مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

کانال تلگرام:
https://t.me/istkhaterat

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

جمعه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۵۸ ب.ظ

درباره آزمون دکتری دانشگاه آزاد

پنج شنبه صبح بود که به لطف سید مهدی و محمد لاری، خودم را رساندم به واحد علوم و تحقیقات تهران و شرکت در آزمون دکتری مسائل ایران.
اولین نکته ای که نظرم به آن جلب شد سن بالای شرکت کنندگان بود. اکثریت شرکت کنندگان یا در دوران بازنشتگی بودند و یا در حال آماده شدن برای دوران بازنشستگی!
از دانشکده و دوره مان تنها من برای آزمون آزاد نام نویسی کرده بودم ولی انگار حال و روز دیگر دانشکده های سیاسی و بچه هایشان هم مثل خودمان بود.
دومین نکته، تعداد بالای شرکت کنندگان در گرایش مسائل ایران بود. بیشتر افراد تصور می کنند گرایش مسائل ایران نسبت به اندیشه های سیاسی و جامعه شناسی سیاسی آسان تر است. البته که اینگونه است ولی تعدد رقبا شهد آسانی را به کامتان تلخ می کند به خصوص رقبایی در رده پدر و پدربزرگتان! اگر دیدید سال بعد مثل بچه آدم رفتم جامعه شناسی سیاسی شرکت کردم بدانید که یعنی دلم از این زمانه گرفته است!
سومین نکته، سوالات آزمون بود. با سوالات آشنا بودم. یعنی می فهمیدم این سوال چه می خواهد و منبعش کجاست. اما از آنجایی که روی آزاد حساب باز نکرده بودم، کتابهایی را که خوانده بودم مرور نکردم و این یک ضربه بزرگ برایم بود. (معنی این سخن بالا بودن آمار منفی ها است متاسفانه).
چند اشکال در سوالات مانند رعایت نکردن سطح بندی سوالات و تکرار سوال هم وجود داشت که نباید باشد و بد است برای دانشگاه، چه از نوع آزاد و چه از نوع دولتی.
در کل، آزمون ساده ای بود. اگر این دو هفته آخر را به مرور کتاب ها می گذراندم می توانستم همین امسال با رتبه خوب قبول شوم و یک سال عمرم را پشت کنکور تلف نکنم. آزمون دانشگاه دولتی سطح سوالاتش هم بالاتر است (خیلی بالاتر) و هم وزین تر.
اما این روش درستی برای سنجش افراد به خصوص برای دکتری نیست. نتیجه اش حفظی شدن بچه ها به جای فهمی شدنشان می شود. (به عزیزی گفتم شما که گفتمان خوانده اید نظر میشل فوکو را در این زمینه می دانید دیگر. گفت من فقط می خوانم، درباره خوانده ها فکر نمی کنم). از ما گفتن بود.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۵۸
رامین مددلو
دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ۰۱:۴۳ ب.ظ

درباره سبد کالا

سبد کالا تلاش برای ایجاد امنیت غذایی قشری از مردم را هدف قرار داده است. این امر پاسخ این پرسش است که چرا دولت 80 هزار تومان را به یارانه قشر مستضعف نیافزود. این طیف از عزیزان، پول نقدی را هزینه اقساط و قرض های خود خواهند کرد و امنیت غذایی در رده های بعدی اولویت هایشان قرار دارد.

این کار دولت باید حمایت شود. دعواهای سیاسی را با سفره های مردم قاتی نکنیم بهتر است

اما باید دولت توجه کند که دهه 60 سی سال است که پایان یافته و روش های بهتری نیز برای دادن سبد کالایی هست. مثلا دولت می تواند کارت های بانکی ای صادر کند که مخصوص خرید برخی اقلام غذایی از فروشگاه های خاص باشد. همچنین حداقل از دولت انتظار می رود به تولید داخل توجه کند. دولت می توانست از برنج ایرانی ارزان قیمت به جای برنج هندی استفاده کند.

نکته بعدی در مورد جامعه هدف است. به شخصه معتقدم که سبد کالایی و یارانه و امثالهم حق مردم نیست. پس نیازی نیست به همه اختصاص یابد. به راحتی می توان نظامیان و کارمندان دولت و چنین گروه هایی را از سبد کالایی حذف کرد چرا که نیازی به این سبد ندارند. در عوض می توان سهم سبد کارگران، گروه های تحت حمایت بهزیستی و کمیته امداد و امثالهم را افزایش داد.

