مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۳۴ ب.ظ

آخر (4)

برف شدیدتر شده، مراغه ای ها سوغاتی دارند به اسم سوجوق اگر اشتباه نکنم که خریدمش، برف شدیدتر شده، محمد کیفی برای خود می خرد و من زاغ سیاه کیف های مدرسه بچه دبستانی ها را  چوب می زنم که عکس هری پاتر و باربی در آن جولان می دهند. آخر سال است، اینها باید اول مهر فروش می رفت، که رفته و چندتایی از کیف ها باقی مانده. مثل بقیه شهرهاست این هجوم فرهنگی عریان ولی عکس مایلی سایروس بر روی کیف بچه مدرسه ای ها دیگر نوبرش است.

از مغازه دار اجازه می گیرم و چند عکسی می اندازم. مغازه دار ازمان سؤال می کند که:

-طلبه اید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۲ ، ۲۲:۳۴
رامین مددلو
سه شنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۵۶ ق.ظ

چه کسی اول بار گفت: "امام" خمینی؟

اگر اشتباه نکنم ابتدا در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری بود که بیان شد آقای روحانی اولین کسی بودند که لفظ "امام" را برای حضرت آیت الله خمینی (ره) بیان کردند، آنهم در سخنرانی مراسمی که به جهت فوت آقا مصطفی خمینی در سال 56 برگزار شد.
چندی قبل به مطلبی برخوردم که سخن بالا را رد می کرد. گفتم به اشتراک گذارم بلکه اندکی جلوی تحریف تاریخ را گرفته باشد.
الغرض، استاد رسول جعفریان در کتاب جریان ها و سازمانهای مذهبی.سیاسی ایران، چاپ اردیبهشت 91، در صفحه 863 سخن از شاعری می رانند به نام نعمت میرزازاده با تخلص م. آزرم.
میرزازاده متولد سال 1317 شمسی در شهر مقدس مشهد است. دوران پیش از انقلاب اسلامی، میرزازاده یک شاعر انقلابی - مذهبی محسوب می شود. دو مجموعه شعر وی در دوران پیش از انقلاب اسلامی به نام های لیله القدر و سحوری دارای مضامین انقلابی - اسلامی جدی است. همچنین کتابچه ای به نام سه نامه به امام خمینی نیز حاصل تلاش میرزازاده در عرصه ادبیات پیش از انقلاب اسلامی است.
وی پس از انقلاب اسلامی، به سرعت از انقلاب اسلامی فاصله گرفته و به سوی مجاهدین خلق کشیده شد. دو مجموعه شعر گلخون و گلخشم حاصل این دوران سقوط وی هستند.  وی در سال 1361 از کشور خارج شده و تاکنون به عنوان پناهنده سیاسی در کشور فرانسه زندگی می کند.
آنچه در این نوشتار مورد تأکید است، بکار بردن لفظ "امام" برای حضرت آیت الله خمینی (ره) در اشعار نعمت میرزازاده در سال 1349 است که بر اساس شعر مکتوب وی، ایشان در بکار بردن این لفظ برای حضرت آیت الله خمینی (ره) 7 سال بر آقای روحانی تقدم دارند.
اما آن شعری که با آن استناد می شود:
الا ای امام بحق برگزیده
الا ای تو اسلام را نور دیده
...
بزرگا! اماما! که بعد از امامان
چنان چون تو اسلام، رهبر ندیده

بیان دو نکته:
اول آنکه بیان یک لفظ به معنای جاافتادن آن در بین عموم مردم نیست. احتمال بنده این است که مقصود تیم تبلیغاتی آقای روحانی این بود که آقای روحانی این لفظ را بین عموم مردم جاانداختند.
دوم آنکه درست است آقای میرزازاده اکنون یک ضدانقلاب است ولی این دلیل نمی شود به روی زحمات وی پیش از انقلاب اسلامی پاک کن بکشیم.

