مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

پنجشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۲، ۰۹:۲۵ ب.ظ

خلاصه کتاب "جریانها و سازمانهای سیاسی مذهبی ایران"


اشاره:

کتاب "جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی‌ ـ‌سیاسی ایران" اثر استاد رسول جعفریان از جمله جامع ترین کتاب ها در زمینه مورد بحث خود است. نظر به اینکه این کتاب از جمله منابع دکتری گرایش مسائل ایران علوم سیاسی، مرور خلاصه وار آن برای دوستانی که درصدد شرکت در آزمون دکتری مسائل ایران هستند خالی از فایده نیست.

گفتنی است خلاصه این اثر، با زحمات دوست فاضلم، آقای موسوی نیا فراهم آمده است.

 

سؤال محوری کتاب

با توجه به این که به نظر می‌رسد از مشروطه به این سو، عمدتاً نیروهای سکولار در صحنه سیاست ایران فعال بوده‌اند، چرا و چگونه نیروهای مذهبی و روحانی در موقعیت رهبری نهضت انقلابی مردم ایران در سالهای 56 و 57 قرار گرفتند و این نهضت منتهی به برپایی یک نظام اسلامی در ایران گردید؟

 

فصل اول: بازگشت دین به عرصه جامعه و سیاست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۲ ، ۲۱:۲۵
رامین مددلو
پنجشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۲، ۰۳:۰۲ ب.ظ

یا هو

مباحثه اگر به مجادله کشیده شود، نتیجه اش نه رسیدن به حقانیت که تیره شدن ابزار رسیدن به حقانیت است.

و نه نزدیکی به او، بلکه نزدیکی به من است.

الغرض،اهل مجادله بودم، به حرمت و احترام والی دلها سعی می کنم دیگر نباشم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۲ ، ۱۵:۰۲
رامین مددلو
يكشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۲۱ ب.ظ

چه شد که آقای روحانی رأی آورد؟

چه شد که آقای حسن روحانی رأی آورد؟
این سؤالی است که در ذهن بسیاری از افراد نقش بسته و پاسخ درخوری برای آن نمی یابند(البته با فرض نادیده گرفتن یادداشت ها و تحلیل های شتابزده و از سر شادی یا نارحتی برخی بزرگواران).
بیایید در زمینه این موضوع با هم صحبت کنیم. توجه بفرمایید که سخن از صحبت راندم نه تحلیل قطعی و... . زیرا به باور بنده هنوز معلوم نیست آقای روحانی در عرصه عمل سیاسی چگونه عمل خواهد کرد.

آیا مردم به برنامه و تیم آقای روحانی رأی دادند؟
آقای روحانی دارای برنامه منسجم برای اداره کشور نیستند. البته عبارت منسجم را با خوش بینی بیان کردم ولی واقع آن است که معتقدم اصلا دارای برنامه نیستند.
تیم وی نیز برای مردم ناشناخته بود.
بهتر بگوییم که این دوره نیز مردم عزیزمان آن طور که باید و شاید به برنامه و تیم کاری کاندیدا توجه نکردند.

آیا مردم به شخص آقای روحانی رأی دادند؟
آقای روحانی شخصیت کاریزماتیک (در همان معنای اصلی غربی آن) نیستند.
آقای روحانی بیانی نخبه گرایانه (البته با تلفیق قدرت سخنوری ناشی از روحانی بودن ایشان) دارند.
آقای روحانی مهره آقای هاشمی در نزد توده مردم حساب می شود و شخصیت مستقلی معرفی نمی شوند.