 

پ.ن:

امیدوارم دولت این درس را گرفته باشد که تنها با تجربه 20 سال قبل نمی توان کار کرد. در این 20 سال اخیر تجارب ارزنده ای به مجموعه اداری کشور افزوده شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۴۳
رامین مددلو
پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۵:۳۳ ب.ظ

من مخالفم

پیش از نوشت:

کار سختی است. اینکه بیایی با خواسته مردم یک شهر مخالفت کنی. اما انگار این مطلب چسبیده است به گلویم. حرف حق را نمی شود نگویی. به خصوص اگر کسی آن را نگوید.


از دوران کودکی خود به یاد دارم و شنیده ام این سخن معروف همشهریانم را که می گفتند باید شهرمان استان شود. این شعار برخاسته از این باور بود که مرکز استان آذربایجان غربی اجازه پیشرفت را به سایر شهرهای استان نمی دهد، اعتبار آنها را نمی پردازد و... .

باور، باور صحیحی بود و هست. اما آنچه از آن منتج شد در عالم واقع عملی نیست و در صورت عملی شدن آسیب های جدی ای وارد خواهد آورد.

فرض کنیم مسئولین همشهری همت نمودند و زیرساخت های لازم برای استان شدن خوی را آماده کردند، فرض کنیم دولتی پیدا شد و استان شدن خوی را مصوب کرد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟

از یک سوی مردم خوشحال خواهند شد زیرا تصور خواهند کرد یکی از مهم ترین موانع رفع محرومیت شهر از مسیر پیشرفت آن برداشته شده است ولی از سویی دیگر... .

از سویی دیگر ما شاهد استانی خواهیم بود با نام آذربایجان غربی، با قومیت های ترک و کُرد و با اقلیت 60 درصدی کُرد!!

دوستانی که از نزدیک می شناسندم می دانند به هیچ وجه در بند قومیت گرایی و یافتن هویت از میان استخوانهای پوسیده برآمده از خاک در قبرستان های متروکه نیستم و نخواهم بود.

سخن بر سر این تن است که در شرایط کنونی قومیت گرایی در بین هموطنان کرد بیداد می کند (به خصوص پس از شکل گیری اقلیم کردستان عراق و منطقه خودمختار کردنشین سوریه). این واقعه، یعنی جدایی شهرهایی با اکثریت ترک نشین از آذربایجان غربی و باقی گذاشتن آن به وضعی که وصف آن در بالا به اشارت گذشت به معنای خطری جدی از منظر امنیتی برای منطقه است.

بیایید دید خود را وسعت بخشیم. قرار نیست که دنیا به کام ما شدن موجب برافروخته شدن آتش یک تهدید امنیتی بسیار خطرناک که سالهاست از آن ضربه خورده ایم و می خوریم و با وضع کنونی خواهیم خورد شود.


چه باید کرد؟

مراغه از تبریز می نالد، کاشان از اصفهان، خوی از اورمیه و... . چرا چنین می شود؟

مشکلی که اینجا رخ می نماید یک بی عدالتی ساختارمند است. توضیح آنکه عدالت تنها صفت فرد نیست، بلکه متعلق به نهادهای اجتماعی نیز است (همشهریان خوی نیوزی که جدیدا عشق جان رالز شده اند اینها را بلدند که!!). یعنی در نگاه به زیرمجموعه نظام اجتماعی، باید نظام سیاسی ای ایجاد کرد که عدالت شاخصه نهادهای آن باشند.
یعنی سیستمی باید طراحی کرد که امکان بی عدالتی در آن نباشد. مسیر انجام عمل در آن سیستم عدالت مند باشد.

اگر می خواهیم چنین بی عدالتی هایی در کشورمان رخ ندهد باید به فکر ایجاد سیستم سیاسی ای که عدالت صفت آن باشد بیفتیم. 


یک نکته:

یادم است در دوران انتخابات یک شهر که می خواست استان شود، فردی که سابقه نظامی گری در سطح فرماندهی داشت نیز به عنوان کاندیدا شرکت کرد و در تبلیغاتش گفت تلاش می کنم شهرمان را استان کنم.

از دستش ناراحت شدم که این فرد خودش می داند داستان چیست ولی برای جلب آرای مردم چه چیزها که نمی گوید... .

نقل داستان شهر ما، نقل همان شهر است با این تفاوت که بسیاری از مسئولین می دانند و باید بدانند داستان چیست ولی باز هم برای جلب نظر مردم خلاف واقع سخن می گویند.

این افراد با باد جهتشان عوض می شود. یادمان باشد. اجازه ندهیم این نَقل، نُقل به منصب رسیدن برخی حضرات شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۳۳
رامین مددلو