مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

نوشته های رامین مددلو در فضای مجازی

مردی شبیه عکسهایش

بسم الله
نوشته های رامین مددلو. اهل شهر خوی
فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام/ دانشجوی دکتری دانشگاه مفید قم رشته علوم سیاسی/ پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

پیام های کوتاه
بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۱ ثبت شده است

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۲۳ ق.ظ

درباره سبک زندگی دینی

اشاره:

این متن را کمتر از یک سال قبل نوشتم، در شماره سوم ماهنامه حیات صالحین منتشرش کردم و اکنون با استفاده از اختیار سردبیری! بازنشرش می دهم.



سبک زندگی، یعنی چگونه زندگی کردن و این چگونه زندگی کردن همه زوایای حیات یک انسان و یک جامعه را دربرمی گیرد.

بر این اساس سبک زندگی دینی یعنی نحوه و چگونگی حیات بر اساس دین و ما باید بفهمیم دین در عرصه های مختلف زندگی چه سخن هایی گفته است.

معمولا گزاره های سلبی دین زیاد بحث می شود ولی آنچه که در این باب بیشتر مهم است گزاره های ایجابی دین است که به واسطه آنها می توان به سمت "ساخت" حرکت کرد. باید معیارهای "چه بودن" را علاوه بر معیارهای "چه نبودن" از دین استخراج کنیم.   

این، کافی نیست.

مرحله ماقبل از بحث درباره گزاره های سلبی یا ایجابی، طبقه بندی گزاره ها بر اساس میزان اهمیت و نیز بر اساس کاربردی بودن آنها در شرایط گوناگون زمانی و مکانی می باشد و تغییر شرایط زمانی و مکانی، منوطِ بکار بردن گزاره ها در جای خود و شکل صحیح است نه بکار بردن یکباره و بدون طرح قبلی.

البته نسبت به اهمیت گزاره ها این سخن متغیر است. مثلا گزاره های وجودی و حیاتی نیازمند اجرای فوری و بی قید و شرط به منظور حفظ اصل هدف هستند.

***

لزوما همه امور در دین به صورت جزئی نیامده است. قرآن کریم، قانون اساسی و احادیث، شرح این قانون اساسی است. تطبیق این قانون اساسی و شرح آن بر جزئیات زندگی، وظیفه فکر دینی و فرهنگ دینی است که این دو شکل دهنده رفتار یک مسلمان در نهایت خواهد بود.

 ما برای زندگی کردن به نحو دینی باید بین همه قسمت های حیاتمان بهم پیوستگی را حاکم کنیم. ستون این بهم پیوستگی، فکر دینی و چادرِ خیمه حیات دینی، فرهنگ دینی است.

همه انسان ها نمی توانند در مورد همه چیز فکر کرده و به اعتقاد صائب دست یابند. ما در بسیاری از مواقع مقلد افکار هستیم نه مولد آنها. فرهنگ دینی، سرچشمه این تقلید با ساختِ هنجارها است و باعث می شود انسان ها در بسیاری مواقع نیازی نبینند که فکر کنند چگونه و یا چرا اینگونه عمل کنند؟

به دیگر سخن، فکر دینی کلیات اعتقادی را که این کلیات در محوریت هستند در بر می گیرد و فرهنگ دینی حالت عملی و کاربردی این اعتقادات.

بحث دیگر در مورد اهمیت بهم پیوستگی در نظر و عمل و نیز در خود نظر و در خود عمل از لحاظ سرچشمه آنها است.

این عدم بهم پیوستگی به دلیل عدم ایمان به نتیجه دهی نظر (به علت عدم ایمان به حق بودن نظر) و نیز به دلیل نبود الگوی یکپارچه و همچنین عدم اعتقاد به لزوم یکپارچگی جهت نتیجه دهی است. (گاهی اوقات باطل را حق می پنداریم و گاهی اوقات نتیجه اختلاط حق و باطل را حق می پنداریم).

در شرایطی که نظر رقیب به مرحله نتیجه دهی (درست یا غلط) رسیده باشد و نظر دینی به این مرحله دست نیازیده باشد، این عدم بهم پیوستگی شدیدتر بروز خواهد کرد.