پ.ن:
مجموعه شعر لیله القدر
مجموعه شعر سحوری
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۲ ، ۰۱:۵۶
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۴۰ ب.ظ

معرفت بازمانده از قدیم

نقل این وبلاگ و نوشته هایش قرار بود بر مدار نوشتن باشد نه برداشتن. ولی انصافاً دلم نیامد مهمانتان نکنم به یکی از زیباترین یافته هایم به وقت متر کردن این کوچه و آن برزن اینترنت.

عصفور را از دست ندهید حتی اگر خیلی متجدد هستید:


درج در پرونده
به پیر، به پیغمبر، به این شیرین کام، به همین ردّ قمه، به کی قسم بخورم شازده؟! بخدا این وصله ها به ما نمی چسبد. یا خودت زاغ سیاه ما را چپکی چوب زده ای و توهم برداشته ای، یا این باجی مفتّش های محله، پیش تو پشت ما صفحه گذاشته اند و لاپورت شکمی داده اند.

چاکرت اساساً میانه ای با دودی جات و دخانیات ندارد. کلاف پیچ شد دوره ای که چپق چاق کردن و دودکشیدن برای خودش قدر و قربی داشت. حالیه، کأنّه آبنبات قیچی، شده است ملعبه ی دست اطفال و متاع جماعت بچه سال. شیره کجا، شیشه کجا! شکوه حُقّه ی ناصری کجا،سرنگ و هونگ این جوجه مفنگی های زهوار در رفته کجا! بناءً علی هذا، ما از دنیای اسرارآمیز نشئه جات، به همان چایی نبات ساده و خلال دندان پَر لب مان، بسنده کرده ایم و خیال همه رقم دخانیات را تو بگو اُشنو ویژه از سرمان درآورده ایم.

بعد التحریر: عارضم خدمت شازده که، عهد آن قزاق جوان، تریاک را که بین خلق الله، تُقس می کردند، دوباره سوخته اش را با قیمت بیشتر، از خودشان پس میگرفتند. بعضی اقلام، سوخته اش گران تر است. قدر دل ما را بدان.


پُست عادی نیست.سفارشیست.سفارش دعا
سالیانی که ابوالحسن صبا و بدیع زاده و الباقی موزیکانچی های ایرانی به حلب می رفتند و ترانه و تصنیفات شان را در استودیوی "صبحی رضوانِ" خدابیامرز ثبت و ضبط می کردند، حال شهر مثل حالا بد نبود. عقرب جرّار نداشت. مار غاشیه نداشت. مردم گوشه ی خیابانِ ابوالعلای معرّی، لم می دادند، قهوه می خوردند، تنباکوی عجمی می کشیدند و ترانه های بدیع زاده را -هرچند نمی فهمیدند- از روی صفحه های آلمانی گوش می کردند. حالا حلب- اصفهان جهان عرب و پایتخت عشق و طرب- حال ندار است. برایش دعا کنید


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۲ ، ۲۲:۴۰
رامین مددلو
شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۳۳ ق.ظ

تغییر

عمری ز غم تو مُردم و زنده شدم
 
در هرچه که بی‌تو بود بازنده شدم
 
زان روز که مهر تو به جانم زده شد
 
با عشق تو من دولت پاینده شدم


پ.ن:
امیدوارم برچسب انحرافی و منحرف به پیشانی ام نخورد!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۳۳
رامین مددلو
شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۴۶ ب.ظ

توصیف نگاری مراسم عزاداری

اشاره: از امشب مراسم احیاء و عزاداری شب های قدر شروع می شود. یکی از وجوه کمتر کار شده در فرهنگمان، سبک عزاداری مناطق مختلف کشور است. به همین خاطر، در تصمیم گیری های کلان فرهنگی، بازخورد این تصمیم گیری ها علناً دیده نمی شود و یا از مجاری رسمی گزارش می شود که اعتماد چندانی به جامعیت آنها، متاسفانه، نیست.

