتخابات مجلس هشتم بود، به شهر که رفتم می گفتند دو نفر بر سر زبان هایند، دومی را پی گرفتم. بزرگی گفت در پی جلب حمایت اصولگرایان مرکزنشین هم هست.
دومی رأی آورد. انسان متواضعی بوده و هست. به لحاظ مدرک هم زحمت کشیده و دود چراغ خورده و این یعنی در مجلس در تخصص خود می تواند کمک کار نمایندگان شود و جور کم سوادی برخی را بکشد.
رأی آوردن دومی مصادف بود با دوره اول رییس جمهور نهم که حق ایجاب می کند بگویم به نسبت دوره های قبلی (که مصادف بودند با دوران جهالت بنده و در نتیجه مقایسه ام بر اساس شنیده هاست و بعد دیده ها) در شهر بهتر کار شده بود.
این برادر دومی مان هم که اکنون نمایندمان شده بود البته دوندگی خوبی داشت.
فتنه 88 که شد انتظار داشتم نماینده مان هم علیه فتنه موضع گیری داشته باشد که نداشت. پرس و جو کردم. باز بزرگی گفت از وی پرسیدم و گفت اگر موضع بگیرم رأی آنها را از دست خواهم داد.
دوران انتخابات مجلس نهم شد و نمایندمان شد کاندیدای لیست جبهه مردمسالاری و این یعنی تغییر رویه. تغییر رویه ای که خود در شهر صدای آن را در نیاورد.
نمایندمان باز هم نماینده شد. و به یکباره شد طرفدار آقای لاریجانی و این هم یعنی تغییر رویه. به تناسب این تغییر رویه به وقت انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نمایندمان شد طرفدار آقای قالیباف.
ریاست جمهوری یازدهم به پایان رسید و نمایندمان به یکباره شد طرفدار گفتمان!! اعتدال و طرفدار آقای روحانی پیروز انتخابات.

اگر بخواهم خلاصه گویی کنم، برادرمان ابتدا متمایل به اصولگرایان بود، بعد اصلاح طلب شد، سپس باز اصولگرا شد و در نهایت کارگزارانی شد.
و این تغییر رویه ها در این 5 -6 سال رخ داد.

آی برادر نماینده!!
یکی از اصول مهم در عالم سیاست اعتماد است.
این تغییر رویه ها باعث بی اعتمادی در طرف مقابلت می شود.
و شما می شوی آلت دست یک جریان سیاسی که به وقت اتمام استفاده خاص از شما، دورت می اندازد.
و حمایتت نمی کند.
زیرا به چارچوب سیاسی شما اعتماد ندارد.

آی برادر نماینده!!
شما مثل بعضی ها کم سواد نیستی که به خاطر خط سیاسی ات پست و مقام بگیری.
درس خوانده و زحمت کشیده ای
شکر خدا آقازاده هم نیستی که پشت سرت حرف دربیاورند.
حرمت شب های درس خواندنت را نگه دار.

آی برادر نماینده!!
در هر خط و جناح داخل در چارچوب نظام اسلامی می خواهی باش، ولی تصمیم خود را نهایی کن، دوران آزمون و خطای شما دیگر گذشته. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۳۱
رامین مددلو