***

اگر بخواهیم در باب سبک زندگی به تأمل بپردازیم، در چه حوزه ای باید به طلبگی بپردازیم؟

در ذیل، فهرست وار، شماری از شاخصه های قابل طرح در موضوع سبک زندگی را نام می بریم:

* معنا و جایگاه سبک زندگی دینی

- جایگاه فکر دینی - جایگاه فرهنگ دینی

* در اهمیت یکپارچگی

- عامل یکپارچه بخشی - طرق یکپارچه بخشی

* وجوه مختلف زندگی و بیان شاخص های سلبی و ایجابی در آنها در حوزه فرد:

- ارتباط با خدا

- ارتباط با خود: محل سکونت، پوشش، استراحت، تفریح، تحصیل، مطالعات عمومی، ورزش، غذا خوردن، نظافت شخصی، معیشت

- ارتباط با دیگر افراد شامل: خانواده (همسر، فرزندان، والدین، برادر و خواهر)، دوستان (دوستان صمیمی، دوستان عادی)، فامیل (مبحث صله رحم)، مردم عادی، دشمن

- ارتباطات مالی شامل: خریدن، قرض، صدقه دادن، خمس و...

- ارتباط با محیط اطراف: محل زندگی، مکان های هدف: مسجد، حسینیه و...، محیط زیست، حیوانات

- ارتباط با نظام سیاسی حاکم: نظام سیاسی مشروع، نظام سیاسی نامشروع (طاغوت)

* وجوه مختلف زندگی و بیان شاخص های سلبی و ایجابی در آنها در حوزه جامعه:

- وجوه مختلف هنر: معماری، سبک شهرسازی، سبک خانه سازی، نقاشی، فیلم سازی، رمان ...

- نحوه ارزش گذاری افراد، شأن ها و قشرها در جامعه و جایگاه هر یک

- مراکز اجتماع و هدف

- نحوه شادی ها و عزاداری ها

- افراد هدف و الگو: خاص هر حوزه و هر قشر، برای عموم جامعه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۱ ، ۰۹:۲۳
رامین مددلو
شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، ۱۲:۱۶ ب.ظ

کتب ایران بین دو انقلاب و تاریخ ایران مدرن

اجبار آزمون دکتری علوم سیاسی، مجبورم کرد به مطالعه برخی از کتابهای منبع گرایش مسائل ایران بپردازم که مسائل ایران اسلامی را از دریچه غیر بومی نگریسته اند و گاهی اوقات چنان به بیراهه رفته اند که...

دو کتاب ایران بین دو انقلاب و تاریخ ایران مدرن، هر دو از نوشته های آقای یرواند آبراهامیان از جمله این کتب هستند.


کمتر از یک سال پیش، کتاب ایران بین دو انقلاب را مطالعه کردم. چندی قبل نیز کتاب تاریخ ایران مدرن را. هر دو را نشر نی به چاپ رسانده. کتاب تاریخ ایران مدرن را به نوعی می شود خلاصه شده کتاب ایران بین دو انقلاب دانست. با ذکر این نکته که تاریخ ایران مدرن برای خوانندگان عمومی نوشته شده و نیز بخش انتهایی آن که مربوط به دوره جمهوری اسلامی است در ایران بین دو انقلاب نگاشته نشده است.

اساس نظریه آقای آبراهامیان در باب تاریخ معاصر یکصد سال اخیر ایران، دارای چند واژه کلیدی است: گروههای قومی، طبقات اجتماعی، توسعه ناهمگون.

فرض اصلی ایشان نیز، دیدگاه نئومارکسیستی یی.پی.تامپسون است که طبقه را در بستر تاریخی و در تعارض اجتماعی آن با دیگر طبقات معنا می دهد.

بر این اساس می توان فهمید که آقای آبراهامیان ایران یکصد سال اخیر را از دوربین نئومارکسیستی نگریسته. در نتیجه به احزاب چپ بسیار بها داده، دکتر شریعتی را به عنوان یک متفکر سوسیال مسلمان ایدئولوگ حقیقی انقلاب دانسته، در وقایع و رویدادها طبقه کارگر شهری و قشر روشنفکر را محور اصلی قرار داده و روحانیت را جزء طبقه متوسط سنتی قرار داده که در پیوند با بازار و زمینداران بوده است و در نتیجه به هنگام به خطرافتادن منافع این دو قشر، وارد صحنه اعتراض شده است.

