مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۳۸ ب.ظ

نوعثمانی گری: هویت شرقی _ ارزش‌های غربی

نکته:

متن ذیل، در خبرگزاری تسنیم منتشر شده است.



تهاجم ترکیه به بخش‌های کردنشین عراق و ورود آن به جنگ داخلی سوریه، موجب شد بسیاری از محققان، ترکیه را دچار تناقض در گفتار و رفتار ببینند. چراکه سیاست اعلامی تنش «صفر» با همسایگان را که از سوی حزب عدالت و توسعه بیان شده بود، یکی از اصول نوعثمانی‌گری می‌دانستند. اگر فرض را بر عدم تناقض بگیریم، باید برای حل تناقض رخ داده از واژه نوعثمانی‌گری شناخت حاصل کرده و سپس اصول سیاست خارجی مبتنی بر نوعثمانی‌گری را بیابیم.

پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در جمهوری لائیک ترکیه، سیاست خارجی این کشور بر اساس نظرات رهبران حزب دچار تغییر در اهداف و شیوه عمل شد. این تغییرات با استناد به گفتمانی جدید در نحوه اعمال حاکمیت انجام می‌گرفت. رویکردی که ریشه در تاریخ این کشور داشت و نوعی گذشته‌گرایی را در ذهن تداعی می‌کرد. حزب عدالت و توسعه با بازتعریف اصول و مبانی گفتمان عثمانی‌گری، با اثرپذیری از رویکرد کمالیسم، رویکردی را در پیش گرفت که در مجامع آکادمیک نوعثمانی‌گری نام گرفت. نوعثمانی‌گری در عرصه سیاست خارجی سبب شد جمهوری ترکیه خود را به عنوان یک الگو برای کشورهای مسلمان، با پس زمینه فکری اسلام معتدل، مطرح کند و این به معنای ورود به عرصه هدف سیاست خارجی کشورهای جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در زمینه الگوسازی برای کشورهای مسلمان بود.

پیشینه تاریخی نوعثمانی‌گری

کمالیسم پس از طرح عثمانی‌گری

یوسف آقچورا در سال 1904 در کتاب «سه طرز سیاست» گفتمان عثمانی‌گری را در کنار اسلام‌گرایی سلطان عبدالحمید و ناسیونالیسم اتحاد و ترقی مطرح کرد. در گفتمان عثمانی‌گری، تاریخ با محوریت عثمانی بیان می‌شد و هدف از بیان آن، بازسازی هویت عثمانی در همه حوزه‌های زیست انسانی به طور اعم و خلق ملت عثمانی با محوریت عضویت تاریخی افراد به طور اخص بود. خلق ملت عثمانی ریشه در احساس ناامنی ناشی از امکان تجزیه عثمانی داشت که در دوره‌های بعد نیز از پارامترهای تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی به شمار می‌رود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۳۸
رامین مددلو
سه شنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ۱۱:۴۴ ق.ظ

دفترچه های یادداشت

چند وقت پیش که کتاب و کاغذها را به هم ریخته بودم تا در خانه جدیدمان مرتبشان کنم، چندتا دفتر و دفترچه یادداشت پیدا کردم که نه می خواستم نگه شان دارم و نه می خواستم دورشان بیندازم. گفتم بنویسمشان اینجا:

اولی یک دفترچه یاداشت نارنجی رنگ که اگر اشتباه نکنم مال سال اول تحصیل در دانشگاه است. صفحه اولش بسم الله نوشتم و یک شعر از سهراب سپهری. پشت صفحه هم هزینه خرید جزوه عربی و دو کتاب از شهید مطهری را.

بعد لغات عربی شروع می شود و 24 برگ را پر می کند. بعضی کلمات برایم جالبند مثل ما بکَ: تو را چه شده؟- الباص:اتوبوس – کُلیّة: دانشکده – زَمیل: همکلاسی- مَقهَر: قهوه خانه – الضّجر:بی حوصلگی – زِر: کلید (مثل کلیدِ صفحه کلیدِ رایانه).

بعد یک صفحه راجع به یک بنده خدایی که داوطلب دانشگاه بود و من بخت برگشته محقق وی. 7 صفحه بعدی خالی است و بعد، چند صفحه تمرین خوشنویسی با خودکار. رفقا می دانند که خطم در دوم دبستان مانده. یادم است 1000 تومان دادم و در کلاس خوشنویسی دانشگاه ثبت نام کردم. یکی دو جلسه هم رفتم ولی حوصله ام نکشید.

دو صفحه بعد کد کتابخانه ای چند کتاب است و 4 سوال:

-          شخصیت حسین مکی

-          خلیل طهماسبی و لقب استاد؟

-          ناصرخان قشقایی؟

-          دکتر فاطمی که بود؟ ترور وی؟

صفحات بعدی خلاصه نویسی هایی است درباره غرب شناسی و انقلاب مشروطه+درباره انقلاب اسلامی.

می رسم به نوشته هایی که بر سر کلاس ها می نوشتم و یا کپی می کردم:
گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست/ صبح نزدیکست، در فکر شب تار خودست

انگار پای ثانیه ها لنگ می شود/ وقتی دلی برای دلی تنگ می شود

داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید/ خرقه رهن می و مطرب شد و زنّار بماند

عزیزیم! دا یاتمارام/ سویو اودا قاتمارام – سن گلیب چیخمایینجا/ یولا باخیب یاتمارام

عزیزیم! یولون اوزاق/ گل، گئتمه مندن ایراق – یوللاری قارا باسیب/ دایان، قول قوشا گداق

عزیزیم! داغلارا باخ/ تؤکولموش تاغلارا باخ – بیزیم ائو ائشیک تایی/ پوزولموش باغلارا باخ!