همچنین با نگاهی پیشینی می توان گفت تصمیم گیری ها بر مبنای وضع موجود گاهاً صورت نمی پذیرد که این خود حدیث تاسف بار دیگری است.

سخن در نادیده گرفتن زحمات سازمان های مسئول نیست. بلکه سخن در ندیدن آنچه باید دید است (مثلا آنچه در تبلیغات هیأت ها تاکید می شود و علت این تاکید و تاثیر این تاکید، یا ادبیات اشعار و مراثی (مثلا افزایش ادبیات دارای واژگان فرهنگ شاهی) و علت و تاثیر این ادبیات و...) .

آنچه در ذیل می آید، گزارشی از هیأت عزاداری اوچدکان اردبیل است که می تواند به عنوان نمونه یک متن توصیفی مبتدیانه، جهت آشنایی افراد عاری از علم آکادمیک مردم شناسی (همچو بنده)، با چگونگی کمک به افزایش غنای توصیفی این بخش از فرهنگمان و کمک به سازمان های مسئول جهت تصمیم سازی و نیز بهره گیری گروه های مذهبی مختلف از تجربیات همدیگر باشد.

توجه: جهت رعایت حقوق نهاد حامی این پروژه، نتایج کامل این توصیف نگاری در این مطلب منعکس نخواهد شد.


بسم الله الرحمن الرحیم


نام و نام خانوادگی پژوهش­گر: رامین مددلو

نام مجلس: هیئت سینه زنی محله اوچدکان

تاریخ: 90/9/7

ساعت حضور در مجلس: از 20:45 تا 23

مکان: مسجد کبود – مسجد جامع اوچدکان

نام غیررسمی و متداول مجلس: هیئت محمدباقر منصوری

 منتسب به محله اوچدکان اردبیل

 

اردبیل دارای 6 محله اصلی می باشد که محله اوچدکان جزو آنهاست و دارای دو هیئت اصلی سینه زنی و زنجیرزنی است که جهت جلوگیری از تداخل، از یکدیگر کاملا جدا می باشند. مراسم هیئت سینه زنی از مسجد کبود ( گوی مسجد) و مراسم هیئت زنجیرزنی از مسجد جامع محل شروع می شود. شیوه برگزاری مراسم در هیأت سنتی اردبیل به این نحو می باشد که هیأت در داخل مساجد عزاداری کرده و هر شب در چند مسجد اقدام به عزاداری می کنند.

 8:30 شب، درب مسجد کبود بسته است. هیچ تبلیغاتی مبنی بر برگزاری هیئت، زمان آن و... در اطراف مسجد به چشم نمی خورد. نه تنها در اطراف مسجد، بلکه در هیچ جایی از شهر نمی توان تبلیغ یا اعلان عزای این هیئت را یافت چراکه هیچ عمل تبلیغی اعم از پوستر، تراکت، بیلبورد و... از طرف هیئت صورت نمی گیرد.

در اطراف مسجد حدود 10 نفر جوان منتظر باز شدن در مسجد می باشند. از گفته های آنها چنین برمی آید که اهل این محل و این هیئت نبوده و به خاطر مداح آن آمده اند.

بالاخره پس از حدود 15 دقیقه، در مسجد باز می شود.

مسجد اندازه متوسطی دارد، شاید حداکثر تا 200 نفر را بتواند در خود جای دهد. دورتادور محیط داخلی مسجد، کتیبه و تمثال حضرت عباس و امام حسین (ع) نصب شده است. در سمت چپ در ورودی، قسمتی در داخل دیوار درست شده است که به آن سقاخانه گفته می شود و 4 طشت به صورت هرمی درون آن گذاشته اند و درون طشت ها آب ریخته اند. در دو طرف دیواره سقاخانه تمثال احتمالا حضرت عباس و امام حسین را گذاشته اند. گفته می شود که سقاخانه در تمامی مساجد اردبیل وجود دارد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۴۶
رامین مددلو