آیا اصلاح طلبان باعث رأی آوری آقای روحانی شدند؟
نه.
عموم مردم خارج از دایره اصلاح طلب و اصولگرا هستند. این عناوین، معرف جناح های سیاسی جریان اسلام گرا بوده و شناسنامه سیاسی فعالین در عرصه سیاسی را صادر می کند (البته نه همگی آنها را). مردم فعال سیاسی نیستند و تنها در انتخابات فعال سیاسی می شوند.
اصلاح طلبان خود دچار سردرگمی هستند، دچار تشتت و اختلاف هستند. این شادی ها و پیام ها و بیانیه ها را رها کنید. به یاد آوردید که آقای عارف با تصمیم شخصی ثبت نام کرد نه با تصمیم تشکیلاتی.
آقای روحانی هم که اصلا اصلاح طلب نیست چه برسد به اینکه کاندیدای آنها نیز باشد. آقای روحانی را می توان کاندیدای کارگزاران و شخص هاشمی رفسنجانی دانست. کارگزاران گروهی بودند که از راست سنتی جدا شدند ولی زیر پرچم جناح چپ نرفتند. اصلاح طلبان از سر ناچاری حمایت نصفه و نیمه از آقای روحانی کردند تا در عرصه بازی سیاسی در چارچوب نظام باقی بمانند زیرا در غیر ان صورت در عرصه عمل سیاسی منزوی تر می شدند و چه بسا به پایان راه می رسیدند.
بنده به شخصه با این سخن موافقم که ده درصد (و یا اندکی کمتر و بیشتر از این عدد) رای دهندگان به آقای روحانی در چارچوب اصلاح طلبی به ایشان رأی دادند. البته ده درصدی که فعال میدانی هستند و نمونه اش را شب گذشته در خیابان ها مشاهده کردیم.
این گروه پس از فرونشستن شادی ها و ذوق زدگی هایشان کم کم متوجه خواهند شد که حداکثر چیزی که بدست آورده اند نمونه کوچک دولت آقای هاشمی تاثیرپذیرفته از تجارب سیاسی 16 سال پس از دولت آقای هاشمی است.

پس چه شد؟
روزهای چهارشنبه و پنج شنبه شاهد ایجاد یک فضای هیجانی روانی در عرصه کشور بودیم. بدون آنکه در خیابان ها چیزی مشاهده شود. صحبت های میان مردم، در جمع های دوستانه و فامیلی، در این خصوص بود که "می گویند روحانی رأی می آورد". "می گویند روحانی بیاید اجناس ارزان می شود". "اصلا چه اشکالی دارد روحانی بیاید و از این وضع اقتصادی رها شویم"و... .
این فضای هیجانی روانی سبب شد که آرای سرگردان و یا دارای پایه های استدلالی سست به سمت آقای روحانی سرازیر شود. 
اینجا دو سؤال مطرح می شود:

مردم چگونه به این می گویندها اعتماد کردند؟
حافظه تاریخی ما معمولا خاطرات خوش را بهتر از خاطرات بد نگاه می دارد. حتی با گذر زمان نوع دید و تحلیلمان نسبت به خاطرات بد آرام تر می شود. مردم خاطرات خوش دوران آقای هاشمی را به یاد می آوردند و زمانی که به روحانی نگاه می کردند نه روحانی بلکه آقای هاشمی را در پشت سر وی می دیدند.
پایه استدلالی به روز آن نیز این بود: "شرایط فعلی اقتصاد ما ناشی از سیاست خارجی ماست، روحانی می آید و سیاست خارجی ما تغییر می کند، پس اقتصاد ما درست می شود"

چگونه این موج ایجاد شد؟
واقعا متحیر مانده ام که این موج چگونه ایجاد شد. این موج در سال 76 آقای خاتمی را پیروز کرد. در سالهای 84 و 88 آقای احمدی نژاد را و در سال 92 آقای روحانی را. بدنه این موج مردم عادی متدین طرفدار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری هستند که از اول صبح تا سر شب دنبال کار و زندگی شخصی خود هستند. در بازار و خیابان ها و هیئت ها و همسایگی ماها و... زندگی می کنند، در سایت های خبری فعال نیستند، اهل گشت و گذار در اینترنت نیستند، حزب و جمعیت و تریبون و رسانه و روزنامه و... در اختیار ندارند و به خاطر همین فراموششان می کنیم. تا جایی که در محاسباتمان حتی محاسبه رأی را نیز فراموش می کنیم.
این طیف از مردم، رأی خود را در روزهای آخر مشخص می کنند و متاسفانه در رای دهی خود چندان به برنامه و تیم و ... توجه نمی کنند. نتیجه اش این می شود که آقای خاتمی در سال 76 از رای آوری خود تعجب می کند چون انتظارش را ندارد. آقای احمدی نژاد نیز در سال 84 تعجب می کند و پس از رای آوری در دور دوم تازه به دنبال تیم می رود و همه تحلیل گران ایرانی و خارجی از هر نوع و گرایش در سال 92 تعجب می کنند و آقای روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز دارای سابقه پر و پیمان در جناح راست سنتی که چندین بار علیه فتنه 88 موضع گیری کرده رای می آورد و طرفداران اصلاح طلبان به خیابان ها می ریزند و شادی می کنند!!