بعد هم نوشته ام: سکولاریسم، درد کم درمان رشته علوم سیاسی.

و

دئیردیم ایتن یاخشی/ گوز کیمی بیتن یاخشی- دونیانی دولانمیشام/ هر یئردن وطن یاخشی

این پایینی را خودم گفته ام:

قلمین سئندی دا بسدی/ سوزلرین اوریمی کسدی – ورقین طاقتی یؤخدی/ یازانا سلامی یؤخدی – یاشلاری قانا دؤنئبدی/ ناله سی نعره اؤلئبدی – اوزاقلئق نقطه لرنّن/...

چرا معلمی را دوست دارم؟ به قول شاعری عزیز: بو سؤزی اورک ده ساخلا/ سؤزلرین بیانه گلمز

این هم از خودم است: قرآن توتدین آی آنا/ بلکه دیلیم دایانا

وقتی چراغی به تاریکی ذهن سیالم می گیرم، مردی را می بینم بر چارپایه نشسته، یک لیوان چایی در کنار و کتابی در دست، با معلمی سر می کند و با کتابفروشی زندگی.

این هم از صائب است:

هر که پا کج می گذارد ما دل خود می خوریم/ شیشه ناموس عالم در بغل داریم ما

شاعری که در برابر نامش نوشته ام "لاادری" فرموده: شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد/ من مرثیه خوان دل دیوانه خویشم

م.امید هم در استقبال از این بیت گفته: ای قافله! بدرود، سفر خوش، بسلامت/ من همسفر مرکب پی کرده خویشم

بعد هم دو  سه صفحه بدبینی نویسی و در آخر، آدرس وبلاگ حسن آقای فامیلمان.

تمام.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۲ ، ۱۱:۴۴
رامین مددلو
چهارشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۸:۱۰ ق.ظ

خلاصه کتاب "نخبگان و توسعه ایران"

این کتاب یک کتاب خوب است. البته بنده همه مطالب کتاب را تایید نمی کنم ولی آن را یک کتاب خوب برای کسانی که به موضوع علاقمندند می دانم. خوانش این کتاب و خلاصه آن، توفیقی بود که از طریق دکتر سیدامامی، استاد شریف و عالم حوزه جامعه شناسی سیاسی دانشگاهمان برایم فراهم شد:

 

خلاصه کتاب "نخبگان و توسعه ایران"

نویسنده: حسین شیخ زاده

چاپ: 1385

ناشر: انتشارات باز {مرکز بازشناسی اسلام و ایران}

                                                            

مقدمه

 از حدود 200 سال پیش تاکنون، یکی از مهم ترین دغدغه های سرآمدان ایران، توسعه بوده است که به شکل دو سوال اساسی خود را می نمایاند:

1-       چرا ما پیشرفت نکردیم؟

2-       چگونه باید پیشرفت کنیم؟

در ریشه یابی عوامل توسعه نیافتگی، عواملی همچون: ساختار سیاسی استبدادی، فرهنگ توسعه نیافته، دخالت استعمارگران و... مطرح شده و در طراحی الگوهای توسعه نیز طیف وسیعی از پاسخ ها از غرب گرایی محض تا سنت گرایی صرف مطرح شده است.

نخبه

نخبه ترجمه واژه انگلیسی Elite است. نخبگان بر اساس تعریف گی روشه افرادی مافوق دیگران به واسطه تفاوت های ذاتی و اکتسابی هستند. در رابطه با مدیریت توسعه ما عمدتا با نخبگان سیاسی که به دو گروه نخبگان فکری و نخبگان ابزاری تقسیم می شوند سروکار داریم.

توسعه

توسعه به معنای  گسترش و تکامل است. توسعه از جنگ جهانی دوم به بعد وارد ادبیات سیاسی شد دارای ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و... است.

گاهی اوقات توسعه تک بعدی مدنظر است در حالی که توسعه همه جانبه هماهنگی و همزمانی ابعاد مختلف توسعه را دربر می گیرد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۱۰
رامین مددلو
شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۳۹ ب.ظ

استراتژی - جلسه دوم

یک ویژگی دیگر استراتژی ها:

گفتیم که استراتژی سطح تحلیل کلان دارد اما ناظر به موضوعات خرد است. مثلا اگر من می بینم که در دانشگاه چند نفر ربا می خورند اینجا استراتژی به نحوی نوشته می شود که آن مشکل به تبع آن استراتژی حل شود. در اینجا مثلا استراتژی برای افزایش دینداری است که به تبع دیگر ربا هم کاهش پیدا می کند. استراتژیک به صورت موردی به یک مشکل نمی پردازد. وقتی مباحث استراتژیک حل می شوند کلی مشکل دیگر نیز زیرمجموعه آنها حل می شود. سطح تحلیل ها در هر مقیاسی که گرفته شوند استراتژی میل به بالا دارد.

نکته بعدی حساسیت و اهمیت است. این ویژگی باعث شده که وقتی یک چیزی را می خواهند بگویند بسیار اهمیت دارد به آن می گویند: استراتژیک است. برخی مسائل هم می توانند استراتژیک شوند مثلا بی حجابی. تا زمانی که فرد با خجالت این کار را می کرد، حساسیت آن خیلی زیاد نبود اما امروزه که بسیار اهمیت پیدا کرده دیگر دارد به یک مسئله استراتژیک مطرح می شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۳۹
رامین مددلو