از دید ایشان، علت به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی سیاست توسعه ناهمگون شاه بوده و جرقه شروع رویدادهایی که منجر به سقوط رژیم شاه شدند را برگزاری ده شب شعر توسط کانون روشنفکری نویسندگان ایران و انستیتو گوته می داند.

ماده خام چنین تحلیل هایی، داده های ناقص و آمیخته به درست و نادرست تاریخی است.

به طور مثال، قیام مسجد گوهرشاد در دوره پهلوی اول با اعتراض یک واعظ محلی به نوآوری های کفرآمیز، فساد گسترده دولتی و مالیات های سنگین بر کالاهای مصرفی و همراهی بازاریان و روستائیان عنوان نمود و مخالفت مومنین با کلاه پهلوی را چنین عنوان کرده که این کلاه مانع از سجده مومنین به هنگام عبادت می شد!!

و یا عنوان داشته که حزب توده برای نخستین بار خواسته ملی شدن نفت را مطرح کرده است. همچنین در باب فدائیان اسلام –از آن به عنوان گروهی بنیادگرا {همچون طالبان} نام برده- و آیت الله کاشانی عنوان کرده که طی سالهای آخر پیوندهای مخفیانه ای با قدرت های خارجی داشته اند.

چنین داده های غلطی را می توان در جای جای هر دو کتاب یافت. تعداد بسیاری نیز داده های صحیح و قابل طرح وجود داشته اند که آقای آبراهامیان آنها را اصلا ندیده اند و این تعجبی ندارد، زیرا قسمت اعظم منابع ایشان کتب انگلیسی زبان و اسناد وزارت امورخارجه انگلیس و حکومت هند انگلیس بوده است.


پ.ن:

1- می توان توسعه ناهمگون را یکی از کاتالیزورها و یا حتی دلایل انقلاب اسلامی دانست. مشکل اینجاست که آقای ابراهامیان توسعه ناهمگون را تنها علت انقلاب اسلامی دانسته اند. همچنین این تضاد را حل ننموده اند که اگر احزاب چپ و روشنفکران و کارگران شهری انقلابیون پیشرو بوده اند و بسیاری از امور را آنها انجام داده اند، مذهب و نهاد روحانیت از کجا توانستند عنان انقلاب را از کف اینان بربایند و کشور را سی سال اداره کنند؟ این در حالی است که اصل توسعه ناهمگون در مقاطعی از تاریخ جمهوری اسلامی نوپایمان نیز خود را نمایانده است.

2- هدف از نگاشتن این نوشته، نقد دو کتاب آقای آبراهامیان نبود، بلکه این نوشته حاصل ناراحتی به وجود آمده از مرجع شدن چنین کتاب هایی در موضوع تاریخ معاصر ایران اسلامی مان است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۱ ، ۱۲:۱۶
رامین مددلو
جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۱، ۰۳:۱۱ ب.ظ

ب مثل بسم رب الشهدا

دوری از شهر  مرا مجبور کرده است که در روند حرکت تعالی یاب شهرمان نظاره گری خاموش باشم. آخرین شان دفن شهیدان شهر بودند.

چند بار هنگام اقامت در شهر خواستم بروم، نشد. تا آنکه جمعه روزی، برادرم مرا با خود برد. دو شهید را در جایی دفن کردند که نظاره گر شهر و آدمهایش هستند...

گناه، در شهر، سخت تر شده است. 


پ.ن:

 راحت می توانستم بگویم شهیدان گمنام و از کنار این عبارت با ساده ترین ساده دلی عبور کنم، اما چه کنم که این عبارت مرا به یاد آن پدر و مادر پیری می اندازد که به دنبال جوان رعنایشان همه مزارهای بی نشان را خانه تکانی می کنند و پاک تر و طاهرترشان می کنند. پدر و مادر پیری که هر وقت جلوی چشمانم ظاهر می شوند خون به جگرم می کنند و من، این تجسد خالی از خودفراموشی، این خون به جگری را تاب تحمل ندارم.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۱ ، ۱۵:۱۱
رامین مددلو