علی ای حال، احساسم این است که این بار این موج توسط گروهی ایجاد و هدایت شد. این احساسم نشأت گرفته از حضور برخی از بزرگواران در تیم تبلیغاتی آقای روحانی است که به دلیل سوابق اجرایی شان جامعه را خوب شناخته و علم ارتباطات نیز به ایشان کمک کرده تا جامعه را جایی که بخواهند بتوانند هدایت کنند.
البته تاکید می کنم اولا این یک احساس است، دوما باید یک تحقیق دقیق و علمی بر روی مسأله چگونگی ایجاد موج انتخاباتی در روزهای آخر انتخابات در ایران انجام گیرد و سوما شیوه رای دهی مردم ایران دوباره بررسی شود.


پ.ن:
دوستان حزب الهی توجه نمایند، آقای روحانی در چارچوب نظام است نه بر چارچوب. تفاوت دیدگاه در شیوه اداره کشور به معنای غیر خودی بودن فرد نیست. همان طور که آقا فرمودند شیطان اکبر آمریکاست نه جناح مقابل.
۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۲ ، ۱۳:۲۱
رامین مددلو
دوشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۴۱ ق.ظ

درباره بنگاه خبرپراکنی بی بی سی

اشاره: چند روزی است که شروع به خواندن خاطرات فردوست، دوست صمیمی و رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه کرده ام. اهمیت کتاب در این است که سخن نه از زبان یک انقلابی بلکه از زبان یک سلطنت طلب بیان می شود و نیز، فردوست جهت راه اندازی دفتر ویژه اطلاعات توسط دستگاه اطلاعاتی انگلیس آموزش دیده و هر آنچه می گوید حاصل دیده های مستقیم خود است نه شنیده ها. متذکر می شوم که برجسته کردن برخی از واژگان از سوی بنده است:


برخلاف تصور رایج، رادیوی B.B.C توسط MI.6 {سازمان اطلاعات خارجی انگلیس} اداره نمی شود و اصولا MI.6 در چنین رده- -ای نیست که B.B.C را اداره کند. B.B.C یک سازمان محدود و تخصصی است که توسط یک کمیسیون عالی اداره می شود. در این کمیسیون برجسته ترین کارشناسان سیاسی خارجی انگلیس (اکثرا در رده نمایندگان مجلس) عضویت دارند. ولی طبعا این به معنای استقلال ارگان فوق نیست، بلکه دقیقا B.B.C خود یک ارگان مهم سیاست گذار در مجموعه نهادهای سیاسی انگلیس است و مسلما در هماهنگی با MI.6 عمل می کند و در کمیسیون عالی آن یک یا دو نماینده MI.6 حضور دارند. در رابطه با هر کشوری که برنامه پخش می شود نیز B.B.C دارای کمیسیون تخصصی است. بنابراین اگر گاه تعارض یا ناهماهنگی میان سیاست رسمی دولت، فعالیت های MI.6 و مواضع B.B.C مشاهده شود، این به معنای تفاوت نظرهای کارشناسی است. اصولا سیستم انگلیسی غیرمتمرکز بودن و در حد اعلا تخصصی بود، به همین معناست که با سیستم کاملا متمرکز روس ها مطابقت ندارد. رادیوی «صدای آمریکا» نیز همین وضع را دارد و یک ارگان تخصصی سطح بالاست. نکته قابل توجه دیگر، که در چارچوب آیین نامه «جنگ روانی» قرار دارد، این است که مسلما در شرایط خاص و در موارد مهم کمیسیون عالی B.B.C اجازه پخش اخبار ساختگی را می دهد،چون در سطح جهانی این طرز تفکر را ایجاد کرده اند که مطبوعات و رسانه ها کاملا آزادند و مسئول مدیر روزنامه یا نویسنده مقاله است نه دولت مربوطه.

منبع:
شهبازی، عبدالله، ظهور و سقوط پهلوی، جلد اول: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، ، چاپ سی ام، تهران: انتشارات اطلاعات، 1391. {ص 329}

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۴۱
رامین مددلو
پنجشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۱۹ ق.ظ

کاندیداها چه می گویند؟

در طی چند روزی که از شروع تبلیغات رسمی گذشته، صدا و سیما با برنامه ریزی خوبی که داشته، سبک تبلیغات را تغییر داده و تبلیغات مبتنی بر احساس (تبلیغات کف خیابان) به سمت تبلیغات مبتنی بر عقل نیل کرده است. البته نه به طور کامل. با این حال تلاش جهت حرکت به این سمت جای تقدیر دارد.

حال بیایید صحبت های همه کاندیدها را به صورت کلی بنگریم و ببینیم کاندیداها در چه محورهایی سخن می گویند:


الف) انتقاد از وضع کنونی:

می گویند گرانی در کشور هست، دانشجوی ستاره دار داریم، فضای دانشگاه ها امنیتی است، بیکاری در کشور هست، دیپلماسی مان اشکال دارد و...

به این سخنان باید توجه کرد زیرا سخنانی از این دست، بیانگر آن است که کاندیدا از وضع کنونی رضایت ندارد و خواستار تغییر است. همچنین اینکه حد انتقاد چقدر است و کاندیدا از چه حوزه هایی و به چه نحوی انتقاد می کند، نشان دهنده میزان اشراف وی بر مشکلات ایران اسلامی است.

و نیز می توانیم استفاده بهتری از این دست سخنان داشته باشیم و آن این است که ببینیم آیا آنچه این کاندیدا به عنوان مشکل از آن سخن می گوید از دید ما نیز مشکل است؟ (مثلاً می توان از تفاوت نگاه آقای روحانی و دکتر جلیلی در زمینه شیوه مذاکرات هسته ای بهره برد).

با این حال می دانیم یک منتقد خوب، لزوماً یک مدیر خوب نخواهد بود. درمان بیماری، در مرحله اول شناخت درد است ولی شناخت درد تنها مرحله نیست، تجویز داروی مناسب نیز جزء مراحل درمان است. 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۲ ، ۰۷:۱۹
رامین مددلو
دوشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۲، ۰۴:۰۱ ب.ظ

به چه کسانی نباید رای بدهیم؟

{این مطلب را در رابطه با انتخابات شهرستان خوی نوشته ام ولی به درد دیگران! نیز می خورد}

24 خرداد ماه امسال شاهد دو رأی گیری همزمان خواهیم بود. آنچه که در عرصه سیاسی کشور بیشتر مطرح می شود {و به حق مطرح می شود}و در عمل نیز اهمیت بیشتری دارد، انتخابات ریاست جمهوری است. اما باید توجه داشته باشیم انتخابات دوم، یعنی دور چهارم شورای اسلامی شهر و روستا، از دو نظر دارای اهمیت فراوانی است:

اول آنکه شورای اسلامی شهر و روستا یکی از مهم ترین عرصه های تحقق تمرکززدایی و جایگزینی مرکزگرایی با آن است.

در حاشیه این پرسش قابل طرح است: این دو کلمه چه تفاوتی با هم دارند و اصلاً تفاوتی با هم دارند یا فقط بازی با کلمات است؟

باید گفت تمرکزگرایی به زبان ساده همان اتفاقی است که از دوره رضاشاهی در ایران رخ داده است. یعنی تمرکز همزمان هم مدیریت، هم نظارت و هم سرمایه گذاری (در تمامی عرصه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... حتی نظامی) در پایتخت.

ولی مرکزگرایی یعنی تجمیع نظارت و مدیریت عالی در پایتخت.

(البته توجه داشته باشید این دو مفهوم را به شدت ساده کردم)

دوم آنکه شورای اسلامی شهر و روستا یکی از نقاط کارآمدی نظام اسلامی است.

در توضیح باید گفت که بسیاری از امور زندگی روزمره در ارتباط با حیطه وظایف شورای اسلامی شهر و روستا و بازوی اجرایی آن یعنی شهرداری است. همچنین  شورای اسلامی شهر و روستا در نقش واسطه توده مردم و مدیریت عالی نظام سیاسی جهت ارائه بازخوردهای سیاست های کلان و برنامه ریزی واقعی تر جهت ارائه به مدیریت عالی نظام سیاسی است.

 

پس از ارائه این مقدمه، به سخن اصلی خود می پردازیم. به چه کسانی باید رأی بدهیم؟ بیایید ابتدا در مورد نبایدها سخن بگوییم:


الف) نباید به اشخاصی رأی بدهیم که ظرفیت ها، محدودیت ها، بالفعل ها و بالقوه ها را نمی شناسند.

این سخن یعنی چه؟ یعنی اینکه به کسی رأی ندهیم که نقش شورای شهر و روستا و توانمندی ها و محدودیت های آن را نمی شناسد. به کسی رأی ندهیم که نگاه جامع به اطراف ندارد. به کسی رأی ندهیم که حوزه دیدش محدود است.

بیایید یک مثالی بزنیم. شخصی می آید و می گوید من اگر بیایم، کارخانه درست می کنم و بیکاری را حل می کنم، خوی باید استان شود، خوی را شاهراه تجارت ایران با ترکیه و اروپا می کنم، در مرکز شهر روگذر و زیرگذر!! می زنم و...

این بنده خدا راه را اشتباهی آمده و باید برای ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی ثبت نام می کرد و کل توان حاکمیتی این دو قوه را با هم به دوش می کشید.

چرا؟ زیرا هیچ یک از این سخنان در حیطه مسئولیت شورای اسلامی شهر نیست و شورا نمی تواند کاری در مورد آن کند به جز آخری. آخری نیز با واقعیت های شهر سازگاری ندارد.

  در مورد حوزه دید نیز فردی را در نظر بگیرید که فقط برخی از محلات را در نظر می گیرد و یا تنها کار شورای اسلامی شهر را انتخاب شهردار می داند و بس. این فرد نیز به درد نمی خورد.

 

ب) نباید به اشخاصی رأی بدهیم که بر روی قومیت گرایی و طایفه گرایی و محله گرایی تاکید می کنند.

ببینید ما مسلمانیم. ترک و کرد و افغان و عرب، همگی در برابر حضرت حق یکسانیم. حسنلو و مددلو و نقی لو و ... نیز همچنین.

علاوه بر این، به تجربه ثابت شده است که به علت تغییر در ساختارهای اجتماعی ما، در وقت نیاز و بحران، طایفه و قبیله و قومیت نمی توانند تکیه گاه ما – به حق یا به باطل- شوند. اگر هم به فرض باز هم بتوانند در برخی از موارد تاثیرگذار باشند، با اصل دین سنخیت ندارد.

اصل دین بر تقوا و شایستگی در عرصه اجتماع تاکید دارد نه قومیت و طایفه. ما که نمی خواهیم آخرت مان را برای دنیامان بفروشیم.

 

ج) نباید به اشخاصی رأی بدهیم که کل گذشته را نفی می کنند.

بیایید انصاف به خرج بدهیم. واقعا در گذشته هیچ کاری انجام نشده است؟

 

د) نباید به اشخاصی رأی بدهیم که یک بار آزموده ایم شان.

ه) نباید به شخصی به خاطر برادرش و اطرافیانش و ... رأی بدهیم.

عضو شورای شهر خودش باید فردی توانمند و قوی باشد نه اینکه بله قربان گو باشد. خودش باید اهل فکر و اندیشه و نظر باشد نه اینکه فقط فکر و نظر را بپذیرد و تنها کارکردش در حد بالا بردن دست به وقت رأی دادن باشد.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۲ ، ۱۶:۰۱
رامین مددلو
شنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۵۷ ب.ظ

عوامل تهدید کننده داخلی انقلاب اسلامی

اشاره: مطلب ذیل دارای نواقصی هست که فعلا وقت اصلاح ندارم. از ما گفتن بود!!


پیش از پرداختن به بحث اصلی لازم است چهار موضوع به عنوان مقدمه ذکر می شود:

اول) منظور از انقلاب در این یادداشت، دگرگونی نظام اجتماعی در تمامی ابعاد آن است. یعنی دگرگونی در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... نظام اجتماعی. به همراه این ابعاد، هسته اصلی تفکر انسان یعنی نحوه شناخت دنیای پیرامون، ابعاد وجودی انسان و هدف از خلقت وی نیز دگرگون می شود.

دوم) زمانی که صفت اسلام را به انقلاب می افزاییم، می خواهیم بیان کنیم که این دگرگونی دارای ماهیتی کاملا اسلامی است و نظام اجتماعی در تمامی ابعاد و نیز در هسته خود بر پایه اسلام بازتعریف می شود.

سوم) انقلاب اسلامی دارای ویژگی ها و شاخصه هایی است که بر اساس آنها شناخته می شود. نبود هر یک از این شاخصه ها سبب تغییر ماهیت آن می شود. مثلا ما می گوییم احمد پسر حسین. حال اگر احمد، صفت پسر حسین بودن را به کلی نداشته باشد، دیگر آن احمد مدنظر ما نخواهد بود بلکه یک شخص دیگری خواهد بود. مثلا کاملا اسلامی بودن، عدالت طلبی، استکبار ستیزی، تشکیل جامعه نمونه در عصر غیبت.

چهارم) انقلاب اسلامی دارای سه ضلع است: مردم، رهبری، مکتب اسلام. بدون وجود هر یک از این سه ضلع موجب نقص انقلاب اسلامی خواهد شد (مانند یک مثلث دو ضلعی!)


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۲ ، ۱۴:۵۷
رامین مددلو